خدایا توآنی که من دوست دارم پس آنم بدار که تو دوست داری.
تاریخ : شنبه دهم اسفند 1387
نویسنده : ملک زاده
تست هاي عصر ايراني - 4
الف.راستگو


 
alef_rastgoo@yahoo.com

1- ..... تاييد شد.
الف. آموزش طرز پخت ميرزاقاسمي توسط معصومه ابتكار به ولیعهد رومانی
ب. حضور کردان در دفتر مجتبی ثمره هاشمی در سمت مشاور ارشد محمود احمدی نژاد
ج.جعلي بودن مدرك رحيمي
د. تباني در دربي 66 ام

2- كفاشيان: پول كم بياوريم، … .
الف. از برنامه هاي بانوان مي زنيم.
ب. از كمك هاي مالي به تيم هاي پرسپوليس و استقلال مي زنيم.
ج. از حساب ذخيره ي ارزي برداشت مي كنيم.
د. خدا برکت بده به بيت المال مسلمین.

3- یک مقام وزارت علوم: از ..... مطمئنيم.
الف. پيروزي احمدي نژاد
ب. سطح بالاي علمي دانشگاه ها
ج. صحت مدارك دكتراي همه مسوولان
د. بيكار بودن فارغ التحصيلان دانشگاه ها

4- معصومه ابتكار ..... را به وليعهد روماني ياد داد.
الف. پخت "ميرزاقاسمي"
ب. چگونه فراجناحي بودن
ج. طريقه ي اس ام اس زدن به برنامه ي 90
د. طريقه ي سهميه بندي كردن بنزين بدون درد و خونريزي!

5- خاتمي: هركس بيايد ...
الف. فداكاري كرده
ب. بايد ميرزاقاسمي بخورد.
ج. جاي من را تنگ مي كند.
د. من جاي او را تنگ مي كنم!

6- ....... رئیس جمهور ایران را قهرمان آزادی بیان و دموکراسی دانست.
الف. مهناز افشار
ب. «لیدی رنوف» (Lady Renouf)، ملکه زیبایی سابق انگلیسی،
ج. فاطمه رجبي
د. شريعتمداري

7- سلیمانی: افزایش 9 برابری ..... در دولت نهم.
الف. تورم
ب. سرعت اینترنت
ج. شكاف طبقاتي
د. جعل مدرك دكترا

8- بانک مرکزی:كاهش .... در دولت نهم.
الف. آمار ازدواج
ب. شكاف طبقاتي
ج. قدرت خريد مردم
د. شكاف لايه اوزون

9- لاریجانی: .... به ما مربوط نيست.
الف. آتش گرفتن آدم ها در مقابل مجلس
ب. هولوكاست
ج. مشكلات مردم و جوانان
د. خوشمزه بودن و يا خوشمزه نبودن ميرزاقاسمي

10- وزير ارتباطات: ........ را نمي دانم!
الف. تفاوت اينترنت آنالوگ و اي دي اس ال
ب. نام برنده اپراتورسوم
ج. نام اين غذايي كه توش بادنجون هست و خانوم معصومه ابتكار طرز تهيه آن را بلد هستند
د. معناي آنتن دهي

11- خاتمي: مدعيان .......... .
الف. آزادي بيان در دانشگاه به دانشجويان مي گويند آدم باشيد!
ب. ساده زيستي صبح تا شب ميرزاقاسمي مي خورند!
ج. اصلاحات رنگ آرايشگاه را نديده اند.
د. اسلام، رنگ جبهه را نديده اند.

12- روزنامه اماراتی: ایرانی ها جزایر را به ما بدهند ، ....
الف. ما به آْنها بادنجان مي دهيم تا ميرزاقاسمي بپزند!
ب. ما هم اجازه مي دهيم همه با هم برن دبي! برن دبي!
ج. اگر نوشابه هم همراهش بخوريم ترش نمي كنيم!
د. با آنها دوست شویم!

13- نریمان پناهی: به ... چه ربطی دارد درباره مسائل ..... حرف بزند؟
الف. عادل فردوسي پور- داوري
ب. سياستمدار – ورزشي
ج. طنزنويس – سياسي
د. مداح - سياسي

14- احمد ناطق نوري: بعيد مي دانم اصلاح طلبان ......
الف. طرز پخت ميرزاقاسمي را بلد باشند.
ب. به اندازه ي دانه هاي يك تسبيح نامزد داشته باشند.
ج. بلد باشند با ماشين حساب جمع و تفريق كنند!
د. به جمع بندي برسند.

15- كداميك از شعارهاي زير نمونه اي از شعارهايي است كه در سايت موج سوم (كمپين حمايت از خاتمي) وجود داشته است؟
الف. اوباماي ايراني، اصلاحات خاتمي
بیا شمع ها رو فوت کن... تا صد سال زنده باشی
ب. ممد خاتمی، تو پینه‌دوزی.......مملکت پاره‌ شد، باید بدوزی ......
ج. سید خوب خندان؛ این‌دفعه محکم بمان
د. تمام موارد

سه توضيح ضروري:
پاسخ صحيح پنج سئوال اول گزينه "الف" است.
پاسخ صحيح پنج سئوال دوم گزينه "ب" است.
پاسخ صحيح پنج سئوال سوم گزينه "د" است.
 

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
نویسنده : ملک زاده
خاتمی! شب تا صبح پلی استیشن بازی می کردی
الف.راستگو

alef_rastgoo@yahoo.com

كم كم به انتخابات رياست جمهوري نزديك مي شويم، و علاوه بر اتفاقاتي همچون پرداخت سودهاي سهام عدالت و فيلتر شدن برخی سايت هاي معلوم الحال بايستي هر از چند گاهي آمادگي شنيدن نطقهايي آتشين را هم داشته باشيم و در همین ارتباط يكي از آگاهان از تمام منتقدان و سخنوران به شدت درخواست كرد اين روزها از خوردن فلفل جدا خودداري كنند و پيتزا و ساندويچ هايشان را با سس سفيد بخورند!

البته يكي از نمايندگان محترم مجلس چند روز پيش اين توصيه هاي آگاهان را جدي نگرفت؛حميد رسايي كه خود را نماينده حامي دولت نهم مي داند ( و البته برخي از آگاهان معتقدند ايشان تا اعلام برائت دولت نهم از ايشان، دو سه نطق آتشين ديگر فاصله اي ندارد!) در مجلسي نطقي آتشين انجام داد.

ما نيز براي آنكه همگان بفهمند چقدر حامي دولت هستيم در همين جا نطقي آتشين و منهدم كننده انجام مي دهيم.

از تمام خوانندگاني كه بيماري قلبي و همچنين بيماري قبلي دارند نيز مي خواهيم اين متن را نخوانند! ... فقط اگر اجازه بدهيد قبلش برويم و يكم سس تند ميل كنيم!

اهم ... اهم ... وايستيد يكم آب معدني بخورم، اين سس يكم زياد تند بود ... خب حالا خوب شد ... من قصد ندارم در اين نطقم از این دولت ماه، پركار، ناز، عزيز، هلو، باقلوا و شفتالو دفاع كنم بلكه مي خواهم اين اصلاح طلبان به اصطلاح اصلاح طلب را كه بيش از هر چيز خود اصلاحتشان به اصلاحات نياز دارد را نقد كنم.

ياد آن روزها به خير كه پاي دختران پاچه كوتاه و بدون جوراب را در گوني سوسك مي كرديم و دست پسراني كه آستين كوتاه مي پوشيدند را رنگ مي كرديم!

آقای خاتمی ! اين اصلاحات مزخرف شما بود كه اين روزها شاهد آن هستيم كه جوانان با گستاخي هر چه تمام تر شلوارهاي لي می پوشند و آزادانه در خيابان ها مي گردند و دخترها اقدام به زدن تيپ قبل از به خيابان آمدن مي كنند، شما با آن عباي شكلاتي رنگت حتي باعث خوشحالي و شادي خوانندگان منحط آن ور آبي هم شدي، و مبتذل خوانها نيز برايت سوت و كف زدند و حتي يكي از آنها برايت ترانه ي «تو خودت قند و نباتي، شكلاتي شكلاتي» را خواند!!

تو هر روز صبح با چشماني قرمز و خسته به سر كارت مي آمدي، هر چند آقاي حميد رسايي به نقل از رئيس دفترتان گفته است كه شما تا نيمه شب بيدار مي مانديد و مسابقات فوتبال را نگاه مي كرديد اما من كه خوب مي دانم شما در آن نيمه شب ها چكار مي كرديد و علت اصلي سرخي چشمانتان چه بوده است!

 من با آن ويديو كلوپ سر كوچه ي شما آشنا هستم و او برايم نقل كرد كه در آن هشت سال با استفاده از پول بيت مال، شش روز هفته هر شب اقدام به كرايه پلي استيشن مي كرديد و شب تا صبح مي نشستيد و فيفا 2008 بازي مي كرديد! (البته من به ويدوكلوپي گفتم كه آن زمان هنوز بازي فيفا 2008 به بازار نيامده بود كه او گفت گير بيخود ندهم!) ، اما آقاي احمدي نژاد در اين سه چهار سال حتي يك شب هم ميكرو و حتي آتاري هم بازي نكردند! آن روز آخر هفته را هم از ويديو كلوپي پنج شش تا فيلم هندي مي گرفتي و تا صبح نگاه مي كردي!!

هنوز هم نمي دانم تو چطور بيست و خورده اي ميليون راي ، آن هم در دور اول آوردي! يكي از دوستانمان مي گفت هواداران تو حشره هستند، اما هر چه فكر مي كنم حشره ها حق راي ندارند، پس چطور آن همه راي آوردي! يادمان باشد اين روزها و تا زمان اجراي انتخابات تا مي توانيم حشره كش به كشور وارد كنيم!

كنفرانس برلين، ريگي و تمام اين گراني هاي و بيكاري ها و بالا رفتن سن ازدواج همه اش محصول آن هشت سال فرصت سوزي و پلي استيشن بازي كردنت است، تو حتي باعث شدي دماي زمين گرم شود و نسل دايناسورها رو به انقراض برود ... دايناسورهاي عزيزي كه هر چند نطق هاي آتشين نمي كردند، اما با آن نفس هاي گرمشان كلا چيزهاي زائد و بيخود را آتش مي زدند!!

 در عالم هنر هم كارنامه ات بسيار سياه است، فيلم هايي كه در آن هشت سال مجوز گرفتند و بر روي پرده ي سينماها رفتند را به ياد داري؟! همه آنها موضوعاتي نقدگونه و انتقادي داشتند، اما امروز تمام فيلم عشقولانه و داراي مضامين عميق مهرورزانه شده اند ...

خب ديگه به نظرم به اندازه ي كافي نطق كردم، اگر فرصتي بود باز هم برايتان نطق آتشين مي كنم.

اِ ... چرا گوشاتون قرمز شده؟! يعني اينقدر نطقم تند و آتشين بود؟!
 

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
نویسنده : ملک زاده
صندلی رزرو شده عادل فردوسی پور
فتوکاتور
الف.راستگو
alef_rastgoo@yahoo.com
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
نویسنده : ملک زاده
این "معین" اون "معین" نیست که چشماش ضعیفه!
و يا: «خبرهاي كذب از انتخابات»

الف. راستگو
alef_rastgoo@yahoo.com

كناره گيري خاتمي از عرصه انتخابات

خاتمي ضمن اشاره به جمله عارف كه گفته بود:« كناره گيري خاتمي در حد طنز است.»؛ گفت:«براي بالا بردن سطح نشاط در جامعه اقدام به كناره گيري كردم»؛ ايشان ادامه داد:«انصرافم از انتخابات از روي تدبير نيست بلكه همين جوري محض خنده است!»، خاتمي ابراز اميدواري كرد براي بالا رفتن سطح نشاط در جامعه كروبي و احمدي نژاد انصراف نداده و هر دو راهي دور دوم انتخابات نيز بشوند!

چقدر اينجا تنگه!

«اي بابا، چقدر اينجا تنگه؟!، هي بعضي ها ميگن جاي كسي رو تنگ نمي كنيم، اِ يكم برو اونورتر!»

گفته مي شود جملات فوق را كروبي زماني كه در يك اتوبوس شركت واحد بود بر زبان آورد، گفتني است با توجه به آنكه ايشان بعد از يك حادثه نتوانسته است سه چهارسالي را بخوابد پزشك ايشان اجازه رانندگي را به او نداده و وي مجبور است براي مسافرت هاي درون شهري از اتوبوس استفاده كند.

پويش دعوت از احمدي نژاد

پس از بوجود آمدن شايعاتي مبني بر احتمال عدم كانديداتوري احمدي نژاد، پويش دعوت از احمدي نژاد شروع به فعاليت كرد، اين پويش با شعار: «حالا شايد تو اين 4 سال دوم تونستيم!» اعلام موجوديت كرد، "ف. ر" دبير اين پويش ضمن مخاطب قرار دادن احمدي نژاد گفت: «شما در چهار سال اول به اصلاح و حل معضلات جهان پرداختيد و وظيفه خود را نسبت به بشريت انجام داديد، اما از ياد نبريد كه شما معجزه هزاره سوم هستيد و در قبال باقي كرات و كهكشانها نيز مسووليت داريد، شما در اين 4 سال دوم بايستي سعي بر اصلاح كل هستي بكنيد، و اگر فرصتي شد در دور سومي كه رئيس جمهور شديد به حل مشكلات داخلي بپردازيد!»

 

انصراف هرگز!

محسن رضايي در پاسخ به اين سئوال كه آيا باز هم احتمال دارد از صحنه رقابت انتخابات كنار بكشيد گفت: «اين بار حتي اگر سايت هايم را هم فيلتر كنند عمرا كه كنار بكشم!»،
 
محسن رضايي در پاسخ به خبرنگاري كه از ايشان پرسيد چرا هي مي گوييد جنگ ناگفته هاي بسياري دارد و هيچ وقت نمي گوييد اين ناگفته ها چه چيزي است؟!، پاسخ داد:«خب اگه ناگفته هاي جنگ رو بگم جنگ ديگه هيچ ناگفته اي نخواهد داشت!»
 


اون ديگه مشكل من نيست!

جاسبي گفت: برنامه هاي جديدي براي كاهش نرخ بيكاري دارم. ايشان در تشريح اين برنامه خود گفتند:«در حال حاضر اين امكان بوجود آمده است تا هر كسي كه پول و ايضا حوصله دارد ليسانس بگيرد، اما ما اگر ظرفيت پذيرش دانشجو در مقاطع كارشناسي ارشد و دكترا را هم به صورت فله اي در بياوريم آن وقت اين جوانان تا دكترا تحصيل مي كنند و در نتيجه 4 سال ديرتر به دنبال شغل مي گردند و چون دانشجو در آمارها فردي بيكار محسوب نمي شود در نتيجه آمار بيكاري پايين مي آيد.»

دكتر جاسبي در پاسخ به اين سئوال كه بعد از 4 سال با اين همه دكتر توي مملكت چكار مي خواهيد بكنيد گفت: «اون ديگه مشكل كسي است كه هشت سال ديگه مي خواد رئيس جمهور بشه!»

ناگفته هاي موسوي از نامه گلايه آميزش به خاتمي: پيك موتوري گوشش سنگين بود!

ميرحسين موسوي ضمن اعلام عدم حضورش در انتخابات در مورد نامه گلايه آميز به خاتمي توضيحاتي داد: «از دست خاتمي كمي ناراحت شدم و چون موبايلم آنتن نمي داد تا بهش زنگ بزنم و كارت اينترنت هم نداشتم تا براي خاتمي ميل بزنم، خطاب به ايشان نامه اي خصوصي نوشتم و قصدم اين بود كه كسي از جريان با خبر نشود، با يك پيك موتوري تماس گرفتم و گفتم نامه را به خود شخص آقاي خاتمي بده و نه شخص ديگر! ، اين پيك موتوري هم چون گوشش كمي سنگين بود و با توجه به مشابهت كلمه  خاتمي با فارس، به اشتباه نامه را به يك خبرگزاري برد و خبرگزاري مربوطه هم اين نامه خصوصي را عمومي كرد!»


من اهل سوسول بازي نيستم!

ده نمكي در مورد علت كانديداتوري اش گفت: «يه مدت به يك شغل شريفي مشغول بودم و با دانشجويان مراودات ويژه اي داشتم، بعد شدم سردبير يه هفته نامه، بعد شدم كارگردان، حالا هم ميخوام بشم رئيس جمهور!»؛
 
ده نمكي ادامه داد: «چهار سال ديگر هم وقتي دوران رياست جمهوري ام به اتمام رسيد ميرم مربي تيم فوتبال پرسپوليس يا استقلال مي شوم.»،
 
ايشان در پاسخ به يك خبرنگار كه پرسيد آيا فكر نمي كنيد اين مسئوليت ها و مشاغل خيلي كم به هم ربط دارند؟، گفت: «خوب شد يادم انداختي بعد اينكه مربي فوتبال شدم ميرم مهندس مخابرات مي شم و همه چيز رو بهم ربط ميدم!»

ده نمكي گفت در صورت رئيس جمهور شدن ديوار بي اعتمادي بين ايران و امريكا را منهدم خواهم كرد، وي در خصوص چگونگي انهدام اين ديوار گفت:« به خودم نارجك مي بندم و خودم را به اين ديوار خواهم كوباند!»،
 
ايشان در جواب به اين سئوال كه چرا براي از ميان برداشتن اين ديوار از گفتگو و ديپلماسي استفاده نمي كنيد گفت: «من اهل اين سوسول بازي ها نيستم!»

دلم ميخواد به انتخابات برگردم!

معين در حالي كه بسياري از جوانان دور و بر او حلقه زده بودند و از ايشان تقاضاي گرفتن امضا و ايضا عكس داشتند در حاليكه اشك در چشمانش جمع شده بود، گفت:«با توجه به روند زندگي و نبود آزادي هاي آكادميك در دنياي پست مدرن امروز توقع چنين استقبال پرشوري را از طرف جوانان نداشتم!»؛ گفتني است پس از آنكه يكي از همراهان معين براي جوانان توضيح داد ايشان آن معيني كه كمي تا قسمتي چشمهايش ضعيف است نيست، ديگر كسي دور و بر ايشان نماند!

ابطحي هم آمد!

ابطحي پس از آنكه تعجب خبرنگاران را از شنيدن خبر كانديداتوري اش مشاهده كرد گفت:«مگه من چمه؟!»،
 
ايشان در پاسخ به اين سئوال كه اگر رئيس جمهور شويد مشت خود را باز مي كنيد تا هيلاري به شما دست دهد؟! گفت:«اصلا عمده ترين انگيزه من از رئيس جمهور شدن همين است، بعدش هم ميخوام از اون صحنه دست دادن فيلم بگيرم و بزارم توي وبلاگم، ميدوني چقدر بازديد كننده پيدا مي كنه؟! تو بالاترين هم كلي امتياز مياره!»

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
نویسنده : ملک زاده
نگفتن که جامعه باید پرسروصدا باشه!
فتوکاتور

الف.راستگو
alef_rastgoo@yahoo.com

 
 
 
 
 
 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387
نویسنده : ملک زاده
نظرات بینندگان:
آقایان اعتماد ملی از ابتدا هم میدانستند که هیچکس در مقابل آقای خاتمی توان ایستادن ندارد لذا از ابتدا هم کاندیداتوری آقای کروبی اشتباه بود!حالا هم بهترین کار کنارکشیدن ایشان به نفع اقای خاتمی عزیز است.
10 تا هم بشین دکتر مظلوم ما احمدی نژاد رای میاره.اون داره کار میکنه شما هل قدرتین.
خوب برود کنار رای نمی اورد امان از توهم
حاج آقا ناراحتی بگو آقای کروبی بکشه کنار راهو برا خاتمی باز کنه!
كانديد اصلاح طلبان واقعي فرزند فاضل و متعهد خميني كبير خاتمي عزيز اميد امت اسلامي است جناب كروبي بهتر است به نفع خاتمي عزيز كنار بكشيد در غير اينصورت شما نيزچون احمدي نژاد با آرااندك وبا فاصله بسيار زياد در فرداي 22خردادسال88 به خاتمي عزيز تبريك خواهيد گفت0
به نظرات دیگران احترام بگذاریم. یادمان باشد که در یک سیستم انتخاباتی هر فرد یک رای دارد و کشورمان 50 میلیون رای. ما و کشورمان به همه آرا نیاز داریم.
بهتر است آقاي كروبي مانند گذشته در كنار آقاي خاتمي باشند
خوب کروبی کنار نکشه چون رای احمدی نزادو میزنه نه رای خاتمی

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
نویسنده : ملک زاده
ناصري:خاتمي رسما اعلام حضور كرده
وي همچنين تصريح كرد: براساس آن‌چه آقاي خاتمي دو سه هفته پيش گفته بود كه از بين او و ميرحسن موسوي يك نفر خواهد آمد، و براساس گفته‌هاي آقاي خاتمي در جمع مردم قم مبني بر عدم تمايل مهندس موسوي براي ورود به انتخابات، به طور طبيعي برداشت اين است كه از بين خاتمي و ميرحسين موسوي، آن فرد سيدمحمد خاتمي است.

يك عضو هيات مديره‌ بنياد باران گفت: از نظر ما آمدن آقاي خاتمي به عرصه‌ انتخابات قطعي است و به همين دليل ما در تدارك تشكيل ستاد انتخاباتي ايشان و طبيعتا مهيا كردن مديريت لازم براي ستاد هستيم.

سيدحسن رسولي در گفت‌وگو با ايسنا تصريح كرد: به طور طبيعي آقاي خاتمي مورد اتفاق و اجماع اكثريت قريب به اتفاق احزاب و جريانات سياسي اصلاح‌طلب حتي اشخاص بوده و هستند. جز حزب اعتماد ملي كه از مدت‌ها قبل آقاي كروبي را به عنوان كانديداي حزبي خود اعلام كردند، آقاي خاتمي نه تنها مورد حمايت احزاب اصلاح‌طلب هستند، بلكه آن‌ها از مدت‌ها پيش ورود ايشان را به صحنه خواستار بودند و از اعلام موضع صريح ايشان براي ورود به انتخابات خوشحال هستند؛ چراكه دوره صبر و انتظار خود را پايان يافته ‌مي‌بينند و اميدوارند كه با انگيزه‌ بالا و اميد به تغيير شرايط و برون‌رفت كشور از وضعيت موجود به فعاليت خود بپردازند.

وي درباره‌ احتمال توافق خاتمي و كروبي براي معرفي يك كانديدا از سوي اصلاح‌طلبان براي انتخابات آينده افزود:اين خواسته و آرزو كه مبتني بر تجربه‌ تلخ انتخابات دوره‌ نهم است، انتظاري ملي است كه نه تنها جامعه اصلاح‌طلب ايران، بلكه فراتر از آن بسياري از كساني كه به آينده بهتر ايران مي‌انديشند اين انتظار ملي را از شخصيت‌هاي اصلاح طلب دارند. اما اين‌كه اين بزرگواران چگونه توافق خواهند كرد كه به كانديداي واحد برسيم، بايد منتظر آينده بود.

وي همچنين تصريح كرد: براساس آن‌چه آقاي خاتمي دو سه هفته پيش گفته بود كه از بين او و ميرحسن موسوي يك نفر خواهد آمد، و براساس گفته‌هاي آقاي خاتمي در جمع مردم قم مبني بر عدم تمايل مهندس موسوي براي ورود به انتخابات، به طور طبيعي برداشت اين است كه از بين خاتمي و ميرحسين موسوي، آن فرد سيدمحمد خاتمي است.

همچنين عبدالله ناصري عضو شوراي عالي بنياد باران نيز در اين‌باره به خبرنگار سياسي ايسنا ‌گفت: جمع‌بندي من اين است كه آقاي خاتمي روز شنبه با توجه به نتيجه‌ ديدار خود با مهندس موسوي در سخنان خود در حضور مردم قم رسما آمادگي و حضور خود در صحنه‌ انتخابات سال 88 را اعلام كرده‌اند.

وي افزود: آقاي خاتمي بارها در گذشته گفته بود كه از نظر او حضور ميرحسين موسوي در انتخابات اولويت دارد . مهندس موسوي نيز عين همين سخن را در مورد آقاي خاتمي به نزديكانش گفته بود با توجه به اعلام آقاي خاتمي مبني بر حضور و برداشت جامعه از حضور ايشان در انتخابات انتظار اظهارنظر از سوي ميرحسين موسوي در‌ آينده وجود دارد.

ناصري در پايان از انتشار اخباري مبني بر اعلام كانديداتوري رسمي خاتمي در روز سه ‌شنبه (فردا) اظهار بي اطلاعي كر


موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : یکشنبه ششم بهمن 1387
نویسنده : ملک زاده
تحليل هاي اشتباه روزنامه آمريكايي
الف.راستگو


alef_rastgoo@yahoo.com

روزنامه وال استریت ژورنال (یک روزنامه آمریکایی) از ادامه محبوبیت رییس جمهور ایران در میان اقشار مردم با وجود تداوم مشکلات اقتصادی در کشورمان خبر داد.

يكي از آگاهان در حاليكه بسيار عصباني بود پس از خوردن يك ليوان آب معدني گفت: اين امريكايي ها هميشه اقدام به نشر اكاذيب و مطالب خلاف واقع مي كنند، اولا كه مشكل اقتصادي اي در كشور وجود ندارد كه بخواهد تدوام يابد، دوما هم اينكه از جملات اين روزنامه امريكايي چنين استنباط مي شود كه محبوبيت رييس جمهور به همان ميزان گذشته باقي مانده است، و اين در حالي است كه اين روزها شاهد سير صعودي محبوبيت احمدي نژاد در كشور هستيم؛ اين آگاه در ادامه صحبت هايش گفت: اين امريكايي ها هيج وقت اخبار درستي از وضعيت داخلي كشور نداشتند و همواره تحليل هايشان از اوضاع داخلي مملكت اشتباه بوده است!
 
***
پنجمين مرد ثروتمند آلمان به علت مشکلات ناشي از بحران اقتصادي خودكشي كرد.

يكي از آگاهان گفت: خدا را شكر كه اقتصاد ما آن قدر مشكل دارد كه بحران هاي اقتصادي همچون قطره اي در اين مشكلات حل مي شوند؛ اين آگاه ابراز اميدواري كرد با تصويب و اجراي طرح تحول اقتصادي در امر بحران اقتصادي خودكفا شده و بتوانيم به كشورهاي ديگر بحران اقتصادي صادر كنيم.

اين آگاه در پايان صحبت هايش خطاب به روح آن مرحوم گفت: اي كاش مايه دارهاي كشور ما را الگوي خويش قرار ميدادي كه با وجود تمام مشكلات همواره شاداب و سرحال هستند!
 
***
چاوز برای فقرای آمریکایی سوخت مجانی می فرستد.

يكي از آگاهان در حالي كه در چشمهايش اشك شوق جاري شده بود گفت: تمام اين سجاياي اخلاقي چاور نتيجه ي نشست و برخاست و با دوستاني نيكو است.
اين آگاه ادامه داد: واقعا بايستي اين اخلاق در تمام جهان نهادينه شود كه ابتدا به فقراي كشورهاي ديگر كمك كنيم و شكم آنرا سير نماييم و سپس به اوضاع داخلي كشور خودمان برسيم!

يكي ديگر از آگاهان نيز ضمن طرح اين سئوال كه چاوز اين سوخت هاي مفتكي را از كجا آورده، پيش بيني كرد در آينده اي نه چندان نزديك همچنين شاهد فرستادن شدن كاپشن هايي براي فقراي كشورهاي ديگر از جانب چاوز باشيم!!
 
***
 
1- اين جمله از چه كسي است: « از آنچه در تبليغاتم گفتم دست نمي كشم.»
الف. محمود احمدي نژاد
ب. اوباما
ج. چاوز
د.شركت ايرانسل

2- كاروان چين با ... به تهران آمدند.
الف. كفش چيني
ب. آنفولانزا
ج. يانگوم
د. مينياتور
راهنمايي: گزينه ي جيم انحرافي است زيرا يانگوم كره اي بود!

3- در خبرها مي خوانيم پليس آلمان سه كودك (پنج،شش و هفت ساله) كه قصد سفر به افريقا داشتند را بازداشت كرده است، فكر مي كنيد دو نفر از آنها قصد داشتند به محض رسيدن به آفريقا چكار كنند؟!
الف. آدم بخورند.
ب. با هم ازدواج كنند.
ج. كانديداي رياست جمهوري شوند!
د. تا مي توانند شكلات كاكائويي بخورند.

4- به گزارش سرويس بين الملل "جهان": يش از 37% از شهروندان انگليسي ... را بهترين راه تفريح در شرایط فعلی مي‌دانند!
الف. تماشاي مسابقات فوتبال ليگ دسته سه ايران
ب. برقراري رابطه نامشروع
ج. رانندگي بي هدف با ماشين شخصي و غير شخصي در حاليكه با يك دست اس ام اس بازي مي كنند!
د. شركت در كنكور و ادامه تحصيل

5- چراغ سبز دوباره شوراي امنيت به ...
الف. نقض حقوق بشر
ب. اسراييل
ج. كشتار بي رحمانه ي زنان و كودكان
د. همه موارد

غير از سوال آخر كه گزينه دال پاسخ صحيح است پاسخ صحيح سوالات ديگر گزينه ب مي باشد.


موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : یکشنبه ششم بهمن 1387
نویسنده : ملک زاده

استاندار تهران: روزنامه نگاران منتقد دولت عقده ای هستند - جراید

 
عقده دارم عقده دارم عقده ای
می گشایم می شمارم عقده ای
تا قلم را روی کاغذ می برم
می نگارم ناخودآگه عقده ای!

می نویسم از نبود اشتغال
رنج های کسب یک نان حلال
می نویسم از حدود خط فقر
وعده های حال و آمال محال!

از تورم که دگر شد بی مهار
چون زمستانی که نادارد بهار
راه حل های موقت، مقطعی
آن چه بر ما رفت در سال چهار!

شعبده در عرصه ی بین الملل
طرح های پر هزینه بی محل
رتق و فتق کار در سطح جهان
کشف مجهولات با ضرب الاجل!

عقده ی برچیدن مطبوعه ها
اختراع این همه ممنوعه ها
رفتن برج تذکر تا فلک
چشم بی ابرو و این مصنوعه ها!

این چنین عقده ز حد افزون شده
در مقام حرف نامیمون شده
لاجرم بر هر که می آید گران
گوید این صاحب قلم مجنون شده!

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : شنبه بیست و هشتم دی 1387
نویسنده : ملک زاده
عقده گشایی!
دیاجان
شعر طنزی که در شماره آخر "گل آقا" چاپ شد.گل آقا چند هفته پیش ، تعطیل شد.


استاندار تهران: روزنامه نگاران منتقد دولت عقده ای هستند - جراید

 
عقده دارم عقده دارم عقده ای
می گشایم می شمارم عقده ای
تا قلم را روی کاغذ می برم
می نگارم ناخودآگه عقده ای!

می نویسم از نبود اشتغال
رنج های کسب یک نان حلال
می نویسم از حدود خط فقر
وعده های حال و آمال محال!

از تورم که دگر شد بی مهار
چون زمستانی که نادارد بهار
راه حل های موقت، مقطعی
آن چه بر ما رفت در سال چهار!

شعبده در عرصه ی بین الملل
طرح های پر هزینه بی محل
رتق و فتق کار در سطح جهان
کشف مجهولات با ضرب الاجل!

عقده ی برچیدن مطبوعه ها
اختراع این همه ممنوعه ها
رفتن برج تذکر تا فلک
چشم بی ابرو و این مصنوعه ها!

این چنین عقده ز حد افزون شده
در مقام حرف نامیمون شده
لاجرم بر هر که می آید گران
گوید این صاحب قلم مجنون شده!


موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : دوشنبه نهم دی 1387
نویسنده : ملک زاده
احزاب ما و مذاکره با آقای اوباما
طنز مهمان
از: دکتر میم فه
به: پرزیدنت باراک اوباما
موضوع: ارائه‌ی راهکارهایی برای مذاکره

آقای باراک اوبامای عزیز

در رسانه‌های ایرانی خواندم که حضرتعالی درصدد تشکیل تیمی برای تحقیق در مورد چگونگی و راه های مذاکره با ایران هستید. از آنجایی که بعید نیست رسانه‌های داخلی مطلب موثقی درباره‌ی مواضع شما درباره‌ی ایران بنویسند؛ نظر به اهمیت موضوع تصمیم گرفتم همچون گذشته شما را راهنمایی کنم.
مهمترین مساله ای که باید شما و تیم مشاورانتان در نظر داشته‌باشید این است که در ایران به خاطر آزادی بیان فراوان و تکثر اندیشه‌ها، گروه‌ها و احزاب فراوانی با سلایق مختلف وجود دارند که در موقعیت‌های مختلف تصمیمات و واکنش‌های متعددی از خود بروز می‌دهند. در نتیجه، از آنجاییکه معلوم نیست در موقع عملی کردن ایده‌ی ارتباط با ایران کدام گروه بر سر قدرت باشد یا شما با کدا‌میک برخورد کنید؛ حتما باید با نحوه ی برخورد با هر کدام از این دسته‌جات و حساسیت‌های آنها آشنا باشید تا بهترین نتیجه را بگیرید.

در زیر خلاصه‌ای از این گروه‌ها و نحوه‌ی برخورد هر کدام آورده شده‌است:

حزب موتلفه‌ی اسلامی

این حزب، همانگونه که از نام و پیشینه‌ی ریش سفیدِ آن، جناب آقای حبیب‌الله عسکراولادی مسلمان مشخص است بسیار اسلامی است و از آنجاییکه که بازار هم یکی از راه‌های رسیدن به خداست، فعلا این راه دست ایشان است. لذا در صورت مذاکره با این گروه، بهتر است از شما با عنوان "حاج حسین‌آقا" نام برده شود و پس از مختصری گفتگو درباره‌ی دین و معنویات، مستقیما به سراغ مسائل مرتبط با بازار و واردات و صادرات بروید و مطمئن باشید اگر مظنه خوب باشد حتما جواب می‌گیرید. ان‌شاالله!

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

اعضای این سازمان شدیدا ضدآمریکایی هستند و اکثر کسانی که در ماجرای گروگان گیری شرکت داشتند یا عضو این سازمان بودند و یا از آنها خط می گرفتند؛ در نتیجه در هنگام گفتگو با آنها لوازم ایمنی به همراه داشته‌باشید! البته خوشبختانه بزرگتر این سازمان، یعنی مهندس بهزاد نبوی اهل گفتگو و مذاکره است و بعد از یکی دو سال، همینجوری و بدون هیچ توقعی شما را آزاد می کند.

انصار حزب‌الله

هرچند که تاریخ مصرف این گروه رو به اتمام است و ممکن است تا رسیدن مذاکره کنندگان آمریکایی به ایران، غیر قابل مصرف شده‌باشند؛ ولی کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کند. در مواجهه با این جوانان، چفیه‌ای به گردنتان بیندازید و خودتان را از بچه‌های جبهه و جنگ معرفی کنید. ناراحت نباشید، بر خلاف ادعاهایشان سن بیشتر آنها به این چیزها قد نمی‌دهد! بچه‌های خوبی هستند...

تحکیم وحدت

اینها جزو دانشجویان فهیم و سیاسی ما هستند که خیلی خوب فحش می‌دهند. البته الان خیلی خوب شده‌اند چون در دهه 60، مشت و لگد هم می زدند! ولی الان فقط فحش می دهند و هیچ بعید نیست روزگاری آنقدر پیشرفت کنند که هیچ کاری نکنند. با اینها لازم نیست هیچ کاری بکنید چون آنها خودشان برای‌تان همه کار می‌کنند. فقط لطفا در برگشت، چندتایشان را ببرید VOA پهلوی علی افشاری!

بر و بچز قالیباف

این طفلکی‌ها هیچ اسمی ندارند و تنها مشخصه‌ی ایدئولوژیکی‌شان اینست که از بد حادثه "آنجا" به پناه آمده‌اند. برای مذاکره با اینها فقط از لودر و جرثقیل و بیل و آسفالت و برج و تونل و این جور چیزها حرف بزنید؛ آدم‌های متعصبی نیستند و راه می آیند. ضمنا حواستان باشد که همه‌شان به I می‌گویند mo!

اعتماد ملی

برای گفتگو با اعضای این حزب، سر صبح مزاحمشان نشوید. چون به شکر خواب صبحدم علاقه‌ی وافری دارند و معمولا فرصت‌ها هم همین وقت‌ها از دست می روند. در عوض یک روز بعد از ظهر مستقیما با هیات همراه تشریف ببرید منزل آقای کروبی، موسس و دبیر کل حزب. ضمنا فکر نکنید ایشان دارد سرتان داد می کشد، کلا یک مقداری صدایشان بلند است و الا آنقدر اهل گفتگو و تسامح هستند که با حزب کمونیست چین و مقامات سعودی یعنی کافرها و مسببان جمعه‌ی خونین مکه هم دیدارهای دوستانه داشته‌اند و دست برادری داده‌اند!

کارگزاران

خوبند. سلام می‌رسانند! یک چیزی هستند در مایه‌های همان موتلفه منتها کمتر جانماز آب می‌کشند! در هنگام مذاکره هم دائما خواهند گفت "هر چی آقاجون بگن" که منظورشان هم  معلوم است که کیست.

آبادگران

برای گفتگو با این گروه هیچ کاری نکنید. بزرگترهایشان، محض جلب توجه رسانه‌های جهانی هم که شده برایتان نامه می‌نویسند و مذاکره را خودشان شروع می کنند. منتها اشکال اینجاست که اگر مذاکرات شروع بشود حتما خودشان هم خرابش می‌کنند. باز هم به همان دلیل!

نهضت آزادی

سر زدن به خانه‌ی سالمندان یکی از کارهای انسانی و خداپسندانه است که بهتر است شما هم از آن اجتناب نکنید. اگر این کار را کردید ممکن است عده‌ای که با نام "نهضت آزادی" شناخته می شوند با شما مذاکره کنند. این کار را حتما بکنید اما زیاد جدی نگیرید و بعدا مذاکراتتان را با گروه دیگری که در جمهوری اسلامی ایران کارایی بیشتری داشته‌باشند از سر بگیرید.

حزب مشارکت

هرچند که اعضای این حزب سالی دست کم دو بار عزمشان برای خروج از حاکمیت جزم می شود، ولی هیچ بعید نیست وقتی گروه مذاکره کننده شما به ایران می آید، صلاحیت عده‌ای از مشارکتی‌ها تایید شده باشد و آنها به این نتیجه رسیده‌باشند که بهتر است از حاکمیت فعلا خارج نشوند! برای مذاکره با این حزب، به تعداد اعضای آن مذاکره کننده بیاورید چون در آنجا همه رئیس و دبیر هستند و هیچ‌کس حرف هیچ‌کس را قبول ندارد.

عدالت و توسعه

این اسم حزب محسن رضایی است که برای صحبت با آنها باید از محسن رضایی صرفنظر کنید. چون ایشان همه‌ی آمریکایی‌ها را به چشم بچه‌دزد نگاه می کند!

برادران لاریجانی

این‌ها عضو حزب 5 نفره‌ای هستند که همه‌شان لاریجانی هستند. آی کیوی بسیار بالایی دارند و کافیست شما بگویید ل تا آنها تا ته لاس وگاس بروند. (در فارسی ما به این ضرب المثل می‌گوییم: تو بگویی ف آنها تا ته فرحزاد می‌روند!) صدا و سیمای همگی‌شان خوب است و دانشمند هم هستند. محمدجوادشان از همه بزرگتر است و انگلیسی خیلی خوب صحبت می کند...



موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : دوشنبه نهم دی 1387
نویسنده : ملک زاده
سید محمد خاتمی جواب عسگر اولادی را داد
دبیركل جبهه پیروان خط امام و رهبری چندی قبل گفته بود که "خاتمی می خواهد کشور را از چه چیزی نجات بدهد؟" رئيس دولت اصلاحات در پاسخ به این سوال گفت: منظور ما از نجات کشور، نجاتي است که ملت ايران ظرف 150 سال به آن مي‌‏انديشيده و انقلاب اسلامي هم براي آن تحقق پيدا کرده است؛ اتفاقاً نجات در تحقق جمهوري اسلامي است.
حبیب الله عسگراولادی دبیركل جبهه پیروان خط امام و رهبری چندی قبل گفته بود که "خاتمی می خواهد کشور را از چه چیزی نجات بدهد؟" رئيس دولت اصلاحات در پاسخ به این سوال گفت: منظور ما از نجات کشور، نجاتي است که ملت ايران ظرف 150 سال به آن مي‌‏انديشيده و انقلاب اسلامي هم براي آن تحقق پيدا کرده است؛ اتفاقاً نجات در تحقق جمهوري اسلامي است.

به گزارش ايلنا، سيد محمد خاتمي در ديدار با اعضاي هسته مرکزي «پويش دعوت از خاتمي» با اشاره به فعاليت‌‏هاي صورت گرفته توسط اين گروه گفت: من بيش از آنکه به اين فکر کنم که در انتخابات آينده چه خواهد شد، به چگونه حفظ کردن و بسط دادن حرکتي که عده‌‏اي جوان تحصيل کرده، دلسوز، پرانرژي آمده‌‏اند و با خردمندي، اعتدال و واقع‌‏بيني و در عين حال با تکيه بر يک سري آرمان‌‏هايي که ارزشمند است،فارغ از اينکه براي خاتمي يا کس ديگري است، دور هم جمع شدند و با خلاقيت و جذابيت موجي ايجاد کردند و سرانجام هزاران نفر به مجمع مجازي آنها دل بسته‌‏اند، مي‌‏انديشم.

وي با تأکيد بر وجود حرکتي 150 ساله در ايران براي نيل به اهداف اصلاح‌طلبانه گفت: ما از موضع دلبستگي به انقلاب و جمهوري اسلامي و آرمان‌هاي صدساله اين ملت است که به مسايلي مي پردازيم و اگر نقدي از وضعيت کنوني است، بايد از همين موضع باشد. آرمان‌هايي که انقلاب اسلامي هم براي تحقق آن‌ها به وقوع پيوست و ما معتقديم هنوز کاملاً محقق نشده‌اند که امر طبيعي است.

رئس جمهور پيشين کشورمان تصريح کرد: هدف ما اين است که پايه‌هاي انقلاب اسلامي مستحکم شوند و اصلاحات هم در واقع به معناي تلاش براي رسيدن به اهداف و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي است؛ چه اصلاحات چه در ساختار و چه در رفتار.

رئيس بنياد باران تاکيد کرد: قانون اساسي، اساس نظم جامعه است و مردم به آن راي داده‌اند و ما هم به عنوان معتقدين به انديشه اصلاحي از آن عدول نمي‌کنيم. ولي مي‌دانيم که اولاً اين ميثاق جمعي وحي منزل نيست و ثانياً در خود قانون اساسي هم راه‌هايي براي ايجاد تغيير و ترميم در آن پيش‌بيني شده است.

خاتمي خاطرنشان کرد: من هم همچون شما معتقدم که در حال حاضر بخش اعظم جامعه بر اين باور است که روش‌‏ها و رويه‌‏هاي چند سال اخير درست نيست و بايد تغيير کند و چه بهتر که متصديان امر خود پيشگام آن باشند و البته انتخابات هم فرصتي است براي ملت که بتواند نظر و خواست خود را اظهار و تامين کند.

وي يادآور شد: اينکه چه شخصي بيايد مهم نيست.بنده به هيچ وجه خواستار آمدن در قدرت نيستم؛ ولي اگر لازم باشد از زير بار مسووليت شانه خالي نخواهم کرد حتي اگر حنظل و تلخ هم باشد از آن گريزي ندارم.

رئيس دولت اصلاحات با بيان اينکه معتقدم هنوز به آرمان‌‏هاي انقلاب نرسيده‌‏ايم، اظهار داشت: اگر به آرمان‌‏هاي انقلاب رسيده‌‏ايم، ديگر "سند چشم انداز 20 ساله" معنا ندارد، ضمن آنکه اهداف چشم‌‏انداز که ارزشمند است، پايين‌‏تر از آرمان نهايي است که ما در انقلاب مي‌‏خواستيم و آن الگو شدن در دنيا بود.

وي در ادامه با طرح اين پرسش که آيا مي‌‏توانيم مدلي را عرضه نماييم که تمام مزاياي زندگي امروز از جمله آزادي،حقوق بشر،حرمت انسان،علم و تکنولوژي را داشته باشد، در عين حال اخلاق و معيارهاي ديني و معنوي کارساز که به انسان جهت مي دهد داشته باشد؟ خاطر نشان کرد:آرمان ما اين است و براي رسيدن به آن نياز به زمان داريم بنابراين جنبش به سوي آرمان وجود دارد و براي رفتن به سوي آن آرمان‌‏ها مي‌‏خواهيم پايه‌‏هاي جمهوري اسلامي مستحکم‌‏تر شود.

رئيس موسسه بين‌‏المللي گفت‌‏وگوي فرهنگ‌‏ها و تمدن‌‏ها افزود:قدرت ساماندهي "موج سوم" در ماه‌هاي گذشته نشان داده است که اين "پويش" مي‌تواند يکي از گروه‌هايي باشد که دست به ساماندهي در اين جامعه ‌آشفته و نگران بزند.

وي تاکيد کرد: فعاليت‌هاي مؤثر و متنوع "موج سوم" در نظر من بسيار ارزشمند است و بايد بسط و گسترش يابد.

رئيس جمهور سابق کشورمان تصريح کرد: اما کاش نام اين کمپين به نام من گره نخورده بود و اين گروه در جهت تبيين و بيان اهداف و ارزش‌‏ها و هدايت در جامعه فعاليت مي‌کرد که البته تحقق اين مهم مستلزم برنامه‌ريزي و هدف‌سازي بلندمدت است براي اين کار بايد با تغذيه فکري، ساز و کار حضور اجتماعي در جامعه، نقش‌‏آفريني در عرصه‌‏هاي مختلف و شناسايي نيروهاي خلاق از بين اعضا براي آينده کشور استفاده کرد.

خاتمي در بخش ديگري از اين ديدار در پاسخ به اين پرسش اعضاي هسته مرکزي «پويش دعوت از خاتمي» که «آيا صداي جامعه و خردجمعي نخبگان به گوش شما رسيده است؟»، گفت: من صداي طيف وسيعي از نخبگان را از جمله از طريق موج سوم شنيده‌ام و حتي صداي جامعه و توده‌هاي مردم نيز در خلال پاره‌اي از فعاليت‌هاي متنوع که در متن جامعه دارم، به من رسيده است. بدانيد که اين دعوت‌مردم را جدي گرفته‌ام؛ چه بيايم و چه نيايم.

خاتمي همچنين هنگامي‌که اعضاي هسته مرکزي «پويش» از او خواستند تا درباره نامزدي خود خبري به مخاطبان سايت «موج سوم» و 8 هزار نفراعضاء و ده‌‏ها هزار نفر که تاکنون طومارهاي پويش را امضا کرده‌اند بدهد، به اين توضيح اکتفا کرد که:آنچه مسلم است اين‌که به خاطر مصلحت نظام و ايرانيان خواستار تحول و تغيير سبک مديريتي کنوني هستيم و در اين راه هر کاري از دستمان بر بيايد، انجام خواهيم داد. البته اين نه بدان معني است که شخص من بالضروره بايد بيايم.»

خاتمي تصريح کرد: براي انتخابات بايد آگاهي جامعه را بالا ببريم و با يک جريان مستمر بتوانيم اثرگذار باشيم نه اينکه فقط به ايجاد موج در جامعه که طبعاً معطوف به شخص خاصي و گره خورده با احساسات است، اکتفاء کنيم چون اگر در آينده آن فرد بنا به دلايلي نخواهد يا نتواند بيايد کار مشکل خواهد شد.

وي در پايان خاطر نشان کرد: جريان اصلاحات نه تنها در ايران بلکه در دنياي اسلام مي‌‏تواند اثر گذار باشد؛ زيرا آنها تشنه الگويي هستند که هم بر دين تکيه دارد و هم بر پيشرفت و آزادي الگوئي که بتواند به آنها فکر بدهد و برايشان منشا حرکت باشد.

در ابتداي اين ديدار اعضاي هسته مرکزي «پويش دعوت از خاتمي» ضمن ارائه گزارشي از فعاليت‌هاي بيست و دوگانه «پويش»، با طرح ادله خود براي دعوت از سيدمحمد خاتمي براي نامزدي در انتخابات رياست جمهوري آتي، از او خواستند هر چه سريع‌تر و مصمم‌تر حضور خود را اعلام کند.

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : شنبه هفتم دی 1387
نویسنده : ملک زاده
 

 

تصویر تقاضای کردان برای عضویت در هیأت علمی
این سند را علیرضا زاکانی ، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی ، در سایت خود منتشر کرده است.

ايميل:
* نظر:
 

 

ياد واكي‌باياشي به خير!

 نايب رئيس مجلس كنيا با باهنر ديدار كرد.

باهنر: آخيش، آرزو به دل نمونديم و يه ديدار ديپلماتيك با همتاي خودمون داشتيم!

وسايل حمل و نقل امروزي بابانوئل‌ها 

شترمرغ سواري كه  دولاّ دولاّ نمي‌شه، درسته؟

 
اين هم تصويري از يك مرد خانه به دوش!  
 

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : چهارشنبه چهارم دی 1387
نویسنده : ملک زاده
پس لرزه های ديدار قاليباف و لاريجاني
گرچه هنوز تکليف اين دوگانه مشخص نيست اما لاريجاني سعي مي کند از يک سو تلويحاً حمايت خود را از قاليباف ابراز دارد و هم از سوي ديگر در شش ماه گذشته به صورتي در مجلس رفتار کرده تا احتمال کانديداتوري اش - بر خلاف انکارهايش - همچنان فراهم باشد.

اعتماد: فضاي سياسي اردوگاه راست اين روزها آنچنان آشفته است که «صبحانه کاري» محمدباقر قاليباف با علي لاريجاني هم کفايت مي کند تا زمين بازي اصولگرايان دستخوش توفاني ديگر شود.

نگراني از محقق شدن سناريوي «عبور از احمدي نژاد» با قدرت نمايي قاليباف - لاريجاني ديروز سبب شد حاميان دولت و رايحه خوش خدمتي ها تا جامعه اسلامي مهندسين عجولانه زنگ خطرهاي جناح راست را به صدا درآورده و هشدار دهند که مبادا لاريجاني از کانديداتوري قاليباف حمايت کند.

گر چه لاريجاني به ظن خود قرار اين ملاقات را بر خلاف ديدار قبلي نه در منزل شخصي بلکه در بهارستان گذاشت - تا از حدس و گمان هاي هم طيفان جناح راستي اش بکاهد - اما گويا گمانه زني در مورد ائتلاف اين دو چهره کفايت مي کند تا باز هم ترس و اضطراب را در ميان مخالفان «عبور از احمدي نژاد» به راه اندازد تا جايي که ديدار در اتاق شيشه يي آن هم به بهانه «تصويب طرح ساماندهي ميدان بهارستان» هم نتوانست مانع شود تا حميد رسايي از سوي رايحه خوش خدمتي ها و مقدم از سوي جامعه اسلامي مهندسين زنهار ندهند که حمايت لاريجاني از حضور قاليباف در انتخابات رياست جمهوري سبب عميق تر شدن شکاف در اردوگاه راست گرايان مي شود. رسايي حامي سرسخت احمدي نژاد حتي به کنايه خطاب به اطرافيان قاليباف - که او آنها را مشاور مي ناميد - توصيه «برادرانه» و «مشفقانه» کرد تا آنقدر «هوشيار» باشند که قاليباف وارد کارزار رقابت با احمدي نژاد نشود چرا که رسايي مدعي است دلسوز شهردار تهران است و مطمئن است اگر رقيب آتي احمدي نژاد باشد، راي نياورده و براي هميشه از گردونه سياست کنار زده خواهد شد؛ اتفاقي که به قول رسايي براي «احمد توکلي» افتاد.

از همين «توصيه دلسوزانه» واضح است که حتي ميهماني ساده قاليباف - لاريجاني تا چه حد در جبهه حاميان دولت مي تواند تعابير هشداردهنده يي داشته باشد که مخالفان قاليباف را به نصيحت گويي پدرانه بنشاند.

البته در اين سوي ميدان و در سايه مثلث «قاليباف - لاريجاني - رضايي» هم بازي به همان ميزان پيچيده است.

لاريجاني و قاليباف سعي دارند با نشان دادن چهره ميانه رو و متعادلي از خود، فضا را براي چرخش - نه انحراف - قابل توجه از احمدي نژاد به سوي يک چهره معتدل و مورد قبول فراهم کنند اما به همان ميزان به خوبي واقف هستند که استارت اين بازي زماني زده مي شود که در فضاي دوقطبي انتخابات، قطب روبه روي احمدي نژاد، محمد خاتمي نباشد.

گرچه هنوز تکليف اين دوگانه مشخص نيست اما لاريجاني سعي مي کند از يک سو تلويحاً حمايت خود را از قاليباف ابراز دارد و هم از سوي ديگر در شش ماه گذشته به صورتي در مجلس رفتار کرده تا احتمال کانديداتوري اش - بر خلاف انکارهايش - همچنان فراهم باشد.

البته اين رفتار نه تنها مورد اعتراض رايحه خوش خدمت و حاميان دولت که از سوي بخشي از راست سنتي مانند موتلفه و جامعه اسلامي مهندسين هم واقع شده است. به هر حال در شرايط عادي نبايد ديدار کاري شهردار تهران و رئيس مجلس حداقل با حساسيت و واکنش جامعه اسلامي مهندسين که يک تشکيلات حزبي و منفک از مجلس است مواجه شود.

اما همان پالس هايي که رسايي از پشت پرده اين ديدار دريافت کرده بود، مقدم مدير روابط عمومي جامعه اسلامي مهندسين هم دريافت کرد تا به صراحت از سوي تشکيلات وابسته به محمدرضا باهنر اعلام کند صحبت در مورد کانديداهاي جناح راست تا «اسفند» ممنوع است.

مقدم از وجهي ديگر کانديدا شدن قاليباف و رقابت با احمدي نژاد را زير سوال برد.

وي به سکوت مصلحتي که شهردار تهران همچنان اختيار کرده، اشاره و طرح سوال کرد وقتي قاليباف خود رسماً کانديداتوري اش را اعلام نکرده، حمايت لاريجاني از کانديداتوري وي از لحاظ صحت هم محل تامل است.

البته مقدم معقول تر با قطب لاريجاني- قاليباف برخورد کرده و پذيرفته که اين دو دغدغه هاي مشترکي نسبت به چالش اساسي اصولگرايان در ماه هاي آتي دارند اما افرادي مانند باهنر، دبير کل اين تشکيلات، تاکيد دارند؛ «قابليت و مقبوليت» دو شاخصه يي است که کانديداي آتي رياست جمهوري از طرف جناح محافظه کار بايد آن را دارا باشد.

البته آنچه کار را براي جناح راست سخت کرده وزن مقبوليت و قابليت گزينه هاي مطرح اصولگرايان است.

در اين ميان مصطفي پورمحمدي و جهرمي وزراي سابق کشور و کار عجولانه تر از ساير اردوگاهيان خود کار انتخاباتي را آغاز کردند. در مقابل، قاليباف و لاريجاني تاکنون به نوعي در سه سال گذشته در فضاي سياسي کشور عمل کردند تا هر دو کفه اين معيارها را سنگين تر کنند.

البته در اين ميان لاريجاني به ظاهر سعي در تلقين اين ماجرا دارد که تمايلي براي کانديدا شدن نداشته و صلاح را در اين مي بيند تا در نقش يک دلسوز اصولگرا فضا را براي به ميدان آمدن «يک چهره ميانه رو» ديگر فراهم کند. ظاهراً از نگاه لاريجاني و بسياري از جناح راستي ها گزينه يي بهتر از قاليباف وجود ندارد اما به همان ميزان که قاليباف با وجود اين پشتوانه ها همچنان در آمدن يا نيامدن ترديد دارد، به همان نسبت رفتارهاي پشت پرده لاريجاني هم حکايت از آن دارد که رئيس مجلس هم آنچنان شفاف رفتار نمي کند؛ شفافيتي که برخي از جناح راستي ها مانند انصار حزب الله تا حاميان دولت هم به آن پي برده و در پس هر عمل لاريجاني هشدار مي دهند که در برنامه هاي رئيس مجلس نشانه هايي از تمايلي پنهان براي کانديدا شدن همچنان ديده مي شود.

البته اگر همان طور که جواد جهانگيرزاده نماينده اروميه و از نزديکان لاريجاني مي گويد واقعاً رئيس مجلس از طرح ايده وحدت ملي گرفته تا حضور پياپي در شهرهاي مختلف و رايزني هاي پنهاني هدف تبليغاتي- انتخاباتي نداشته باشد، قاليباف از اين پس بيشتر تحت فشار از سوي مخالفانش قرار خواهد گرفت چرا که مخالفانش قابل مقايسه با مخالفان سياسي احمدي نژاد نيستند.

البته تمام اين احتمالات وقتي به واقعيت نزديک مي شود که محمد خاتمي زمين رقابت را ترک کرده باشد. مشت هاي گره کرده اصولگرايان همراه با فرياد اصولگرايان متحد شويد در انتظار يک پاسخ است. اما اين پاسخ نه از دهان يک چهره اصولگرا که از زبان شاخص ترين چهره اصلاح طلب بايد شنيده شود آمدن يا نيامدن خاتمي، مساله اين است.
 

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : سه شنبه سوم دی 1387
نویسنده : ملک زاده
تدبير امام - شکست منافقين
حسین بهزاد- گل علی بابایی

ملّت ایران در حالی به سال 1360 قدم گذاشت که یکصد و هشتاد روز از آغاز تهاجم عراق و اشغال پانزده هزار کیلومتر مربع از خاک استان های غربی و جنوبی ایران سپری شده بود.

اینک، با فرا رسیدن نوروز سال 1360، یکصد و چهل و شش روز است که خرّمشهر در اشغال به سر می برد. یکصد و سی و دو روز است که آبادان در محاصره است. هفتاد و چهار روز از فرجام آخرین تلاش سپاهیان پاکباز دشت آزادگان و دانشجویان مسلمان پیرو خط امام به فرماندهی سیّد حسین علم الهدی برای باز پس گیری هویزه می گذرد. بیش از دو میلیون زن و مرد و کودک جنگزده ایرانی، ششمین ماه آوارگی خویش را در اردوگاه های مهاجرین جنگی سپری کرده اند. و سرانجام، شانزده روز از آغاز صف آرایی علنی جبهه ی متحد ضد انقلاب به سرکردگی رئیس جمهور و فرمانده کل نیروهای مسلّح جمهوری اسلامی، علیه تمامیت انقلاب اسلامی در واقعه چهارده اسفند 1359 دانشگاه تهران می گذرد.

  امام خمینی در پیام نوروزی خویش، سال 1360 را سال حاکمیت و اجرای قانون در کشور اعلام فرمودند. بدین سان، امام مسیر نجات کشور از حاکمیت قانون شکنان  گردآمده در زیر علم بنی صدر را مشخص کرده، بی اعتباری ادعاهای آنان را که مدعی به بن بست رسیدن کشور شده بودند، با موضع گیری صریح خویش برملا ساختند.

  از دیگر سو، پس از برملا شدن مناسبات ارگانیک بنی صدر با سران جبهه ی متحد ضد انقلاب، امام خمینی در شامگاه بیست خرداد 1360، حکم خلع بنی صدر از سمت فرماندهی کل نیروهای مسلّح جمهوری اسلامی را صادر کردند. متعاقب این امر، عدم کفایت سیاسی بنی صدر برای ادامه ی تصدی ریاست قوه ی مجریه، توسط نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی در 31 خرداد به تصویب رسید.

  به دنبال اعلام نظر مجلس، امام خمینی، رهبر نظام جمهوری اسلامی، حسب اختیارات مصرحه در قانون اساسی، در یکم تیرماه 1360، ابوالحسن بنی صدر را از ریاست جمهوری عزل کرده، امر اداره ی موقت قوه ی مجریه را تا زمان برگزاری انتخابات پیش از موعد، به «شورای موّقت ریاست جمهوری» محول کردند.

  با اعلام عدم کفایت سیاسی بنی صدر توسط مجلس، درگیری های مسلحانه ی خیابانی توسط اعضاء و هواداران فرقه ی تروریستی مجاهدین خلق تشدید شد و حمله به اماکن و مراکز وابسته به سپاه، دادستانی انقلاب، دفاتر حزب جمهوری اسلامی و انجمن های اسلامی، حمله به شهروندان دارای ظاهر مذهبی در خیابان ها، به آتش کشیدن وسایط نقلیه ی دولتی و اتوبوس های شرکت واحد و ... در دستور کار آنان قرار گرفت. درست در همین برهه  خطیر و سرنوشت ساز، امام خمینی از مردم می خواهد تا تکلیف خویش را با جریان لیبرال غرب زده، منافقین و مؤتلفین آنان یکسره کنند:

... حضور شما مردم عزیز و مسلمان در صحنه است که توطئه  ی ستمگران و حیله گران تاریخ را خنثی می کند. حضور شما در صحنه است که گرد یأس و درماندگی بر چهره های منافقین و بی آبروها می پاشد. حضور شما مردم شجاع و باایمان است که خط اصیل اسلام را بر ایران  -   و به امید خدا  -  بر جهان حاکم خواهد نمود. حضور شما مردم مؤمن و از جان  گذشته است که روشنفکران غرب و شرق زده را برای همیشه رسوا می کند. حضور شما در صحنه، تمام «من»ها و منیت های شیطانی را کوبیده و می گوید «ما» و اخوت اسلامی را جایگزین آن نموده و می  نماید. حضور شما در صحنه، به آمریکا و غرب و شرق و دنباله روهای بی عقل شان هشدار داد که این ما بودیم که انقلاب نمودیم و این ما هستیم که سرنوشت خود را خود تعیین می کنیم و از کلمات بی محتوای شما گول نمی خوریم. حضور شما در صحنه، جبهه ها و سازمان ها و جمعیت هایی را که به اسم طرفداری از فرد و فردپرستی به مقابله با اسلام و احکام شرعی آن برخاسته بودند، رسوا نمود. امروز و روزهای آینده، روز شکست جریان دشمنان قسم  خورده ی اسلام است. روز شکست فرد یا افراد نیست. روز شکست جریانی است که به اسلام معتقد نیستند و اگر هم باشند، مسلماً تا حدودی است که با قوانین غرب برنخورد و مخالفتی نداشته باشد. روز شکست جریانی است که همیشه قلب مرا می آزرد. روز شکست جریانی است که بسیار خطرناک تر از تمامی جنایت ها و خیانت های رژیم پهلوی  -   در طول حکومت ننگین شان   -  بود. روز شکست جریانی است انحرافی، که حضور به موقع شما، پایه های آن را لرزاند و فرو ریخت.
دوستان عزیزم!

بسیار دقت کنید و کاملاً به هوش باشید و هوشیارانه، با آرامش کامل، ولی با تمام توان در صحنه باشید که بی شما، هیچ کس نمی تواند هیچ کند و با شما، همه  دشمنان رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار(ع) نابود خواهند شد. به هوش باشید که ایران در آستانه  به ثمر رسیدن انقلاب اصیل شماست!.»

سرانجام سیّدابوالحسن بنی صدر، یا به تعبیر رمزآمیز اسناد سیا، آقای «اس -  دی -  لور -   1» و همدست تروریست وی مسعود رجوی، پس از 51 شبانه  روز اختفاء در خانه های تیمی فرقه تروریستی مجاهدین خلق، در نیمه شب سه شنبه نهم مرداد سال 1360، سوار بر یک فروند هواپیمای نظامی ربوده شده که هدایت آن را سرهنگ بهزاد معزی  -  خلبان پیشین شاه   -  برعهده داشت، مخفیانه از کشور گریختند و در سحرگاه چهارشنبه دهم مرداد وارد آسمان فرانسه شدند.

  نشریه  «ایران نیوز» چاپ آمریکا - ارگان ایرانیان سلطنت طلب مقیم ایالت کالیفرنیا -  در همان ایام گزارش داد:

بنی  صدر که چهره اش به علت تراشیده شدن آن سبیل معروف، برداشتن زیر ابروها و رنگ شدن موی سرش به سختی در نظر اول قابل شناسایی بود، در جمع خبرنگاران حاضر شد و... از جمله افزود: ساقط کردن خمینی، تنها از من برمی آید... ائتلافیون ضد رژیم، از حقانیت قانونی من به عنوان رئیس جمهور 11 میلیونی و برش نظامی و انضباط سازمانی نیروهای آقای رجوی برخوردار می  شوند.

فرقه تروریستی مجاهدین خلق، به دلیل ماهیت غیراسلامی و ضد مردمی خود، به منزله ی رکن اصلی جبهه  متحد ضد انقلاب، با امید به براندازی نظام جمهوری اسلامی، پس از عزل بنی صدر، موجی از ترور و انفجار را در سراسر کشور به راه انداخت؛ اقدامی که صد در صد مورد تأیید و حمایت گسترده  ی کاخ سفید قرار گرفت؛ به گونه ای که در دوم تیرماه 1360  -   دو روز پس از اعلام رسمی شورش مسلحانه توسط فرقه ی مزبور -  رادیو دولتی «صدای آمریکا»، خشنودی حکام ایالات متحده را از این حرکت اعلام داشت:
... این وضع باید چند ماه دیگر هم ادامه یابد تا رژیم اسلامی را به ورطه  ی سقوط کامل برساند.

  فعال شدن تحرکات تروریستی جبهه ی متحد ضد انقلاب در سراسر کشور موجب گشت تا صدّام که پیش از این حوادث، در دیدار با اعضای کمیته ی حسن نیت سازمان کنفرانس اسلامی، عاجزانه آمادگی خود را برای برقراری آتش بس کذایی و نشستن پشت میز مذاکره اعلام کرده بود، پس از مشاهده ی وضعیت سخت متشنج سیاسی   -  نظامی ایران، در تیرماه 1360 اعلام کند:

... اگر می خواهید نظر ما را بدانید، باید بگویم ما ترجیح می دهیم در حالی که جنگ ادامه دارد، با ایرانیان به قصد رسیدن به توافق، به مذاکره بنشینیم. زمانی که به توافق دست یافتیم، می گوییم جنگ خاتمه یابد.

  بدین ترتیب، سال نخست جنگ در وضعیتی به پایان رسید که هیچ گونه پیروزی نظامی پایدار و چشمگیری در جهت آزادسازی سرزمین های اشغالی به دست نیامد؛ چرا که کشور در گرداب عمیقی از بحران های سیاسی   -  امنیتی فرو رفته بود. بسیاری از ناظران و تحلیل گران خارجی، دورنمای افق سیاسی ایران را پس از حذف بنی صدر و آغاز عملیات ترور و انفجار منافقین، محتوم به نابودی نظام جمهوری اسلامی ارزیابی می کردند.

  علی رغم ضربات سنگینی که به واسطه ی تحرکات تروریستی جبهه ی متحد ضد انقلاب بر پیکره نظام جمهوری اسلامی وارد آمد، انقلاب اسلامی ایران دیگر بار قامت افراشت و ضمن مبارزه ی قاطع با ضد انقلاب داخلی، دست به کار بازسازی رده های حاکمیت و چاره اندیشی اساسی برای اتخاذ مناسب ترین تدابیر نظامی، جهت مقابله با متجاوزین اشغالگر شد. 

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : سه شنبه سوم دی 1387
نویسنده : ملک زاده
تدبير امام - شکست منافقين
حسین بهزاد- گل علی بابایی

ملّت ایران در حالی به سال 1360 قدم گذاشت که یکصد و هشتاد روز از آغاز تهاجم عراق و اشغال پانزده هزار کیلومتر مربع از خاک استان های غربی و جنوبی ایران سپری شده بود.

اینک، با فرا رسیدن نوروز سال 1360، یکصد و چهل و شش روز است که خرّمشهر در اشغال به سر می برد. یکصد و سی و دو روز است که آبادان در محاصره است. هفتاد و چهار روز از فرجام آخرین تلاش سپاهیان پاکباز دشت آزادگان و دانشجویان مسلمان پیرو خط امام به فرماندهی سیّد حسین علم الهدی برای باز پس گیری هویزه می گذرد. بیش از دو میلیون زن و مرد و کودک جنگزده ایرانی، ششمین ماه آوارگی خویش را در اردوگاه های مهاجرین جنگی سپری کرده اند. و سرانجام، شانزده روز از آغاز صف آرایی علنی جبهه ی متحد ضد انقلاب به سرکردگی رئیس جمهور و فرمانده کل نیروهای مسلّح جمهوری اسلامی، علیه تمامیت انقلاب اسلامی در واقعه چهارده اسفند 1359 دانشگاه تهران می گذرد.

  امام خمینی در پیام نوروزی خویش، سال 1360 را سال حاکمیت و اجرای قانون در کشور اعلام فرمودند. بدین سان، امام مسیر نجات کشور از حاکمیت قانون شکنان  گردآمده در زیر علم بنی صدر را مشخص کرده، بی اعتباری ادعاهای آنان را که مدعی به بن بست رسیدن کشور شده بودند، با موضع گیری صریح خویش برملا ساختند.

  از دیگر سو، پس از برملا شدن مناسبات ارگانیک بنی صدر با سران جبهه ی متحد ضد انقلاب، امام خمینی در شامگاه بیست خرداد 1360، حکم خلع بنی صدر از سمت فرماندهی کل نیروهای مسلّح جمهوری اسلامی را صادر کردند. متعاقب این امر، عدم کفایت سیاسی بنی صدر برای ادامه ی تصدی ریاست قوه ی مجریه، توسط نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی در 31 خرداد به تصویب رسید.

  به دنبال اعلام نظر مجلس، امام خمینی، رهبر نظام جمهوری اسلامی، حسب اختیارات مصرحه در قانون اساسی، در یکم تیرماه 1360، ابوالحسن بنی صدر را از ریاست جمهوری عزل کرده، امر اداره ی موقت قوه ی مجریه را تا زمان برگزاری انتخابات پیش از موعد، به «شورای موّقت ریاست جمهوری» محول کردند.

  با اعلام عدم کفایت سیاسی بنی صدر توسط مجلس، درگیری های مسلحانه ی خیابانی توسط اعضاء و هواداران فرقه ی تروریستی مجاهدین خلق تشدید شد و حمله به اماکن و مراکز وابسته به سپاه، دادستانی انقلاب، دفاتر حزب جمهوری اسلامی و انجمن های اسلامی، حمله به شهروندان دارای ظاهر مذهبی در خیابان ها، به آتش کشیدن وسایط نقلیه ی دولتی و اتوبوس های شرکت واحد و ... در دستور کار آنان قرار گرفت. درست در همین برهه  خطیر و سرنوشت ساز، امام خمینی از مردم می خواهد تا تکلیف خویش را با جریان لیبرال غرب زده، منافقین و مؤتلفین آنان یکسره کنند:

... حضور شما مردم عزیز و مسلمان در صحنه است که توطئه  ی ستمگران و حیله گران تاریخ را خنثی می کند. حضور شما در صحنه است که گرد یأس و درماندگی بر چهره های منافقین و بی آبروها می پاشد. حضور شما مردم شجاع و باایمان است که خط اصیل اسلام را بر ایران  -   و به امید خدا  -  بر جهان حاکم خواهد نمود. حضور شما مردم مؤمن و از جان  گذشته است که روشنفکران غرب و شرق زده را برای همیشه رسوا می کند. حضور شما در صحنه، تمام «من»ها و منیت های شیطانی را کوبیده و می گوید «ما» و اخوت اسلامی را جایگزین آن نموده و می  نماید. حضور شما در صحنه، به آمریکا و غرب و شرق و دنباله روهای بی عقل شان هشدار داد که این ما بودیم که انقلاب نمودیم و این ما هستیم که سرنوشت خود را خود تعیین می کنیم و از کلمات بی محتوای شما گول نمی خوریم. حضور شما در صحنه، جبهه ها و سازمان ها و جمعیت هایی را که به اسم طرفداری از فرد و فردپرستی به مقابله با اسلام و احکام شرعی آن برخاسته بودند، رسوا نمود. امروز و روزهای آینده، روز شکست جریان دشمنان قسم  خورده ی اسلام است. روز شکست فرد یا افراد نیست. روز شکست جریانی است که به اسلام معتقد نیستند و اگر هم باشند، مسلماً تا حدودی است که با قوانین غرب برنخورد و مخالفتی نداشته باشد. روز شکست جریانی است که همیشه قلب مرا می آزرد. روز شکست جریانی است که بسیار خطرناک تر از تمامی جنایت ها و خیانت های رژیم پهلوی  -   در طول حکومت ننگین شان   -  بود. روز شکست جریانی است انحرافی، که حضور به موقع شما، پایه های آن را لرزاند و فرو ریخت.
دوستان عزیزم!

بسیار دقت کنید و کاملاً به هوش باشید و هوشیارانه، با آرامش کامل، ولی با تمام توان در صحنه باشید که بی شما، هیچ کس نمی تواند هیچ کند و با شما، همه  دشمنان رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار(ع) نابود خواهند شد. به هوش باشید که ایران در آستانه  به ثمر رسیدن انقلاب اصیل شماست!.»

سرانجام سیّدابوالحسن بنی صدر، یا به تعبیر رمزآمیز اسناد سیا، آقای «اس -  دی -  لور -   1» و همدست تروریست وی مسعود رجوی، پس از 51 شبانه  روز اختفاء در خانه های تیمی فرقه تروریستی مجاهدین خلق، در نیمه شب سه شنبه نهم مرداد سال 1360، سوار بر یک فروند هواپیمای نظامی ربوده شده که هدایت آن را سرهنگ بهزاد معزی  -  خلبان پیشین شاه   -  برعهده داشت، مخفیانه از کشور گریختند و در سحرگاه چهارشنبه دهم مرداد وارد آسمان فرانسه شدند.

  نشریه  «ایران نیوز» چاپ آمریکا - ارگان ایرانیان سلطنت طلب مقیم ایالت کالیفرنیا -  در همان ایام گزارش داد:

بنی  صدر که چهره اش به علت تراشیده شدن آن سبیل معروف، برداشتن زیر ابروها و رنگ شدن موی سرش به سختی در نظر اول قابل شناسایی بود، در جمع خبرنگاران حاضر شد و... از جمله افزود: ساقط کردن خمینی، تنها از من برمی آید... ائتلافیون ضد رژیم، از حقانیت قانونی من به عنوان رئیس جمهور 11 میلیونی و برش نظامی و انضباط سازمانی نیروهای آقای رجوی برخوردار می  شوند.

فرقه تروریستی مجاهدین خلق، به دلیل ماهیت غیراسلامی و ضد مردمی خود، به منزله ی رکن اصلی جبهه  متحد ضد انقلاب، با امید به براندازی نظام جمهوری اسلامی، پس از عزل بنی صدر، موجی از ترور و انفجار را در سراسر کشور به راه انداخت؛ اقدامی که صد در صد مورد تأیید و حمایت گسترده  ی کاخ سفید قرار گرفت؛ به گونه ای که در دوم تیرماه 1360  -   دو روز پس از اعلام رسمی شورش مسلحانه توسط فرقه ی مزبور -  رادیو دولتی «صدای آمریکا»، خشنودی حکام ایالات متحده را از این حرکت اعلام داشت:
... این وضع باید چند ماه دیگر هم ادامه یابد تا رژیم اسلامی را به ورطه  ی سقوط کامل برساند.

  فعال شدن تحرکات تروریستی جبهه ی متحد ضد انقلاب در سراسر کشور موجب گشت تا صدّام که پیش از این حوادث، در دیدار با اعضای کمیته ی حسن نیت سازمان کنفرانس اسلامی، عاجزانه آمادگی خود را برای برقراری آتش بس کذایی و نشستن پشت میز مذاکره اعلام کرده بود، پس از مشاهده ی وضعیت سخت متشنج سیاسی   -  نظامی ایران، در تیرماه 1360 اعلام کند:

... اگر می خواهید نظر ما را بدانید، باید بگویم ما ترجیح می دهیم در حالی که جنگ ادامه دارد، با ایرانیان به قصد رسیدن به توافق، به مذاکره بنشینیم. زمانی که به توافق دست یافتیم، می گوییم جنگ خاتمه یابد.

  بدین ترتیب، سال نخست جنگ در وضعیتی به پایان رسید که هیچ گونه پیروزی نظامی پایدار و چشمگیری در جهت آزادسازی سرزمین های اشغالی به دست نیامد؛ چرا که کشور در گرداب عمیقی از بحران های سیاسی   -  امنیتی فرو رفته بود. بسیاری از ناظران و تحلیل گران خارجی، دورنمای افق سیاسی ایران را پس از حذف بنی صدر و آغاز عملیات ترور و انفجار منافقین، محتوم به نابودی نظام جمهوری اسلامی ارزیابی می کردند.

  علی رغم ضربات سنگینی که به واسطه ی تحرکات تروریستی جبهه ی متحد ضد انقلاب بر پیکره نظام جمهوری اسلامی وارد آمد، انقلاب اسلامی ایران دیگر بار قامت افراشت و ضمن مبارزه ی قاطع با ضد انقلاب داخلی، دست به کار بازسازی رده های حاکمیت و چاره اندیشی اساسی برای اتخاذ مناسب ترین تدابیر نظامی، جهت مقابله با متجاوزین اشغالگر شد. 

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : سه شنبه سوم دی 1387
نویسنده : ملک زاده
نامه رامین به خاتمی:وضع تان از هاشمی 2005 بهتر نیست/ شما مثل"ارنستو چه گوارا" هستید
بهتر است بجاي شعار عوام فريبانه"نجات ايران" كه تخطئه تنگ نظرانه همه پيشرفتها و انكار غير ضروري موقعيت ممتاز ملي و نفي متعصبانه عظمت بين المللي كنوني ايران اسلامي و انقلابي است، از شرايط متزلزل امريكا در منطقه و جهان بمنظور پركردن خلاءهاي ناشي از عقب نشيني اين ابرقدرت رو به اضمحلال، براي گسترش منافع ملي كشور خود بهره‌گيري مصلحانه و انسان دوستانه نماييد و با نگاهي جهان‌شمول و برون‌گرايانه، از خودكم بيني درون‌گرايانه خود را نجات دهيد.
 
فارس: محمدعلي رامين در نامه‌اي سرگشاده خطاب به خاتمي رئيس دولت هفتم و هشتم توصيه‌هايي را به وي در خصوص حضور يا عدم حضور وي در انتخابات بيان كرده است.

محمد علي رامين در نامه‌اي سرگشاده خطاب به سيد محمد خاتمي رئيس دولت هفتم و هشتم توصيه‌هايي را به وي در خصوص حضور يا عدم حضور وي در انتخابات به اين شرح عنوان كرده است:

دي ماه چهار سال پيش در حضور يك جمع 17-16 نفره و برخلاف نظر حضار، به آقاي هاشمي رفسنجاني عرض كردم: " آمدن شما به عرصه انتخابات رياست جمهوري، يك خسران براي شما و نظام است؛ زيرا ورود مجدد به ميداني كه شما هشت سال پيش بعد از هشت سال فرصت تلاش و اجراي تمام برنامه‌ها و صرف تمام نيروها و تجربه‌ها، از آن جدا شده‌ايد، قطعاً بدون داشتن انرژي و انگيزه گذشته و بدون نيروي انساني جديد و بدون طرح و برنامه تازه، تصميمي حكيمانه نيست.

در حاليكه حداقل شما در چهار حوزه ديگر مي‌توانيد موفق و مؤثر باشيد، اول در پرورش نيروي انساني براي نظام، دوم در تشكيل " اتاق فكر حكومت اسلامي" و تبيين بنيان‌هاي فكري اسلام و تشيع، سوم در ديپلماسي عمومي و تقويت جايگاه ايران در جهان، و چهارم انتقال تجربيات ارزشمند خود به كشورهاي اسلامي و مستضعف و نيازمند جهان".
آن‌روز آقاي هاشمي حرف هاي بنده را پسنديد، اما نپذيرفت و خلاف آن عمل كرد.

امروز مايلم مطالبي را با شما آقاي محمد خاتمي در ميان بگذارم، شايد كه بپسنديد و بپذيريد:

انسان كه در يك خانواده رشد مي‌كند، وقتي استعدادها و ظرفيت وجودي او بزرگتر از خانه‌اش مي‌شود، معمولاً به حكم عقل بجاي ايجاد كشمكش در ميان اعضاي خانواده خويش، محيط فعاليت خود را از خانه به محله و شهر و كشور توسعه مي‌دهد، تا هم به ديگران كمك برساند، هم موجب افتخار و حمايت خانواده‌اش گردد و هم به رشد و شكوفايي استعداهاي خود استمرار بخشد، در غير اين صورت، خانه بر او تنگ، با اهل خانه در جنگ و همگراييها به ننگ تبديل مي‌شود.

آقاي محمد خاتمي شما حدود 10 سال وزير بوديد تا از سطح وزارت فراتر رفتيد و چند سال بعد رئيس جمهور شديد، هر چه استعداد، انگيزه، انديشه، ابتكار و نيروي انساني داشتيد، در فرصت هشت سال رياست جمهوري بكار گرفتيد تا به فصل ديگري از زندگي خود رسيديد.

راستي در اين چند سال فراغت از رياست جمهوري چقدر رشد كرده و به كدامين ساحت نوين در حيات انساني خويش دست يافته‌ايد؟

اگر در جا زده‌ايد، باخته‌ايد؛ اگر عقب گرد كرده‌ايد، نعمت زندگاني خردمندانه به هلاكت انداخته‌ايد و با اهل خانه به جنگي پرداخته‌ايد كه بيش از سلف خود در تير ماه 84 سهمي به چنگ نياورده و شما نيز لاجرم به انتقام از مردماني كه خودتان هشت سال مرهون اعتماد آنها بوده‌ايد، بجرم انتخاب يك رئيس جمهور جوان دانشگاهي، دلخوش خواهيد كرد.

بنده با همه انتقاداتي كه به عملكرد شما و آقاي رفسنجاني دارم، معتقدم كه به هشت دلي ظرفيت وجودي و موقعيت ممتاز شما از شخصيتي فرا ملي مانند "ارنستو چه گوارا" بيشتر اگر نباشد، حتماً كمتر نيست:

1- شما پيرو مكتبي هستيد كه حتي عرب‌هاي عصر جاهليت و باديه نشين را هم به اقتدار جهاني رساند؛

2- شما منادي مذهبي هستيد كه مدعي اداره عادلانه كل جهان در آينده است؛

3- شما در انقلابي رشد كرده ايد كه براساس انديشه "امت و امامت" پيروز شده و حكومت تشكيل داده است؛

4- شما سي سال در محضر ولايت فقيه شيوه خداپسندانه حكومتگري و سيره متواضعانه مردمگرايي صادقانه را  آموخته‌ايد؛

5- شما بعنوان "روحاني" و در جايگاه عالمان ديني امت اسلامي بفرموده حضرت محمد (ص) بايد از پيامبران بني اسرائيل هم حتماً افضل باشيد؛

6- شما هر 2 نفر جزئي از سرمايه‌هاي ملي ملتي بزرگ در تاريخ بشر هستيد كه هر كدام دوبار بزرگوارانه از سوي اين ملت نجيب و شجاع به رياست جمهوري برگزيده شده‌ايد و اين اعتماد ملي ذخيره انساني ارزشمندي در رابطه با جهانيان است كه بايد در حد و اندازه اين ملت مسلمان و انقلابي ظاهر شود؛

7- "اصل هجرت" را هم تراز با جهاد در راه خدا در قرآن كريم خوانده‌ايد و حتماً باور داريد كه "هجرت" عزت آفرين است و بستر رزق وسيعتر و رشد و تعالي سريعتر آدميان است.

8- وقتي شما به عنوان پيروان امام خميني (ره) اصل "صدور انقلاب" را باور داريد، امروز كه از مسئوليت سنگين مديريت اجرايي كشور فارغ شده‌ايد، خود شما بايد پيشقراول تحقق اين اصل اسلامي و انساني باشيد.

بنابراين با غفلت از رسالت جهانشمول اسلام، "خانه نشيني" مانع رشد شما و موجب فرسودن استعدادهاي ساير "اهل خانه" و باعث محروميت اهل بلاد ديگر از تجربه‌ها و توانمندي‌هاي شما خواهد شد.

"چه گوارا" با همه اشكالاتش اين حقيقت را فهميد و با سفر و مبارزه عليه مستكبران و كمك به محرومان، قهرمان ملتهاي محروم قاره آمريكا شد.

آقاي خاتمي!

دوستان خوش خيال و تملق گويان هميشه در صحنه، سخنان بنده به جناب آقاي هاشمي را در چهار سال پيش وارونه جلوه دادند؛ همچنانكه ممكن است امروز نيز سخن مرا ناشي از "نگراني" نسبت به حضور و پيروزي فرضي شما معرفي كنند، در حاليكه به صراحت مي‌گويم كه موقعيت شما از تبليغات "هاشمي 2005" بهتر نيست و معتقدم كه شما گزينه‌هاي زيادي فرا روي خود نداريد:

1- يا بدون قصد آمدن و صرفاً براي بازارگرمي سياسي خود و كمك تبليغاتي براي همفكران خودتان تلاش مي‌كنيد تا سخنراني اخير شما در دانشگاه تهران را قابل توجيه سازد.

2- يا اين بازارگرمي سياسي داخلي را براي فعاليت خارجي خود مفيد مي‌دانيد كه اينگونه حركات تبليغاتي براي بعضي‌ها قابل قبول باشد؛

2-يا نمي‌بينيد كه تنها امتياز شما در برابر هاشمي، كروبي و ناطق نوري را كه تا بحال در انتخابات رياست جمهوري شكست نخورده‌ايد، زيركانه از شما مي‌گيرند.

4-در غير اين صورت آيا مي‌توان باور كرد كه شما به حمايت دولتمردان آمريكا از "اصلاح طلبان" اميدوار شده باشيد؟

بنده حالت چهارم را نمي‌خواهم باور كنم و فرض سوم را نيز از ذكاوت سياسي شما بعيد مي‌دانم. جنابعالي بهتر از هر كس ديگر آگاهيد كه بر فرض پيروزي ضعيف در انتخابات آينده، نه فقط هيچ امتيازي بالاتر از امروز خود كسب نكرده‌ايد، بلكه منتقمان خشن و دشمنان جديدي از ميان طرفداران كنوني به جان شما خواهند افتاد كه حداقل چهار گروه آنان را بخوبي مي شناسيد:

1-افراطيوني كه در دور دوم رياست جمهوري خود، آنها را به دليل خيانت‌هاي آشكار و براي مصونيت خود رها كرديد.

2-شكست خوردگان انتخابات مجلس ششم كه براي انتقام از مردم و نظام لحظه شماري مي‌كنند.

3-ضد انقلابيوني كه مدتي بي حاصل به شما براي نيل به اغراض خود دل بستند.

4-غربي‌هايي كه با اميد واهي براي فروپاشي نظام اسلامي شما را گورباچف ايران پنداشته و حضور پرصلابت رهبري بيدار و ملت شجاع ما را ناديده گرفته بودند، البته دو گروه اخير در عرصه جهاني برنامه‌هاي هولناكي براي سوء استفاده از شما عليه ايران تدارك ديده‌اند.

بنابراين ضمن تقديم چند توصيه دوستانه،‌ پيشنهاد مشخص خود را به شما هديه مي‌كنم:

الف- بهتر است بجاي شعار عوام فريبانه"نجات ايران" كه تخطئه تنگ نظرانه همه پيشرفتها و انكار غير ضروري موقعيت ممتاز ملي و نفي متعصبانه عظمت بين المللي كنوني ايران اسلامي و انقلابي است، از شرايط متزلزل امريكا در منطقه و جهان بمنظور پركردن خلاءهاي ناشي از عقب نشيني اين ابرقدرت رو به اضمحلال، براي گسترش منافع ملي كشور خود بهره‌گيري مصلحانه و انسان دوستانه نماييد و با نگاهي جهان‌شمول و برون‌گرايانه، از خودكم بيني درون‌گرايانه خود را نجات دهيد.

ب- بهتر است با پرهيز از تحريك مخاطبان عليه ولايت فقيه و تخريب ساير نهادها و نگاهبانان حكومتي كه همچنان بر اساس تئوري شيطاني "حاكميت دوگانه" دنبال مي‌شود، براي بازسازي انديشه اصيل "امت و امامت" كه اساس حكومت مورد نظر امام خميني و قانون اساسي است، در راستاي ايجاد انسجام امت اسلامي و نجات ملت هاي محروم و مستضعف و تحت سلطه اشغالگران، تلاش كنيد و همت عالي خود را براي رهايي سرزمين‌هاي اسلامي از اشغال مثلث آمريكا - انگليس - اسرائيل بكار گيريد، تا يك و نيم ميليارد مسلمان دعاگوي شما باشند و آيندگان نقش مثبت شما را در ايجاد تمدن نوين اسلامي ثبت و ضبط كنند و در حيات جاودانه با شهدا و صلحا و ائمه اطهار(ع) و پيامبران الهي (س) محشور گرديد.

ج- اگر خود را به عنوان يك شخصيت ملي ايرانيان پر افتخار، فراتر از محدوده امروز ايران بدانيد و در حد يك مهره جناحي وارد بازي‌هاي فرسايشي احزاب بي‌آرمان داخلي نشويد، در چنبره اين بازي‌ها فرصت فرا ملي و نيز اعتبار نزد مملكت خود را هدر نخواهيد داد و با كاشتن "باد"، "توفان" درو نخواهيد كرد.

د- در گستره جهان اسلام شما مي‌توانيد در كنار سيدحسن نصرالله، دومين روحاني بيدار و سرفراز شيعه باشيد كه بستر وحدت، عزت و قدرت مسلمانان را با پيروي از امام خامنه‌اي تقويت كنيد و فرصت‌هاي ارزشمند و مغتنمي را براي ايران و اسلام فراهم آوريد و مانع استمرار جنايات مستكبران بشويد.

ر- گرچه مظلوم نمايي و تحريك هنرمندانه مخاطب و سوء استفاده از عواطف پاك مردم هميشه شگرد مؤثري بوده، اما انصاف و انسانيت حكم مي‌كند كه بجاي آن، يك روحاني اسلام براي رسيدگي به مظلومان و بي پناهان عالم اقدام كند تا فراتر از يك شهرت كاذب و محبوبيت رسانه‌اي، يك بركت الهي براي بشريت و يك حرمت و قداست ابدي را براي حيات جاودانه خود بدست آورد.

س- فعلاً از تحليل محتواي سخنراني 25 آذر 87 دانشگاه تهران كه حتي يك سخن تازه در برنداشت، صرف‌نظر كرده و صميمانه و برادرانه "پيشنهاد" اصلي خود را تقديم مي‌كنم:

ايرانيان با فرهنگ، ضمن پذيرش اسلام و تبين و توسعه آن در ميان ساير ملل، نقشي بزرگ در رشد و تعالي بشريت و عبور از تنگناهاي تاريخ جاهليت داشته‌اند.

در عصر ما، "انقلاب اسلامي" به همت همان وارثان فرهنگ توحيدي، تجربه‌اي نوين را پيش روي مردمان امروز و فرداي جهان قرار داده است.

30 سال اخلاص و ايثار و تدبير و استقامت و مجاهدت بهترين انسانها در تمام عرصه‌هاي اجتماعي، سياسي، نظامي، اقتصادي، علمي و فني حول محور "امامت ولي فقيه عادل و دانا و توانا"، عظمت‌هاي فراواني را ظاهر كرده و استعدادهاي شگرفي را رشد داده است كه قطعاً اين دانايي و توانايي‌هاي امروز، پرشكوه‌تر و بزرگتر از گذشته ماست.
دليل آشكار براي اثبات اين مدعا آن است كه امروز ايرانيها در هر ميداني كه وارد مي‌شوند، در مقايسه با ديگران در رديف "برترين‌ها" قرار مي‌گيرند.

افتخار آفرينان ايران اين حقيقت را در ميادين ورزشي، در عرصه‌هاي علوم و فنون نوين، در صحنه‌هاي فرهنگي و هنري، در بازارهاي اقتصادي، در هماوردهاي نظامي، در مشاركت‌هاي اجتماعي و در انقلاب آفريني و پاسداري همه جانبه از نظام حكومتي و ارزش‌هاي اسلامي خود در برابر تهاجمات بيگانگان به اثبات رسانده‌اند.

در ساحت ديانت و سياست هم، رهبري انقلاب اسلامي در 30 سال گذشته همواره يك چهره بي نظير فرا ملي در ميان رهبران ديني و سياسي جهان بوده و هستند.

"پرسش شفاف" اين است كه آيا سياستمداران با تجربه ما كه در داخل كشور با تبعيت از رهبر انقلاب اسلامي رشد كرده و به توفيقات بزرگي براي ملت خود رسيده‌اند، نمي‌توانند همين تجربه گرانبها را براي پيشرفت و سعادت ملل مسلمان و ساير ملت‌ها عرضه كنند و با عملكرد خود گامي به جلو بردارند ومنافع ملي را در وراي مرزهاي فعلي توسعه دهند؟

اين نگاه ضد سلطه‌طلبي و انگيزه صد در صد انساني و خيرخواهانه در بسياري از زمان‌ها مورد نياز و مطالبه ملت‌هاي محروم و مظلوم و استقلال طلب جهان است.

گرايش به استقلال از مستكبران و اشغالگران و خدمت‌رساني به مردم نيازمند و مراعات مردم سالاري واقعيتي است كه علاوه بر شما، آقايان هاشمي رفسنجاني، ناطق نوري، كروبي، ميرحسين موسوي و صدها نفر از وزرا و نمايندگان سابق مجلس نيز تجربه كرده‌اند و همه اين شخصت‌ها سهم خود را در پيشرفت كشور ادا كرده‌اند و همگي به "گردش نخبگان" و نيروهاي فراواني كه توانا، كارآمد و تازه نفس، آماده شكوفاتر كردن ايران اسلامي هستند، به دليل روحيه ضد فرعونيت خويش كم و بيش معتقد مي‌باشند.

پس كافي است كه براي تحقق اين منظور، همگان با خداباوري:

1- عزت و توانمندي فرا ملي خود را باور كنند و در جايگاه مشاوران امين و با تجربه براي ساير ملتها حركت نمايند، نيروهاي جوان و تازه نفس داخلي را با بلند نظري تقويت كنند، اصل "گردش نخبگان" را درعمل حرمت نهند، افق‌هاي وسيع فرامرزي را از ترس آمريكا و انگليس و اسرائيل رها نسازند و آينده را براي آيندگان فراخناكتر و زيباتر در پيوند با تمام مسلمانان جهان به وراثت بگذارند.

2- مفهوم سخن امام خميني (ره) كه پيروي از ولايت فقيه را ضامن سلامت مملكت ايران معرفي كرده‌اند، "براي كل سرزمين اسلام" خردمندانه و خيرخواهانه باز تعريف كنند، تا از اين مفهوم بلند اسلامي سخاوتمندانه براي نجات ملت‌هاي اسير در چنگال خون آشام و اشغالگر "استبداد جهاني"، با تدبير و دور انديشي، بهره‌ها گيرند.

جناب آقاي خاتمي، افق نگاه روحانيت شيعه و چشم‌انداز اسلام و انقلاب اسلامي و همه ايرانيان خداپرست و عدالتخواه فراتر از سيم خاردارهايي است كه انگلستان به دور ما كشيده است.

باور كنيم كه ظرفيت انساني ايرانيان كه 30 سال با نظام اسلامي رشد كرده‌اند، بزرگتر از ايران امروز ماست.

باور كنيم كه در آنسوي اين محدوده‌ها انسانهاي بي‌شماري در انتظار ياري شخصيت‌هاي صالح و كاردان و مجرب و با سخاوت و عدالتخواه و شجاعي هستند، تا دست آنان را براي نجات از سلطه دشمنان بشريت با مهرباني بگيرند.

براي تحقق اين رسالت بزرگ انساني ميدان عمل براي تمام شايستگان از ميان دستجات "چپ" و "راست" و "اصولگرا" و "اصلاح‌طلب" مهيا است.

باور كنيم كه در پشت اين سيم خاردارها، انسان‌‌هاي مظلوم و مستضغف، يا در خلقت، "خويش" ما هستند يا در ديانت "هم‌كيش" ما؛ و فقط دشمنان ميان ما فاصله و جدايي انداخته‌اند، كه اين فاصله‌ها با درايت مردان شجاع و زكاوت زنان با همت، برداشتني است، انشاء الله.

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : یکشنبه یکم دی 1387
نویسنده : ملک زاده
هاشمی: خاتمی ردصلاحیت نشود، کنار می‌کشم
وی با بیان اینکه برخی افراد در حزب کارگزاران واکنش منفی نسبت به اعلام احتمال کاندیداتوریم نشان دادند، افزود: الان کسانی به بنده مراجعه کرده‌اند و می‌خواهند امکانات در اختیار بگذارند و ستاد راه‌اندازی کنند و برنامه بنویسند که تعدادشان هم کم نیست، منتها در درون خود ما بحث‌های دیگری هست.
كد خبر: ۲۹۸۸۴ تاريخ انتشار: ۱۱:۱۴ - ۰۱ دي ۱۳۸۷ تعداد بازديد: ۱۲۲۹۶

محمد هاشمي رفسنجاني در اظهار نظري صريحتر از هميشه اعلام کرده است که تاب وقت کشي در جبهه اصلاحات را ندارد و اگر اين جبهه با کانديداي واحد به صحنه نيايد، تصميم خود را خواهد گرفت. وي دو گزينه «در کنار ائتلاف يا درون ائتلاف» را داراي طرفداراني در کارگزاران خواند و تأکيد کرد: من طرفدار ائتلافم. اگر آقاي خاتمي رد صلاحيت نشود، بنده از صحنه کنار مي‌روم، اما صحنه را خالي گذاشتن و نام‌نويسي نکردن هيچ توجيهي ندارد.

به گزارش مهر، محمد هاشمي عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران سازندگي به تازگي در سخناني در جمع اعضاي اين حزب و در پاسخ به افرادي که از وي درباره کم و کيف حضورش در انتخابات دهم رياست جمهوري مي‌پرسيدند، اظهار داشت: پس از اين‌که در برنامه تلويزيوني مثلث شيشه‌اي درباره کانديداتوري‌ام در انتخابات گفتم که در عالم احتمالات همه چيز محتمل است، در جامعه برداشت‌هاي گوناگوني شد، به گونه‌اي که اين موضوع به يک خبر تبديل شد و موجي در جامعه ايجاد کرد؛ جامعه‌اي که سه دوره گوناگون سازندگي، اصلاحات و اصولگرايي را تجربه کرده و وضعيت کشور در هر سه دوره را مي‌بيند و البته قدرت تحليل دارد و اين دوره‌ها را مقايسه مي‌کند.

وي با بيان اين‌که برخي افراد در حزب کارگزاران واکنش منفي نسبت به اعلام احتمال کانديداتوريم نشان دادند، افزود: کساني به بنده مراجعه کرده‌اند و مي‌خواهند امکانات در اختيار بگذارند و ستاد راه‌اندازي کنند و برنامه بنويسند که تعدادشان هم کم نيست، منتها در درون خود ما بحث‌هاي ديگري هست.

اين عضو ارشد حزب کارگزاران ادامه داد: در شوراي مرکزي حزب، دو مصوبه بيشتر نداريم؛ يکي اين‌که در کنار ائتلاف حرکت کنيم و ديگر آن که از کانديداي واحد ائتلاف حمايت کنيم. روزنامه‌اي از بنده پرسيد که آيا احتمال دارد، بنده کانديداي واحد ائتلاف باشم که من در پاسخ گفتم: پاسخ اين را ائتلاف بايد بگويد.

محمد هاشمي افزود: يکي از سؤالات اعضا از شوراي مرکزي حزب اين است که چرا حزب اعتماد به نفس ندارد و چرا کانديداي مستقل معرفي نمي‌کند؟ خوب بنده براي کانديداتوري اعلام آمادگي کردم. از جايگاه و پايگاه قوي خانوادگي نيز برخوردارم و در جامعه هم که آثار مثبتي بر پي اين اعلام احتمال کانديداتوري ايجاد شده است، پس چرا شما اعضا تاکنون اعتماد به نفس لازم را نشان نداده‌ايد؟

برادر آيت‌الله هاشمي رفسنجاني خاطرنشان کرد: بالاخره بايد مطرح مي‌شد که خانواده آقاي هاشمي نسبت به سرنوشت آينده کشور بي‌تفاوت نيست و مي‌خواهد راهي گشوده شود.

محمد هاشمي در بخشي از سخنانش گفت: يکي از دوستان پرسيد که آيا واقعا کانديدا مي‌شويد. من هم گفتم خوب چرا که نه! ببينيد، اگر آقاي خاتمي را رد صلاحيت نکردند و کار رسيد به آخر بنده از صحنه کنار مي‌روم؛ بنابراين نيامدن و صحنه را خالي گذاشتن و نام‌نويسي نکردن هيچ توجيهي ندارد.

عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران افزود: البته ادعا ندارم که صلاحيت من بيشتر از ديگر اعضاي شوراي مرکزي است. آقايان کرباسچي، نجفي، جهانگيري و مرعشي هر کدامشان صلاحيتي بيشتر از بنده دارند.

محمد هاشمي با بيان اينکه طرفدار ائتلاف است خاطرنشان کرد: البته اگر جبهه اصلاح طلب بخواهد وقت کشي کند آن بحث جداگانه‌اي است. الان هم مي‌گويم که تا آخرش هستم، مگر اين که يک کانديداي واحد از جبهه ائتلاف بيايد و آنگاه بر پايه تحليلي که دارم تصميم مي‌گيرم.

اين کانديداي بالفعل انتخابات دهم رياست‌جمهوري در پايان گفت: اگر آقاي کرباسچي براي کانديداتوري اعلام آمادگي کند بنده هم حاضرم معاون اولش شوم.


موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : یکشنبه یکم دی 1387
نویسنده : ملک زاده
محمد هاشمی: معاون کرباسچی می شوم
"اگر آقای کرباسچی برای کاندیداتوری اعلام آمادگی کند بنده هم حاضرم معاون اولش شوم."

مهر: محمد هاشمی رفسنجانی در اظهار نظری صریح تر از همیشه اعلام کرده است که تاب وقت کشی در جبهه اصلاحات را ندارد و اگر این جبهه با کاندیدای واحد به صحنه نیاید ، آنگاه تصمیم خود را خواهد گرفت. وی دو گزینه "در کنار ائتلاف یا درون ائتلاف"را دارای طرفدارانی در کارگزاران خواند و تاکید کرد: من طرفدار ائتلافم. اگر آقای خاتمی رد صلاحیت نشود، بنده از صحنه کنار می روم. اما صحنه را خالی گذاشتن و ثبت نام نکردن هیچ توجیهی ندارد.

محمد هاشمی عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی اخیرا طی سخنانی در جمع اعضای این حزب و در پاسخ به افرادی که از وی درباره کم و کیف حضورش در انتخابات دهم ریاست جمهوری می پرسیدند، اظهار داشت: بعد از اینکه در برنامه تلویزیونی مثلث شیشه ای درباره کاندیداتوری ام در انتخابات گفتم که در عالم احتمالات همه چیز محتمل است، در جامعه برداشتهای متفاوتی ایجاد شد به طوری که این موضوع به یک خبر تبدیل شد و موجی در جامعه ایجاد کرد. جامعه ای که سه دوره مختلف سازندگی، اصلاحات و اصولگرایی را تجربه کرده و وضعیت کشور در هر سه دوره را مشاهده می کند و البته قدرت تحلیل دارد و این دوره ها را مقایسه می کند.

وی با بیان اینکه برخی افراد در حزب کارگزاران واکنش منفی نسبت به اعلام احتمال کاندیداتوریم نشان دادند افزود: الان کسانی به بنده مراجعه کرده اند و می خواهند امکانات در اختیار بگذارند و ستاد راه اندازی کنند و برنامه بنویسند که تعدادشان هم کم نیست ، منتها در درون خود ما بحثهای دیگری وجود دارد.

این عضو ارشد حزب کارگزاران ادامه داد: در شورای مرکزی حزب 2 مصوبه بیشتر نداریم. یکی اینکه در کنار ائتلاف حرکت کنیم و دیگری اینکه از کاندیدای واحد ائتلاف حمایت کنیم. روزنامه ای از بنده پرسید که آیا احتمال دارد که بنده کاندیدای واحد ائتلاف باشم که من در جواب گفتم جواب این سوال را ائتلاف باید بگوید.

محمد هاشمی افزود : یکی از سوالات شما اعضا از شورای مرکزی حزب این است که چرا حزب اعتماد به نفس ندارد و چرا کاندیدای مستقل معرفی نمی کند. خوب بنده برای کاندیداتوری اعلام آمادگی کردم. از جایگاه و پایگاه قوی خانوادگی نیز برخوردار هستم و در جامعه هم که آثار مثبتی بر پی این اعلام احتمال کاندیداتوری ایجاد شده است، پس چرا شما اعضا تا کنون اعتماد به نفس لازم را نشان نداده اید؟

برادر آیت الله هاشمی رفسنجانی خاطرنشان کرد: "بالاخره باید مطرح می شد که خانواده آقای هاشمی نسبت به سرنوشت آینده کشور بی تفاوت نیست و می خواهد راهی گشوده شود."

محمد هاشمی در بخشی از سخنانش گفت: یکی از دوستان پرسید که آیا واقعا کاندیدا می شوید. من هم گفتم خوب چرا که نه! ببینید، اگر آقای خاتمی را رد صلاحیت نکردند و کار رسید به آخر بنده از صحنه کنار می روم. بنابراین نیامدن و صحنه را خالی گذاشتن و ثبت نام نکردن هیچ توجیهی ندارد.

به گزارش مهر ، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران افزود: البته ادعا ندارم که صلاحیت من بیشتر از سایر اعضای شورای مرکزی است. آقایان کرباسچی، نجفی، جهانگیری و مرعشی هر کدامشان صلاحیتی بیشتر از بنده دارند.

محمد هاشمی با بیان اینکه طرفدار ائتلاف است خاطرنشان کرد: البته اگر جبهه اصلاح طلب بخواهد وقت کشی کند آن بحث جداگانه ای است. الان هم می گویم که تا آخرش هستم مگر این که یک کاندیدای واحد از جبهه ائتلاف بیاید و آنگاه بر اساس تحلیلی که دارم تصمیم می گیرم.

این کاندیدای بالفعل انتخابات دهم ریاست جمهوری در پایان گفت: "اگر آقای کرباسچی برای کاندیداتوری اعلام آمادگی کند بنده هم حاضرم معاون اولش شوم.


موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : شنبه سی ام آذر 1387
نویسنده : ملک زاده
مديريت فعلي ناكارآمد است
گفت‌وگو با مجيد انصاري
كد خبر: ۲۹۰۷۳ تاريخ انتشار: ۱۲:۲۲ - ۲۴ آذر ۱۳۸۷ تعداد بازديد: ۴۶۹۲
دگرگوني اوضاع اقتصادي بين‌المللي و آغاز تأثيرات منفي اين بحران بر اقتصاد ايران سبب شده تا بيشتر دلسوزان كشور در سخنراني‌ها و مقالات خود به دنبال چاره‌انديشي براي مقابله با اثرات بحران اقتصادي بر وضعيت اقتصادي ايران باشند. از همين رو، با مجيد انصاري، نماينده چندين دوره مجلس شوراي اسلامي و عضو شاخص مجمع روحانيون كه در تمام مدت حضور خود در مجلس، در كميسيون برنامه و بودجه فعاليت كرده است، به گفت‌وگو پرداختيم. در پايان با توجه به نزديكي وي با سيدمحمد خاتمي، از او پرسيديم كه آيا خاتمي كانديد مي‌شود يا خير كه پاسخ او را در انتهاي گفت‌وگو مي‌خوانيد.

تابناك: به نظر شما آيا بحران مالي بين‌المللي تأثيري بر اقتصاد ايران خواهد گذاشت؟
انصاري: بحران اقتصادي در كشور ما بسيار زود و وسيع‌تر از بحران اقتصادي غرب آغاز شده بود و علت اين‌كه بحران اقتصادي غرب در اقتصاد ما خيلي نمود ندارد، اين است كه بحران‌هاي خودساخته بزرگتر از آن بحراني بوده است كه دنيا گرفتارش شده‌ است. وقتي در يك اقتصاد كوچك مثل اقتصاد ايران ـ در مقايسه با اقتصاد جهاني مي‌گويم كوچك ـ حجم نقدينگي كشور در مدت سه سال گذشته نزديك به 200 درصد، يعني از 64 هزار ميليارد تومان به بيش از 150 هزار ميليارد تومان افزايش مي‌يابد يا نرخ تورم به رغم برنامه‌ريزي‌ها و احكام قانوني كه بايد تك‌رقمي بشود از نزديك به 14 درصد بنا بر اذعان مسئولان اقتصادي و بانك مركزي به 29 درصد مي‌رسد يا در شاخص‌هاي كالاهايي كه مصرف عمده مردم هست، تورم به بالاي 50 تا 60 درصد مي‌رسد و قيمت مسكن جهش 300 درصدي دارد.

همچنين در يك مدت زمان يك ساله، واردات كشور از نزديك به سي هزار ميليارد تومان، به شصت هزار ميليارد تومان افزايش مي‌يابد آن هم نه واردات كالاهاي واسطه‌اي و مواد اوليه‌اي يا فناوري و كارخانه، بلكه عمدتا واردات مصرفي از اقلام كشاورزي گرفته تا ديگر اقلام مصرفي كه اينها هر كدام، نشان از يك بيماري بزرگ و يك بحران اقتصادي دارد. شايد بتوان نام برخي از اينها را «فاجعه اقتصادي» گذاشت كه البته فراتر از بحران اقتصادي است؛ ركود توليد‌، ركود و حتي توقف سرمايه‌گذاري در بخش‌هاي مولد و زيربنايي و توقف كامل سرمايه‌گذاري خارجي در بخش‌هاي اصلي زيربنايي به گونه‌اي كه در سال جاري، حتي يك LC هم گشايش نشده است و اين در حالي است كه آمارهاي دولتمردان بسيار اميدبخش است. افزايش سرمايه‌گذاري و امثال اينها صرفا درواقع تفاهم‌نامه‌هايي است كه با كشورهاي ديگر امضا كردند يا كارهايي كه مذاكراتي صورت گرفته است به عنوان سرمايه‌گذاري به شمار آورند، ولي اثري از سرمايه‌گذاري كه عملياتي شده و در كشور آماده باشد، نيست و هيچ گشايش اعتباري انجام نشده و LC باز نشده باشد.

بايد گفت، تورم همراه با ركود، گريبانگير اقتصاد ملي ما شده است؛ بنابراين، به نظر من اين مشكل بزرگي است كه ناشي از بي‌تدبيري‌ مديريت اقتصادي كشور، ناديده گرفتن قانون برنامه چهارم توسعه كشور، ناديده گرفتن الزامات سند چشم‌انداز و ناديده گرفتن سياست‌هاي كلي اصل 44 است. همچنين رويكرد عدالت توزيعي به جاي عدالت خوداتكاي توليدي كه ما را در ورطه‌اي از مشكلات چندجانبه گرفتار كرده است و نخستين گام در راستاي اصلاح وضع اقتصادي كشور توقف اين نوع تصميم‌گيري و اين نوع مديريت است تا روند تخريب متوقف شود و گام بعدي اين است كه ببينيم بايد چه كارهاي اساسي را بايد انجام داد.

طرح تحول اقتصادي كه شاه‌بيت آن به اصطلاح هدفمند كردن يارانه‌هاست، از مدل‌هاي مطرح اقتصادي و جزو الزامات و احكام برنامه چهارم و سوم بوده است، ولي نمي‌دانم آقايان اوضاع كنوني را با آنچه به آن اشاره كردم، براي اجراي اين طرح مناسب مي‌دانند يا خير؟! منابع مورد نياز اين طرح را از كجا مي‌خواهند تأمين كنند؟ آيا تورم دوچنداني كه اجراي اين طرح علاوه بر 29 درصد تورم قبلي ايجاد خواهد كرد، براي جامعه قابل تحمل خواهد بود؟ راه‌هاي جبران اين تورم و گراني‌هاي سرسام‌آور را براي اقشار ضعيف و متوسط پيش‌بيني كرده‌اند و اين راه‌ها كدام است؟ اينها از جمله ابهاماتي است كه فراروي اين طرح است به ويژه با توجه به نزديكي انتخابات،‌ شايبه نوعي بهره‌برداري سياسي يا سياسي كردن طرح هم هست كه اگر طرح تحول اقتصادي با آسيب و آفت نگاه سياسي مقطعي هم گرفتار شود‌، بايد منتظر پيامدهاي بسيار وخيم ديگر آن باشيم.

تابناك: سخنان كارشناسان و مسئولان درباره حساب ذخيره ارزي، همه بر محور موجودي ذخيره ارزي است و تاكنون كسي نگفته يا نديده‌ايم كه بگويد با توجه به افزايش بي‌سابقه قيمت نفت، حساب ذخيره ارزي چه مقدار بايد اندوخته مي‌داشت. شما از جمله كساني بوديد كه از نزديك در جريان تصويب و راه‌اندازي صندوق ذخيره ارزي بوديد، اما پرسش من از شما اين است كه هم‌اكنون موجودي حساب ذخيره ارزي چقدر بايد باشد؟

انصاري: اگر برنامه توسعه چهارم دولت مي‌خواست صرفا در چهارچوب جدول ارزي مجاز حركت كند، بايد دست‌كم 120 ميليارد دلار در صندوق ذخيره ارزي وجود داشت ولي چون جداول برنامه، بسيار خوشبينانه تنظيم شده و دولت آقاي خاتمي هم يكي، دو بار اصلاحيه‌هايي براي برداشت بيشتر نسبت به آن جداولي كه پيش‌بيني شده بود، به مجلس ارايه داد و اگر ما با همان روند عملكرد بودجه‌هاي سنواتي نه مصوبات ـ كه مصوبات چندين ميليارد دلار از عملكرد كمتر بوده است ـ محاسبه كنيم و با فرض اين‌كه ميانگين برداشت مجاز از درآمد نفتي در بودجه سالانه چيزي حدود چهارده تا پانزده ميليارد دلار در هر سال كم بوده است بنابراين با توجه به متمم‌ها و لايحه‌هايي كه مجلس تصويب مي‌كند، به طور ميانگين، دولت سالانه بيست ميليارد دلار، مجاز بوده كه از درآمدهاي نفتي برداشت كند. با اين وصف، دولت مي‌توانسته در پنج سال، صد ميليارد دلار از درآمدهاي نفتي را برداشت كند و اگر فرض كنيم در مدت پنج سال گذشته حدود دويست ميليارد دلار درآمد نفتي عايد كشور شده است، با خوشبينانه‌ترين، محتاطانه‌ترين نگاه، دست‌كم بين هشتاد تا صد ميليارد دلار بايد در حساب ذخيره ارزي باشد و اين در حالي است كه بانك مركزي اعلام كرده كه در حدود 23 ميليارد دلار در حساب ذخيره ارزي موجود است. اين در حالي است كه اگر تعهدات را از آن كم كنيم، موجودي اين حساب منفي مي‌شود يا به عبارت ديگر، صندوق ذخيره ارزي چيزي هم بدهكار است. بنابراين به نظر من موضوع حساب ذخيره ارزي در دولت نهم منتفي شده است و به آن هدف و فلسفه خردمندانه‌اي كه پشت تأسيس اين حساب بود، بي‌توجهي شد و جالب آن‌كه در همين مدت سه سال و نيم گذشته، كاملا درستي تدبير دولت گذشته و شخص آقاي خاتمي در راه‌اندازي حساب ذخيره ارزي و درستي كار مجلس ششم در تصويب برنامه چهارم توسعه ـ كه تأكيد كردند بايد حساب ذخيره ارزي باشد و اين پول بايد براي روز مبادا يا شرايط خاص ذخيره شود ـ در همين سه سال و نيم گذشته، اثبات شد كه اين پيش‌بيني عاقلانه و درستي بوده است، چون قيمت نفت به هيچ وجه در دست و اختيار ما نيست.

در اين باره‌ بايد گفت كه در مدت سه سال، قيمت نفت از حدود 28 دلار در هر بشكه به مرز 145 دلار در هر بشكه رسيد و بار ديگر در همين دوره كوتاه به حدود 37 دلار در هر بشكه تنزل كرده است و مي‌بينيم كه اين روند نزولي قيمت نفت همچنان در حال تداوم است؛ يعني برمي‌گردد به همان نقطه آغازين و اگر آقايان به قوانين كشور متعهد بودند و حركت خلاف نكرده بودند، وضعيت امروز ما بسيار مطلوب بود.

روسيه با ذخيره كردن چهارصد ميليارد دلار از مازاد درآمدهاي نفتي خود، از شدت شوك‌هاي بحران مالي اخير بر اقتصاد خود بسيار كاسته است؛ بنابراين، مي‌بينيم كه اقتصاد روسيه خيلي از تلاطم‌هاي بحران جهاني تأثير نپذيرفته است عربستان سعودي نيز با ذخيره كردن چهارصد ميليارد دلار مازاد درآمدهاي نفتي، ‌اكنون در اوضاع مطلوبي است و جالب ‌آن‌كه با كاهش قيمت بيشتر كارخانه‌ها و صنايع مادر، سعودي‌ها با بهره‌گيري از اين منابع سرشار، در حال گسترش صنايع و توليدات خود هستند و بايد توجه داشت، اگر همان هشتاد ميليارد دلاري كه پيشتر اشاره كردم، اكنون در حساب ذخيره ارزي بود،‌ بسيار براي اقتصاد كشور فايده داشت و با در نظر گرفتن ارزان شدن كارخانه‌ها و ماشين‌آلات عملا اين ذخيره چندين برابر آنچه پيشتر ارزش داشت، براي ما ارزش داشت كه متأسفانه اين فرصت استثنايي كه براي نخستين بار در اختيار دولتمردان ايراني قرار گرفت، از دست رفت و در يك جمله مي‌توانم بگويم فرصت‌هايي كه در دولت نهم در عرصه اقتصادي از دست ملت ايران گرفته شده، قطعا در تاريخ يك صد ساله اخير ـ چون پيش از آن نظام مدون بودجه‌اي و برنامه‌اي نداشته‌ايم ـ يعني از هنگامي كه روند تنظيم و تنسيخ بودجه متمركز و اداره ماليه كشور به صورت متمركز بوده، اين فرصت‌سوزي بي‌سابقه بوده است، ضمن آن‌كه شخصا موافق تمركز درآمدهاي نفتي در بخش عمراني نيستم ولي باز اگر همين درآمدها در اين بخش هزينه مي‌شد، شايد زياد جاي گلايه نبود، ولي متأسفانه ديديم، بيشتر اين پول‌ها صرف واردات گسترده از جمله اقلام مصرفي شد، در صورتي كه چون نفت خود يك كالاي سرمايه‌اي است، لزوما بايد درآمدهاي آن نيز در زمينه‌هايي سرمايه‌گذاري شود كه بازتوليد مضاعف ثروت داشته باشيم؛ يعني درواقع، ما اين ثروت تجديدناپذير را به يك ثروت زاينده بين نسلي تبديل كنيم. در عين حال، اگر دولت اين پول را مثلا در حوزه‌اي چون حمل‌ونقل ريلي كشور سرمايه‌گذاري و همه آن را صرف ايجاد شبكه گسترده راه‌آهن در كشور مي‌كرد، يا مواردي از اين قبيل كه ماندگار و مورد نياز كشور است، قابل دفاع بود، ولي عمده اين درآمد هنگفت و افسانه‌اي ارزي، صرف هزينه‌هاي جاري و كالاهاي مصرفي و تزريق پول‌هاي خرد و كوچك به جامعه شده كه نه تنها براي دولت و اقتصاد ملي دستاوردي نداشته است، بلكه براي دريافت‌كنندگان اين پول هم ضرر دوچندان داشته است.

از يك طرف به دليل تزريق اين پول، تورم افزايش پيدا كرده و ارزش پول ملي و قدرت خريد همان مردم مستعضف كاهش يافته و از سوي ديگر، سررسيد اين اعتبارات و وام‌ها فرا رسيده است و چون وام‌ها در جايي سرمايه‌گذاري نشده كه توليدي داشته باشد، بنابراين انبوهي از بدهكاران و به دنبال آن، استرس رواني سنگيني بر دريافت‌كنندگان ايجاد كرده‌ايم كه براي برخي از آنها مرتبا پرونده‌هاي قضائي تشكيل مي‌شود و بعضا راهي زندان مي‌شوند.

همچنين مطالبات وصول‌نشدني بانك‌ها در حال افزايش است و بانك‌هاي ما در مرز خط قرمز قرار گرفته‌اند و بنا بر اعلام بانك مركزي، حدود سي هزار ميليارد تومان ـ كه به نظر من بيش از اين ميزان است ـ مطالبات لاوصول بانك‌ها در حال حاضر است كه همانند يك بهمن در حال افزايش است.

به اين ترتيب، در اين بين دو اتفاق ممكن است رخ دهد؛ يك، ورشكستگي بانك‌ها و يا ناتواني آنها براي دادن تسهيلات و اعتبارات به درخواست‌كنندگان جديد و توليدكنندگان و دوم، ناتواني دريافت‌كنندگان وام‌ها در بازپرداخت آنها و در نتيجه، تشكيل پرونده‌هاي حقوقي و قضائي براي آنها و جنگ اعصابي كه براي آنها ايجاد كرده‌ايم. اگر دولت هم بخواهد همه اينها را ببخشد، چون طبعا بخشي از آنها از محل سپرده‌هاي مردم بوده است، اين وام‌ها را بايد جايگزين بكند و بخشش اينها هم لطمه سنگيني به سيستم بانكي و اعتباري كشور مي‌زند. گمان مي‌كنم نمي‌شود بدتر از مجموعه تصميماتي كه در دولت نهم گرفته شد، گرفت. يك بسته از تصميمات نادرست، عجولانه و غيركارشناسي كه نتيجه‌اش ايجاد يك بحران و يك معادله چندمجهولي است كه نمي‌شود آن را حل كرد.

تابناك: اگر بخواهيم با در نظر گرفتن وضعيت عمومي و اقتصادي كشور و همچنين وضعيت اقتصادي جهاني كه به شدت متأثر از بحران مالي اخير است، برنامه راهبردي و كاربردي داشته باشيم تا بتوانيم از اين تنگناها به سلامت گذر كنيم و با توجه به اين‌كه از آغاز پيروزي انقلاب اسلامي، در مسئوليت‌هاي گوناگون در كشور خدمت كرده‌ و دوران دشوار اقتصادي هشت سال دفاع مقدس را از نزديك لمس كرده‌ايد، چه راهكاري پيشنهاد مي‌كنيد؟

انصاري: نخستين راهكار اين است كه بايد مسئولان، صداي واقعي اعتراض مردم را بشنوند. اين‌كه گفته شود، مشكلي نيست و يا انتقادها را به بدخواهان و مخالفان دولت منتسب كنيم، مشكلي را از كشور حل نمي‌كند. حقيقتا مي‌توان صداي شكستن استخوان‌هاي اقشار ضعيف و مستضعف را زير بار سنگين گراني و تورم مضاعف شنيد. براي همين، كافي است هر يك از مسئولان، ناشناس در ميان اقشار گوناگون در هر مكان (تاكسي يا اتوبوس شركت واحد) حضور پيدا كنند تا صداي نارضايتي مردم را بشنوند. به شخصه هيچ مقطعي پس از انقلاب را به ياد ندارم كه نخبگان جامعه از همه جريانات سياسي، غير از گروه اندكي كه در دولت متمركز هستند، بر اين‌كه روش‌هاي كنوني، نادرست و خطرناك است، متفق باشند.

هنگامي كه با دوستان بسياري از جريان اصولگرا، اساتيد دانشگاهي، مسئولان و مديران سابق كشوري،‌ كسبه، توليدكنندگان و... صحبت مي‌كنم، همه بر اين باورند كه وضعيت بحراني است و نمي‌شود گفت همه نخبگان سياسي، اقتصادي و علمي جامعه از همه سليقه‌ها دست به دست هم داده‌اند كه عليه دولت توطئه كنند؛ چرا آقايان گوش شنوا ندارند؟ چرا احتمال نمي‌دهند كه خودشان دارند اشتباه مي‌كنند؟ امروزه دولتمردان گذشته مثل آقايان ميرحسين موسوي، خاتمي، هاشمي رفسنجاني رئيس دولت‌هاي پس از انقلاب، رؤساي مجالس جمهوري اسلامي، آقايان ناطق نوري، كروبي، حداد عادل و لاريجاني چهره‌هاي سياسي كه فعاليت‌هاي اقتصادي هم داشته‌اند مثل آقايان مظاهري، دانش جعفري و وزيري هامانه كه در هيأت دولت نهم هم حضور داشتند و آقاي پورمحمدي كه وزير كشور دولت فعلي بود، اساتيد برجسته اقتصادي،‌ كارشناسان خبره بانكي و اقتصادي نسبت به وضعيت كنوني بيمناكند و انتقاد مي‌كنند. بايد پرسيد آيا اين همه آرا و افكار متفاوت اشتباه مي‌كنند و تنها يك عده محدود درست مي‌انديشند و درست اجرا مي‌كنند؟

بنده از دور نخست مجلس، در كميسيون برنامه و بودجه فعاليت كردم؛ بنابراين، با بيشتر كارشناسان، اساتيد و وزراي اقتصادي اين چند سال آشنا هستم و هنگامي كه با آنها صحبت مي‌كنم، با تجزيه و تحليل‌هاي خود، آژير خطر بحران اقتصادي را به صدا درمي‌آورند. حال پرسش جدي اين است كه آيا همه عقلا، نخبگان و مديران گذشته و دلسوزان نظام اشتباه مي‌كنند و يا همه اينها نشسته‌اند و با يكديگر پيمان توطئه عليه دولت نهم بسته‌اند؟

نخستين راه براي برون‌رفت از اين وضعيت، اين است كه صداي شهروندان جامعه ـ چه خواص و چه عوام ـ شنيده شود و گام دوم، متوقف كردن اين نحوه مديريت و تصميم‌گيري در كشور است.

تابناك: منظور شما از نحوه مديريت و تصميم‌گيري، كدام شيوه و روش است؟

انصاري: از روز نخستي كه سفرهاي استاني آقاي احمدي‌‌نژاد آغاز شد، مخالفت خود را اعلام كردم؛ با اين‌كه با اصل سفر موافق بودم. چون به هر حال لازم است هر چند وقت يك بار، مسئولان در ميان مردم بروند و از نزديك با آنها ديدار داشته باشند، اما شيوه تصميم‌گيري در اين سفرهاي استاني، خلاف قانون اساسي، قانون برنامه توسعه و قوانين موضوعه كشور است. در اين مدت، همواره اعلام كرده‌ام كه آماده گفت‌وگو با رئيس‌جمهور يا يكي از دولتمردان همراه وي در زمينه چگونگي تصميم‌گيري در اين سفرها هستم، ولي هنوز كسي حاضر نشده است و در عين حال مي‌بينيم كه اين سفرها را دستاوردهاي دولت نهم مطرح مي‌كنند.

پرسش اينجاست كه حوزه اختيارات هيأت دولت تا كجاست كه در يك سفر استاني مثل سفر اخير دولت به استان آذربايجان شرقي، هيأت دولت دويست مصوبه در زمينه‌هاي گوناگون داشته است كه برخي از آنها، مستلزم برنامه‌ريزي‌هاي طولاني چهار تا پنج ساله‌اي است كه بايد در برنامه‌هاي توسعه پنج ساله تصويب شود و برخي موضوعات بسيار بزرگتر از ظرفيت يك ساله بودجه هر سال است؛ بنابراين آيا اين حجم مصوبات در لايحه بودجه به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيده است؟ اگر اينها مصوب مجلس باشد، چرا آنها را دوباره تصويب مي‌كنيد؟ دولت بايد مصوبات مجلس را اجرا كند و گزارش عملكرد خود را به آگاهي مردم برساند. چه معنايي دارد كه در آذر ماه 87 دولت در جلسه استاني خود چيزي را تصويب كند كه در اسفند سال گذشته مجلس تصويب كرده است و دولت به جاي اين‌كه از فروردين قوانين بودجه مجلس را اجرا كند، تازه پس از گذشت نه ماه، قوانين ابلاغي مجلس را تصويب مي‌كند؟!

ولي اگر اين مصوبات استاني هيأت دولت، مصوبه مجلس نباشد، دولت بايد پاسخ دهد كه به استناد چه قانوني و از چه جايگاهي اين مصوبات را انجام مي‌دهد و ديگر آن‌كه اصل 52 و 53 قانون اساسي چه مي‌شود و جايگاه مجلس در تصويب لوايح بودجه كجا خواهد بود؟

اگر دولت مي‌خواهد اين مصوبات را انجام دهد كه بعد مجلس در برابر عمل انجام‌شده قرار گيرد و در بودجه‌هاي سال بعد اين مصوبات را تصويب كند، اين دور زدن و معكوس كردن چرخه قانون‌گذاري در كشور است. دولت موظف است نقطه‌نظرات خود را در قالب لوايح به مجلس ارايه دهد و اين مجلس است كه مجاز است اين لوايح را تصويب و به صورت قانون ابلاغ كند، اما هم‌اكنون برعكس شده؛ دولت يك‌سري مصوبات را انجام مي‌دهد و مجلس بايد دنبال دولت بدود!

البته حالت ديگري هم مي‌توان بر آن فرض كرد كه اين مصوبات، همان قوانين ابلاغي مجلس است و دولت هم از آغاز سال آنها را اجرا كرده است و تنها براي كار تبليغي و اقدامات پوپوليستي در جلسات هيأت دولت كه در استان‌ها برگزار مي‌شود، تصويب مي‌شود؛ اين هم نوعي دروغگويي به مردم است و در شأن نظام و مسئولان انقلاب نيست.
من از اين‌كه برخي مسئولان به راحتي پشت تريبون عمومي و رسانه عمومي كشور به مردم گزارش دروغ مي‌دهند، واقعا متأسفم. هيچ كجاي دنيا اين‌گونه نيست و حتي رژيم‌هايي كه به مسائل ديني و اخلاقي هيچ پايبندي ندارند، براي خود يك ضوابطي دارند.

بايد گفت، بيش از 80 درصد اطلاعاتي كه برخي آقايان در ميزگردها و رسانه اعلام مي‌كنند، مغاير با آن آمار و اطلاعاتي است كه مسئولان كشور و كارشناسان دارند.

حال يك بار هم كه شده، يك گفت‌وگوي تلويزيوني بگذارند؛ مثلا به جاي آقاي حيدري، بنده يا همفكرانم حاضريم مجري‌گري برنامه تلويزيون را بر عهده بگيريم و در موضوعات مورد شك و شبهه به طور مشخص، پرسش مطرح كنيم. اين‌كه يك‌طرفه صحبت‌هايي بشود و آمارهايي خلاف واقع ارايه شود، صحيح نيست. كجا بايد اين موضوع تصحيح شود؟

متأسفانه به تازگي تخريب سياسي اصلاح‌طلبان در صداوسيما كليد خورده و از قول بوش مطرح كرده‌اند كه آمريكا با دولت گذشته در زمينه هسته‌اي به توافق رسيده و احمدي‌نژاد آمده و آن را بر هم زده و بعد هم بوش گفته كه ما از اصلاح‌طلبان در ايران و همه جاي دنيا حمايت مي‌كنيم. من از مسئولان صداوسيما مي‌پرسم به نظر آنها ادعاهاي بوش درست است؟ اگر درست است، پس لابد ادعاهاي وي درباره حقوق بشر و نيت ايران از فعاليت هسته‌اي هم درست است و چرا شما آنها را تكذيب مي‌كنيد؟ اگر هم ادعاهاي بوش دروغ است ـ كه من هم معتقدم دروغ است و شما هم وي را به عنوان يك دروغگو، نكوهش مي‌كنيد ـ چطور اين بخش از صحبت او را وحي منزل مي‌دانيد و شروع مي‌كنيد عليه جريان سياسي در داخل كشور جوسازي كردن؟

به ياد داريم كه در انتخابات مجلس هشتم هم همين‌گونه رفتار كردند و گفتند به اصلاح‌طلبان رأي ندهيد، چون بوش گفته من از اينها حمايت مي‌كنم! بنابراين، انصاف نيست سخن يك فرد معلوم‌الحال را سند كنند تا به جوسازي عليه يك جريان سياسي خط امامي و داخل نظام بپردازند، بلكه بايد تكليف خود را مشخص كنند كه آيا سخنان بوش را مي‌پذيرند يا خير و آيا به نظر آنها، سخنان بوش صادقانه است؟

برخورد صادقانه با انقلاب و مردم و برخورد مسئولان با اداره كشور، راهكار اين معضلات است. دولت كنوني مدعي است كه روزانه 22 ساعت كار مي‌كند و هر هفته هم يك سفر استاني مي‌روند؛ چه خوب بود هر ماه هم سه ساعت وقت خود را براي پاسخ به پرسش‌هاي مردم و نخبگان اختصاص دهند و البته پرسش‌هايي كه مردم با توجه به دغدغه‌هاي خود بپرسند نه آن‌گونه كه برخي مي‌خواهند و اجازه دهند با يك مكانيزم‌هايي نماينده احزاب، متخصصان، نخبگان كشور، فعالان اقتصادي، حوزه علميه پرسش‌هاي خود را مطرح كنند و حالا هم كه مسئولان دنبال شفاف‌سازي و عدالت هستند، پس عدالت رسانه‌اي حكم مي‌كند كه فضايي براي پاسخگويي به تمامي اقشار جامعه فراهم باشد.

تابناك: در جايي از سخنان خود اشاره كرديد كه وضعيت اقتصادي كنوني، بدترين اوضاع كشور پس از انقلاب بوده است در دوران جنگ، درآمدهاي نفتي بسيار پايين و بيشتر كالاها جيره‌بندي شده بود؟!

انصاري: هم‌اكنون وضعيت بسيار مخاطره‌آميزتر است، چون در دوران دفاع مقدس، مردم همه مي‌دانستند كشور با تهاجم خارجي روبه‌روست و مسئولان آنها با همه وجود در خدمت آنها هستند و مي‌كوشند از هر دلاري بهترين بهره را ببرند. در آن زمان، شش تا هفت ميليارد دلار درآمد كشور بود كه چند ميليارد دلار آن هزينه مستقيم و غيرمستقيم جنگ بود و بقيه آن هم با كمال تدبير و فداكاري دولت در اختيار مردم نهاده بود و اولويت‌بندي خاصي شده بود در درجه نخست، كالاهاي اساسي به دست مردم برسد و حتي‌الامكان مردم مشكل معيشت نداشته باشند و اگر پولي هم اضافه مي‌آمد، به محروميت‌زدايي از روستاها و شهرها و برخي سرمايه‌گذاري‌ها كه در زمان جنگ مي‌شد انجام داد، اختصاص مي‌يافت.

بايد گفت در زمان جنگ، دولت و نظام به گونه‌اي ممكلت را با درآمد سالانه هفت ميليارد دلار اداره كرد كه به هيچ وجه بحران كمرشكن تحمل‌ناپذيري براي مردم پيش نيامد، در حالي كه اگر تدبير درست نمي‌شد، ايجاد قحطي‌هاي گسترده در دو كشور، دور از ذهن نبود، اما امروز هنر مي‌خواهد كشوري كه پس از شانزده سال فعاليت دو دولت و سرمايه‌گذاري و بازسازي بسياري از زيرساخت‌ها و نرم‌افزارهاي اداره كشور همچون برنامه‌هاي پنج ساله توسعه، چشم‌انداز بيست ساله تدوين شده و سياست‌هاي كلي اصل 44 قانون اساسي كه رهبري آن را به مثابه يك نقشه راه تصويب و ابلاغ كرده است، به چنين حال و روزي درآورد.

رفع مانعي كه در امر سرمايه‌گذاري در قانون اجرايي سياست‌هاي كلي اصل 44 ايجاد شده است اگر اين ابزار در اختيار دولت‌هاي پيشين قرار مي‌گرفت به جرأت مي‌توان گفت، گام‌هاي بسيار بزرگي در پيشرفت و توسعه كشور برداشته مي‌شد. آقاي احمدي‌نژاد، هنگامي دولت را تحويل گرفتند كه بيشتر نرم‌افزارها و زيرساخت‌ها در كشور براي توسعه چه در بعد داخلي و چه در بعد خارجي فراهم شده بود. در سال 76 كه آقاي خاتمي دولت را تحويل گرفتند، بيشتر سفيرهاي كشورهاي خارجي از ايران رفته و قيمت نفت هم به كمترين حد خود در چند دهه اخير سقوط كرده بود، اما وقتي دولت نهم روي كار آمد، وضعيت به گونه‌اي ديگر بود؛ رابطه ايران با بيشتر كشورهاي مهم و تأثيرگذار خوب بود و ايران و ايراني جايگاه ويژه‌اي در سطح بين‌المللي داشت و قيمت نفت هم تا چند هفته پيش در حد رويايي قرار داشت.

با وجود اين كه در آغاز دولت اصلاحات، بدهي‌هاي كشور بسيار افزايش يافته بود، ولي وقتي قدرت را به دولت كنوني تحويل مي‌داد، يك حساب ذخيره ارزي نه ميلياردي را تقديم دولت نهم كرد.

در سه سال گذشته، با افزايش خيره‌كننده درآمدهاي نفتي و آماده‌سازي زيرساخت‌ها در دولت‌هاي پيشين، اين فرصت فراهم شده بود كه شاهد جهش عظيم اقتصادي در كشور باشيم، ولي در عمل، عقبگرد فاحشي در بيشتر زمينه‌ها داشته‌ايم و وقتي مي‌گوييم هم‌اكنون وضعيت امروز از زمان جنگ بدتر است، به لحاظ آمار مقايسه‌اي است.
امروز ما جنگ نداريم، ولي عملا مثل اين‌كه در جنگ هستيم. تحريم‌هايي كه در حال حاضر عليه ايران وضع شده، به لحاظ اقتصادي هزينه‌هاي كمتر از زمان جنگ بر ما تحميل نكرده است، حال جاي پرسش است كه چرا بايد اين تحريم‌ها عليه ما وضع مي‌شد؟

در سال گذشته، بين ده تا پانزده ميليارد دلار از شصت ميليارد دلار واردات كشور پول اضافي بوده كه به علت تحريم‌ها پرداخت كرديم با اين رقم، معادل درآمد نفتي يك سال كشور در گذشته است. وضع مديريت اقتصادي ما بسيار نامناسب است.

تابناك: در حالي در كنگره حزب كارگزاران سازندگي، دولت وحدت ملي مطرح شد و پيش از آن نيز برخي اصولگرايان، سخن از نوعي دولت ائتلافي به ميان آوردند، برخي بر اين گمانند كه در انتخابات آينده، چهره‌هاي نظام در يك سو و رئيس‌جمهور كنوني در سوي ديگر رقابت‌هاي انتخاباتي قرار مي‌گيرند و عده‌اي نيز همچنان رقابت دو جناح سنتي چپ و راست قديم و اصلاح‌طلب و اصولگراي فعلي را متصور هستند؛ شما آرايش را در انتخابات رياست‌جمهوري آينده چگونه پيش‌بيني مي‌كنيد؟

انصاري: اگر انتخابات را به حال خود رها كنند و آنگونه كه طبع انتخابات اقتضا مي‌كند، در يك فضاي كاملا آزاد و رقابتي بدون آن‌كه بخواهند به صورت رانت‌گونه از جرياني يا فردي حمايت صورت گيرد جريان انتخابات پيش برود، بسيار پسنديده‌تر است.

اگر آقاي خاتمي هم به صحنه بيايد، ضمن اين‌كه بيشتر و شايد همه اصلاح‌طلبان از ايشان حمايت مي‌كنند، بخش عمده‌اي از جريان اصولگرايي كه دلسوز انقلاب هستند و وضعيت فعلي را خطرناك مي‌دانند، از ايشان حمايت خواهند كرد، نه اين فضايي كه در حال ايجاد شدن هست كه القا مي‌كند اگر خاتمي بيايد، چه خواهد شد و با طراحي تئوري‌هاي توطئه موهوم، برخوردهاي دشمن‌گونه با اصلاحات كنند و اگر ايشان پا به صحنه انتخابات بنهند، انتخابات آينده، بسيار رقابتي‌تر و جدي‌تر خواهد شد، چراكه آقاي احمدي‌نژاد كه مسلما يك طرف اصلي انتخابات آينده است و در كنار آقاي خاتمي رقابت خوب و سالمي مي‌توانند داشته باشند و احساس من در برخورد با مردم اين است كه يك درخواست عمومي از آقاي خاتمي وجود دارد كه ايشان در انتخابات رياست‌جمهوري نامزد شوند.

تجربه نشان داده است كه انتخابات در ايران، ممكن است متغيرهايي غير از آنچه در دنيا متعارف و مرسوم است سرنوشت انتخابات را تعيين كند، ولي علاقه و ميل به تغيير در وضعيت كنوني كشور در ميان سياسيون كشور ـ چه اصلاح‌طلب و چه اصولگرا ـ به صورت جدي و گسترده وجود دارد و همان‌گونه كه گفتم، در تاريخ جريانات سياسي كشور، بنده به ياد ندارم، هيچ‌وقت مثل الان جريان‌ها و شخصيت‌هاي سياسي بر اصل ضرورت تغيير متفق‌القول باشند. با توجه به مراجعات مردمي زيادي كه به آقاي خاتمي شده، گمان مي‌كنم نوعي احساس وظيفه ملي در ايشان ايجاد شده است و برداشتم از سخنان و جلساتي كه با وي داشته‌ام، اين است كه اگر موانعي در سر راه نبينند، وارد صحنه خواهند شد.

تابناك: چه موانعي بر سر راه خاتمي، رئيس‌جمهور هشت ساله جمهوري اسلامي و دبيركل مجمع روحانيون مبارز وجود دارد؟

انصاري: يك سري مسائل و مشكلاتي كه هم‌اكنون مصلحت نيست به آنها پرداخته شود.
در پايان توصيه من اين است كه دلسوزان نظام و كشور، صداي اعتراض بعضا آشكار و خاموش مردم را نسبت به روند كنوني اداره كشور بشنوند و هيچ لزومي ندارد كه نظام چنين بهاي سنگيني را كه به بي‌اعتمادي مردم به همه اركان نظام مي‌انجامد، بپردازد. به هر حال، تغيير يك مجري يا يك مجموعه بسيار راحت‌تر است تا اين‌كه همه نظام و اركانش در ذهنيت جامعه زير سؤال برود و خوب است كه به اين واقعيات بيشتر توجه شود.
 

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : شنبه سی ام آذر 1387
نویسنده : ملک زاده
مديريت فعلي ناكارآمد است
گفت‌وگو با مجيد انصاري
كد خبر: ۲۹۰۷۳ تاريخ انتشار: ۱۲:۲۲ - ۲۴ آذر ۱۳۸۷ تعداد بازديد: ۴۶۹۲
دگرگوني اوضاع اقتصادي بين‌المللي و آغاز تأثيرات منفي اين بحران بر اقتصاد ايران سبب شده تا بيشتر دلسوزان كشور در سخنراني‌ها و مقالات خود به دنبال چاره‌انديشي براي مقابله با اثرات بحران اقتصادي بر وضعيت اقتصادي ايران باشند. از همين رو، با مجيد انصاري، نماينده چندين دوره مجلس شوراي اسلامي و عضو شاخص مجمع روحانيون كه در تمام مدت حضور خود در مجلس، در كميسيون برنامه و بودجه فعاليت كرده است، به گفت‌وگو پرداختيم. در پايان با توجه به نزديكي وي با سيدمحمد خاتمي، از او پرسيديم كه آيا خاتمي كانديد مي‌شود يا خير كه پاسخ او را در انتهاي گفت‌وگو مي‌خوانيد.

تابناك: به نظر شما آيا بحران مالي بين‌المللي تأثيري بر اقتصاد ايران خواهد گذاشت؟
انصاري: بحران اقتصادي در كشور ما بسيار زود و وسيع‌تر از بحران اقتصادي غرب آغاز شده بود و علت اين‌كه بحران اقتصادي غرب در اقتصاد ما خيلي نمود ندارد، اين است كه بحران‌هاي خودساخته بزرگتر از آن بحراني بوده است كه دنيا گرفتارش شده‌ است. وقتي در يك اقتصاد كوچك مثل اقتصاد ايران ـ در مقايسه با اقتصاد جهاني مي‌گويم كوچك ـ حجم نقدينگي كشور در مدت سه سال گذشته نزديك به 200 درصد، يعني از 64 هزار ميليارد تومان به بيش از 150 هزار ميليارد تومان افزايش مي‌يابد يا نرخ تورم به رغم برنامه‌ريزي‌ها و احكام قانوني كه بايد تك‌رقمي بشود از نزديك به 14 درصد بنا بر اذعان مسئولان اقتصادي و بانك مركزي به 29 درصد مي‌رسد يا در شاخص‌هاي كالاهايي كه مصرف عمده مردم هست، تورم به بالاي 50 تا 60 درصد مي‌رسد و قيمت مسكن جهش 300 درصدي دارد.

همچنين در يك مدت زمان يك ساله، واردات كشور از نزديك به سي هزار ميليارد تومان، به شصت هزار ميليارد تومان افزايش مي‌يابد آن هم نه واردات كالاهاي واسطه‌اي و مواد اوليه‌اي يا فناوري و كارخانه، بلكه عمدتا واردات مصرفي از اقلام كشاورزي گرفته تا ديگر اقلام مصرفي كه اينها هر كدام، نشان از يك بيماري بزرگ و يك بحران اقتصادي دارد. شايد بتوان نام برخي از اينها را «فاجعه اقتصادي» گذاشت كه البته فراتر از بحران اقتصادي است؛ ركود توليد‌، ركود و حتي توقف سرمايه‌گذاري در بخش‌هاي مولد و زيربنايي و توقف كامل سرمايه‌گذاري خارجي در بخش‌هاي اصلي زيربنايي به گونه‌اي كه در سال جاري، حتي يك LC هم گشايش نشده است و اين در حالي است كه آمارهاي دولتمردان بسيار اميدبخش است. افزايش سرمايه‌گذاري و امثال اينها صرفا درواقع تفاهم‌نامه‌هايي است كه با كشورهاي ديگر امضا كردند يا كارهايي كه مذاكراتي صورت گرفته است به عنوان سرمايه‌گذاري به شمار آورند، ولي اثري از سرمايه‌گذاري كه عملياتي شده و در كشور آماده باشد، نيست و هيچ گشايش اعتباري انجام نشده و LC باز نشده باشد.

بايد گفت، تورم همراه با ركود، گريبانگير اقتصاد ملي ما شده است؛ بنابراين، به نظر من اين مشكل بزرگي است كه ناشي از بي‌تدبيري‌ مديريت اقتصادي كشور، ناديده گرفتن قانون برنامه چهارم توسعه كشور، ناديده گرفتن الزامات سند چشم‌انداز و ناديده گرفتن سياست‌هاي كلي اصل 44 است. همچنين رويكرد عدالت توزيعي به جاي عدالت خوداتكاي توليدي كه ما را در ورطه‌اي از مشكلات چندجانبه گرفتار كرده است و نخستين گام در راستاي اصلاح وضع اقتصادي كشور توقف اين نوع تصميم‌گيري و اين نوع مديريت است تا روند تخريب متوقف شود و گام بعدي اين است كه ببينيم بايد چه كارهاي اساسي را بايد انجام داد.

طرح تحول اقتصادي كه شاه‌بيت آن به اصطلاح هدفمند كردن يارانه‌هاست، از مدل‌هاي مطرح اقتصادي و جزو الزامات و احكام برنامه چهارم و سوم بوده است، ولي نمي‌دانم آقايان اوضاع كنوني را با آنچه به آن اشاره كردم، براي اجراي اين طرح مناسب مي‌دانند يا خير؟! منابع مورد نياز اين طرح را از كجا مي‌خواهند تأمين كنند؟ آيا تورم دوچنداني كه اجراي اين طرح علاوه بر 29 درصد تورم قبلي ايجاد خواهد كرد، براي جامعه قابل تحمل خواهد بود؟ راه‌هاي جبران اين تورم و گراني‌هاي سرسام‌آور را براي اقشار ضعيف و متوسط پيش‌بيني كرده‌اند و اين راه‌ها كدام است؟ اينها از جمله ابهاماتي است كه فراروي اين طرح است به ويژه با توجه به نزديكي انتخابات،‌ شايبه نوعي بهره‌برداري سياسي يا سياسي كردن طرح هم هست كه اگر طرح تحول اقتصادي با آسيب و آفت نگاه سياسي مقطعي هم گرفتار شود‌، بايد منتظر پيامدهاي بسيار وخيم ديگر آن باشيم.

تابناك: سخنان كارشناسان و مسئولان درباره حساب ذخيره ارزي، همه بر محور موجودي ذخيره ارزي است و تاكنون كسي نگفته يا نديده‌ايم كه بگويد با توجه به افزايش بي‌سابقه قيمت نفت، حساب ذخيره ارزي چه مقدار بايد اندوخته مي‌داشت. شما از جمله كساني بوديد كه از نزديك در جريان تصويب و راه‌اندازي صندوق ذخيره ارزي بوديد، اما پرسش من از شما اين است كه هم‌اكنون موجودي حساب ذخيره ارزي چقدر بايد باشد؟

انصاري: اگر برنامه توسعه چهارم دولت مي‌خواست صرفا در چهارچوب جدول ارزي مجاز حركت كند، بايد دست‌كم 120 ميليارد دلار در صندوق ذخيره ارزي وجود داشت ولي چون جداول برنامه، بسيار خوشبينانه تنظيم شده و دولت آقاي خاتمي هم يكي، دو بار اصلاحيه‌هايي براي برداشت بيشتر نسبت به آن جداولي كه پيش‌بيني شده بود، به مجلس ارايه داد و اگر ما با همان روند عملكرد بودجه‌هاي سنواتي نه مصوبات ـ كه مصوبات چندين ميليارد دلار از عملكرد كمتر بوده است ـ محاسبه كنيم و با فرض اين‌كه ميانگين برداشت مجاز از درآمد نفتي در بودجه سالانه چيزي حدود چهارده تا پانزده ميليارد دلار در هر سال كم بوده است بنابراين با توجه به متمم‌ها و لايحه‌هايي كه مجلس تصويب مي‌كند، به طور ميانگين، دولت سالانه بيست ميليارد دلار، مجاز بوده كه از درآمدهاي نفتي برداشت كند. با اين وصف، دولت مي‌توانسته در پنج سال، صد ميليارد دلار از درآمدهاي نفتي را برداشت كند و اگر فرض كنيم در مدت پنج سال گذشته حدود دويست ميليارد دلار درآمد نفتي عايد كشور شده است، با خوشبينانه‌ترين، محتاطانه‌ترين نگاه، دست‌كم بين هشتاد تا صد ميليارد دلار بايد در حساب ذخيره ارزي باشد و اين در حالي است كه بانك مركزي اعلام كرده كه در حدود 23 ميليارد دلار در حساب ذخيره ارزي موجود است. اين در حالي است كه اگر تعهدات را از آن كم كنيم، موجودي اين حساب منفي مي‌شود يا به عبارت ديگر، صندوق ذخيره ارزي چيزي هم بدهكار است. بنابراين به نظر من موضوع حساب ذخيره ارزي در دولت نهم منتفي شده است و به آن هدف و فلسفه خردمندانه‌اي كه پشت تأسيس اين حساب بود، بي‌توجهي شد و جالب آن‌كه در همين مدت سه سال و نيم گذشته، كاملا درستي تدبير دولت گذشته و شخص آقاي خاتمي در راه‌اندازي حساب ذخيره ارزي و درستي كار مجلس ششم در تصويب برنامه چهارم توسعه ـ كه تأكيد كردند بايد حساب ذخيره ارزي باشد و اين پول بايد براي روز مبادا يا شرايط خاص ذخيره شود ـ در همين سه سال و نيم گذشته، اثبات شد كه اين پيش‌بيني عاقلانه و درستي بوده است، چون قيمت نفت به هيچ وجه در دست و اختيار ما نيست.

در اين باره‌ بايد گفت كه در مدت سه سال، قيمت نفت از حدود 28 دلار در هر بشكه به مرز 145 دلار در هر بشكه رسيد و بار ديگر در همين دوره كوتاه به حدود 37 دلار در هر بشكه تنزل كرده است و مي‌بينيم كه اين روند نزولي قيمت نفت همچنان در حال تداوم است؛ يعني برمي‌گردد به همان نقطه آغازين و اگر آقايان به قوانين كشور متعهد بودند و حركت خلاف نكرده بودند، وضعيت امروز ما بسيار مطلوب بود.

روسيه با ذخيره كردن چهارصد ميليارد دلار از مازاد درآمدهاي نفتي خود، از شدت شوك‌هاي بحران مالي اخير بر اقتصاد خود بسيار كاسته است؛ بنابراين، مي‌بينيم كه اقتصاد روسيه خيلي از تلاطم‌هاي بحران جهاني تأثير نپذيرفته است عربستان سعودي نيز با ذخيره كردن چهارصد ميليارد دلار مازاد درآمدهاي نفتي، ‌اكنون در اوضاع مطلوبي است و جالب ‌آن‌كه با كاهش قيمت بيشتر كارخانه‌ها و صنايع مادر، سعودي‌ها با بهره‌گيري از اين منابع سرشار، در حال گسترش صنايع و توليدات خود هستند و بايد توجه داشت، اگر همان هشتاد ميليارد دلاري كه پيشتر اشاره كردم، اكنون در حساب ذخيره ارزي بود،‌ بسيار براي اقتصاد كشور فايده داشت و با در نظر گرفتن ارزان شدن كارخانه‌ها و ماشين‌آلات عملا اين ذخيره چندين برابر آنچه پيشتر ارزش داشت، براي ما ارزش داشت كه متأسفانه اين فرصت استثنايي كه براي نخستين بار در اختيار دولتمردان ايراني قرار گرفت، از دست رفت و در يك جمله مي‌توانم بگويم فرصت‌هايي كه در دولت نهم در عرصه اقتصادي از دست ملت ايران گرفته شده، قطعا در تاريخ يك صد ساله اخير ـ چون پيش از آن نظام مدون بودجه‌اي و برنامه‌اي نداشته‌ايم ـ يعني از هنگامي كه روند تنظيم و تنسيخ بودجه متمركز و اداره ماليه كشور به صورت متمركز بوده، اين فرصت‌سوزي بي‌سابقه بوده است، ضمن آن‌كه شخصا موافق تمركز درآمدهاي نفتي در بخش عمراني نيستم ولي باز اگر همين درآمدها در اين بخش هزينه مي‌شد، شايد زياد جاي گلايه نبود، ولي متأسفانه ديديم، بيشتر اين پول‌ها صرف واردات گسترده از جمله اقلام مصرفي شد، در صورتي كه چون نفت خود يك كالاي سرمايه‌اي است، لزوما بايد درآمدهاي آن نيز در زمينه‌هايي سرمايه‌گذاري شود كه بازتوليد مضاعف ثروت داشته باشيم؛ يعني درواقع، ما اين ثروت تجديدناپذير را به يك ثروت زاينده بين نسلي تبديل كنيم. در عين حال، اگر دولت اين پول را مثلا در حوزه‌اي چون حمل‌ونقل ريلي كشور سرمايه‌گذاري و همه آن را صرف ايجاد شبكه گسترده راه‌آهن در كشور مي‌كرد، يا مواردي از اين قبيل كه ماندگار و مورد نياز كشور است، قابل دفاع بود، ولي عمده اين درآمد هنگفت و افسانه‌اي ارزي، صرف هزينه‌هاي جاري و كالاهاي مصرفي و تزريق پول‌هاي خرد و كوچك به جامعه شده كه نه تنها براي دولت و اقتصاد ملي دستاوردي نداشته است، بلكه براي دريافت‌كنندگان اين پول هم ضرر دوچندان داشته است.

از يك طرف به دليل تزريق اين پول، تورم افزايش پيدا كرده و ارزش پول ملي و قدرت خريد همان مردم مستعضف كاهش يافته و از سوي ديگر، سررسيد اين اعتبارات و وام‌ها فرا رسيده است و چون وام‌ها در جايي سرمايه‌گذاري نشده كه توليدي داشته باشد، بنابراين انبوهي از بدهكاران و به دنبال آن، استرس رواني سنگيني بر دريافت‌كنندگان ايجاد كرده‌ايم كه براي برخي از آنها مرتبا پرونده‌هاي قضائي تشكيل مي‌شود و بعضا راهي زندان مي‌شوند.

همچنين مطالبات وصول‌نشدني بانك‌ها در حال افزايش است و بانك‌هاي ما در مرز خط قرمز قرار گرفته‌اند و بنا بر اعلام بانك مركزي، حدود سي هزار ميليارد تومان ـ كه به نظر من بيش از اين ميزان است ـ مطالبات لاوصول بانك‌ها در حال حاضر است كه همانند يك بهمن در حال افزايش است.

به اين ترتيب، در اين بين دو اتفاق ممكن است رخ دهد؛ يك، ورشكستگي بانك‌ها و يا ناتواني آنها براي دادن تسهيلات و اعتبارات به درخواست‌كنندگان جديد و توليدكنندگان و دوم، ناتواني دريافت‌كنندگان وام‌ها در بازپرداخت آنها و در نتيجه، تشكيل پرونده‌هاي حقوقي و قضائي براي آنها و جنگ اعصابي كه براي آنها ايجاد كرده‌ايم. اگر دولت هم بخواهد همه اينها را ببخشد، چون طبعا بخشي از آنها از محل سپرده‌هاي مردم بوده است، اين وام‌ها را بايد جايگزين بكند و بخشش اينها هم لطمه سنگيني به سيستم بانكي و اعتباري كشور مي‌زند. گمان مي‌كنم نمي‌شود بدتر از مجموعه تصميماتي كه در دولت نهم گرفته شد، گرفت. يك بسته از تصميمات نادرست، عجولانه و غيركارشناسي كه نتيجه‌اش ايجاد يك بحران و يك معادله چندمجهولي است كه نمي‌شود آن را حل كرد.

تابناك: اگر بخواهيم با در نظر گرفتن وضعيت عمومي و اقتصادي كشور و همچنين وضعيت اقتصادي جهاني كه به شدت متأثر از بحران مالي اخير است، برنامه راهبردي و كاربردي داشته باشيم تا بتوانيم از اين تنگناها به سلامت گذر كنيم و با توجه به اين‌كه از آغاز پيروزي انقلاب اسلامي، در مسئوليت‌هاي گوناگون در كشور خدمت كرده‌ و دوران دشوار اقتصادي هشت سال دفاع مقدس را از نزديك لمس كرده‌ايد، چه راهكاري پيشنهاد مي‌كنيد؟

انصاري: نخستين راهكار اين است كه بايد مسئولان، صداي واقعي اعتراض مردم را بشنوند. اين‌كه گفته شود، مشكلي نيست و يا انتقادها را به بدخواهان و مخالفان دولت منتسب كنيم، مشكلي را از كشور حل نمي‌كند. حقيقتا مي‌توان صداي شكستن استخوان‌هاي اقشار ضعيف و مستضعف را زير بار سنگين گراني و تورم مضاعف شنيد. براي همين، كافي است هر يك از مسئولان، ناشناس در ميان اقشار گوناگون در هر مكان (تاكسي يا اتوبوس شركت واحد) حضور پيدا كنند تا صداي نارضايتي مردم را بشنوند. به شخصه هيچ مقطعي پس از انقلاب را به ياد ندارم كه نخبگان جامعه از همه جريانات سياسي، غير از گروه اندكي كه در دولت متمركز هستند، بر اين‌كه روش‌هاي كنوني، نادرست و خطرناك است، متفق باشند.

هنگامي كه با دوستان بسياري از جريان اصولگرا، اساتيد دانشگاهي، مسئولان و مديران سابق كشوري،‌ كسبه، توليدكنندگان و... صحبت مي‌كنم، همه بر اين باورند كه وضعيت بحراني است و نمي‌شود گفت همه نخبگان سياسي، اقتصادي و علمي جامعه از همه سليقه‌ها دست به دست هم داده‌اند كه عليه دولت توطئه كنند؛ چرا آقايان گوش شنوا ندارند؟ چرا احتمال نمي‌دهند كه خودشان دارند اشتباه مي‌كنند؟ امروزه دولتمردان گذشته مثل آقايان ميرحسين موسوي، خاتمي، هاشمي رفسنجاني رئيس دولت‌هاي پس از انقلاب، رؤساي مجالس جمهوري اسلامي، آقايان ناطق نوري، كروبي، حداد عادل و لاريجاني چهره‌هاي سياسي كه فعاليت‌هاي اقتصادي هم داشته‌اند مثل آقايان مظاهري، دانش جعفري و وزيري هامانه كه در هيأت دولت نهم هم حضور داشتند و آقاي پورمحمدي كه وزير كشور دولت فعلي بود، اساتيد برجسته اقتصادي،‌ كارشناسان خبره بانكي و اقتصادي نسبت به وضعيت كنوني بيمناكند و انتقاد مي‌كنند. بايد پرسيد آيا اين همه آرا و افكار متفاوت اشتباه مي‌كنند و تنها يك عده محدود درست مي‌انديشند و درست اجرا مي‌كنند؟

بنده از دور نخست مجلس، در كميسيون برنامه و بودجه فعاليت كردم؛ بنابراين، با بيشتر كارشناسان، اساتيد و وزراي اقتصادي اين چند سال آشنا هستم و هنگامي كه با آنها صحبت مي‌كنم، با تجزيه و تحليل‌هاي خود، آژير خطر بحران اقتصادي را به صدا درمي‌آورند. حال پرسش جدي اين است كه آيا همه عقلا، نخبگان و مديران گذشته و دلسوزان نظام اشتباه مي‌كنند و يا همه اينها نشسته‌اند و با يكديگر پيمان توطئه عليه دولت نهم بسته‌اند؟

نخستين راه براي برون‌رفت از اين وضعيت، اين است كه صداي شهروندان جامعه ـ چه خواص و چه عوام ـ شنيده شود و گام دوم، متوقف كردن اين نحوه مديريت و تصميم‌گيري در كشور است.

تابناك: منظور شما از نحوه مديريت و تصميم‌گيري، كدام شيوه و روش است؟

انصاري: از روز نخستي كه سفرهاي استاني آقاي احمدي‌‌نژاد آغاز شد، مخالفت خود را اعلام كردم؛ با اين‌كه با اصل سفر موافق بودم. چون به هر حال لازم است هر چند وقت يك بار، مسئولان در ميان مردم بروند و از نزديك با آنها ديدار داشته باشند، اما شيوه تصميم‌گيري در اين سفرهاي استاني، خلاف قانون اساسي، قانون برنامه توسعه و قوانين موضوعه كشور است. در اين مدت، همواره اعلام كرده‌ام كه آماده گفت‌وگو با رئيس‌جمهور يا يكي از دولتمردان همراه وي در زمينه چگونگي تصميم‌گيري در اين سفرها هستم، ولي هنوز كسي حاضر نشده است و در عين حال مي‌بينيم كه اين سفرها را دستاوردهاي دولت نهم مطرح مي‌كنند.

پرسش اينجاست كه حوزه اختيارات هيأت دولت تا كجاست كه در يك سفر استاني مثل سفر اخير دولت به استان آذربايجان شرقي، هيأت دولت دويست مصوبه در زمينه‌هاي گوناگون داشته است كه برخي از آنها، مستلزم برنامه‌ريزي‌هاي طولاني چهار تا پنج ساله‌اي است كه بايد در برنامه‌هاي توسعه پنج ساله تصويب شود و برخي موضوعات بسيار بزرگتر از ظرفيت يك ساله بودجه هر سال است؛ بنابراين آيا اين حجم مصوبات در لايحه بودجه به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيده است؟ اگر اينها مصوب مجلس باشد، چرا آنها را دوباره تصويب مي‌كنيد؟ دولت بايد مصوبات مجلس را اجرا كند و گزارش عملكرد خود را به آگاهي مردم برساند. چه معنايي دارد كه در آذر ماه 87 دولت در جلسه استاني خود چيزي را تصويب كند كه در اسفند سال گذشته مجلس تصويب كرده است و دولت به جاي اين‌كه از فروردين قوانين بودجه مجلس را اجرا كند، تازه پس از گذشت نه ماه، قوانين ابلاغي مجلس را تصويب مي‌كند؟!

ولي اگر اين مصوبات استاني هيأت دولت، مصوبه مجلس نباشد، دولت بايد پاسخ دهد كه به استناد چه قانوني و از چه جايگاهي اين مصوبات را انجام مي‌دهد و ديگر آن‌كه اصل 52 و 53 قانون اساسي چه مي‌شود و جايگاه مجلس در تصويب لوايح بودجه كجا خواهد بود؟

اگر دولت مي‌خواهد اين مصوبات را انجام دهد كه بعد مجلس در برابر عمل انجام‌شده قرار گيرد و در بودجه‌هاي سال بعد اين مصوبات را تصويب كند، اين دور زدن و معكوس كردن چرخه قانون‌گذاري در كشور است. دولت موظف است نقطه‌نظرات خود را در قالب لوايح به مجلس ارايه دهد و اين مجلس است كه مجاز است اين لوايح را تصويب و به صورت قانون ابلاغ كند، اما هم‌اكنون برعكس شده؛ دولت يك‌سري مصوبات را انجام مي‌دهد و مجلس بايد دنبال دولت بدود!

البته حالت ديگري هم مي‌توان بر آن فرض كرد كه اين مصوبات، همان قوانين ابلاغي مجلس است و دولت هم از آغاز سال آنها را اجرا كرده است و تنها براي كار تبليغي و اقدامات پوپوليستي در جلسات هيأت دولت كه در استان‌ها برگزار مي‌شود، تصويب مي‌شود؛ اين هم نوعي دروغگويي به مردم است و در شأن نظام و مسئولان انقلاب نيست.
من از اين‌كه برخي مسئولان به راحتي پشت تريبون عمومي و رسانه عمومي كشور به مردم گزارش دروغ مي‌دهند، واقعا متأسفم. هيچ كجاي دنيا اين‌گونه نيست و حتي رژيم‌هايي كه به مسائل ديني و اخلاقي هيچ پايبندي ندارند، براي خود يك ضوابطي دارند.

بايد گفت، بيش از 80 درصد اطلاعاتي كه برخي آقايان در ميزگردها و رسانه اعلام مي‌كنند، مغاير با آن آمار و اطلاعاتي است كه مسئولان كشور و كارشناسان دارند.

حال يك بار هم كه شده، يك گفت‌وگوي تلويزيوني بگذارند؛ مثلا به جاي آقاي حيدري، بنده يا همفكرانم حاضريم مجري‌گري برنامه تلويزيون را بر عهده بگيريم و در موضوعات مورد شك و شبهه به طور مشخص، پرسش مطرح كنيم. اين‌كه يك‌طرفه صحبت‌هايي بشود و آمارهايي خلاف واقع ارايه شود، صحيح نيست. كجا بايد اين موضوع تصحيح شود؟

متأسفانه به تازگي تخريب سياسي اصلاح‌طلبان در صداوسيما كليد خورده و از قول بوش مطرح كرده‌اند كه آمريكا با دولت گذشته در زمينه هسته‌اي به توافق رسيده و احمدي‌نژاد آمده و آن را بر هم زده و بعد هم بوش گفته كه ما از اصلاح‌طلبان در ايران و همه جاي دنيا حمايت مي‌كنيم. من از مسئولان صداوسيما مي‌پرسم به نظر آنها ادعاهاي بوش درست است؟ اگر درست است، پس لابد ادعاهاي وي درباره حقوق بشر و نيت ايران از فعاليت هسته‌اي هم درست است و چرا شما آنها را تكذيب مي‌كنيد؟ اگر هم ادعاهاي بوش دروغ است ـ كه من هم معتقدم دروغ است و شما هم وي را به عنوان يك دروغگو، نكوهش مي‌كنيد ـ چطور اين بخش از صحبت او را وحي منزل مي‌دانيد و شروع مي‌كنيد عليه جريان سياسي در داخل كشور جوسازي كردن؟

به ياد داريم كه در انتخابات مجلس هشتم هم همين‌گونه رفتار كردند و گفتند به اصلاح‌طلبان رأي ندهيد، چون بوش گفته من از اينها حمايت مي‌كنم! بنابراين، انصاف نيست سخن يك فرد معلوم‌الحال را سند كنند تا به جوسازي عليه يك جريان سياسي خط امامي و داخل نظام بپردازند، بلكه بايد تكليف خود را مشخص كنند كه آيا سخنان بوش را مي‌پذيرند يا خير و آيا به نظر آنها، سخنان بوش صادقانه است؟

برخورد صادقانه با انقلاب و مردم و برخورد مسئولان با اداره كشور، راهكار اين معضلات است. دولت كنوني مدعي است كه روزانه 22 ساعت كار مي‌كند و هر هفته هم يك سفر استاني مي‌روند؛ چه خوب بود هر ماه هم سه ساعت وقت خود را براي پاسخ به پرسش‌هاي مردم و نخبگان اختصاص دهند و البته پرسش‌هايي كه مردم با توجه به دغدغه‌هاي خود بپرسند نه آن‌گونه كه برخي مي‌خواهند و اجازه دهند با يك مكانيزم‌هايي نماينده احزاب، متخصصان، نخبگان كشور، فعالان اقتصادي، حوزه علميه پرسش‌هاي خود را مطرح كنند و حالا هم كه مسئولان دنبال شفاف‌سازي و عدالت هستند، پس عدالت رسانه‌اي حكم مي‌كند كه فضايي براي پاسخگويي به تمامي اقشار جامعه فراهم باشد.

تابناك: در جايي از سخنان خود اشاره كرديد كه وضعيت اقتصادي كنوني، بدترين اوضاع كشور پس از انقلاب بوده است در دوران جنگ، درآمدهاي نفتي بسيار پايين و بيشتر كالاها جيره‌بندي شده بود؟!

انصاري: هم‌اكنون وضعيت بسيار مخاطره‌آميزتر است، چون در دوران دفاع مقدس، مردم همه مي‌دانستند كشور با تهاجم خارجي روبه‌روست و مسئولان آنها با همه وجود در خدمت آنها هستند و مي‌كوشند از هر دلاري بهترين بهره را ببرند. در آن زمان، شش تا هفت ميليارد دلار درآمد كشور بود كه چند ميليارد دلار آن هزينه مستقيم و غيرمستقيم جنگ بود و بقيه آن هم با كمال تدبير و فداكاري دولت در اختيار مردم نهاده بود و اولويت‌بندي خاصي شده بود در درجه نخست، كالاهاي اساسي به دست مردم برسد و حتي‌الامكان مردم مشكل معيشت نداشته باشند و اگر پولي هم اضافه مي‌آمد، به محروميت‌زدايي از روستاها و شهرها و برخي سرمايه‌گذاري‌ها كه در زمان جنگ مي‌شد انجام داد، اختصاص مي‌يافت.

بايد گفت در زمان جنگ، دولت و نظام به گونه‌اي ممكلت را با درآمد سالانه هفت ميليارد دلار اداره كرد كه به هيچ وجه بحران كمرشكن تحمل‌ناپذيري براي مردم پيش نيامد، در حالي كه اگر تدبير درست نمي‌شد، ايجاد قحطي‌هاي گسترده در دو كشور، دور از ذهن نبود، اما امروز هنر مي‌خواهد كشوري كه پس از شانزده سال فعاليت دو دولت و سرمايه‌گذاري و بازسازي بسياري از زيرساخت‌ها و نرم‌افزارهاي اداره كشور همچون برنامه‌هاي پنج ساله توسعه، چشم‌انداز بيست ساله تدوين شده و سياست‌هاي كلي اصل 44 قانون اساسي كه رهبري آن را به مثابه يك نقشه راه تصويب و ابلاغ كرده است، به چنين حال و روزي درآورد.

رفع مانعي كه در امر سرمايه‌گذاري در قانون اجرايي سياست‌هاي كلي اصل 44 ايجاد شده است اگر اين ابزار در اختيار دولت‌هاي پيشين قرار مي‌گرفت به جرأت مي‌توان گفت، گام‌هاي بسيار بزرگي در پيشرفت و توسعه كشور برداشته مي‌شد. آقاي احمدي‌نژاد، هنگامي دولت را تحويل گرفتند كه بيشتر نرم‌افزارها و زيرساخت‌ها در كشور براي توسعه چه در بعد داخلي و چه در بعد خارجي فراهم شده بود. در سال 76 كه آقاي خاتمي دولت را تحويل گرفتند، بيشتر سفيرهاي كشورهاي خارجي از ايران رفته و قيمت نفت هم به كمترين حد خود در چند دهه اخير سقوط كرده بود، اما وقتي دولت نهم روي كار آمد، وضعيت به گونه‌اي ديگر بود؛ رابطه ايران با بيشتر كشورهاي مهم و تأثيرگذار خوب بود و ايران و ايراني جايگاه ويژه‌اي در سطح بين‌المللي داشت و قيمت نفت هم تا چند هفته پيش در حد رويايي قرار داشت.

با وجود اين كه در آغاز دولت اصلاحات، بدهي‌هاي كشور بسيار افزايش يافته بود، ولي وقتي قدرت را به دولت كنوني تحويل مي‌داد، يك حساب ذخيره ارزي نه ميلياردي را تقديم دولت نهم كرد.

در سه سال گذشته، با افزايش خيره‌كننده درآمدهاي نفتي و آماده‌سازي زيرساخت‌ها در دولت‌هاي پيشين، اين فرصت فراهم شده بود كه شاهد جهش عظيم اقتصادي در كشور باشيم، ولي در عمل، عقبگرد فاحشي در بيشتر زمينه‌ها داشته‌ايم و وقتي مي‌گوييم هم‌اكنون وضعيت امروز از زمان جنگ بدتر است، به لحاظ آمار مقايسه‌اي است.
امروز ما جنگ نداريم، ولي عملا مثل اين‌كه در جنگ هستيم. تحريم‌هايي كه در حال حاضر عليه ايران وضع شده، به لحاظ اقتصادي هزينه‌هاي كمتر از زمان جنگ بر ما تحميل نكرده است، حال جاي پرسش است كه چرا بايد اين تحريم‌ها عليه ما وضع مي‌شد؟

در سال گذشته، بين ده تا پانزده ميليارد دلار از شصت ميليارد دلار واردات كشور پول اضافي بوده كه به علت تحريم‌ها پرداخت كرديم با اين رقم، معادل درآمد نفتي يك سال كشور در گذشته است. وضع مديريت اقتصادي ما بسيار نامناسب است.

تابناك: در حالي در كنگره حزب كارگزاران سازندگي، دولت وحدت ملي مطرح شد و پيش از آن نيز برخي اصولگرايان، سخن از نوعي دولت ائتلافي به ميان آوردند، برخي بر اين گمانند كه در انتخابات آينده، چهره‌هاي نظام در يك سو و رئيس‌جمهور كنوني در سوي ديگر رقابت‌هاي انتخاباتي قرار مي‌گيرند و عده‌اي نيز همچنان رقابت دو جناح سنتي چپ و راست قديم و اصلاح‌طلب و اصولگراي فعلي را متصور هستند؛ شما آرايش را در انتخابات رياست‌جمهوري آينده چگونه پيش‌بيني مي‌كنيد؟

انصاري: اگر انتخابات را به حال خود رها كنند و آنگونه كه طبع انتخابات اقتضا مي‌كند، در يك فضاي كاملا آزاد و رقابتي بدون آن‌كه بخواهند به صورت رانت‌گونه از جرياني يا فردي حمايت صورت گيرد جريان انتخابات پيش برود، بسيار پسنديده‌تر است.

اگر آقاي خاتمي هم به صحنه بيايد، ضمن اين‌كه بيشتر و شايد همه اصلاح‌طلبان از ايشان حمايت مي‌كنند، بخش عمده‌اي از جريان اصولگرايي كه دلسوز انقلاب هستند و وضعيت فعلي را خطرناك مي‌دانند، از ايشان حمايت خواهند كرد، نه اين فضايي كه در حال ايجاد شدن هست كه القا مي‌كند اگر خاتمي بيايد، چه خواهد شد و با طراحي تئوري‌هاي توطئه موهوم، برخوردهاي دشمن‌گونه با اصلاحات كنند و اگر ايشان پا به صحنه انتخابات بنهند، انتخابات آينده، بسيار رقابتي‌تر و جدي‌تر خواهد شد، چراكه آقاي احمدي‌نژاد كه مسلما يك طرف اصلي انتخابات آينده است و در كنار آقاي خاتمي رقابت خوب و سالمي مي‌توانند داشته باشند و احساس من در برخورد با مردم اين است كه يك درخواست عمومي از آقاي خاتمي وجود دارد كه ايشان در انتخابات رياست‌جمهوري نامزد شوند.

تجربه نشان داده است كه انتخابات در ايران، ممكن است متغيرهايي غير از آنچه در دنيا متعارف و مرسوم است سرنوشت انتخابات را تعيين كند، ولي علاقه و ميل به تغيير در وضعيت كنوني كشور در ميان سياسيون كشور ـ چه اصلاح‌طلب و چه اصولگرا ـ به صورت جدي و گسترده وجود دارد و همان‌گونه كه گفتم، در تاريخ جريانات سياسي كشور، بنده به ياد ندارم، هيچ‌وقت مثل الان جريان‌ها و شخصيت‌هاي سياسي بر اصل ضرورت تغيير متفق‌القول باشند. با توجه به مراجعات مردمي زيادي كه به آقاي خاتمي شده، گمان مي‌كنم نوعي احساس وظيفه ملي در ايشان ايجاد شده است و برداشتم از سخنان و جلساتي كه با وي داشته‌ام، اين است كه اگر موانعي در سر راه نبينند، وارد صحنه خواهند شد.

تابناك: چه موانعي بر سر راه خاتمي، رئيس‌جمهور هشت ساله جمهوري اسلامي و دبيركل مجمع روحانيون مبارز وجود دارد؟

انصاري: يك سري مسائل و مشكلاتي كه هم‌اكنون مصلحت نيست به آنها پرداخته شود.
در پايان توصيه من اين است كه دلسوزان نظام و كشور، صداي اعتراض بعضا آشكار و خاموش مردم را نسبت به روند كنوني اداره كشور بشنوند و هيچ لزومي ندارد كه نظام چنين بهاي سنگيني را كه به بي‌اعتمادي مردم به همه اركان نظام مي‌انجامد، بپردازد. به هر حال، تغيير يك مجري يا يك مجموعه بسيار راحت‌تر است تا اين‌كه همه نظام و اركانش در ذهنيت جامعه زير سؤال برود و خوب است كه به اين واقعيات بيشتر توجه شود.
 

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : شنبه سی ام آذر 1387
نویسنده : ملک زاده
تعبير خواب
الف.راستگو


alef_rastgoo@yahoo.com

تعبير خواب 1:

- ببخشيد من خواب خيلي عجبيبي ديدم، به طوريكه الان چند شب است كه بر اثر تفكر بيش از حد در مورد آن خواب، ديگر خوابم نمي برد.

-- الف.راستگو: خب خوابتون رو تعريف كنيد.

- من چند شب پيش خواب ديدم در مكاني بسيار سر سبز هستم و گروهي از مردم كنار يك نهر روان لم داده اند و با ليوان هايي بزرگ هي از يك نهر روان - كه تويش عسل است - مي آشامند و هي مي خندند و خيلي هم شاد هستند.

-- الف.راستگو: خب اين كجايش عجيب است! تا باشد از اين خواب ها!

- بگذاريد بقيه اش را هم بگويم! عجيب اينجا بود كه يك نفر در كنار اين نهر روان ايستاده بود و سعي داشت نگذارد كسي لب به محتويات اين نهر بزند و هي مي گفت اين نهر حاوي «سمّ مهلك» است!

-- الف.راستگو: هه هه هه !

- آقاي الف.راستگو، چرا مي خنديد؟!

-- الف.راستگو: خوابتان تعبير خاصي دارد كه نمي شود آنرا برايتان بگوييم، اما در مورد آن آقا كه مي خواسته مانع از خوردن از آن نهر شود بايستي بگويم كه ايشان همايون ابوسعيدي عضو شوراي عالي حزب اصلاح‌طلب همبستگي بوده است كه چندي پيش گفته بودند: «آمدن خاتمي سمّ مهلكي براي اصلاح طلبان است.»

- يعني من هم با خيال راحت اگر آن خواب را دوباره ديدم از آن نهر بخورم؟!

-- الف.راستگو: بعله بخوريد!

- پس چرا آقاي ابوسعيدي آن حرف را زده؟!

-- الف.راستگو: متاسفانه بر اساس تحقيقات بنده آقاي ابوسعيدي تصور درستي از سمّ مهلك ندارند، آن طورها كه شنيده ام در دوران كودكي ايشان همراه با عمويشان به يكي از مغازه ها مي روند و در ويترين آن مغازه شيشه عسلي را مي بينند، و از عموي خود مي خواهند آن شيشه عسل را بخرد، اما عموي ايشان از آنجا كه شايد پول همراهش نداشته و يا شايد هم تصور مي كرده خوردن عسل براي يك كودك مضر است به ايشان گفته اين عسل نيست، «سمّ مهلك» مي باشد!!

- اما يه مشكل اساسي! حالا چكار كنم كه يك بار ديگه آن را خواب را ببينم؟!

-- الف.راستگو: اين ديگر مشكل خودتان است!!

تعبير خواب 2:

- واي ... واي ... خيلي وحشتناك بود!

-- الف.راستگو: چي خيلي وحشتناك بود؟!

- به نظرم تعبير خوابم اين است كه در تهران زلزله مي آيد و همه از بين مي رويم!!

-- الف.راستگو: لطفا در كار من دخالت نكنيد و خوابتان را بگوييد، من خودم آن را تعبير مي كنم، چه خوابي ديديد؟!

- توي خواب ديدم كه زمستون شده است و 30 سانت برف اومده ، قيافه هاي مردم يه جوري شده ، شبيه اين ژاپني ها شده اند، همه مردم دست و پاهايشان شكسته شده است و سر و صورتشان خوني است! يه عالمه چيني شكسته شده هم روي آسفالت هاي خيابون وجود داشت ... نكنه اوضاع خاورميانه ميخواد ناامن بشه؟!

-- الف.راستگو: اِ ... باز هم كه داريد در كار تعبير خواب دخالت مي كنيد، اخيرا از اين فيلمهاي منفي 12 كه سينما ماوراي شبكه چهار پخش مي كنه زياد نگاه مي كنين؟! خوب فكر كنين، چيزه ديگه اي توي خوابتون نبود؟!

- آها ... يادم اومد ... راستي اين رو هم بگم كه يه عالمه دوچرخه هم توي خوابم بودند كه معلوم بود در اثر خوردن به در و ديوار منهدم شدن!!

-- الف.راستگو: شما خواب نديديد و وقتي اين صحنه ها رو ميديد خيلي هم بيدار بوديد ... اولا اونجايي كه شما ديديد ايران نبوده و چين بوده ... و اون چيني ها در اثر دوچرخه سواري روي 30 سانتر يخ اين بلاها سرشون اومده ... راستي اسم شما چيه؟!

- محمد باقر!

(خبر مرتبط با اين تعبير خواب: شهردار تهران در توضيح طرح جديد شهرداري در راه اندازي خطوط ويژه دوچرخه سواري در منطقه هشت تهران در آستانه فصل زمستان گفت: "چند سال قبل سفري به چين داشتم و درآْنجا ديدم که مردم چگونه روي 30 سانتيمتر يخ با دوچرخه به محل کارشان مي رفتند!" )

تعبير خواب 3:

- خواب ديدم در دست مردم روزنامه است و روزنامه مي خوانند، حتي برخي با لب تاپ هايشان داشتند به سايتهاي خبري و مخصوصا سايت عصر ايران سر مي زدند و اخبار آنها مي خواندند، اكثر چهره هايشان درهم برهم بود و البته هر چند لجظه يك بار يه نفري يه لبخندي هم مي زد!

-- الف.راستگو: خب اينكه چهره شان در هم برهم بوده به خاطر اين بوده است كه حتما داشته اند اخبار حوادث را مي خوانده اند، وگرنه خبر ناراحت كننده ي ديگري در حال حاضر وجود ندارد! و اينكه هر چند لحظه يك بار مي خنديدند شايد به خاطر خواندن طنزهاي ستون طنز و ديدن فتوكاتور هاي سايت عصر ايران بوده است!

- اما اجازه بديد بقيه خوابم رو هم بگم، بعضي از اين مردم قلب شون رو گرفته بودند و درد مي كشيدند و اورژانس هم به جاي اينكه اونها رو ببره اتاق عمل، اون ها رو به پارك و سينما مي برد!!

-- الف.راستگو: خب حتما توي خواب شما هم، مثل كشور خودمون، اتاق عمل قلب به اندازه كافي وجود نداشته، اخيرا پرفسور سوتیروس پراپاس گفت: با توجه به وضعیت بیماریهای قلبی که در ایران وجود دارد این کشور نیازمند 60 هزار اتاق عمل است.

- واي اين ديگه چه خبری بود ... آخ قلبم!!

تعبير خواب 4:

- من ديشب خواب ديدم برخي از آدمها در شهر لباس سفيد پوشيده اند!

-- الف.راستگو: تعبير خواب شما اين است كه دولت يك عالمه وام ازدواج به جوانان مي دهد و همه جوانان عروس و داماد مي شوند ...

- نه! نه! بگذاريد باقي خوابم را برايتان تعريف كنم! آن لباس هاي سفيد بيشتر شبيه كفن بود، و آن آدمها به سر و سينه خود مي زدند و به رئيس جمهور بد و بيراه مي گفتند.

-- الف.راستگو: در خواب شما نيروي انتظامي هم وجود داشت؟ آنها با معترضين كاري نداشتند؟!

- نه! فقط مامورين مراقب بودند كسي مزاحم معترضين نشود!!

-- الف.راستگو: يادتان هست چه شعارهايي مي دادند؟!

-- درست به خاطر ندارم، اما در شعارهايشان كلمات «غارتگر» و «بيت المال» و «اعدام» بود، در يكي ديگر از شعارهايشان هم كلمات «خاتمي» ، «حيا» و «رياست جمهوري» و «رها» وجود داشت!!

-- الف.راستگو: همه اش تقصير خودتان است!

- چطور مگه؟!

-- الف.راستگو: مگر آدم قحطي است كه مي رويد و حرف هاي اين ابطحي را گوش مي كنيد و اينقدر در مورد صحبت هايش تفكر مي كنيد!! حالا ايشان در يك مراسمي برداشته يك سئوالي مطرح كرده كه :«چند کفن پوش در جامعه راه می افتاد اگر خاتمی یک مرد 160 میلیارد تومانی را وزیر کشور می کرد؟» ، حالا اين آدمهايي كه لباس سفيد پوشيده بودند چند نفر بودند؟!

- بوق ... بوق ... بوق ... بوق!!

-- الف.راستگو: الو ... چرا قطع كردي؟!

اگر خوانندگان محترم سايت عصر ايران نيز اين روزها خواب هاي عجيب و غريبي ديدند، خواب خود را به ايميل الف.راستگو فرستاده و يا همين جا كامنت كنند تا در اولين فرصت تعبير خوابشان را برايشان بنويسيم!!


موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : شنبه بیست و سوم آذر 1387
نویسنده : ملک زاده
جاسبي: حكم رياستم نيازي به تمديد ندارد
حكم رياست دانشگاه آزاد اسلامي نيازي به تمديد ندارد، جلسات هيات امنا مرتب تشكيل شده البته نه به اندازه‌اي كه در اساسنامه ذكر شده است اما سالي چند نوبت تشكيل مي‌شود و كارها را بررسي مي‌كند و چند باري هم كه اين موضوع مطرح شد نظر هيا امنا اين بود كه نيازي براي تمديد يا تصويب مجدد نيست.
كد خبر: ۲۸۹۰۹ تاريخ انتشار: ۲۲:۵۴ - ۲۲ آذر ۱۳۸۷ تعداد بازديد: ۴۹۲۴
رييس دانشگاه آزاد اسلامي با حضور در ايسنا با تاكيد بر اينكه تغيير در اساسنامه دانشگاه آزاد بايد با پيشنهاد هيات موسس باشد نه شوراي عالي انقلاب فرهنگي، در عين حال درباره تغيير رياست دانشگاه آزاد توسط شوراي عالي انقلاب فرهنگي، اظهار كرد: همه اينها قابل بحث است و بستگي دارد به اينكه اساسنامه چه ساختاري پيدا مي‌كند و نمي‌توان الان پيش‌بيني كرد.

دكتر عبدالله جاسبي روز يكشنبه در نهمين سالگرد تاسيس ايسنا، به همراه معاونان هماهنگي و عمراني خود و رييس مركز اطلاع‌رساني اين دانشگاه از ايسنا بازديد كرد و در ادامه ‌در خصوص اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامي، گفت: جريان اصلاح اساسنامه به آن صورت است كه در ابتدا كه موضوع اساسنامه مطرح شد، يك مطلبي مطرح مي‌كردند كه واقعا منطقي بود و آن بود كه مي‌گفتند يكي از اعضاي هيات موسس فوت كرده و برخي از اعضا نيز در جلسات و امور آن حضور ندارد، بر اين اساس هيات موسس به معناي واقعي فعال نيست و بايد درست شود.

وي گفت: اين موضوع مورد قبول بود به اين دليل هيات موسس جلسه‌اي تشكيل داد و قرار شد طبق اساسنامه و همچنين با پيشنهاد خود هيات موسس، اين كار صورت گيرد كه كه ابتدا شوراي عالي انقلاب فرهنگي اين موضوع را به گونه‌اي ديگر مطرح كرد ولي پس از بحث و بررسي مقرر شد كه در اين راستا افراد جديدي را به شورا معرفي كنيم و در نهايت آقايان ‌دكتر ولايتي، دكتر حبيبي، حجت‌الاسلام و المسلمين دكتر قمي، دكتر ميرزاده و حجت‌الاسلام سيد حسن خميني جهت عضويت در هيات موسس معرفي و اضهفه شدند.

وي با بيان اينكه با انتخاب اين افراد به عنوان هيات موسس مشكل اساسنامه حل شد، تصريح كرد: نزديك به 2 سال است كه جلسات هيات موسس به طور منظم تشكيل مي‌شود و مسائل را مورد توجه و بررسي قرار مي‌دهد.

تغيير در اساسنامه دانشگاه آزاد بايد با پيشنهاد هيات موسس باشد نه شوراي عالي انقلاب فرهنگي

وي با بيان اينكه دبيرخانه هيات موسس نيز تشكيل و فعال شده است، اظهار كرد: اين دبيرخانه برنامه‌ها را پيگيري مي‌كند و در حال حاضر نيز اشكالي در اساسنامه نمي‌بينم، منتهي برخي در شوراي عالي انقلاب فرهنگي اصرار دارند كه اساسنامه بازبيني شود، عليرغم اينكه اساسنامه موجود از نظر ما بلااشكال است اما پذيرفتيم كه اساسنامه مورد بررسي قرار گيرد.

وي افزود: همزمان با اين كار، شوراي عالي انقلاب فرهنگي مصوبه‌اي در زمينه كيفيت دانشگاه آزاد اسلامي و تشكيل هيات امناي واحدهاي بزرگ در هر استان داشت كه اين دو مصوبه در هيات موسس مطرح شد و هيات موسس نيز استقبال كرد، به نحوي كه وقت تعدادي از جلسات هيات موسس به اين 2 موضوع اختصاص يافت و در نهايت نيز هيات موسس تصويب كرد در هر استاني، يك هيات امناي استاني زير مجموعه هيات امناي مركزي تشكيل شود كه اين امر فراگيرتر از آن چيزي بود كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصويب كرده بود.

دكتر جاسبي با بيان اينكه در حال حاضر دو هيات امناي استان‌هاي قم و آذربايجان شرقي تصويب شده است، گفت: چند هيات امناي استاني ديگر نيز در دست بررسي و تشكيل است.

وي گفت: وقت عمده هيات موسس به اين دو موضوع اختصاص يافت، بنابراين وقت نشد كه به بازبيني اساسنامه پرداخته شود كه مجددا در شوراي عالي انقلاب فرهنگي بحث اساسنامه مطرح شد و ما گفتيم در دستور كارمان است و در اين راستا نيز جلسه فوق العاده‌اي تشكيل داديم و به جز دو ماده‌اي كه قبلا تصويب كرده بوديم،‌ چهار ماده ديگر نيز تصويب كرديم و در مجموع در حال حاضر شش ماده از اساسنامه تصويب شده است.

وي تصريح كرد: يكي از مواد اساسنامه رسما اعلام كرده كه هر تغيير در اساسنامه بايد با پيشنهاد هيات موسس و تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي صورت گيرد و ما بر اين اساس معتقديم كه اين كار بايد انجام شود يعني ما پيشنهاد دهيم و بعد آنها وارد اصلاح شوند. به هر حال در آخرين جلسه هيات موسس دانشگاه آزاد اسلامي مجددا به اين موضوع تاكيد كردند كه هر نوع تغييري بايد بعد از اتمام كار و پيشنهاد آن به شوراي انقلاب فرهنگي صورت گيرد.

وي افزود: ما معتقديم كه به دو دليل اصلاح اساسنامه پس از بررسي و تصويب هيات موسس انجام شود؛ يكي اينكه آيين‌نامه مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي براي دانشگاه‌هاي غيردولتي و غيرانتفاعي تصريح كرده است كه هر نوع تغيير بايد با پيشنهاد هيات موسس و تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي باشد و دوم اينكه در اساسنامه دانشگاه اين ماده تصريح شده است.

حكم رياست دانشگاه آزاد اسلامي نيازي به تمديد ندارد
حضورم در شوراي عالي انقلاب فرهنگي به عنوان شخصيت حقوقي است نه حقيقي
وي در خصوص برخي اظهارات مبني بر طي نشدن روند قانوني انتصاب دكتر جاسبي به رياست دانشگاه آزاد اسلامي نيز با غيرواقعي خواندن اين ادعاها، گفت:‌ در اساسنامه قبلي دانشگاه، انتصاب رييس دانشگاه آزاد اسلامي نيازي به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي نداشت، در زمان حضرت امام نيز رياست دانشگاه تاييد شد يعني امام زماني كه به بنده براي شوراي عالي انقلاب فرهنگي حكم داد به عنوان رييس دانشگاه آزاد اسلامي حكم داد نه به عنوان شخص حقيقي، بنابراين بنده را به عنوان رييس دانشگاه آزاد اسلامي به رسميت شناخت و اسم برد به همين دليل حضور من در شوراي عالي انقلاب فرهنگي به عنوان شخصيت حقوقي است نه حقيقي، من الان 21 سال است كه در شوراي عالي انقلاب فرهنگي عضو هستم.

رييس دانشگاه آزاد اسلامي همچنين ادامه داد: حكم رياست دانشگاه آزاد اسلامي نيازي به تمديد ندارد، جلسات هيات امنا مرتب تشكيل شده البته نه به اندازه‌اي كه در اساسنامه ذكر شده است اما سالي چند نوبت تشكيل مي‌شود و كارها را بررسي مي‌كند و چند باري هم كه اين موضوع مطرح شد نظر هيا امنا اين بود كه نيازي براي تمديد يا تصويب مجدد نيست. كما اينكه در دانشگاه‌هاي دولتي هم كسي تغيير نمي‌كند مگر آنكه استفعا دهد، عزل شود و يا آنكه حكمش مدت دار باشد.

وي با بيان اينكه تمديد حكم بلامانع است، اظهار كرد: حكم رياست دانشگاه آزاد مدت ندارد و اگر هم مدت داشت مي‌توانستند تمديد كنند و مشكلي نداشت. ولي اين داستان به اين شكل است كه هيات امنا اعتقادي به تمديد ندارد و معتقدند حكمي كه الان هست به قوت خودش باقي است.

دكتر جاسبي درباره تغيير رياست دانشگاه آزاد توسط شوراي عالي انقلاب فرهنگي، اظهار كرد: همه اينها قابل بحث است و بستگي دارد به اينكه اساسنامه چه ساختاري پيدا مي‌كند و نمي‌توان الان پيش بيني كرد.

دانشگاه آزاد در باره كردان اهمال نكرده است
نحوه اشتغال به تدريس كردان در دانشگاه آزاد، براساس روال همه دانشگاه‌هاست
تدريس لزوما مدرك دكترا نمي‌خواهد، ممكن است كردان توانايي تدريس داشته باشد و ما يا هر دانشگاهي از آن دعوت به تدريس كند

رييس دانشگاه آزاد اسلامي درخصوص مدرك كردان و تدريس وي در دانشگاه آزاد، در پاسخ به اين سوال كه آيا قبول داريد كه دانشگاه آزاد در اين باره اهمال كرده است،‌ گفت: ابدا، دانشگاه آزاد اسلامي به هيچ عنوان در اين باره اهمال نكرد، در همه دانشگاه‌ها چه آزاد و چه دولتي مثل دانشگاه صنعتي شريف نيز وقتي افرادي درخواست مي‌كنند براي تدريس و مداركي ارائه ندهند، ‌اگر فرد مورد اعتماد باشد دستور اشتغال به تدريس آن صادر مي‌شود و اين در موارد متعددي اتفاق افتاده است.

وي افزود:‌ طبيعي است كه در اين مورد حكم مي‌زنند كه اين حكم رسمي نيست و تنها بر اساس آن اشتغال شروع مي‌كنند، ‌بعد اين حكم روال قانوني را طي مي‌كند و به سازمان مركزي ارائه مي‌شود، در مورد كردان هم اين اتفاق افتاد،‌ سازمان مركزي از وي درخواست كرد كه مداركش را ارائه دهد كه ايشان مدرك دكتري افتخاري ارائه دادند كه در سازمان مركزي هم گفتند مدرك دكتراي افتخاري ارزش علمي ندارد و نمي‌توان براي تدريس استفاده كرد و از آنها تنها مي‌توان براي عنوان استفاده كرد.

وي در ادامه گفت‌وگو با ايسنا ادامه داد: مجددا چندين بار مكاتبه كردند و جواب نگرفتند و به نتيجه نرسيدند لذا پرونده مختومه شد ، بنابراين هيچ كار خلافي در دانشگاه آزاد اسلامي اتفاق نيفتاده است و كار اداري هم طبق روال صورت گرفته است.

وي با تاكيد بر اينكه طبق ضابطه همه دانشگاه‌ها اين كار را مي‌كنند، خاطر نشان كرد: در دانشگاه‌هاي دولتي هم روال كار همين است، تدريس لزوما مدرك دكترا نمي‌خواهد، بنابراين ممكن است يك نفر توانايي داشته باشد و تدريس كند. كما اينكه الان هم ممكن است كردان توانايي تدريس درسي را داشته باشد و ما يا هر دانشگاهي از آن دعوت به تدريس كند.

جاسبي با بيان اينكه هر فردي بدون مدرك اگر دانشگاه تشخيص دهد توانايي تدريس دارد مي‌تواند از آن براي تدريس دعوت كند و ممنوع نيست، تصريح كرد: اين روال در دانشگاه دولتي و آزاد است كه معمولا اشتغال ايجاد مي‌شود و بعد مداركشان را كامل مي‌كنند، خيلي‌ها از خارج برگشتند و مداركشان هنوز در وزارت علوم ارزيابي نشده است اما تدريس مي‌كنند و ممكن است يكسال هم طول بكشد، بعد اتفاقا ممكن است وزارت علوم در موارد استثنايي هم بگويد كه مدارك شما را قبول نداريم يا معادل كنند، بنابراين دانشگاه آزاد اسلامي هم روال اداري خود را طي كرده است.

وي خاطر نشان كرد: اين يك واقعيت است كه ممكن است فردي مدركي نداشته باشد ولي در رشته‌اي تخصص داشته باشد يا هنرمند باشد و از او براي تدريس استفاده كنند، الان كساني داريم كه در دانشگاه‌ها تدريس مي‌كنند و از هيچ مرجع قانوني هم مدركي ندارند، اما در دانشگاه‌ها از آنها استفاده مي‌كنند.

وي با بيان اينكه بنده در مورد توانايي تدريس هيچ فردي اظهار نظر نمي‌كنم، گفت:‌ من مي‌گويم هر كسي كه توانايي داشته باشد ممكن است بدون مدرك بتواند تدريس كند، اما در مورد كردان مدارك ارائه داده و مدارك به اثبات نرسيده است.

كردان هيچ مدرك تحصيلي از دانشگاه آزاد اسلامي دريافت نكرده است
دانشگاه آزاد به هيچ فردي بدون ضابطه مدرك نداده است
جاسبي در پاسخ به پرسشي با تاكيد بر اينكه كردان هيچ مدرك تحصيلي از دانشگاه آزاد اسلامي دريافت نكرده است، درباره ادعاي برخي افراد مبني بر اينكه دانشگاه آزاد به برخي افراد و مسوولين مدرك داده است، گفت: اينها از جمله تهمت‌ها و دروغ‌هايي است كه افرادي بي مسووليت و با كمال تاسف بايد بگويم بي تقوا مي‌زنند بدون اينكه مدركي ارائه دهند. اگر موردي بوده كه آنها ادعا مي‌كنند ما بي حساب و بي كتاب مدركي داده‌ايم، اين افراد را اعلام كنند تا ما بررسي كنيم و پاسخ دهيم.

وي با تاكيد بر اينكه دانشگاه آزاد به هيچ فردي بدون ضابطه مدرك نداده است، خاطرنشان كرد: اينها همه حرفهاي كساني است كه كارشان تخريب دانشگاه آزاد اسلامي است و از جاهايي ماموريت دارند كه دانشگاه را تخريب كنند. بنابراين هيچ كدام از اين حرفها نه پايه دارد و نه ما مي‌پذيريم، البته دانشگاه آزاد منتقدين جدي و منصف هم دارد كه افراد دلسوزي هستند كه انتقاد مي‌كنند كه ما از اين انتقادها كه با هدف اصلاح است نه تخريب، استقبال مي‌كنيم.

وي در عين حال تاكيد كرد: ما بايد حساب منتقدين دلسوز و منصف را از كساني كه مخرب‌ هستند و سوء نيت دارند و براي گفته‌هاشان مدركي ارائه نمي‌دهند جدا كنيم.

احضارم به دادگاه درباره يكي از زمين‌هاي دانشگاه بود
اجازه نمي‌دهيم زمين خوارها، زمين دانشگاه را بگيرند
جاسبي در خصوص احضارش به دادگاه، به موضوع يكي از زمين‌هاي دانشگاه اشاره كرد و به ايسنا گفت: زميني بوده كه متعلق به فردي هم نبوده و در اختيار حضرت امام(ره) قرار گرفته بود، ما نامه‌اي نوشتيم به امام (ره) براي اعطاي زمين به دانشگاه كه ايشان نامه را ارجاع دادند به روساي سه قوه و آنها نيز تصويب كردند و مقام معظم رهبري كه آن زمان رييس جمهور بود به ما ابلاغ كرد كه اين زمين در اختيار دانشگاه آزاد قرار گيرد و تصويب شد كه اين موضوع هيچ جاي ترديد و شك و شبهه ندارد.

وي ادامه داد: كساني هستند كه مي‌خواهند با روشهايي مختلف زمين را از دانشگاه بگيرند و جزو اموال شخصي كنند، من اين ها را مصداق كامل و بارز «زمين خواري» مي‌دانم، چون اينها صاحب زمين‌ها نيستند.

جاسبي ادامه داد: آن چيزي كه احضار شدم نه به خاطر خود مالكيت بوده بلكه مسائل ديگري را مطرح و شكايت كردند كه ما هم پس از احضار رفتيم و جواب داديم، ولي اينها هيچ تغييري در ماهيت قضيه نمي‌دهد و زمين متعلق به دانشگاه آزاد اسلامي است، ما هم اجازه نمي‌دهيم زمين خوارها، زمين را بگيرند و روي اين مورد هم ايستاديم و مداركمان بسيار محكم و قانوني است و محاكم قضايي هم بارها بر روي اين مساله اظهار نظر كرده‌اند.

هيچ حساب شخصي كه پول دانشگاه آزاد به آن واريز شود، نداريم
وكالتم به برادرم براي رسيدگي به اموالم بود نه دانشگاه
جاسبي درباره برخي انتقادات درباره مسايل مالي دانشگاه آزاد و شفاف نبودن حساب‌هاي مالي آن، در اين باره به برخي ادعاها اشاره كرد و افزود: يكي از ادعاها اين است كه گفتند حسابي است به نام جاسبي، كه پول‌هاي دانشگاه به آن واريز مي‌شود و وقتي كه شماره حساب را خواستند، حسابي را اعلام كردند كه حساب دانشگاه است.

وي با تاكيد بر اينكه هيچ حساب شخصي كه پول دانشگاه به آن واريز شود، نداريم، ‌خاطر نشان كرد: اگر در يكي از واحدها هم اين‌كار انجام شود خلاف است و ما با آنها برخورد مي‌كنيم، بنابراين اين يك دروغ و تهمت است و موضوع نيز در دست رسيدگي و پيگيري است.

وي درباره شايعاتي مبني بر وكالت جاسبي به برادرش براي رسيدگي به اموال خود، گفت: زماني كه مي‌خواستم به مكه بروم، يك وكالت به برادرم براي اموال شخصي خود داده‌ام كه اين مشمول اموال بنده بود و هيچ ربطي به دانشگاه آزاد اسلامي نداشت، البته اخوي بنده از اين وكالت حتي در اموال شخصي خودم هم استفاده نكرد در حالي كه اين افراد به دروغ گفتند كه بنده در زمينه اموال دانشگاه وكالت داده پس همه اموال دانشگاه در اختيار اينهاست كه اين دروغ و تهمت است.

اعلام آمادگي دانشگاه براي ارزيابي اموال دانشگاه توسط مراجع قانوني

وي با بيان اينكه دانشگاه آزاد قانون دارد و من چنين اجازه‌اي ندارم كه به كس ديگري در زمينه اموال دانشگاه وكالت دهم، خاطر نشان كرد:‌ ما نه تنها براي ارزيابي اموال دانشگاه توسط مراجع قانوني اعلام آمادگي مي‌كنيم بلكه به شدت نيز استقبال مي‌كنيم.

رييس دانشگاه آزاد اسلامي افزود: ما فارغ از الزامات قانوني از سازمان بازرسي دعوت كرده‌ايم و خواستيم كه اين موضوع را رسيدگي كند حتي در اين زمينه بحثي هم با آقاي هاشمي رفسنجاني داشتيم، زيرا معتقد بودم اولا اگر آنها بيايند اعتماد را افزايش مي‌دهند و ثانيا در نهادي با اين عظمت و گستردگي چون حجم كار زياد است شايد نتوانيم همه را پوشش دهيم در نتيجه سازمان بازرسي اين كار را به صورت مجاني انجام مي‌دهد،چرا استقبال نكنيم؟

وي با بيان اينكه از حدود 10 سال گذشته سازمان بازرسي كل كشور اين كار را انجام داده است، تصريح كرد: كليه مدارك در اختيار آنها قرار مي‌گيرد و ما هم از كارشان راضي ‌هستيم و حتي ايرادهايي هم گرفته كه به ما منعكس مي‌كند و ما آنها را برطرف مي‌كنيم.

وي با تاكيد بر اينكه معمولا در اين مدت مشكل جدي وجود نداشته است، خاطرنشان كرد: به خصوص در استانها براي ما خيلي مهم است و آنها گاهي اوقات چيزهايي را استخراج مي‌كنند و به ما مي‌دهند، ضمن آنكه اين بازرسي از نظر هزينه‌ها نيز به ما كمك مي‌شود زيرا به جاهايي كه آنها مي‌روند لزومي ندارد كه بازرسي دانشگاه هم مراجعه كند و هزينه نمايد.

جاسبي با بيان اينكه در حال حاضر نمايندگان سازمان بازرسي در بيش از 20 واحد مستقر است، گفت: از ابتدا مقرر شده سازمان بازرسي گزارش‌هاي واحدها را به ما نيز ارائه دهد تا نسبت به اصلاح آنها اقدام ‌كنيم.

تحقيق و تفحصي صورت نگرفته است
گزارشي مصوبي وجود ندارد، آنها خلاف بزرگي مرتكب شدند
وي درخصوص گزارش كميته تحقيق و تفحص مجلس نيز اظهار كرد: ‌گزارشي مصوبي وجود ندارد، آنها خلاف بزرگي مرتكب شدند و آن اين است كه پولي كه تحقيق تفحص مي‌گيرد در مجلس رقم ناچيزي است، آنها آمدند شايد 100 برابر جاهاي ديگر پول گرفتند يعني به جاي 2و 3 ميليون تومان، 200 و 300 ميليون تومان پول از مجلس، دولت، ‌مركز پژوهشها و ... گرفتند بعد هم آنها بايد گزارش را به كميسيون ارائه و پس از تصويب در صحن علني مجلس مطرح و اعلام مي‌كردند در حالي كه آنها چند هفته مانده به اتمام مجلس هفتم آن گزارش را مطرح كردند كه پر از اشكال بود و كميسيون هم قبول نداشت و نتوانستند چيزي تصويب كنند، يعني پول را گرفتند اما چيزي به تصويب نرساندند، بعد گزارشي را كه در هيچ جايي مرجعي تاييد نشده است فردي به خودش اجازه داده كه در رسانه‌ها مطرح كند كه خود اينكار خلاف است البته ما به همه اين موارد جواب داده‌ايم.

وي با تاكيد بر اينكه تحقيق و تفحصي صورت نگرفته است، خاطر نشان كرد: تحقيق و تفحص آن است كه روال قانوني را طي كند، ما هم خلاف آنچه كه مي‌گويند خيلي اطلاعات داده‌ايم و همكاري لازم را با آنها انجام داديم، اما آنها چون غرض‌ورزي داشتند به خاطر اين گفتند اطلاعات نداده‌اند كه بهانه شود براي اينكه وقتي تصويب نشود بگويند علت آن اين مسئله بوده است.

محدود سازي فعاليت تشكل‌هاي دانشجويي در دانشگاه آزاد، دروغ است

وي در پاسخ به محدودسازي فعاليت تشكل‌هاي دانشجويي در دانشگاه آزاد، ‌اظهار كرد: اين موضوع دروغ و خلاف است، نزديك به 200 تشكل سياسي و 4 اتحاديه در دانشگاه آزاد وجود دارد كه فعال هستند و نشريات زيادي دارند و در زمينه انتخابات هم حضور فعال دارند.

وي افزود: ما تنها چيزي كه به آنها گفته‌ايم اين است كه در فعاليت‌ها و برنامه‌هايشان مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي و مراجع قانوني محترم شمرده شود.

وي با بيان اينكه در حال حاضر ميزان فعاليت تشكل‌ها و اتحاديه‌هاي دانشجويي در دانشگاه آزاد خيلي بيشتر از دانشگاه‌هاي دولتي است، اظهار كرد: در زمينه برگزاري جلسات مناظره و سخنراني نيز تشكل‌هاي دانشجويي اسامي مهمانان يا سخنرانان را به دانشگاه پيشنهاد مي‌دهند و پس از تصويب در هيات نظارت دعوت مي‌شوند.

پيام نور هيچ خطري براي دانشگاه آزاد ندارد و نمي‌تواند براي ما رقيب محسوب شود
رقيب ما دانشگاه‌هاي معتبر دولتي است
وي درباره توسعه دانشگاه پيام نور و تاثير آن بر فعاليت‌هاي دانشگاه آزاد، اظهار كرد: پيام نور هيچ خطري براي ما ندارد، آن دانشگاه غير حضوري است در حالي كه دانشگاه آزاد اسلامي حضوري است، اصلا رقيب ما دانشگاه‌هاي معتبر دولتي است كه حضوري هستند. پيام نور نمي‌تواند براي ما رقيب محسوب شود الان هم مشكلي نداريم و سال به سال هم ظرفيت‌ و ثبت‌نام‌هايمان افزايش پيدا مي‌كند و هيچ مشكلي نسبته به گذشته نداريم.

جاسبي تاكيد كرد: مشكل خالي بودن ظرفيت به طور كلي وجود ندارد اگر هم در يك مركزي بوده است از قبل وجود داشته است چيز جديدي نبوده است.

وي با اشاره به ربع قرن فعاليت دانشگاه آزاد، گفت:‌ در اين راستا ستاد ربع قرن براي توسعه فعاليت تبيين خدمات تشكيل شده است، همچنين علاوه بر برنامه‌هاي واحدهاي دانشگاهي، حدود 200 جلد كتاب خدمات و تاريخچه دانشگاه آزاد در دست تهيه و انتشار است كه حدود 100 جلد منتشر و 100 جلد ديگر در حال انتشار است.

وي افزود: در اين كتاب‌ها علاوه بر آنكه همه واحدها تاريخچه خود را منتشر مي‌كنند، پيرامون دانشگاه آزاد اسلامي با شخصيت‌هاي مختلف سياسي، علمي و فرهنگي مصاحبه شده است.

فعلا بنا ندارم در انتخابات كانديدا شوم
رييس دانشگاه آزاد اسلامي در خاتمه در حاشيه بازديد از ادارات خبري ايسنا در پاسخ به پرسش يكي از خبرنگاران درباره شركت در انتخابات به عنوان كانديدا گفت:‌ فعلا بنا ندارم كه كانديدا شوم.

گفتني است، در اين ديدار كه با حضور مدير عامل ايسنا برگزار شد، دكتر عبدالله جاسبي و هيات همراه از بخش‌هاي مختلف خبري ايسنا بازديد كرده و از نزديك با فعاليت‌هاي اين خبرگزاري آشنا شدند.

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : چهارشنبه بیستم آذر 1387
نویسنده : ملک زاده
كروبی اولتیماتوم را تكذیب كرد
كروبی در پاسخ به این پرسش كه «اگر اصلاح‌طلبان بعد از 20 آذر روی فرد دیگری به اجماع برسند، در آن صورت چه‌كار می‌كنید؟»، گفت: شما توجه داشته باشید ما از ابتدا تلاش داشته‌ایم به صورت تشکیلاتی عمل کنیم و این روند را دنبال خواهیم کرد.

ایسنا: دبیركل حزب اعتماد ملی در پاسخ به این پرسش كه «آیا اولتیماتومی برای 20 آذر داده‌اید؟»، گفت: بنده اولتیماتومی ندادم. ما خواستیم بلاتكلیف نمانیم.

مهدی كروبی  افزود: این پیشنهاد بر این اساس بود كه هر كاندیدای اصلاح‌طلبی كه قصد ورود به صحنه‌ انتخابات را دارد، پس از اعلام كاندیداتوری به فعالیت‌های انتخاباتی بپردازد تا بعد از مدتی شورای حكمیت كاندیدای مورد نظر را معرفی كند.

كروبی ادامه داد: پس از بررسی‌ها، طی چند روز بعد كاندیداتوری‌ام را اعلام كردم، اما برای نشان‌ دادن حسن‌نیت و رخ ندادن هیچ تشتت و تشنجی، از اعلام حضور هر كاندیدای اصلاح‌طلب دیگری استقبال و آمادگی خود را برای رسیدن به تفاهم و تعامل و در نهایت کاندیدای واحد از طریق شورای حکمیت اعلام نمودیم؛ البته با این پیش‌شرط كه آن فرد به قبول داشتن حكمیت اذعان داشته باشد.

كروبی در پاسخ به این پرسش كه «اگر اصلاح‌طلبان بعد از 20 آذر روی فرد دیگری به اجماع برسند، در آن صورت چه‌كار می‌كنید؟»، گفت: شما توجه داشته باشید ما از ابتدا تلاش داشته‌ایم به صورت تشکیلاتی عمل کنیم و این روند را دنبال خواهیم کرد. ما كار خودمان را انجام می‌دهیم ولی آنچه مهم است این است که در عمل اكثریت مشخص می‌شود؛ اكثریتی كه در صحنه کشور، استان‌ها و شهرستان‌ها فعال است و کار می‌کند تعیین‌كننده است. اكثریت یعنی آنكه پس از اعلام كاندیداتوری مدتی كار شود، سپس با دیدن موانع و موقعیت‌ها اكثریت به وجود می‌آید. دلیل تاكید بنده بر موعد 20 آذر آن است كه نیروها در تردید هستند. ما می‌خواهیم افراد در صحنه حاضر شوند و كار كنند. فردی یا وارد كاری نمی‌شود یا اینكه جدی به عرصه‌ای پا می‌گذارد.
 

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : شنبه شانزدهم آذر 1387
نویسنده : ملک زاده

عکس : پدر و مادر هاشمی رفسنجانی [ December 03, 2008 ]

102001_786.jpg

پدرم: حاج ميرزا علي هاشمي بهرماني
مادرم: ماه بي‌بي (صفريان)
نام خانوادگي هاشمي براي خانواده ما، با آن که سيد نيستم، به اين دليل انتخاب شده است که نام جد پدري ما حاج هاشم بوده است؛ او در سر تا سر منطقه املاک و امکانات زيادي داشته است.
پدرم کمي از تحصيلات علوم حوزوي بهره‌مند بود، تا آنجا که به ياد دارم، در روستا زندگي مي‌کرد، که دليل آن تا حدودي فشارهايي بود که در دوره پهلوي متوجه متدينين بود. ايشان عميقاً مورد اعتماد مردم بودند و نوعي مرجعيت در امور اجتماعي و مذهبي داشتند.

از اخلاقيات جالب ايشان اين بود که معمولاً در زمان رسيدن هر محصولي، وقتي که به باغ و يا مزرعه مي‌رفتند، تعداد زيادي از نيازمندان روستا را مي‌پذيرفتند و به هر يک از آنها چيزي مي‌دادند و اين وضع در همه فصول سال ادامه داشت .

اسم روستاي ما بهرمان است، يکي از دهات قديمي نوق – از جلگه‌هاي رفسنجان. بهرمان به معني ياقوت سرخ است.

مادرم علاوه بر خانه‌داري در امور زندگاني با پدرم همکاري داشتند. او هر چند بي‌سواد بود، اما اطلاعات خوبي از خواص گياهان دارويي داشت. اطلاعات و تجربيات او براي اعضاي خانواده و حتي اهالي روستا سودمند بود؛ چنان‌که هنوز هم گاهي از همان تجربه‌ها استفاده مي‌کنيم . خانواده ما ترکيبي از پنج برادر و چهار خواهر است، سطح زندگي‌مان با توجه به وضع آن روستا بد نبود. تاريخ تولد شناسنامه‌اي من 1313 است.

من در سن پنج سالگي به همراه برادرم حاج قاسم که دو سال از من بزرگ‌تر بود، تحصيل را شروع کردم. آنچه در مکتب‌خانه به ما مي‌آموختند، همان کتاب‌هاي مدرسه رسمي بود به اضافه قرآن و چيزهايي مثل گلستان، نصاب و ... . از هفت سالگي علاوه بر مکتب از معلومات پدر نيز استفاده کردم. رفته رفته مکتب‌خانه نمي‌توانست جوابگوي نياز ما باشد. چهارده ساله بودم که به پيشنهاد پسر عمويم، محمد، تصميم گرفتيم که همراه کاروان جهت تحصيل علوم ديني به قم سفر کنيم.

به قلم اکبر هاشمی رفسنجانی - سایت هاشمی



موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : شنبه شانزدهم آذر 1387
نویسنده : ملک زاده
دبیر کل جبهه مشارکت انتخاب شد
همچنین نجفقلی حبیبی، علی‌اصغر خدایاری، محسن بهشتی‌سرشت، فریبا بشیری، علی قنبری، شهیندخت ملاوردی و سید حمید سیدی در کنگره امروز به عنوان هیئت داوری جدید به مدت دو سال انتخاب شدند.
كد خبر: ۲۸۱۰۱ تاريخ انتشار: ۱۶:۱۳ - ۱۵ آذر ۱۳۸۷ تعداد بازديد: ۷۵۹۱
در یازدهمین کنگره حزب مشارکت ایران اسلامی اعضای شورای مرکزی این تشکل انتخاب شدند و محسن میردامادی بار دیگر به دبیرکلی این حزب برگزیده شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، امروز در یازدهمین کنگره حزب مشارکت اعضای شورای مرکزی جدید این حزب به مدت دوسال به این شرح انتخاب شدند : سعید حجاریان، عبدالله رمضانزاده، سیدمحمدرضا خاتمی، سید مصطفی تاج‌زاده، محسن میردامادی، محسن صفایی‌فراهانی، الهه کولایی، حمیدرضا جلایی‌پور، هادی خانیکی، هادی قابل، سید صفدر حسینی، جلال جلالی‌زاده، آذر منصوری، سعید شیرکوند، حسین کاشفی، سید شمس‌الدین وهابی، فاطمه راکعی، فخرالسادات محتشمی‌پور، محمود حجتی، محمد نعیمی‌پور، کریم ارغنده‌پور، داوود سلیمانی، علی شکوری‌راد، مصطفی درایتی، فریده ماشینی، مصطفی ثبتی، محمد کیانوش‌راد، عروجعلی محمدی، علی غلامی، سعید شریعتی، زهره آقاجری، محمدحسین شریف‌زادگان، سید شهاب‌الدین طباطبایی، زهرا مجردی و سید باقر نبوی.

همچنین نجفقلی حبیبی، علی‌اصغر خدایاری، محسن بهشتی‌سرشت، فریبا بشیری، علی قنبری، شهیندخت ملاوردی و سید حمید سیدی در کنگره امروز به عنوان هیئت داوری جدید به مدت دو سال انتخاب شدند.

در یازدهمین کنگره مشارکت که با سخنرانی میردامادی و قرائت پیام ابراهیم یزدی به کنگره برگزار شد سیدمحمد خاتمی، سیدیاسر خمینی، عمادالدین باقی، محمد سلامتی، مصطفی معین، عباس عبدی، مصطفی کواکبیان، معصومه ابتکار، محمدرضا عارف، محمد صدر، عبدالله ناصری، حبیب‌الله بی‌طرف، عزت‌الله سحابی، محمد توسلی، فیض‌الله عرب‌سرخی، مرتضی الویری، حبیب‌الله پیمان و جمعی از سفیران کشورهای خارجی حضور داشتند.

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : یکشنبه دهم آذر 1387
نویسنده : ملک زاده
محبوب ترین کاندیدای اصلاح طلبان خودش را معرفی کرد
 گفت: قاسم شعله سعدى نماينده اسبق مجلس در مصاحبه با راديو زمانه به اختلافات موجود ميان اصلاح طلبان خاتمه داد.

گفتم: عجب مغز متفکر و ذهن برنامه ريزى داره؟ حالا چطورى به اين اختلافات خاتمه داده؟

 گفت: در مصاحبه با راديو ضدانقلابى زمانه گفته است اصلاح طلبان بايد کسى را نامزد کنند که هم محبوبيت داشته باشد و هم مثل خاتمى تدارکچى نباشد.

گفتم: خب! کانديداى مورد نظرش را معرفى نکرده؟

گفت: ايشان به راديو زمانه گفته است که همه اين خصوصيات در خود من جمع است و خودم شايسته ترين کانديدا هستم!

 گفتم: فروتنى و تواضع اين کانديداى اصلاح طلب! همه رو کشته! يارو در جمع شاعران  يک شعر بى وزن و قافيه خواند و بعد شروع کرد به تعريف از شعرش و به به و چهچه و آفرين گفتن به خودش.  يکى گفت: آقاجان! معمولا بايد صبر کنى تا ديگران تعريف کنند و يارو در جواب گفت؛ 30 سال است که صبر کرده ام ولى هيچکس تعريف نکرده، ديگه کاسه صبرم لبريز شده!
منبع: کیهان

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : یکشنبه دهم آذر 1387
نویسنده : ملک زاده

مستند"نامه‌هایی به رئیس جمهوری" تولید می‌شود. (عصر ايران 8/9/87)

***

آقاي احمدي نژاد، حالا چون شما رئيس جمهور بودين بهتون يه تخفيفي دادم، چرا رفتين همه جا جار زدين كه من ارزون فروشي كردم؟ همه ي هم صنفان شاكي شدن كه چرا زير قيمت بازار جنس فروختم، لطفا حرفاتون رو تكذيب كنين، وگرنه بقيه ميوه فروش ها زير آبم رو مي زنن!

« ميوه فروش سر كوچه رئيس جمهور اينا»

*

باشه! سعي مي كنم آدم خوبي باشم، خيلي ممنون از نصيحت هات، راستش اينجا كسي نيست راه درست رو بهم نشون بده، لطفا بازم برام نامه بنويس و منو راهنمايي كن.

« باراك اوباما»

*

ببخشيد ... درسته ... قبول دارم ... قول ميدم ديگه سوتي ندم ... از اين به بعد سعي مي كنم از قبل حرفهايي كه مي زنم و كارهايي كه انجام ميدم رو با شما هماهنگي كنم!

«مشايي»

*

اي بابا! ما كه هر چي تو اين چند سال زحمت كشيديم شما توي دو جمله منهدمش كردي، حالا خودمونيم واقعا تو اين مملكت 120 ميليون نفر جمعيت جا ميشن؟! حالا جا شدنش به كنار، مي توني سيرشون كني؟!

«سازمان كنترل جمعيت»

*

آقاي احمدي نژاد بسيار متشكر هستيم كه به طور مجاني به تبليغ توليدات ما پرداختين، اگر اجازه بدهيد در تيزرهاي تبليغاتي مان از صحبت هاي شما استفاده كنيم.

« صنف چاقوسازان زنجان»

*

من از دست شما خيلي خيلي ناراحت و عصباني هستم، قبلا همه دور من مي نشستند و نان مي خوردند، حالا اينقدر بوي نفت گرفتم كه كسي به من نزديك نمي شود، خودم هم مدام سرفه مي كنم چون به بوي نفت آلرژي دارم، چرا نفت را به پيش من آورديد؟!

« يك سفره»

*

امروز هم ماشين آخرين مدلم توي خونه پارك بود، با اتوبوس به ویلام رفتم و توي اونجا يه نون و پنيري خوردم، و نشستم روي زمين و تلويزيون سياه و سفيد رو روشن كردم، اما چون آنتنش تنظيم نبود نتونستم چيزي ببينم، هوس پياده روي كردم، و از اونجا كه توي استخر خونمون مثل اين مرفهين بي درد آب نميريزم و شنا نمي كنم، در همون استخر اقدام به پياده روي كردم ... آقاي احمدي نژاد همه اين چيزا رو گفتم تا بدوني هنوز خوي كاخ نشيني پيدا نكردم!

«محصولي»

*

آخه با این قیمت هایی که درست کردین ، چطوری پایین بکشم؟ ديگه اختيار شهريه دانشگاه خودم رو كه دارم، شما هم اگه دلت براي دانشجوها مي سوزه بهشون وام بدون بازپرداخت بده تا من اينقدر درگير نقد كردن چكهايي كه از دانشجوها گرفتم نباشم!!

«جاسبي»

*

اين روزا دچار بحران «بي هويتي» شدم، من چي هستم؟ به چه دردي مي خورم؟! چرا منو دادي دست مردم؟! اصلا سودي هم براشون دارم؟ كي سودم رو پرداخت مي كني؟! چند روز مونده به برگزاري انتخابات؟!

«سهام عدالت»

*

كاش طرحم رو يه جايي ثبت مي كردم، اما خودمونيم خوب طرح ما رو كپ زدي ها ... لااقل يه جايي يه اسمي هم از ما مي آْوردي .. حالا كه اينطور شد منم اگه رئيس جمهور بشم نفت رو ميارم سر سفره ها!

«كروبي»

*

سلام، خوبي؟! مي دوني چند روزه نديدمت؟! خيلي دلم برات تنگ شده، ديگه طاقت دوري ات رو ندارم، يا دعوتم كن به كشورت يا بيا به كشور ما ... لااقل برام نامه بفرست ...

دوستدارت «هوگو چاوز»



موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : پنجشنبه هفتم آذر 1387
نویسنده : ملک زاده
چاقوی زنجان!
طنز مهمان

*حسین قوامی

رئیس جمهور 29 آبان در جمع مردم زنجان گفت: ملت ایران با چاقوی زنجان دست و پای متجاوزان را قطع می‌کند!

بنابراین بعید نیست ایشان در سفرهای دیگر استانی به نکات زیر اشاره کنند:

در استان تهران: ملت ایران آنقدر متجاوزان را در ترافیک نگه می‌دارد تا از آمدن خود پشیمان شوند.

در استان هرمزگان: ملت ایران متجاوزان را در دمای 45 درجه جاسک، آب‌پز می‌کند.

در استان یزد: ملت ایران به قدری باقلوا و قطاب به حلق متجاوزان می‌ریزد که خفه شوند.

در استان مازندران: ملت ایران متجاوزان را به جاده‌های هراز و چالوس راهنمایی می‌کند تا آمار کشته‌شدگان جاده‌ای دو برابر شود.

در استان خوزستان: ملت ایران نفت بر سر متجاوزان ریخته و آتش به جان آنها می‌زند.

در استان کردستان و کرمانشاه: ملت ایران سبیل متجاوزان را به باد می‌دهد...

در استان چهارمحال و بختیاری: ملت ایران قبر متجاوزان را کنده و بر سرش شیر سنگی می‌گذارد.

در استان فارس: ملت ایران به قدری برای متجاوزان شعر می‌خواند که با شعور شده و کشورمان را ترک کنند.

در استان اصفهان: ملت ایران با سینی قلم‌کار چنان بر سر متجاوزان می‌زند که صدای ناقوس کلیسا بدهد.

در استان بوشهر: ملت ایران به قدری آب شور در خیک متجاوزان می‌ریزد که بیماری کلیوی و سنگ مثانه بگیرند.

در استان کرمان: ملت ایران یک بار دیگر ارگ بم را بر سر متجاوزان تخریب می‌کند، حتی اگر زلزله نیاید.
...


موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : پنجشنبه هفتم آذر 1387
نویسنده : ملک زاده
حكايت يك سوء تفاهم!
الف.راستگو

چند نتيجه گيري اشتباه!

- سيد احمد خاتمي گفت: من جزو حمايت‌كنندگان مطلق دولت نيستم، بلكه جزو حمايت‌كنندگان معقول هستم.
نتيجه گيري اول: حمايت كنندگان مطلق دولت، معقول نيستند.
نتيجه گيري دوم: هر كس هر چه بيشتر و مطلق تر از دولت حمايت كند نامعقول تر است.
نتيجه گيري سوم: هر كس هر چه بيشتر از دولت انتقاد كند معقول تر است.
نتيجه گيري چهارم: احتمالا نتيجه گيري هاي اول تا سوم همگي اشتباه هستند!

خاتمي افزود: من اخيراً ديگر در مورد ازدواج استخاره نمي‌گيرم.
قابل توجه آقايان داماد كه آخرين اميدشان آن است كه در آن آخر كار، استخاره جواب ندهد!
يكي از آگاهان گفت: از آنجا كه آمار ازدواج در كشورمان پايين و ايضا سن ازدواج بالا رفته است، بديهي است با توجه به اين جمله كه در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست، عمل نموده و استخاره اي گرفته نمي شود؛ اين آگاه در پاسخ به اين سئوال كه چرا قبلا ها در مورد ازدواج استخاره مي گرفتند گفت: اي بابا! گير دادي ها!!

هفده سال كار = ؟ سال محصول

 وزير كشاورزي گفت: «به اندازه هفده سال گذشته كار كرده‌ايم.» ، البته ايشان توضيح ندادند كه به اندازه هفده سال گذشته چه كار كرده اند؟!

يكي از آگاهان با تاييد انجام كار به اندازه هفده سال گفت: درست است كه به اندازه 17 سال كار كرده اند، اما متاسفانه به اندازه شش ماه هم محصول درو نكرده اند!

اين آگاه پيشنهاد داد براي شخم زمين به جاي استفاده از گاو، از تراكتور و ديگر وسايل امروزي استفاده شود.

اين آگاه همچنين گفت : طبق برخي شنيده ها، فقط روي زمين ها كار انجام مي شده، به طوري كه وقت براي آبياري نبوده است ... و عدم تناسب كار انجام شده با محصول درو شده به اين علت است!
البته اين آگاه همچنين گفت: احتمال اين نيز وجود دارد كه در طول اين هفده سال فقط اقدام به بيل زدن زمين هاي كشاورزي شده و هيچ تخمي در آنها كاشته نشده است!
 
از اين بيشتر بازش نكن!

- معاون مطبوعاتي و اطلاع‌رساني وزارت ارشاد گفت: فضاي كشور ايران براي فعاليت رسانه‌اي كاملا باز و آزاد است!

يكي از آگاهان ضمن تاييد جمله فوق گفت: فضاي رسانه اي در كشور بسيار باز است و اين باز شدنش هر لحظه در حال افزايش است!

 ايشان همچنين احتمال داد با ادامه اين روند، فضاي رسانه اي كشور در آينده اي نه چندان دور آنقدر باز شود كه دچار از هم گسیختگی شود !!

 اين آگاه از مسئولين خواست با انجام تدابيري مانع از هر گونه از هم گسیختگی فضاي رسانه اي در كشور شوند!

لازم به ذكر است كه يكي از متخصصين از هم اكنون موافقت خود را براي دوختن از هم گسیختگی هاي احتمالي اعلام كرده است!!
 
حكايت يك سوء تفاهم!

- صبح امروز مرد جواني به دادگاه مراجعه كرده و خواستار جدايي از همسرش شد، مكالمات انجام شده بدين شرح مي باشد:

- مرد: آقاي قاضي! خانم من خلاف شرع انجام ميده!

(قاضي با نگاهي تاسف بر انگيز به زن جوان نگاه مي كند.)

- قاضي: شوهرتون راست ميگه؟!

- زن: دورغ ميگه آقاي قاضي!

- مرد در حاليكه اشك در چشمانش جمع شده است: اگه هر كي مي گفت باور نمي كردم، اما خودم ديدم جناب قاضي، با همين چشمام ...

( زن در كيفش را باز مي كند و يك بسته آدامس در مي آورد و يك دانه از آنها را وارد دهانش مي كند!)

- مرد با داد و فرياد به دهان خانمش اشاره مي كند و خطاب به قاضي مي گويد: ايناهاش! الان هم انجام داد ...

- زن: اما من فقط دارم آدامس مي جوم! هر وقت اعصابم خورد ميشه اين كار رو مي كنم!
- مرد: غلط مي كني آدامس مي جوي! ( و مرد به سرعت مي رود و بسته آدامس را از كيف خانمش در مي آورد و روي ميز قاضي مي گذارد، و مي گويد:) اينم بسته آدامسش، به عنوان مدرك ضميمه پرونده اش كنين!

- قاضي بسته آدامس را بر مي دارد و با دقت به آن نگاهي مي اندازد و خطاب به مرد مي گويد: جويدن اين آدامس مشكل شرعي نداره!

- مرد: اما آقاي قاضي، اين آدامس خارجيه!

- قاضي: انگار شما در جريان اخبار روز نيستي! لنکراني - وزیر بهداشت- جديدا گفته:« آدامس خارجي با مجوز ما،مشكل شرعي ندارد.» ، اين آدامس هم مجوز داره!

- مرد: كوش؟!

- قاضي: ايناهاش!

مرد با خوشحالي دست خانمش را مي گيرد و از دادگاه خارج مي شوند!

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : پنجشنبه هفتم آذر 1387
نویسنده : ملک زاده
موضوع انشاء: «تروريست را توصيف كنيد!»
اثر برگزيده جشنواره سراسري طنز مكتوب


*اثر برگزيده بخش نثر (ويژه تروريسم) در سومين جشنواره سراسري طنز مكتوب

*ارژنگ حاتمي
خانه عمويم اينا مهمان بوديم و هوشنگ هي مي گفت بيا با هم بازي كنيم، اما از آنجا كه من دانش آموز زرنگ و حرف گوش كني هستم به جاي بازي كردن با هوشنگ، كنار مامانم كه داشت با زن عمويم صحبت مي كرد نشستم و گوشه مانتويش را كشيدم و گفتم: مامان تا فردا صبح بايد يك انشاء در مورد تروريست بنويسم ، مامان هم گفت: ذليل مرده! همش بايد وايستي آخر شب مشقاتو بنويسي؟ از صبح تا حالا داشتي دم در تيله بازي مي كردي، خوبه به خانم معلمت بگم؟!، و من هم الكي گريه كردم و از مامانم خواستم به شما نگويد كه من تيله بازي مي كردم چون شما گفته ايد اگر تيله بازي بكنيم انضباطمان را صفر مي دهيد.
مامان كمي فكر كرد و گفت: خب، فردا بگو دفترت را فراموش كردي بياري و منهم خنديدم و گفتم: آخه خانم معلم كه گول نمي خورد، زحمت خودت زياد مي شود، چون اگر انشاء نبرم فردا ميگويد با اولياء بيايين مدرسه.

مامان هم كه مي دانستم حال و حوصله پر حرفي هاي شما را ندارد به طرف عمو ناصر و پدرم كه داشتند ميوه مي خوردند اشاره كرد و گفت: پس معطل چي هستي؟ برو از فرصت استفاده كن؛ من هم از آنجا كه شما گفته بوديد به حرف مادرتان گوش كنيد خيلي سريع به سمت ظرف ميوه اي كه كنار آنها بود يورش بردم، هنوز چهار پنج تا بيشتر گلابي نخورده بودم كه مادرم آمد و گوشم را كشيد و گفت ذليل مرده منظورم اين نبود مثل تروريست هاي امريكايي كه به ذخاير نفتي عراق حمله كردند بيايي و به ميوه هاي خونه عمويت رحم نكني! منظورم اين بود بروي از عمو و پدرت در مورد تروريست بپرسي!

وقتي پدر فهميد باز هم مي خواهم براي انشاء كمك بگيرم گفت: من از اين موضوع هاي انشاء كه خانم معلمتان به شما مي دهد سر در نمي آورم و رفت خوابيد، براي عمو ناصر توضيح دادم كه موضوع انشاي اين هفته مان اين است كه تروريست را توصيف كنيد، خنديد و گفت: خانم معلمتان خيلي خنگ است كه موضوع به اين سختي را براي بچه كلاس دوم ابتدايي انتخاب كرده است، آخه بچه دوم ابتدايي چه مي فهمد تروريست چيست؟، البته من به عمو ناصر توضيح دادم كه شما خنگ نيستيد چون شونزده بار تقلب كردم و شما دو بارش را فهميديد!

عمو ناصر گفت: تروريست ها كارهاي بد مي كنند و من يكم فكر كردم و گفتم يعني نازنين تروريست است؟، عمو ناصر اخم كرد و گفت آخه دختر كوچولوي دو ساله من مگر كار بد مي كند؟! كه من هم گفتم: بله، خودم ديدم چند شب پيش جايش را خيس كرده بود!

عمو ناصر سري تكان داد و گفت نه منظورم اين نبوده است، تروريست ها خرابكاري مي كنند، هر چند باز هم مي خواستم نازنين را مثال بزنم اما گفتم: مثل نازي؟، عمو باز هم اخم كرد و گفت: آخه آي كيو! گربه كوچولوي ناز نازي ما چه طوري مي تواند خرابكاري بكند؟ منهم جواب دادم: خودم ديدم چند بار گوشه فرش خرابكاري كرده بود و زن عمو هي به نازي فحش مي داد!

عمو كمي سر كچلش را خاراند و فكر كرد و گفت: منظورم اين نوع كاراي بد و خرابكاري كه تو فكر مي كني نيست، تروريست ها مكان ها را خراب مي كنن ... و من سريع وسط حرف عمويم پريدم و گفتم : مثل هوشنگ؟!، عمو كمي كفري شد و گفت: آخه هوشنگ كه توي مدرسه شماست، چرا اين حرف را مي زني؟! و من هم براي عمو ناصر توضيح دادم هوشنگ با دوستانش توي كلاس ها روي ميز و صندلي ها راه مي روند، و تا حالا دو تا ميز را شكسته اند و بعضي موقع ها هم هوشنگ با لگد به در كلاس ها مي زند و وقتي جاي پايش روي در مي ماند خوشحال مي شود و مي گويد مهر زدم!

عمو به هوشنگ كه جلوي تلويزون داشت ميكرو بازي مي كرد نگاه كرد و سري تكان داد و گفت: تو كه نمي گذاري من حرفم تمام بشود، تروريست ها آدم مي كشند!، من هم كمي ذوق زده شدم و به عمو گفتم: آخ جان! بالاخره فهميدم، زن عمو تروريست است! عمو دستش را روي بيني اش گذاشت و گفت: هيس! ديگر اين حرف را تكرار نكن،اگر زن عمويت بشنود فكر مي كند من اين حرف را يادت داده ام آن وقت من را مي كشد!، گفتم: ديدي عمو! خودت هم گفتي، عمو با تعجب پرسيد: من چي گفتم؟!، من هم سريع جواب دادم: همين كه زن عمو شما را هي مي كشد!، آن روز هم سوار ماشين شما بودم، چند دفعه زن عمو به شما گفت كمربند ايمني را ببنديد و شما عصباني شديد و گفتيد: تو كه منو كشتي، باشه بستم!

نمي دانم چرا با شنيدن صحبت هاي من، عمو چند باري سرش رو به ديوار كوباند و بعد از كمي فكر كردن گفت: تروريست ها اون آدمهايي هستند كه كارهاي بد را يواشكي انجام ميدهند، من هم چشمهايم گرد شد و گفتم يعني عمو شما تروريست هستي؟! عمو پرسيد: من كدام كار بد را يواشكي انجام دادم؟! و منهم گفتم: جمعه هفته پيش كه زن عمو خانه نبود و شما فكر مي كردي من و هوشنگ توي اتاق خوابيديم، آمده بودم آشپزخانه آب بخورم كه ديدم شما گاز را روشن كردين و با سيخ ... به اينجاي حرف كه رسيدم عمو وسط حرفم پريد و گفت امان از دست اين سريال هاي تلويزيون، چشم و گوش بچه ها را هم باز كرده اند و بعد يك هزار توماني به من داد و گفت برو براي خودت و هوشنگ بستني بخر، انشاء نمي خواد بنويسي.

من هزار توماني را گرفتم و به عمويم گفتم بايد انشاء را بنويسم، و عمو گفت: اصلا تروريست يعني تو و خانم معلمت!

منهم پرسيدم چرا؟! و عمو گفت: تروريست ها مثل تو در كار آدم ها فضولي مي كنند و بعد مثل تو از آدمها پول مي گيرند تا هيچي نگويند!
و من پرسيدم خب خانم معلممان چرا تروريست است؟! عمو جواب داد: چون شما تروريست كوچولوها را اين شب جمعه اي به جون ما آدم بزرگ ها انداخته و آسايش ما را به هم زده است.

الان كه انشايم را وجب كردم ديدم دو وجب شده است و چون هفته پيش اصغر دو وجب انشاء نوشت و نمره اش بيست شد منهم همين جا انشايم را تمام مي كنم، با تشكر از عمو ناصر كه در نوشتن انشاء به من كمك كرد.


موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : شنبه دوم آذر 1387
نویسنده : ملک زاده
alef_rastgoo@yahoo.com

1- ايرنا از خاتمي چه سئوالي پرسيده بود؟!
الف. چرا مي خواي كانديد شي؟ بي خيال ... بحران داره ها!!
ب. راستي شما شناسنامه ات رو كوچيك نگرفتي؟ بيشتر از 75 نشون ميدي ها!! نه؟!!
ج. آيا عضو مخفي تيم فوتبال هستي؟!
د. آيا عضو مخفي سازمان مجاهدين هستي؟!

2- جوانفكر از مجلس به خاطر استيضاح كردان انتقاد كرد و گفت: ...
الف. مدرك داشتن يا نداشتن، مسئله اين نيست!!
ب. دل مردم، از بس خنديدن، به درد آمد.
ج. وجدان كردان به درد آمد.
د. وجدان ملت به درد آمد.

3- پورمحمدي گفت: شايد ... هم پخش شود.
الف. سود سهام عدالت
ب. قسمت هاي جديدتري از كارتون پت و مت!
ج. مسابقات بوكس
د. مسابقات بانوان

4- حبيبي گفت: مردم ... را نمي‌خورند.
الف. نفتي كه بر سر سفره هايشان آمده
ب. خاويار، پسته و ...
ج. فريب گربه نره و روباه مكار
د. فريب حزب مشاركت

5 – روح گفت: ... را که نمی خورم!
الف. فريب مشاركت(!)
ب. يو ها ها ها ها !! چرا مي ترسي؟ الان سيرم و تو
ج. آب گوشت
د. گوشت قوچاني

6- شمس الواعظین: اصلا ... وجود ندارد.
الف. روح
ب. گراني
ج. در سر كوچه رئيس جمهور ميوه فروشي
د. اصولگرایی

7- كلهر: ... مشخص شود.
الف. نتيجه طرح ازدواج نيمه مستقل
ب. ربط داشتن يا نداشتن پوشش من به دولت نهم!
ج. غذاي اصلي روح(!)
د. كاربرد دوربين‌هاي ناجا

8- سروری (عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی): محصولی از ... خواهد گفت.
الف. سفرهاي تفريحي اش به سواحل گوناگون
ب. راههاي پولدر شدن در سه سوت!
ج. مدرك تحصيلي اش!
د. ثروتش

9- دکتر کردوانی به خانم هاي خانه دار توصيه كرد: «اگر مي‌خواهيد از منزل خارج شوید ...
الف. از شوهرتان اجازه كتبي بگيريد!
ب. يادتان باشد فرزندتان را روي اجاق گاز جا نگذاريد!
ج. براي سرگرم كردن بچه تان، مقداري گاو و گوسفند توي منزل رها كنيد!!
د. براي سرگرم كردن بچه تان، مقداری خاك در حياط منزل بريزيد!

10- عسگراولادي: ... به اندازه ... نامزد دارند.
الف.جوانان - كافي
ب. اصولگرايان – برج ميلاد
ج. اصولگرايان – استاديوم آزادي
د. اصولگرايان - يك دور تسبيح

11- نيکبخت: ... منحصر به من نيست‌.
الف. استفاده از مواد نيروزا
ب. داشتن اختلاف با علي دايي
ج. پشت سر قطبي حرف زدن
د. حاشيه تنها

12- پور محمدی: از ... رنج مي‌‏برم.
الف. ثروتمند شدن برخي افراد طي بيست و چهار ساعت!
ب. حاشيه هايي كه دور و بر نيكبخت واحدي وجود دارد،
ج. فضاي سبز!
د. فضاي رانتي کشور

13- مدیر امور رسانه ای ستاد کل نیروهای مسلح: فروش ... صحت ندارد.
الف. كليه توسط افراد نيازمند
ب. مدرك دكترا
ج. دختران به كشوري به دبي!
د. خدمت سربازي

14- با توجه به اينكه پورمحمدی گفته است شايد مسابقات بانوان هم پخش شود، در صورت انجام اين عمل چه اتفاقي خواهد افتاد؟
الف. در هنگام پخش مسابقات شاهد كاهش ترافيك در سطح شهر خواهيم بود.
ب. خانم ها شبكه هاي تلويزیون ايران را قفل كنند!
ج. تلويزيون اين تصاوير را سياه و سفيد و شطرنجي شده و مات نشان دهد.
د. تلويزيون از پخش آگهي قبل و بعد و بين نيمه هاي مسابقات پول زيادي بدست مي آورد.

15- به نظر شما چرا شهروند امروز توقيف شد؟!
الف. چون حدود 49.001 درصد مطالب آن سياسي بود.
ب.چون شهروند امروز همش به مديحه سرايي دولت مي پرداخت و همانطور كه الهام هم گفته بود دولت از مديحه سرايي خوشش نمي آمد!
ج. حتما خسته شده بودند بس كه شهروند امروز خونده بودند و چون محل مناسبي براي گذاشتن نشريه پيدا نكردند تو "قيف" اش كردن!!
د. نظر؟! نظر ديگه چيه؟


موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387
نویسنده : ملک زاده
قرارداد گازي ايران و تركيه امضاء شد.

نوذري: حالا چون بچه‌هاي خوبي بوديد، موقع رفتن چند تا كپسول گاز هم اشانتيون بهتون مي‌دهيم.

ضرغامي در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه امام صادق شركت كرد.
اون يكي: بابا، بي‌خيال ولش كن، خونسرد باش!
اين يكي: نه بابا، كاري ندارم كه مي‌خوام با اين ميكروفون يه انتقاد بكنم فقط!

عباس جديدي قهرمان كشتي در نمايشگاه مطبوعات
ـ باور كنيد دوست باباب باعث شد، به اينجا كشيده و قهرمان شم، حتما المپیکی‏ها از این دوستا نداشتن دیگه!

تيم ملي قبل از بازي با امارات تمرين كرد
بله، مي‌بينيد فوتبال تيم ملي خودمون رو در حال كاكرو بازي، تا ببينيم بازي با امارات سوباسا میشن!

الهام: نظرات رسمي دولت فقط توسط من اعلام مي‌شود.
ـ بابا حالا يه مشاوري يه چيزي گفته، مشاور بود، خود دولت نبوده كه، اگه دولت بود که مشاور نمی‌شد!

تصوير زير مربوط به دانش‌آموختگان ورزش اسرائيلي كرواماگا است.

بله با تشكر از كارآموزان محترم موساد! (تصوير
موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : شنبه بیست و پنجم آبان 1387
نویسنده : ملک زاده
تصوير: احمدي‌نژاد جوان و احمدي‌نژاد پير
كد خبر: ۲۵۲۴۱ تاريخ انتشار: ۱۶:۴۸ - ۲۳ آبان ۱۳۸۷ تعداد بازديد: ۳۷۳۴۷
در حاشيه دومين سفر استاني هيات دولت به استان مازندران، پوستري که در آن دو عکس از دکتر احمدي نژاد در سالهاي 84 و 87 در کنار هم به چاپ رسيده بود، در بين حضار پخش شد.
اين پوستر نشان مي‌دهد محاسن احمدي نژاد سفيد و صورت او نيز شکسته‌تر از قبل شده است.

گفتني است، اين پوستر عاطفي در تيراژ وسيع و به وسيله يک نهاد «غيرخصوصي» به چاپ رسيده بود.
اين پوستر پيشتر هم در برخي محافل و سفرهاي استاني توزيع شده بود.

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : شنبه بیست و پنجم آبان 1387
نویسنده : ملک زاده
احمدي نژاد، كروبي و آيت الله خرازي نامزدهاي مد نظر اصولگرايان اصلاح طلب
ركني با بيان اينكه شخصيت خاتمي قابل احترام است، تصريح كرد: آنهايي كه از خاتمي حمايت مي كنند، اساسا نه به شخصيت حقيقي او اعتقاد دارند و نه به شخصيت حقوقي وي؛ بلكه خاتمي را سكوي پرش و ابزاري براي رسيدن به قدرت مي دانند.

دبير كل جبهه اصولگرايان اصلاح طلب گفت: كانديداي مد نظر ما در انتخابات رياست جمهوري، احمدي نژاد، كروبي و آيت الله خرازي هستند؛ كه شانس احمدي نژاد در انتخاب نهايي ما بيش از 2 نفر ديگر است.    
 
سيد علي سيدي ركني دبير كل جبهه اصولگرايان اصلاح طلب در گفتگو با «توانا»، اظهار داشت: با شرايط فعلي كه حاميان خاتمي و قاليباف به وجود آورده‌اند، ما از اين 2 نفر در انتخابات رياست جمهوري حمايت نخواهيم كرد.

وي افزود: با توجه به حمايت جبهه مشاركت، سازمان مجاهدين، گروهك نهضت آزادي و گروهك ملي مذهبي ها از خاتمي و به دليل اينكه ما اين چهار گروهك را داراي زاويه با آرمان هاي انقلاب اسلامي و سياست هاي نظام مي دانيم، تا زماني كه اين چهار گروهك از آقاي خاتمي حمايت مي كنند، به طور قطع ما از وي حمايت نخواهيم كرد.

ركني با بيان اينكه شخصيت خاتمي قابل احترام است، تصريح كرد: آنهايي كه از خاتمي حمايت مي كنند، اساسا نه به شخصيت حقيقي او اعتقاد دارند و نه به شخصيت حقوقي وي؛ بلكه خاتمي را سكوي پرش و ابزاري براي رسيدن به قدرت مي دانند.

وي همچنين با اشاره به عدم حمايت اين جبهه از قاليباف گفت: به خاطر برخي رفتارهاي حاميان و طرفداران قاليباف و تاثير گرفتن وي از اين حاميان و مشاوران، در انتخابات رياست جمهوري از او حمايت نخواهيم كرد.


موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : یکشنبه نوزدهم آبان 1387
نویسنده : ملک زاده
تعیین حداقل و حداکثر سن برای ریاست‏جمهوری

 
نمايندگان مجلس شوراي اسلامي با تعيين حداقل و حداكثر سن براي كانديداهاي رياست جمهوري مصوب كردند حداقل سن افراد براي كانديداي رياست جمهوري بالاتر از 40 سال و حداكثر آن 75 سال باشد.

به گزارش فارس، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در جلسه علني امروز مجلس به ادامه بررسي جرئيات طرح يك فوريت اصلاح موادي از قانون انتخابات رياست جمهوري پرداختند و حداقل و حداكثر سن كانديداهاي رياست جمهوري را تعيين كردند.

نمايندگان مجلس در بررسي جزئيات اين طرح به پيشنهاد مصطفي كواكبيان نماينده سمنان مبني بر اينكه كساني كه كمتر از 40 سال و بالاتر از 70 سال داشته باشند، نتوانند كانديداي رياست جمهوري شوند، را بررسي و با 137 راي موافق به اين پيشنهاد راي مثبت دادند.

كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس نيز با اين پيشنهاد موافق بود.
 

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : یکشنبه نوزدهم آبان 1387
نویسنده : ملک زاده
این روزا نخونده امضا نکنین!
فتوکاتور
الف . راستگو
























موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : یکشنبه نوزدهم آبان 1387
نویسنده : ملک زاده

نمودار سينوسي و فعاليت هاي سياسي دانشگاه ها!

مرتضي طلايي گفت: وضعيت سياسي دانشگاه ها راضي كننده نيست.

يكي از آگاهان ضمن تاييد جمله فوق ياد آوري كرد علاوه بر وضعيت سياسي دانشگاه ها، وضعيت علمي،خوابگاه و غذاي سلف دانشگاه ها هم راضي كننده نيست؛ اين آگاه در ادامه صحبت هايش متذكر شد هر چند خيلي چيزهاي ديگر دانشگاه هم راضي كننده نيست اما شهريه دانشگاه ( البته از ديد برخي مسئولان اين دانشگاه ها) بسيار راضي كننده است و همين كافي است!

طلايي همچنين خواستار حضور و فعالیت بیشتر دانشجویان در مسائل سیاسی و اجتماعی کشور شد.

يكي از محققان در همين زمينه گفت: اصولا بايستي دانشجويان در راستاي يك نمودار سينوسي به انجام فعاليت هاي سياسي بپردازند، به طوري كه فقط در زمان هايي كه نزديك انتخابات هاي مجلس و رياست جمهوري هستيم اين نمودار در نقطه ماكزيمم خود باشد و پس از انجام انتخابات هاي مذكور دوباره به سمت مينيمم حركت كند!

 شان دانشگاه

فرهاد رهبر گفت: كسي كه با لباس ميهماني به دانشگاه مي‌آيد اصلا نبايد به دانشگاه راه داده شود.

يكي از اگاهان در تاييد جمله فوق گفت: از آنجا كه وقتي از يك دانشجو مي پرسند چكاره هستي؟ او جواب مي دهد "دانشجو" هستم، پس نتيجه مي گيريم دانشجو بودن شغل است، پس در نتيجه بايستي دانشجوها با لباس كار به دانشگاه بيايند.

يكي ديگر از آگاهان نيز از دانشجويان خواست از اين پس به جاي پوشيدن لباس هاي نو و گران قيمت، با شلوارها و پيراهن هاي كهنه و حدالمكان داراي پارگي به دانشگاه بيايند، اين آْگاه در ادامه متذكر شد دانشجويان هرگز كت هاي گران قيمت در دانشگاه نپوشند و حدالمكان در محيط دانشگاه از اين كاپيشن هاي پنج هزار توماني استفاده كنند!

يكي از اقشار آسيب پذير نيز پس از شنيدن پيشنهاد ارائه شده از سوي يكي از دانشجويان دانشگاه مبني بر ايجاد يونيفرم متحدالشكل براي دانشجويان دانشگاه از خوشحالي به هوا پريد و گفت: آخ جون! يونيفرم بچه ام كه دو ماهه ديگه مي خواد بره كودكستان رو يكم بزرگتر براش مي خرم، تا چند سال ديگه بتونه توي دانشگاه هم همون رو بپوشه!

فعلا قصد ادامه تحصيل دارم!

ثمره، مشاور ارشد رئيس‌جمهور گفت: براي تعيين جايگزين كردان بايد صبوري به خرج داد.

يكي از آگاهان معتقد است منظور آقاي ثمره اين است كه بايستي صبوري به خرج دهيم و صبر كنيم تا گزينه هايي كه رئيس جمهور آنها را براي وزير كشور مد نظر دارد بروند و ادامه تحصيل بدهند و دكترا بگيرند! اين آگاه همچنين ياد آور شد كه اي كاش براي معرفي خود ِ كردان نيز صبوري به خرج داده مي شد تا ايشان بتوانند ادامه تحصيل داده و دكترايشان را بگيرند.

بر اساس برخي شنيده ها تا اين لحظه افرادي كه از آنها تقاضا شده است پست وزارت كشور را قبول كنند، ضمن دادن جواب منفي گفته اند: فعلا قصد ادامه تحصيل دارم!

آش كشك دولت

وزیر اقتصاد تایید کرد با اجرای طرح تحول اقتصادی برخی کالاهای اساسی تا 300 درصد رشد قیمت خواهند داشت. ايشان همچنين گفت: امسال کسری بودجه نداریم.

گفتني است يكي از آگاهان پيش بيني كرد با توجه به اثرات گهربار طرح تحول اقتصادي هر چند دولت كسري بودجه نخواهد داشت اما برخي اقشار آسيب پذير دچار كسري  می شوند!

در همين زمينه يكي ديگر از اقشار آسيب پذير عنوان داشت: ما اگه تحول اقتصادي نخوايم بايد كي رو ببينيم؟!، يكي از آگاهان در پاسخ به ايشان گفت: آش كشك دولته، بخوري پاته، نخوري پاته!

يكي از كارشناسان اقتصادي نیز ضمن مفيد دانستن طرح تحول اقتصادي براي اقتصاد خانوارها در دراز مدت اظهار داشت: در اين نوع موارد بايستي ديدي جامع و سيستيماتيك داشت، هر چند با اجراي اين طرح در ابتدا شاهد رشد 300 درصدي قيمت برخي كالاها خواهيم شد، اما با توجه به مطالعات بنده در چند ماه پس اجراي اين طرح قيمت ها 50 كاهش پيدا مي كنند كه اين خيلي خوب است!!

بليط اتوبوس خاتمي را حساب مي كنيم!

محسن میردامادی دبیرکل حزب مشارکت گفت: خاتمی نیاید، خودکشی نمی کنیم.

در همين رابطه مصاحبه اي صد در صد تخيلي با ايشان ترتيب داديم:

- خب اگر خاتمي بيايد چكار مي كنيد؟!
- اگر خاتمي بيايد برايش ناهار درست مي كنيم!

- ببخشيد اشتباه متوجه شديد، مگر ايشان را به مهماني دعوت كرده ايد ...
-- آها يادم آمد، قرار سينما را مي گويي، بليط اتوبوسش را حساب مي كنيم!

- نه ... منظورمان اين است كه اگر خاتمي كانديد رياست جمهوري بشود چكار مي كنيد؟!
-- آها ... چكار مي كنيم رو نمي دونم، اما چكار نمي كنيم رو مي دونم!

- خب، بگوييد چه كار نمي كنيد؟
- اگر خاتمي نيايد خودكشي نمي كنيم!

- و اگر خاتمي نيايد چكار مي كنيد؟
- از او درخواست مي كنيم بيايد!

- اگر خواهش كرديد و خاتمي نيامد چه كار مي كنيد؟!
- خب از او خواهش مي كنيم بيايد!

- فرض كنيد هر چه خواهش كرديد ايشان نيامدند، آن وقت چكار مي كنيد؟!
- ها؟! ... تا حالا به اينجاي قضيه فكر نكرده بودم، اما اگه اينجوري بشه، ديگه هيچ راهي واسه حزب ما نمي مونه، تحمل اين موضوع خيلي سخته ... پق ... (اين صداي پق صداي حاصل از پرت شدن يه انسان از طبقه شانزدهم يه منزل به داخل خيابان بود!)

"تاتي تاتي" يا "فساد پنهان"؟ ، "ديپلم" يا "دكترا"؟ مسئله اين است!!

مایلی‌کهن: چون گفتم «تاتی تاتی»، من را زندان بردند!

مايلي كهن خطاب به برادارن شفيع زاده گفته بود: آن زمان كه جلالي درس اخلاق و فوتبال مي داد، شما تاتي تاتي مي كرديد!

يكي از آگاهان با توجه به اينكه مايلي كهن به خاطر گفتن اين جمله به نشر اكاذيب متهم شد، احتمال داد كه براداران شفيع زاده هرگز در دوران طفوليت خود تاتي تاتي نكرده اند، و براي ياد گرفتن راه رفتن به جاي استفاده از آموزش هاي سنتي، از وسايل مدرني همچون روروئك استفاده كرده اند!

در همين زمينه يكي از كارشناسان گفت جالب است يكي به خاطر گفتن تاتي تاتي به زندان مي افتد و مثلا يه نفر ديگر (سليمي نمين) مي گويد: «جاسبي يك فساد پنهان در كشور ايجاد كرده است تا به اهداف خود برسد.» و هيچ اتفاقي نمي افتد! ، اين آگاه ادامه داد يا انگيزه آقاي جاسبي فساد پنهان در كشور است يا نيست، اگر هست چرا با جاسبي برخورد نمي شود و اگر انگيزه اش اين نيست پس چرا با كسي كه اين حرف ها را مي زند برخورد نمي شود؟!

يكي از آگاهان در پاسخ به سئوال طرح شده اين كارشناس گفت: به همان دليلي كه يك دهدار در قزوين به خاطر جلع مدرك ديپلم به زندان مي افتد و يك آدم ديگر در تهران به خاطر استفاده از مدرك دكتراي جعلي هيچ اتفاقي برايش نمي افتد!


موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : شنبه هجدهم آبان 1387
نویسنده : ملک زاده
چه ایالتی به کدام نامزد رای داد؟
برای مثال مک کین توانست در ایالت مونتانا(در شمال آمریکا )پیروز شود.اما ایالت مونتانا به رغم وسعت زیادش با توجه به اینکه جمعیت کمی دارد تنها 3 رای الکترال دارد.

عصرایران- با پایان یافتن شمارش حدود 90 درصد کل آری ایالت ها پیروزی اوباما بر مک کین قطعی است. اوباما تا لحظه شمارش حدود 90 درصد آرا (3:30 بامداد به وقت واشنگتن) موفق شده است تا بیش از 340 رای الکترال را از آن خود کند و این رقم حتی 70 رای بیش از حدنصاب لازم برای راهیابی به کاخ سفید است.

در مجموع مک کین توانست با کسب 160 رای الکترال (تا 3:30 بامداد به وقت واشنگتن) آرای الکترال بیست ایالت از 50 ایالت آمریکا را به خود اختصاص دهد.مک کین در ایالت های تگزاس، اوکلاهما، کانزاس، نبراسکا، داکوتای شمالی، داکوتای جنوبی، مونتانا، وایومینگ، آیداهو، یوتا، آرکانزاس، لوییزیانا، می سی سی پی، آلاباما، کارولینای جنوبی، تنسی، کنتاکی، ویرجینیای غربی، آلاسکا و بالاخره آریزونا (مک کین سناتور این ایالت در مجلس سنا است) اکثریت آرای شمارش شده را به دست آورده است.

اما مجموع آرای الکترال این ایالات با توجه به اینکه جمعیت کمی در این ایالت ها ساکن هستند، در حدی نیست که بتواند نامزد جمهوریخواهان را راهی کاخ سفید کند. از این رو مک کین تلاش داشت تا با کسب آرای 8 ایالت حساس از جمله اوهایو، فلوریدا، پنسیلوانیا و جورجیا آرای الکترال لازم برای احراز مقام ریاست جمهوری (که 270 رای الکترال از مجموع 538 رای است) را کسب کند.

اما موفقیت خیره کننده باراک اوباما در 30 ایالت دیگر آمریکا از جمله در آن 8 ایالت حساس باعث شد تا امید نامزد محافظه کار برای جانشینی بوش تبدیل به یاس شود.در مجموع باراک اوباما حدود 6 میلیون رای بیش از مک کین کسب کرده است (تا لحظه تنظیم گزارش؛ امکان تغییر یا افزایش این رقم وجود دارد).

دموکرات ها در این دوره از انتخابات همانگونه که پیش بینی می شد توانستند آرای ایالت های مهم و با رای الکترال بالایی همچون کالیفرنیا، نیویورک، پنسیلوانیا، ایلینویز، ماساچوست، ویرجینیا، میشیگان و فلوریدا را از آن خود کنند. در مجموع بیشتر ایالت های واقع در نوار شرقی و غربی ایالت متحده به دموکرات ها اقبال نشان داده اند در حالی که آرای جمهوریخواهان بیشتر در نقاط مرکزی (و دارای آرای الکترال کم) آمریکا مجتمع است.

ایالت های مرکزی آمریکا به رغم دارا بودن وسعت زیاد با توجه به اینکه جمعیت کمی دارند رای الکترال پایینی دارند.برای مثال مک کین توانست در ایالت مونتانا(در شمال آمریکا )پیروز شود. اما ایالت مونتانا به رغم وسعت زیادش با توجه به اینکه جمعیت کمی دارد تنها 3 رای الکترال دارد در حالی که در مقام مقایسه وسعت 3 ایالت نیویورک، پنسیلوانیا و میشیگان تقریبا اندکی بیش از وسعت مونتانا است اما این سه ایالت با توجه به جمعیت بالایشان در مجموع 69 رای الکترال دارند .(نیویورک :31 ، پنسیلوانیا :21 و میشیگان :17 رای الکترال).

بنابراین به رغم اینکه به لحاظ وسعت سرزمینی مک کین توانسته است آرای ایالت های وسیع مرکزی آمریکا را ازآن خود کند اما مجموع آرای الکترال این ایالت ها به اندازه آرای الکترال ایالت های پرجمعیت نوار ساحلی شرقی و غربی آمریکا نیست.

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : شنبه هجدهم آبان 1387
نویسنده : ملک زاده
سه‌شنبه روز استيضاح وزير 90 روزه کشور بود.

علي با دستي پر (پرونده) در زير بغل راست به مجلس آمد.

در ابتداي جلسه، دوستان وي به او قوت قلب دادند.

کوهکن: علي جون، نترس؛ منو آليا و بروجردي و... پشت سرتيم، هواتو داريم.

ـ آره، ما هم هستيم؛ فقط علي جون، اگه دوباره وزير نشدي، اسم ما رو نبري ها!

اين هم تصوير قبل از شروع استيضاح

بنده خدا يه آب خوش از گلوش پايين رفت.

علي مطهري آغازگر استيضاح بود.


برخي همچنان سعي مي‌کردن قبل از استيضاح کردان، خودش کنار برود.

نکونام: کردان بيا سرت رو بنداز پايين و قبل از استيضاح، استعفا بده. ببين من قبلا سيستان و بلوچستان بودم ها!

بعد از سخنراني چند نفر از موافقان استيضاح، کردان از خود دفاع کرد.

ولي متأسفانه به هر چيزي اشاره کرد، جز محورهاي مورد استيضاح.

در خلال اين استيضاح، عده‌اي که موافق استيضاح و در پشت پرده بودند، حسابي فکرشان مشغول بود.

از جمله جناب توکلي که حسابي خودخوري مي‌کرد

تنها همراه دولتي کردان غير از معاون پارلماني، معاون جديد سياسي وي بود.

دانشجو: نکنه منم يه روز وزير شم، اينجوري استيضاحم کنن؟! خدا به دور!

بعد از دفاعيات کردان، باز هم موافقان استيضاح محورهاي استيضاح خود را بيان کردند.

ـ ببينيد، همين آقاي کردان حتي نهضت هم اعلام کرده ...

سپس نوباوه مدارک جديدي از کردان ارايه کرد.

ـ حکم کارگزيني در صداوسيما. حقوق با مدرک دکتري!(کارمند صدا و سیما بودن هم این مزیت ها رو داره)

سپس کردان باز هم به ميدان آمد و از خود دفاع کرد.

ـ آقاي علي آقا، آخه من معاون تو بودم!

سپس گلدان‌ها به ميان نمايندگان آمدند.

و از آراي نمايندگان پر شدند.

پس از جمع‌آوري آرا، نمايندگان رأي‌ها را شمردند.

اميدوار: اِ...، بابا اين هم که رأي سفيده، شيطونه مي‌گه همه اينها رو ....!

عده بسياري از نمايندگان مايل بودند که در شمارش آرا به بقيه کمک کنن.

لاريجاني: نه؛ خدا خيرتون بده، يکي ـ يکي. ايشالله وزراي بعد را شما مي‌شماريد

و در پايان، نتايج شمارش آرا مشخص شد.

همه خوشحال بودن، اما يه عده‌اي همچنان از نتايج ناراحت

کردان از فاطمي رفتني شد.

به سلامت!

وزير کشور پرونده به زير بغل چپ رفت.

نظرات كاربران:

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : یکشنبه دوازدهم آبان 1387
نویسنده : ملک زاده

از او بالا كفتر مي آيه...!!

در خبرها مي خوانيم محمد عباسی مدیرکل پارلمانی دولت قصد داشته پس از دادن پنج ميليون تومان به نماينده ها از آنها (به طوري كه متوجه نشوند) امضايي بدين مضمون بگيرد كه استيضاحشان را از وزير پس گرفته اند؛

آگاهان احتمال مي دهند ايشان از راهي كه در زير نمونه اش توضيح داده شده است، توانسته از برخي از نمايندگان امضا بگيرد.

- بيا اين چك پنج ميليوني رو بگير، اين رسيد رو هم امضا كن؛
-- وايستا بخونمش ...
- اِ ... اون بالا رو نگاه كن! از او بالا كفتر مي آيه، يه دانه دختر مي آيه!!
( و نماينده مذكور حواسش پرت شده و متن را نخوانده و ناخواسته امضا كرده است.)

البته از آنجا كه یک نماینده دیگر حواسش بوده است كه مجلس سقف دارد و كفتر نمي تواند از آن بالا وارد محيط مجلس شود به بالا نگاه نكرده و متن را مي خواند و ...

-- اين چيه بهم دادي من امضا كنم؟ اين كه توش نوشته:«من كردان را دوست دارم و او را استيضاح نمي كنم!»
- ببخشيد اشتباه شد! بيا اين يكي رو امضا كن ...
-- چي چي رو اشتباه شد؟! شترق!! (شنيده ها حاكي از آن است اين شترق صداي حاصل از برخورد يك صورت با يك عدد دست بوده است!)

در همين زمينه يكي از آگاهان ضمن تاكيد اين موضوع كه نمي توان با پول هر كاري كرد، متذكر شد: درست است كه شايد بتوان سئوالات كنكور، آبنبات چوبي و حتي مدرك دكترا را با پول خريد، اما بايستي مطمئن بود كه نماينده مجلس را نمي توانن با پول خريد.

يكي ديگر از آگاهان نيز گفت: آن آقايي كه پنج ميليون آورده با خود چه فكر كرده بود؟، نماينده ها چشم بر مال دنيا بسته اند، پنج ميليون كه رقمي نيست آنها حتي وام صدميليوني را هم تصميم گرفته اند پس بدهند.

يكي ديگر از آگاهان نيز ضمن ابراز همدردي با فرد سيلي خورده گفت: واقعا واقعه دردناكي بود، هم پول بدي و هم كتك بخوري!!

احساس یک وزیر

علي كردان وزير كشور گفت: احساس مي‌كنم استعفاي من به مصلحت نظام نيست لذا استعفا نخواهم داد.

يكي از آگاهان توضيح داد در برخي مواقع احساس انسان دچار اشتباهاتي مي شود، اين آگاه خودش را مثال زد و گفت: بنده يك بار در سن 22 سالگي احساس كردم مجرد ماندنم مصلحت نيست! اما يك ماه پس از ازدواج متوجه شدم دچار اشتباه شده ام! اين آگاه از كردان خواست به جاي تصميم گيري با احساساتش با تفكرش تصميم بگيرد و بينديشد كه آيا واقعا استيضاحش به مصلحت نظام نيست؟!

همچنين كردان در پاسخ به پرسشي مبني بر اين‌كه آيا مي‌‌خواهيد از سمت خود استعفا دهيد يا خير، گفت: در قاموس من به عنوان خادم نظام جمهوري اسلامي، استعفا معني ندارد.

توضيح ضروري: اين مكالمه چندين سال پيش اتفاق افتاده و هيچ ربطي به اين متن ندارد.

- پسرم! پاشو برو مشقاتو بنويس، فردا دكتر بشي، مهندس بشي، خادم مردم بشي!

-- نه مامان، در قاموس من درس خواندن معنايي ندارد، اگه قرار باشه خادم بشم بدون درس خوندن هم ميشم!

اوباما قبلا نيز شعر زياد مي گفت!

اوباما گفت: ايران يک کشور کوچک است!
شنيده مي شود پس از گفته شدن اين جمله توسط اوباما، افكار عمومي مادر اوباما را به عدم احساس مسئوليت در قبال فرزند خويش متهم كردند.

گروهي از پزشكان نيز ضمن تاييد فكرهايي كه توسط افكار عمومي انجام گرديده است عنوان داشتند مادر اوباما در دوران كودكي، او را براي معاينات چشم پزشكي به دكتر نبرده است و متاسفانه اوباما به بيماري تنبلي چشم مبتلا شده است.

آخرين اخبار رسيده حاكي از آن است پس از آنكه دكترها شماره عينك اوباما را 10 تشخيص داده اند و براي او عينك تجويز كردند، وي ضمن ريختن اشك و كوباندن پا به زمين گفت: من عينك نمي زنم! جان مك كين مسخره ام مي كنه!

البته گروهي از هواداران اوباما ضمن رد خبر ضعيف بودن چشم هاي اوباما بر اين اعتقاد هستند كه اوباما توجيه نشده است كه عكس كشورها در روي نقشه بسيار كوچيك تر از مقياس حقيقي آنها كشيده مي شود!

معلم ادبيات كلاس اول ابتدايي اوباما نيز ضمن ريختن اشك شوق گفت: اين زيباترين شعري بود كه اوباما سرود، من مي دانستم بالاخره او شاعر خوبي خواهد شد، وي همچنين گفت: اوباما قبلا نيز شعر زياد مي گفت!

كلهر گفت، اما شما نگوييد!

کلهر گفت: نوع پوشش من، ربطي به دولت نهم ندارد.

برخي آگاهان توصيه كردند يه وقتي اگر در خيابان جلوي شما را گرفتند و گفتند اين چه سر و وضعي است؟ مبادا بگوييد: نوع پوشش من، ربطي به دولت نهم ندارد! چون اولا آن افراد از طرف دولت نيامده اند كه به شما تذكر بدهند و ثانيا جرمتان دو تا مي شود.

يكي از آگاهان از جناب آقاي كلهر پرسيد: پس نوع پوشش شما به چه كسي ربط دارد؟!

كلهر همچنين گفت: اطلاع‌‏رساني کشور نسبت به عصر حاضر ناموزون است.
در همين زمينه يكي از آگاهان پرسيد :چه چيز ما در عصر حاضر موزون است كه اطلاع رساني مان ناموزون باشد؟!

و آگاه ديگري پاسخ داد: خيلي چيزها! مثلا حركاتمان، آنهم در ورزشهاي صبحگاهي كه از تلويزيون پخش ميشه و همچنين توي برنامه فتيله اي ها و عمو قناد!

ناديده گرفته شدن حق داشتن يك سرپناه و سكوت مسئولان!

حبيب الله بوربور رئيس سابق نوسازي مدارس كشور گفت: هر كسي بگويد ما در کشور مدرسه كافي داريم من به عقل او شك مي‌‏كنم.

يكي از آگاهان گفت: در عوض در كشور نه به اندازه كافي، بلكه بيشتر از اندازه كافي دانشگاه داريم و اين به آن در!!

اين آگاه براي اثبات ادعايش گفت: اين روزها در روزنامه، مجلات و سطح شهر شاهد آن هستيم كه دانشگاه ها به زحمت دنبال يك دانشجو مي گردند!

ايشان در پايان پيشنهاد دادند از دانش آموزان هم شهريه اي معادل شهريه اي كه از دانشجويان گرفته مي شود گرفته شود، كه اگر اينگونه شود مطمئن باشيد همين دانشگاه آزاد حاضر است در سر قله قاف هم كه شده برود مدرسه احداث كند!!

آقاي بوربور در ادامه صحبت هايشان گفتند: بسياري از دانش آموزان در طويله درس مي‌‏خوانند.

يكي از آگاهان ضمن ابراز نگراني از بروز چنين حوادثي گفت: چند ماه ديگر زمستان خواهد شد و هوا بسيار سرد مي شود، چرا هيچكس به فكر آن الاغ ها و گوسفندهايي نيست كه به خاطر برگزار شدن كلاس ها در طويله، از محل سكونت خويش بيرون شده اند؟!

اين آگاه ضمن مخاطب قرار دادن سازمان حمايت از حيوانات اهلي گفت: چرا اجازه مي دهيد گروهي دانش آموز و معلم، اين حيوانات زبان بسته را از حق داشتن سرپناهي كه متعلق به خودشان است محروم كنند؟!


موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : شنبه یازدهم آبان 1387
نویسنده : ملک زاده
اسامی نمایندگانی که طرح استیضاح کردان را امضا کرده اند
در بسیاری از استیضاح های پیشین ، نمایندگان امضا کننده طرح استیضاح ، با لابی های صورت گرفته ، امضاهای خود را پس گرفته اند ولی گفته می شود استیضاح کنندگان کردان قسم یاد کرده اند که از تصمیم خود عدول نخواهند کرد.
عصرایران- طرح استیضاح علی کردان وزیر کشور با امضای 28 نماینده در دستور کار مجلس قرار دارد و عصرایران با توجه به اینکه حدود 80 نماینده چندی قبل، امضای خود را از استیضاح وزیر آموزش و پرورش پس گرفتند اسامی نمایندگانی که طرح استیضاح وزیر کشور را امضا کرده اند منتشر می کند:
 
1- قسیم عثمانی، نماینده بوکان
 
2- سید شریف حسینی ،نماینده اهواز
 
3- عبدالله کعبی ،نماینده آبادان
 
4-سید حسن دهدشتی ،نماینده آبادان
 
5-محمد کرمی راد ،نماینده کرمانشاه
 
6-علی مطهری ،نماینده شبستر
 
7- علی مطهری ،نماینده تهران
 
8-علیرضا سلیمی ،نماینده محلات
 
9-نادر قاضی پور ،نماینده ارومیه
 
10- بیژن نوباوه ،نماینده تهران
 
11-جواد آرین منش ،نماینده مشهد
 
12-عباس رجایی ،نماینده اراک
 
13-ستار هدایت خواه ،نماینده بویر احمدی و دنا
 
14- پرویز سروری ،نماینده تهران
 
15-روح الله جانی عباسپور ،نماینده بویین زهرا
 
16-داوود محمد جانی ،نماینده آباده
 
17-زهره الهیان ،نماینده تهران
 
18-احمدرضا دستغیب ،نماینده شیراز
(در مجلس دو نفر به نام احمد رضا دستغیب وجود دارد که اتفاقاً هر دو نماینده شیراز هستند . نماینده استیضاح کننده ، عضو کمیسیون فرهنگی است.)
 
19-سید جلال یحیی زاده ،نماینده تفت و میبد
 
20- ابراهیم نکونام ،نماینده گلپایگان
 
21-مجید ناصری نژاد ،نماینده شادگان
 
22- بهروز جعفری ،نماینده سمیرم
 
23- ارسلان فتحی پور ،نماینده کلیبر و ورزقان
 
24- محمد دهقان ،نماینده چناران
 
25-هادی مقدسی ،نماینده بروجرد
 
26-عوض حیدرپور ،نماینده شهرضا
 
27-ناصر موسوی ،نماینده فلاورجان
 
28- داروش قنبری، نماینده ایلام
 
گفتنی است روز سه شنبه هفته آینده قرار است استیضاح وزیر کشور در مجلس شورای اسلامی بررسی شود و رئیس جمهور و علی کردان وزیر کشور با حضور در مجلس شورای اسلامی به سوالات استیضاح کنندگان پاسخ خواهند داد و سپس برای رای اعتماد به وزیر کشور رای گیری به عمل خواهد آمد.

در بسیاری از استیضاح های پیشین ، نمایندگان امضا کننده طرح استیضاح ، با لابی های صورت گرفته ، امضاهای خود را پس گرفته اند ولی گفته می شود استیضاح کنندگان کردان قسم یاد کرده اند که از تصمیم خود عدول نخواهند کرد.
 

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : چهارشنبه هشتم آبان 1387
نویسنده : ملک زاده
كروبي: اصلاح‌طلبان به وحدت مي‌رسند
وي افزود: اميدوارم افرادي كه مطرح هستند دواطلب شوند؛ چراكه معتقدم هرچه شور انتخاباتي بيشتر و رقابت شود خوب است؛ چراكه افرادي مي‌آيند فعال مي‌شوند، رفت‌و‌آمد، مصاحبه و سفرهاي استاني مي‌كنند و فضا، فضاي انتخاباتي مي‌شود.

دبيركل حزب اعتماد ملي گفت: من احتمال زيادي مي‌دهم كه اصلاح‌طلبان به وحدت خوبي برسند.

به گزارش ايسنا، حجت‌الاسلام والمسلمين مهدي كروبي در جمع خبرنگاران هم‌چنين درباره شوراي حكميت اصلاح‌طلبان اظهار كرد: شوراي حكميت را غالبا پذيرفته‌اند و نقطه‌ خوبي است و بدين ترتيب ابهامي باقي نمي‌ماند.

وي افزود: اميدوارم افرادي كه مطرح هستند دواطلب شوند؛ چراكه معتقدم هرچه شور انتخاباتي بيشتر و رقابت شود خوب است؛ چراكه افرادي مي‌آيند فعال مي‌شوند، رفت‌و‌آمد، مصاحبه و سفرهاي استاني مي‌كنند و فضا، فضاي انتخاباتي مي‌شود.

وي با بيان اين‌كه " راي هر جرياني ممكن است پخش شود" تصريح كرد: ما گفتيم يك شوراي حكميت متشكل از چند نفر معتدل، معقول و دورانديش كه همه جهات را مي‌بيينند تشكيل شود و اين افراد بنشينند و بررسي كنند؛ چراكه در عمل است كه نشان داده مي‌شود چه كسي راي مي‌آورد و چه كسي راي نمي‌آورد، چه كسي مي‌تواند بماند و كار كند و چه كسي نمي‌تواند بماند و كار كند؛ ولي نظرسنجي چيز مبهمي است و با آن چيزي مشخص نمي‌شود.

دبيركل حزب اعتماد ملي درباره اظهارنظر عنوان شده مبني بر وجود ترديدهايي در جبهه اصلاحات نيز گفت: يك نكته وجود دارد كه حرف صحيح و درستي است و هم آقاي هادي خامنه‌اي و هم آقاي خاتمي فرموده‌اند. حرف من هم اين است كه هستند چهره‌هاي نام‌آشنايي كه من خيلي قبل‌تر در سال 78 هم به آن‌ها گفته بودم كه ما بايد اصلاحات را تعريف كنيم. هركس هرگونه برداشتي از اصلاحات داشته باشد نمي‌توانيم بگوييم نداشته باش؛ بنابراين بايد اصلاحات را تعريف كنيم.

وي در ادامه با بيان اين‌كه " اعضاي شوراي حكميت هنوز مشخص نشده‌اند" اظهار كرد: حرف ما اين است كه يك مقدار فعاليتي كه كرديم، از خود فعاليت‌ها معلوم مي‌شود كه اوضاع چگونه است، بعد مي‌توانيم چهره‌هاي خوبي را مشخص كنيم. مثلا آقاي موسوي خوئيني‌ها، مهندس موسوي، آقاي محتشمي‌پور يا چهره‌هاي ديگري را بپذيريم، بنشينيم و بررسي كنيم تا ببينيم چه كسي مي‌تواند بهتر كار كند.

وي همچنين در پاسخ به سوالي در ارزيابي از بحث‌هاي مطرح شده پيرامون تشكيل شوراي داوري در بين اصولگرايان اظهار كرد: كار خوبي كردند ولي اين‌كه تركيب آن چطور است، چه كساني گفتند و به چه صورت خواهد بود، من خبر ندارم. كليت اين‌كه شوراي داوري بگذارند خوب است.

كروبي درباره بحث‌هاي مطرح شده مبني بر گفت‌وگوي خاتمي با ميرحسين موسوي براي راضي كردن وي به منظور كانديداتوري در انتخابات هم افزود: من هم اين مساله را شنيده‌ام ولي نمي‌دانم درست است يا نه. هم تاييد اين مطلب و هم تكذيب آن را شنيده‌ام و هر دو اين‌ها را در روزنامه‌ها خوانده‌ام ولي اين‌كه كدام درست است، نمي‌دانم.

وي در ارزيابي از احتمال به اجماع رسيدن اصلاح‌طلبان در انتخابات رياست‌جمهوري نيز عنوان كرد: من با ورود عزيزاني كه اسم‌هاي آن‌ها مطرح شده است موافقم. بيايند تا بحث‌هاي مختلفي شود و ديدگاههاي خود را مطرح كنند. يك سردرگمي و بي‌تحركي در جامعه است و خود اين آمدن‌ها موجب مي‌شود جامعه از آن ترديد و شك بيرون بيايد.

كروبي با بيان اين‌كه " احتمال زياد مي‌دهم كه اصلاح‌طلبان به وحدت برسند" خاطرنشان كرد: براي رسيدن به وحدت لازم نيست كه مثلا دو نفر بيايند؛ ممكن است مثلا چهار نفر رقابت كنند يا اينكه يك نفر از اين طرف و يك نفر از آن طرف بيايند و يا در نهايت دو نفر به مرحله دوم بروند. اصلاح‌طلبان به وحدت مي‌رسند و نمي‌خواهم بگويم همه براي يك نفر مي‌روند و ممكن است مثلا دو نفر بمانند و رقابت شود.

دبيركل حزب اعتماد ملي در پايان درباره احتمال راي آوردن اصلاح‌طلبان در انتخابات سال آينده گفت: اگر مردم بيايند اصلاح‌طلبان راي مي‌آورند، من فكر مي‌كنم وضع اصلاح‌طلبان بد نباشد و راي بياورند.
 

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : یکشنبه پنجم آبان 1387
نویسنده : ملک زاده
وقتي ايازي خبر خوش مي دهد!
الف.راستگو

alef_rastgoo@yahoo.com

بعد از اين همه خانه به دوشي و مشكلات مسكن در روزهاي حياتمان، لااقل دلمان خوش بود كه در مورد مسكن بعد از فوت دغدغه نداشته باشيم! اما انگار اين گونه نيست، در خبرگزاري ها مي خوانيم كه بهشت زهرا فقط دو قطعه خالي ديگر دارد!

احتمال مي دهيم با توجه به مشكلات اسكان مرده ها، در آينده اي نه چندان دور شاهد آن باشيم كه مرده هايي كه قبر پيدا نكرده اند در شهر پرسه بزنند و احيانا روز و شب به شهرداري سر زده و براي خانه دار شدنشان پيگيري هاي لازم را انجام دهند. در همين راستا از كليه شهروندان درخواست مي شود تا اطلاع ثانوي مرحوم نشوند …

به خبر خوشي كه هم اكنون به دستم رسيد توجه كنيد: ايازي (سخنگوي شهردار تهران) گفت: بهشت زهرا (س) قطعا تا پايان آبان ماه امكان پذيرش اموات را دارد!، با شناختي كه از سخنگوي شهردار داريم مي دانيم ايشان وعده هاي آبكي نمي دهند، پس در صورت تمايل به رفتن به آن دنيا با خيال راحت فوت كنيد!

مشتركين پر مصرف آب: صدا و سيما و برخي مسئولين!

وزير نيرو گفت: «وضع آب كشور مناسب نيست.»، البته لازم به ذكر است منظور وزير نيرو از لحاظ كمي است، اما برخي كارشناسان معتقد هستند وضع كيفي آب هم مناسب نيست.

يكي از آگاهان اظهار اميدواري كرد با توجه به آنكه وضع باقي چيزها در كشور مناسب است، وضع آب نيز مناسب شود!

يكي از كارشناسان نيز علت كمبود آب را استفاده بي رويه صدا و سيما از اين مايع حياتي در برنامه هايش دانست و گفت:با اتمام سريال هاي آبكي ماه رمضان احتمالا شاهد بالا آمدن آب در پشت سدها خواهيم بود.

يكي ديگر از كارشناسان نيز دليل بحران كمبود آب را به علت استفاده بيش از حد برخي مسئولين از آب دانست و از آنان خواست اينقدر صبح تا شب "وعده هاي آبكي" ندهند، ايشان همچنين پيش بيني كرد با توجه به نزديك شدن به انتخابات رياست جهوري بحران كمبود آب جدي تر شود.

حضور خاتمي خودش يه مشكل خيلي بزرگه!

محمدرضا عارف در پيش‌بيني انتخابات آينده رياست‌جمهوري گفت: ان‌شاءالله با حضور آقاي خاتمي مشكل حل خواهد شد.

البته ايشان توضيح ندادند با حضور آقاي خاتمي كدام مشكل حل مي شود؟، يكي از آگاهان در اين زمينه گفت: اصولا ما مشكلي نداريم كه بخواهد حل شود، يكي ديگر از آگاهان نيز گفت: در حال حاضر غير از مشكل كمبود قبر و همچنين نامناسب بودن وضع آب مشكل ديگري نداريم، كه احتمالا منظور آقاي عارف از مشكل همين دو مورد بوده است.

گفتني است يكي از افراد كه خود را كارشناس مي دانست اما مدارك لازم را براي اثبات كارشناس بودنش ارائه نداد عنوان داشت: چي چي رو ان‌شاءالله با حضور آقاي خاتمي مشكل حل خواهد شد؟ واسه ما حضور خاتمي خودش يه مشكل خيلي بزرگه!

ترفندي براي حذف خاتمي!

مشاور محمود احمدي نژاد نامه سرگشاده اي براي خاتمي نوشت كه و از خاتمي خواست: «صادقانه پاسخ دهد.»

برخي آگاهان معتقد هستند اين نامه سرگشاده باعث عدم نامزد شدن خاتمي در انتخابات رياست جمهوري آتي خواهد شد، زيرا خواندن اين نامه بلند بالا و پاسخ به آن بيش از يكسال طول خواهد كشيد و در نتيجه خاتمي فرصت نخواهد كرد برود و براي نامزد شدن فرم هاي مربوطه را پر كند!

خسته نباشيد!

رئيس جمهور گفت: دولت مشكلات اساسي اقتصاد كشور را ريشه يابي كرده است.

يكي از آگاهان با نشان دادن تقويم و انجام محاسبات رياضي ضمن تبريك به دولت که پس از سه سال بالاخره توانست مشكلات اقتصاد را "ريشه يابي" كند، اظهار اميدواري كرد اين مشكلات در عرض سي سال آينده "حل" شود!، يكي از آگاهان نيز گفت: خسته نباشيد!

 
 
در خبرها مي خوانيم 20‬ درصد مردم ایران اختلالات روانی دارند!
 
برخي از آگاهان معتقد هستند كه مردم ايران بسيار حساس هستند، زيرا كه در حال حاضر فقط مشكل كمبود قبر و آب داريم، كه بالاخره يك جوري حل مي شوند، تازه مهم تر از همه اينكه دولتي داريم مشكلات اساسي اقتصاد كشور را ريشه يابي كرده است، پس واقعا دليلي براي استرس و فشارهاي عصبي و در نتيجه اختلالات رواني وجود ندارد.

بدون شرح!

خبر اول: ضرغامي (رئيس سازمان صدا و سيما): راديو و تلويزيون در تبليغ دين پيشرفت خوبي داشته است.

خبر دوم: حجه الاسلام محمد ايوبي (رئيس ستاد زكات خليل آباد): تبليغات خوراكي هاي غيرمجاز در تلويزيون بيشتر از مسائل ديني است.


 
يك توضيح:

محمد باقر قالیباف در گفت و گو با رسانه‌های ژاپنی گفت: احمدي نژاد را دوست دارم و از او انتقاد مي کنم؛ در همين رابطه «الف.راستگو» نيز اظهار داشت به خاطر علاقه وافرش به احمدي نژاد است كه بيشتر سعي مي كند براي تهيه فتوكاتورهاي عصرايران از عكس هايي استفاده كند كه ايشان هم در آنها حضور دارند.


موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : چهارشنبه یکم آبان 1387
نویسنده : ملک زاده
اصرارهاي مشكوك براي هزينه كردن از چهره‌هاي محبوب
يكي از مقامات ارشد نظام كه از چندي پيش در زمره حاميان اصلاح طلبي به شمار مي‌رود به حجت‌الاسلام سيد حسن خميني گفته است كه «اگر خاتمي نيايد تو آلترناتيو او هستي و بايد وارد عرصه انتخابات شوي!» كه با واكنش تند نوه امام روبه‌رو شده است.
كد خبر: ۲۲۰۴۴ تاريخ انتشار: ۱۱:۰۴ - ۲۸ مهر ۱۳۸۷ تعداد بازديد: ۲۲۹۳۱
نزديكي رقابت‌هاي انتخاباتي سبب شده تا هيچ گزينه‌اي از ذهن نظريه‌پردازان جناح‌هاي گوناگون دور نماند.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، از جمله گزينه‌هاي فراروي جناح‌هاي مختلف، به ويژه بزرگان اصلاح‌طلب بهره‌گيري از اشخاص محبوب و پرطرفدار در نزد مردم است. و در اين ميان شخص سيد حسن خميني از جايگاه و شأن بسياري بالايي برخوردار است.

بنا بر اين گزارش، هر چند اخبار منتشره از منابع نزديك به سيد حسن خميني از رد تقاضاهاي انتخاباتي توسط وي حكايت دارد، اما جزئيات اصرار برخي مقامات و بزرگان براي حضور وي در رقابت‌ها و دوختن لباس آلترناتيوي بر قامت نواده محبوب امام محل تامل است.

اين در حالي است كه برخي منابع آگاه خبر از آن دادند كه يكي از مقامات ارشد نظام كه از چندي پيش در زمره حاميان اصلاح‌طلبي به شمار مي‌رود، به حجت‌الاسلام سيد حسن خميني گفته است كه «اگر خاتمي نيايد تو آلترناتيو او هستي و بايد وارد عرصه انتخابات شوي!» از سوي ديگر يكي از بزرگان اصلاحات و منتقد نيز كه سوابق مسئوليتي سنگيني بر عهده داشته، چنين تقاضايي را از سيد حسن مطرح كرده كه با واكنش تند نوه امام روبه‌رو شده است.

اما نكته شايان توجه در اين ميان اينكه، علي رغم عدم تمايل حاج سيد حسن خميني براي ورود به عرصه فعاليت‌هاي انتخاباتي كه پيش از اين در روزهاي رقابت‌هاي انتخاباتي خبرگان نيز چنين نارضايتي از وي مشاهده شده بود، چنين اصرارهايي كه براي هزينه كردن از محبوبيت نوه امام و استفاده از شهرت و معروفيت وي صورت مي‌گيرد، جاي تأمل است.

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
نویسنده : ملک زاده
نامه سرگشاده مشاور احمدي نژاد به خاتمي
كد خبر: ۲۲۱۱۱ تاريخ انتشار: ۱۶:۲۸ - ۲۸ مهر ۱۳۸۷ تعداد بازديد: ۱۷۹۸۱
علي زارعي نجفدري ، مشاورمحمود احمدي نژاد در نامه‌‏اي سرگشاده به سيد محمد خاتمي به برخي مواضع اخير وي در سخنراني‌‏هاي مختلف معترض شد.

به گزارش "ايلنا"، دربخشي از اين نامه آمده است: در اين سخنراني‌‏ها مطالبي بيان نموديد که حکايت از آن دارد يا از مسائل جامعه و مملکت و تحرک و تحول اجرايي بوجود آمده در آن بي‌‏خبريد و يا با علم به آن ، با هدف‌‏گذاري‌‏هاي از پيش تعيين شده،‌واقعيات را وارونه جلوه مي‌‏دهيد.

زارعي نجفدري از خاتمي خواسته است به پرسش‌‏هايي که در اين نامه مطرح شده است، صادقانه پاسخ دهد.

متن کامل اين نامه که يک نسخه از آن در اختيار خبرنگار "ايلنا" قرار گرفته است، به اين شرح است:
اخيراً در سخنراني‌‏هاي مختلف جنابعالي،گاه در مقام معلم اخلاق، مواعظ اخلاقي مي‌‏فرمائيد و گاه در مقام يک ليدر سياسي، تحليل و راهبرد سياسي ارائه مي‌‏دهيد.گاه در مقام يک متفکر، به لحاظ فکري ارائه طريق نموده و گاه در مقام يک اقتصاددان ، فرمول‌‏هاي اقتصادي خلق مي‌‏نمائيد و... تا اين‌‏جاي کار حرفي نيست. ولي در اين سخنراني‌‏ها مطالبي بيان نموديد که حکايت از آن دارد يا از مسائل جامعه و مملکت و تحرک و تحول اجرايي بوجود آمده در آن بي‌‏خبريد و يا با علم به آن ، با هدف‌‏گذاري‌‏هاي از پيش تعيين شده،‌واقعيات را وارونه جلوه مي‌‏دهيد.

علي ايحال ،‌از اين مواضع و حرف‌‏هايتان اينگونه برداشت مي‌‏شود که ظاهراً گذشته‌‏هاي نزديک را فراموش کرده‌‏ايد و يا فکر مي‌‏کنيد مردم فراموش کرده‌‏اند. از اين‌‏رو يادآوري آن لازم به نظر مي‌‏رسد:
اين‌‏كه مردم را عوام و ناتوان از قدرت تشخيص و خودتان را قيم فكري مردم مي‌‏دانيد ، اين‌‏كه بيش از يک دهه بر طبل اصلاحات كوبيديد و خودتان را پرچمدار اصلاحات و ديگران را مخالف هرگونه اصلاح گري قلمداد نموديد، اين‌‏كه معيشت را اولويت دست چندم مردم و دغدغه مندان معيشت مردم را پوپوليسم عنوان مي‌‏كنيد ، اين‌‏كه آزادي را به گونه‌‏اي طرح مي‌‏كنيد كه مطلق بودن آن‌‏را در اذهان متبادر مي‌‏نمايد ، اين‌‏كه دمكراسي را امري لايتغير و ناقدين ليبرال دمكراسي را غير واقع بين مي‌‏دانيد ، اين‌‏كه لوئي جرگه مدل افغانستان را بر تفكر مترقي و وحدت بخش ولايي كارسازتر مي‌‏دانيد ، ‌اين‌‏كه بيانية حقوق بشر تراوش شده از ذهن انديشمندان قرون گذشته فرانسه را غير قابل خدشه و ناقدين آن را غيرقابل تحمل ودر مقابل برخي از احكام اجتماعي مسلّم دين را قابل نقد و ناقدين آنرا داراي ذهني روشن و مستحق حمايت مي‌‏دانيد ، اين‌‏که پروژه سراسر ابهام و بدون مباني علمي " گفت‌‏وگوي تمدن‌‏ها " را ظاهراً دوستان و همفکران‌‏تان در جاي ديگر ساخته و پرداخته نموده و از زبان شما بيان مي‌‏شود و در پي آن به جاي گفت‌‏وگو و تعامل و تعاطي صاحبان تمدن، شخصيت‌‏هاي سياسي به لابي گري و بده بستان‌‏هاي سياسي مي‌‏پردازند.
اين‌‏كه طرح ساماندهي اقتصادي را حتي برروي كاغذ هم نتوانستيد ترسيم كنيد و درمقابل ، طرح تحول اقتصادي آمادة اجراي دولت را موجب زيرسؤال رفتن عملكرد دوران مسووليت اجرايي خود و جريانات فكري و سياسي خود دانسته و غيرعلمي و غيرمنطقي آنرا مورد هجمه قرار مي‌‏دهيد ، ‌اين‌‏كه پس از سال‌‏ها درگيري‌‏هاي درون جناحي، هنوز در تعيين شيخ اصلاحات و رهبري اصلاحات گير كرده‌‏ايد، ‌‌اين‌‏كه دولت شما ( قوه مجريه نظام) در قالب اپوزوسيون نظام عمل كرده و در اين اپوزوسيونيگري، فراكسيون اكثريت مجلس وقت را با خود همراه نموده وساز خروج از نظام را كوك مي‌‏كرديد، اين‌‏كه مقاومت مدني در مقابل نظام را انديشه‌‏اي راهبردي و اين مقاومت مدني را نسخه‌‏اي شفابخش براي مردم معرفي و ترويج نموده ودر نهايت با " نه" بزرگ مردم مواجه شديد ، اين‌‏كه راهبرد مجهول الهويه " جامعة مدني " را در مقابل نظريه مترقي "جامعه ولايي" و" نظام اسلامي" قرارداديد ، اين‌‏كه بين مقاومت مدني اين‌‏طرف آب و مقاومت ملّي آن‌‏طرف آب چه رابطة تئوريك و ارگانيكي وجود دارد، اين‌‏كه مسوول اجرايي و مجري تئوري‌‏هاي نظام خود به تئوري پردازي پرداخته و در هرولة ميان تئوري و اجرا فرصت سوزي را كاركرد اصلي خود نموديد، اين‌‏كه هشت سال از عمر ارزشمند نظام را به جاي كاروتلاش و اقدامات اجرايي ، به گفتاردرماني پرداخته و ‌فرصت سوزي نموديد.
اين‌‏كه انديشه‌‏هاي مترقي و تابناك حضرت امام خميني(ره) را قابل نقد دانسته و تئوري‌‏هاي دست چندم دهه‌‏هاي گذشتة تئوري پردازان غرب را ترجمه و به مثابه وحي منزل به خورد جامعه داديد ، اين‌‏كه برخي از شخصيت‌‏هاي نظام را عاليجنابان سرخپوش و يقه سفيدان ... عنوان نموده و بعداً در يك حركت تله پاتي سياسي و چرخش تاكتيكي(نه استراتژيكي)، همان شخصيت‌‏ها را ناجيان پروژه اصلاحات قلمداد نموديد ، اين‌‏كه با ذره بين‌‏هاي قوي و دوربين‌‏هاي چند مگاپيكسلي دنبال شكاف‌‏هاي قوميتي جامعه يكپارچه ايران اسلامي گشته و بر طبل قوميت گرايي نواختيد ، اين‌‏كه سعي در القاء شبهة وجود انشقاق و تباين بين جمهوريت و اسلاميت نظام نموديد ، اين‌‏كه در اجراي تئوري " فشار از پايين و چانه زني در بالا" دوستان و همفكران شما غائلة 18 تير سال 1378 را ساخته و پرداخته و اجرا نموده وسرشان به سنگ خورد و ... ، اين‌‏كه با شعار " تحمل مخالف" ، مخالفين انقلاب و نظام وحضرت امام(ره) را در آغوش گرفته و حلواحلوا كرديد و در مقابل مخالفين و منتقدين داخل نظام بر خود را برنتابيده و با بدترين نوع ممكن برخورد نموديد،اين‌‏كه با شعار " چندصدايي" با جذميّت و دگميت كم نظير به مخالفت و برخورد با صداهاي مغاير صداي خودتان پرداخته و در عمل ، تك صدايي را راهبرد محتوم جامعه نشان داديد، اين‌‏كه با شعار پلوراليسم و تكثرگرايي ، از يك طرف طمع دست يازي دشمنان بر جامعه را به لحاظ فكري ، فرهنگي و سياسي برانگيختيد و از سوي ديگر در عمل با سر برآوردن هر جريان فكري و سياسي مخالف و منتقد خودتان به مخالفت برخواستيد.

هرچند كه همه و يا غالب اين مباحث و مسائل از نظرها مرده و در تاريخ دفن شده‌‏اند و طرح مجدد آنها به منزلة نبش قبرنمودن آن است كه البته كراهت هم دارد ولي چه مي شود كرد وقتي‌‏كه مواضع و صحبت‌‏هاي اخير جنابعالي حكايت از اين دارد كه انگار گذشته فراموش شده و "مردم"، "جامعه" و "تاريخ" را فراموش‌‏كار مي‌‏پنداريد.

البته همة موارد ذكر شده به شخص جنابعالي بر نمي‌‏گردد.بلكه برخي به شخص شما ، برخي به همفكران و همراهان شما و برخي ديگر توأمان به شما و همفكرانتان بر مي‌‏گردد ولي برخي از مواردي كه شخص جنابعالي اخيراً مطرح نموديد ، سئوالاتي جدّي در اذهان ايجاد نموده كه خوب است براي تنوير افكار عمومي ،‌صادقانه و شفاف به اين سئوالات پاسخ دهيد:
1-همان‌‏گونه كه واقفيد اسلام و آزادي از هم تفكيك ناپذيرند تا آنجا كه هرجا اسلام هست يقيناً آزادي هم هست. جنابعالي به گونه‌‏اي صحبت مي‌‏كنيد كه گويا هريك از اسلام و آزادي را دو مقولة جدااز هم ولي قابل سازش مي‌‏دانيد. اين‌‏گونه از اسلام وآزادي صحبت كردن با مباني متقن ديني ما سازش ندارد و از نوع صحبت‌‏هاي شما در مورد آزادي اين‌‏گونه برداشت مي‌‏شود كه نوع نگاهتان به آزادي، سبقة نگاه ليبرال دمكراسي به آزادي دارد. با اين توصيف، سوال اين است كه تعريف مشخص جنابعالي از آزادي چيست؟
2-اخيراً گفته‌‏ايد كه در آينده تلاش مي‌‏كنم گفتمان اصيل اصلاح طلبي را بصورت مدوّن به جامعه ارائه نمايم.سئوال اين است كه : اولاً ، آيا تاكنون تعريفي از اصلاحات نداشته‌‏ايد؟ و يا اينکه آنچه تا حال مي‌‏گفتيد غيراصيل و رد گم کننده بود و الان پس از يک دهه مي‌‏خواهيد دل به دريا زده و اصيل!آن‌‏را ارائه دهيد؟، ثانياً : در اين صورت با كدام حجت عقلي ،علمي ،شرعي و اجتماعي، ‌بيش از يک دهه بر طبل غيراصيل اصلاحات كوبيديد و وقت ارزشمند مردم را گرفتيد؟، ثالثاً : اگر تاكنون تعريف مشخصي از اصلاحات داشتيد چرا تاكنون آن‌‏را تدوين و بيان نكرديد؟ يا اين‌‏كه قصد داريد در اين تدوين جديد، تجديدنظري بر آن داشته باشيد؟
3-گفتيد كه از شرايط كانديدشدن شما اين است كه با مردم مفاهمه كنيد! مي‌‏دانيد كه در ادبيات سياسي ، اجتماعي و آموزه‌‏هاي امام راحل(ره)، مردم ولي نعمت مسوولين و مسوولين خدمت‌‏گزار مردم هستند. و اين را هم مي‌‏دانيد كه خدمت نياز به مفاهمه ندارد زيرا مفاهمه طرفيني است و خدمت‌‏گزار بايد خواسته‌‏ها و نياز مردم را اجرا نمايد نه مفاهمه.لذا خوب است منظورتان از اين "مفاهمه با مردم" را بيان نماييد.

4-گفتيد كه " در جامعه ما برخي کساني هستند که داراي جمود در انديشه ،‌خودبرتربيني در احساس و خشونت در رفتار هستند " اتفاقاً همين‌‏طور است و به لحاظ مصداقي ، آن جريان فکري است که در انجماد ايهام اصلاحات ، بيش از يک دهه در جمود مطلق فکري بسر برده و هيچ چيز غير از آن بر نمي‌‏تابند و خود برتر بيني بر ديگران آنها اظهر من الشمس است و در غائله 18 تير و... خشونت در رفتار را به حد اعلا رسانده‌‏اند. حال سؤال اين است اگر در اين رابطه مصداق ديگري سراغ داريد، بيان نمائيد.
5-گفتيد كه " همواره يکي از دغدغه‌‏هاي جدي من اين بوده است که چرا نبايد هويت تحرک بخشي و رهبري به جامعه منتقل شود " در اين رابطه توجيهات مختلفي مي‌‏توان آورد که منظور اصلي را ننماياند. سؤال اين است که به دور از هرگونه توجيهات ، منظورتان از اين مساله را بيان فرمائيد.
6-گفتيد كه " متأسفانه دروغگويي گفتمان اصلي بخش‌‏هايي از جامعه شده است كه از ايشان جز صداقت نبايد انتظاري داشت ... ، اين روزها شاهد ارائه برخي وعده‌‏ها و آمارهاي اشتباه و غلط از مراجع رسمي هستيم"، شما با اين بيان ، صراحتاً دولت و دستگاه‌‏هاي رسمي اجرايي را در ارائه آمار و اطلاعات به دروغگويي نسبت داديد(اگرچه اين ادعا بلحاظ حقوقي يك اتهام بيّن و گفتاري مجرمانه است) حال با قطع نظر از منظر حقوقي، جنابعالي بر پايه واساس چه مستنداتي چنين بي‌‏مهابا سخن مي‌‏گوييد؟
7-گفتيد كه" محوريت مردم در جامعه كمرنگ شده و بايد نگران محو تدريجي آن بود!" اولاً: اگر اعتقاد به محوريت مردم داريد،‌چرا دغدغه مندان مسائل و مشكلات مردم و حركت مردم محورانه دولت را به پوپوليسم متهم مي‌‏كنيد؟ و ثانياً : براساس كدامين مصاديق و چه مستنداتي چنين دادِ سخن مي‌‏دهيد؟
8-گفتيد كه هيچ دولتي نمي‌‏تواند وضع را به 4 سال پيش برگرداند،‌اگرچه در اين رابطه گفتني‌‏ها بسيار است، ولي خوب است بفرمائيد منظورتان از اين حرف چيست؟
9-فرمول و معادلة اقتصادي "هزينه و فايده" مورداشارة شما در سياست‌‏ها و اداره كشور ،‌معادله‌‏اي چند مجهولي است كه در هشت سال مسووليت اجرايي ، قادر به حلّ اين معادله نشديد. حال خوب است بفرماييدكه الان چگونه مي‌‏خواهيد اين معادله چندمجهولي‌‏تان را حل نمائيد.
10-گفتيد‌"ضعيف شدن جنبة كارشناسي در سياست‌‏گذاري‌‏ها سبب مي‌‏شود كه عليرغم پرداخت هزينه‌‏هاي گزاف ، فوايد كافي عايد كشور نشود" ، عدم كارشناسي و يا ضعيف شدن جنبة كارشناسي در سياست‌‏گذاري‌‏هاي دولت، دروغ بزرگي است و پرداخت هزينه‌‏هاي گزاف ، دروغي بزرگتر كه متأسفانه از زبان بعضي‌‏ها عنوان مي‌‏شود و جنابعالي هم آگاهانه يا ناآگاهانه به آن دامن مي‌‏زنيد! اگر واقعاً چنين است، خوب است به جاي القاء شبهه ، مواردي از اين دست را به صورت مصداقي ارائه نمائيد؟
11-گفتيد كه اگر عيب و نقصي در عملكرد دولت شما بود، مسبب آن موانعي بودند كه نمي‌‏گذاشتند كارها پيش برود، خوب است آن موانع ادعائيتان را به صورت صريح وشفاف بيان نمائيد.
12- گفتيد كه " مردم ايران قريب يك‌‏صدوپنجاه سال است كه به جدّ خواهان آزادي، استقلال،پيشرفت و عدالت هستند و از همين رو اين خواسته‌‏ها به همراه تعلقات ديني ، منشأ تأسيس نظامي شد كه قرار بود هم تعلق ديني و هم خواسته‌‏هاي تاريخي ايرانيان را تأمين كند"
اولاً: با اين صحبت‌‏ها معلوم نيست شما با نظام مشكل داريد يا با مردم و يا با دولت و يا با هر سه؟
ثانياً:مردم ايران به جدّ خواهان" استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي" بودند كه پيشرفت و عدالت را در دل خويش دارد و حال سوال اين‌‏جاست كه قسمت دوّم خواسته اصلي مردم (استقلال،آزادي‌،جمهوري اسلامي) كه به شعاري ملّي و همگاني مبدل شد، از يادتان رفت يا مسامحتاً از آن عبور كرديد تا دوستانتان از شما عبور نكنند؟
13-گفتيد كه " امروز زبان رايج و رسمي با زبان مطلوب انقلاب فاصله گرفته است" حال بفرماييد كه مگر زبان رياست محترم جمهور جناب آقاي احمدي نژاد ، كه زبان رايج و رسمي و برگرفته از زبان امام(ره) و رهبري معظم انقلاب است ، در داخل و خارج جز اسلام ، عدالت ، آزادي، مردم ، ولايت ، خدمت وانجام اقدامات اجرايي و عملي در آن جهات است؟اگر جنابعالي زبان مطلوب انقلاب را همين موارد مي‌‏دانيد و در عين حال كتمان مي‌‏كنيد، كم لطفي مي‌‏فرمائيد واگر از نگاه شما زبان مطلوب انقلاب،‌زبان ديگري است ، خوب است آن را شفاف و صريح بيان نمائيد.
14-همان‌‏گونه كه مي‌‏دانيد بسياري از اقدامات لازم و ضروري نظير واقعي شدن قيمت بنزين، اجراي اصل 44 ،کوچک سازي دولت و سپردن كارها به مردم و ... در دو دولت جنابعالي و دولت قبل از شما متأسفانه انجام نشد. اينكه نخواستيد يا نتوانستيد ، بحث ديگري است ، ولي قدر مسلم اينكه از سوي شما و دولت شما اقدام لازم و جدّي صورت نگرفت. براي اين فرصت سوزي در انجام وظايف، در پيشگاه ملّت چه پاسخي داريد؟
15-هيچ‌‏كس نمي‌‏گويد و نمي‌‏تواند بگويد كه همه چيز در كشور بر وفق مراد است و نقصي در کار نيست. از آن طرف هم هيچ انسان منصفي نمي‌‏تواند تلاش صادقانه و خستگي ناپذير، خدمات فوق العاده و كارآمدي اين دولت را انكار كند.تا آنجا كه حتي دشمنان هم به كارآمدي اين دولت در عرصه هاي داخلي و خارجي اذعان داشته و بعضاً به ناچار بيان واعتراف مي نمايند.حال چگونه است كه جنابعالي در طول اين مدت، حتي يك مورد از واقعيت و مظاهر خدمت دولت را نديديد؟ انتظار اين نيست كه واقعيات كارآمدي دولت را بيان نمائيد ؛ ولي سؤال اين است كه چرا اين حقايق را وارونه جلوه مي دهيد؟
16-و به حق فرموديد كه " دروغ بدترين بد اخلاقي است ". اين فرموده شما ارزشمند و زيباست و نبايد صرفاً مصرف ويتريني داشته باشد.سئوال اين است كه آيا اين حقيقت اخلاقي را در مورد خودتان هم اعتقاد داريد؟اگر چنين است پس چرا .... ؟
جناب آقاي خاتمي ، عليرغم همه موارد ذكر شده ، بنده به دور از هرگونه افراط وتفريط گري‌‏ها،جنابعالي را شخصيتي قابل احترام و ظرفيتي براي نظام مي‌‏دانم ، به همين جهت است كه رفتار و گفتار پارادوكسيكاليته شما را قابل توجيه نمي‌‏دانم(والّا چه بسيار مدعيان با رفتار و گفتار تناقض آلودي كه ما را با آنها كاري نيست) و معتقدم كه در ساية شفافيت مواضع و صداقت و صراحت در گفتار، مي‌‏توان واقعيت موجود در عرصه‌‏هاي مختلف فكري،سياسي و اجتماعي را آن‌‏گونه كه هست (نه آنگونه كه منافع سياسي فردي و جناحي اقتضاء مي كند) بهتر به مردم شريف جامعه نشان داده و بسياري از ابهامات را رفع نمود.

جناب آقاي خاتمي، اين سوالات و ده‌‏ها پرسش ديگر وجود دارد كه پاسخ صريح و شفاف و صادقانه به آنها ، مطالبة جدّي مردم از شماست. اگر به اين سوالات پاسخ روشن ندهيد و فكر كنيد كه با سكوت و يا گاهاً پاسخ‌‏هاي ابهام آلود سوالات فراموش و يا منتفي مي‌‏شود ، اين‌‏گونه فكركردن به مثابه پاك كردن صورت مساله است و خوب مي‌‏دانيد كه با پاك كردن صورت مساله،مساله حل نمي‌‏گردد. از اين‌‏رو بنده به عنوان كسي‌‏كه به اين مباحث آشنايي و اطلاع دارد، شخص جنابعالي را به يك مناظرة آزاد تلويزيوني به صورت حضوري دعوت مي‌‏نمايم. مناظرة آزاد از آن جهت كه هم مباحث مطروحه در اين نامة سرگشاده و هم مباحث ديگري كه شما تمايل به طرح آن داشته باشيد، طرح گردد و تلويزيوني از آن جهت كه اين مناظره به صورت چهره به چهره و زنده و شفاف بدون تفسير و تأويل و تحليل ديگران، به پيشگاه مردم شريف عرضه گردد و قضاوت را به خود مردم بسپاريم.

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : شنبه بیست و هفتم مهر 1387
نویسنده : ملک زاده
سنگ بزرگ
روزگار
به نظرم دو شرطی که آقای خاتمی برای حضور در انتخابات ۸۸ گذاشته به نوعی مصداق این ضرب المثله که می گه" سنگ بزرگ علامت نزدنه" آقای خاتمی ۸ سال رییس جمهور این کشور بوده و بهتر از هر مدعی نامزدی ریاست جمهوری با زیر و بم موانع ساختاری اداره کشور آشناست.

حتما او می دونه که حتی اگر دو شرطی که تعیین کرده و به نوعی به حاکمیت پالس فرستاده٬اگر هم مهیا بشه مجلس هشتم رو پیش رو داره و مهمتر از همه شورای نگهبان هم که جایی نرفته! این موانع ظاهر قضیه است.پشت پرده هم که خود ایشان بهتر از هر کس دیگری می دونه که  چطور یک رییس جمهور با آرا بالای ۲۰ میلیون "تدارکاتچی" می شه.بنابراین علی رقم احترامی که برای ایشان قائلم ٬اما معتقدم که این فصل٬فصل حضور خاتمی نیست...

کاش آقای خاتمی بر روی حرف دو ماه پیشش باشه ٬وقتی با نگرانی از او پرسیدیم:"حاج آقا!نکنه که بیایی" در پاسخ محکم گفت"همین میزان آبرویی هم که پیش مردم دارم از بین می ره چون با شرایط موجود نمی توان یک گام به جلو رفت"

منبع: وبلاگ روزگار

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : سه شنبه شانزدهم مهر 1387
نویسنده : ملک زاده
اقدام عجیب ائتلاف حزب الله در 9 ماه مانده به انتخابات
اسامی رئیس جمهور ، معاون اول و وزرای دولت دهم
نکته جالب اینجاست که ائتلاف حزب الله نام احمدی نژاد را به عنوان سومین اولویت، آن هم نه برای ریاست جمهوری که برای وزارت راه و ترابری مطرح کرده است.
عصرایران- در حالی که 9 ماه تا انتخابات ریاست جمهوری دهم باقی مانده و هنوز معلوم نیست چه کسی رییس جمهور آینده ایران خواهد بود، ائتلاف موسوم به حزب الله در اقدامی عجیب برگه ای را بین برخی خبرنگاران توزیع کرد که در آن نام وزرای دولت دهم بر اساس نظرخواهی در این ائتلاف ذکر شده است!خرازی

بر اساس آنچه ائتلاف حزب الله توزیع کرده، اولین گزینه مطلوب برای ریاست جمهوری آینده، حجت الاسلام محمدباقر خرازی دبیرکل حزب الله (عکس روبرو) عنوان شده و پس از او از سید حسن خمینی و حسن روحانی به عنوان اولویت اول و سوم برای ریاست جمهوری مطرح شده اند.
خرازی پیش از این تاکید کرده بود که رئیس جمهور بعدی از میان روحانیون باشد.
همچنین از قالیباف، محسن رضایی و حسین کنعانی مقدم نیز به عنوان اولویت های اول تا سوم معاونت اولی نام برده شده است!

و اما اعضای کابینه حزب الله در این نظرخواهی (برای هر پست سه اولویت در نظر گرفته شده است)

وزیر کشور: 1- طالب 2- مجید انصاری 3- کروبی

وزیر اطلاعات: 1- اصغر حجازی 2- پورمحمدی 3- ری شهری

وزیر امور خارجه: 1- محمد هاشمی 2- کمال خرازی 3- بروجردی

وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح: 1- وحیدی 2- دهقان 3- ذوالقدر

وزیر نفت: 1- تولایی 2- نوذری 3- شمخانی

وزیر نیرو: 1- مرتضی نبوی 2- غفوری فرد 3- زنگنه

وزیر آموزش و پرورش: 1- حاج بابایی 2- عباسپور 3- شریعتمداری

وزیر امور اقتصادی و دارایی: 1- آقا محمدی 2- توکلی 3- خوش چهره

وزیر صنایع و معادن: 1- جهانگیری 2- سجادی 3- کاتوزیان

وزیر مسکن و شهرسازی: 1- چمران 2- باهنر 3- مسجد جامعی

وزیر جهاد کشاورزی: 1- اصغر تفضلی 2- حجتی 3- فروزش

وزیر علوم، تحقیقات و فناوری: 1- کی نژاد 2- نجفی 3- جاسبی

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: 1- حداد عادل 2- خاموشی 3- مسیح مهاجری

وزیر تعاون: 1- نادران 2- خوش چهره 3- بیادی

وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات: 1- مرتضی نبوی 2- ضرغامی 3- عارف

وزیر بازرگانی: 1- فروزنده 2- آل اسحاق 3- مفتح

وزیر رفاه و تامین اجتماعی: 1-مخبر 2- راه چمنی 3- مظفر

وزیر کار و امور اجتماعی: 1- جهرمی 2- محجوب 3- کمالی

وزیر دادگستری: 1- علی عسگری 2- شجاعی کیاسری 3- زرگر

وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی: 1- امیدوار رضایی 2- ریاض 3- آقاجانی

وزیر راه و ترابری: 1- حسین کنعانی مقدم 2- مهدی تفضلی 3- احمدی نژاد

رییس سازمان تربیت بدنی: 1- آجرلو 2- مهرعلی زاده 3- فتح الله زاده

رییس سازمان حفاظت محیط زیست: 1- خانم رفعت بیات 2- خانم فیاض بخش 3- خانم ابتکار

رییس سازمان جهانگردی و گردشگری: 1- میرمحمدی 2- افروغ 3- سیف اللهی

رییس بانک مرکزی: 1- توکلی 2- همتی 3- دانش جعفری

نکته جالب اینجاست که ائتلاف حزب الله نام احمدی نژاد را به عنوان سومین اولویت آن هم نه برای ریاست جمهوری که برای وزارت راه و ترابری مطرح کرده است.

در همین حال، حسین کنعانی مقدم دبیر شورای راهبردی ائتلاف حزب الله که در نظرخواهی فوق از وی به عنوان یکی از گزینه های معاون اولی رییس جمهور یاد شده، از احمدی نژاد خواست در انتخابات بعدی کاندید نشود.

وی گفت: هر تیمی بخواهد وارد انتخابات ریاست جمهوری دهم شود باید برنامه خود را به محک بگذارد و کادر خود را در معرض افکار عمومی قرار دهد که بر همین اساس ائتلاف حزب الله به افراد و اشخاصی که قصد کاندیداتوری در انتخابات آینده را دارند نامه نوشته و خواسته تا علاوه بر ارائه برنامه های خود برای اداره کشور در هر پست وکابینه سه نفر را معرفی کنند.

وی با بیان اینکه به طور قطع احمدی نژاد در بررسی های شورای راهبردی ائتلاف حزب الله به عنوان کاندیدا مطرح نخواهد شد، گفت: عملکرد دولت خاتمی و احمدی نژاد مشخص است و درباره آقای خاتمی هم تا تعیین تکلیف وی بررسی ها را متوقف کرده ایم.

دبیر شورای راهبردی ائتلاف حزب الله دلیل عدم بررسی احمدی نژاد در شورای راهبردی ائتلاف حزب الله به عنوان کاندیدا را اتفاقات مربوط به دولت نهم به خصوص در سال پایانی آن عنوان کرد و اظهار داشت: اتفاقاتی که در انتهای دولت نهم به خصوص در مباحث اقتصادی، بانک مرکزی، وزارت کشور، خروج برخی از افراد از کابینه و ورود افراد جدید و مسائلی که به خصوص درباره مسئله فلسطین شکل گرفت از جمله موضوعاتی است که باعث شد شورای راهبردی رئیس جمهور فعلی کشورمان را در بررسی های خود به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری دهم قرار ندهد.

کنعانی مقدم از محمد باقر قالیباف، محسن رضایی، حسن روحانی، محمد هاشمی، عزت الله ضرغامی، مهدی کروبی، و عبدالله جاسبی به عنوان افرادی نام برد که شورای راهبردی ائتلاف حزب الله ضمن پیش بینی احتمال کاندیداتوری آنان از این افراد، از آنان درخواست کرده است که برنامه های خود برای اداره کشور و همچنین افراد مورد نظر کابینه خود را ارائه دهند تا در بررسی های خود به این موضوع بپردازند.

کنعانی مقدم درباره احتمال معرفی کاندیدای اختصاصی از سوی ائتلاف حزب الله و کاندیداتوری محمد باقر خرازی در انتخابات ریاست جمهوری دهم گفت: اگر از میان کاندیداهای مطرح در انتخابات آینده کسی برنامه خوبی ارائه نکرد شورای راهبردی نسبت به معرفی کاندیدای اختصاصی از سوی حزب الله تصمیم گیری خواهد کرد.

دبیر شورای راهبردی ائتلاف حزب الله افزود: خرازی چندین سال است که روی برنامه دولت حزب الله کار کرده و برنامه هایی را برای ابعاد گوناگون مدیریتی کشور به خصوص در بعد اقتصادی، فرهنگی و سیاست خارجی تهیه کرده است اما در هر حال بر این اصل تاکید دارد که اگر وظیفه و تکلیف شود در انتخابات حضور پیدا می کند.

وی در پایان تصریح کرد: اگر اجازه چاپ برنامه های ائتلاف حزب الله داده شود برای اولین بار برنامه مدونی با توجه به چالش ها، راهبردها و برنامه ها منتشر خواهیم کرد که البته این برنامه ها هدف غایی حزب الله نیست بلکه با توجه به قیود و محدودیت های فعلی تهیه شده است.


ايميل:
* نظر:

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : یکشنبه چهاردهم مهر 1387
نویسنده : ملک زاده
يك مرغداري براي هر خروس

در خبرها مي خوانيم توليد مرغ در كشور بيشتر از ميزان تقاضا است؛
يكي از خروس ها پس از شنيدن اين خبر بسيار شادمان شد و بوسيله سر دادن يك قوقولي قوقو از مسئولان تشكر كرد و از آنها خواست به روند رو به رشد توليد مرغ در كشور ادامه دهند. اين خروس آرزو كرد شاهد روزي باشيم كه هر خروس يك مرغداري (البته پر از مرغ!) داشته باشد.

گفتني است گروهي از مرغان نيز در اعتراض به توليد بالاي مرغ در كشور كه منجر به بروز پديده چند مرغي براي خروسان مي شود اعلام داشتند تا اطلاع ثانوي در اعتصاب كامل به سر برده و تخم نمي كنند.

يكي از اقتصاددانان نيز در حالي كه كتاب هاي اقتصاد خرد و كلان را توي كله اش مي زد و به آدام اسميت فحش مي داد،گفت: انگار هيچ كدام از قوانين اقتصاد در اينجا كاربرد ندارد، چرا با افزايش توليد و كاهش تقاضا قيمت ها پايين نمي آيد؟!

آيا به راستي يك كاغذ پاره اين همه ارزش دارد؟!

مطهري: کردان صلاحیت وزارت ندارد/ رئیس جمهور می بایست کردان را عزل کند.

يكي از آگاهان ضمن ابراز تاسف از شنيدن جملاتي اين چنيني گفت: اي مدرك گراها! آيا براستي يك عدد كاغذ پاره اين همه براي شما ارزش دارد؟!
 اگر انتقاد شما از كردان به علت آن است كه مي ترسيد ايشان فاقد توانمندي لازم براي انجام چنين پستي باشد بايد بدانيد وقتي فردي بتواند با فوق ديپلم وزير كشور بشود حتما درجه آي كيويش بالاتر از آي كيو متوسط جامعه است!

اخيرا نيز شنيده مي شود كه برخي از افراد ابراز نگراني مي كنند و مي گويند ايشان نمي تواند انتخابات رياست جمهوري را به درستي برگزار كند. البته بر همگان واضح و مبرهن است كه حداقل ايشان چهار عمل اصلي را بلد هستند و مي توانند تعداد صندوق ها و راي ها را بشمارند، پس از اين نظر هيچ مشكلي وجود ندارد.


آخيش! شانس آورديم!

شصت و پنجمين داربي برگزار گرديد و به مانند بيست و هشت داربي ديگر مساوي شد، يكي از شيشه هاي اتوبوس شركت واحد ضمن ابراز خرسندي از نتيجه مساوي گفت: آخيش! شانس آورديم!
گفتني است در حين انجام اين مسابقه تعداد سيصد عدد صندلي قرمز رنگ در اعتراض به وقت كشي طالب لو در يك عمليات انتحاري اقدام به پرت كردن خود به زمين چمن كردند.

ناز تو بيش از اين بهر چيست؟!

كروبي گفت: حسن خميني تو مايه هاي رياست جمهوري نيست. البته ايشان توضيح نداد حسن خميني تو چه مايه هايي است!
 يكي از آگاهان نيز از كروبي خواست توضيح دهد كه به نظر ايشان چه افرادي تو مايه هاي رياست جمهوري هستند؟!

كروبي همچنين گفت:آقاي خاتمي خودشان براي حضور در عرصه رقابت انتخاباتي ترديد دارند. البته ايشان اضافه كرد كه خودش تا پايان مهر تصميم مي گيرد كه كانديد شوند يا نه، كه اين نشان دهنده آن است كه خود ايشان نيز براي حضور در عرصه انتخابات ترديد دارند.

خبرگزاري فارس فايل صوتي انصراف خاتمي از نامزدي انتخابات رياست جمهوري را روي سايتش قرار داد، يكي از آگاهان ضمن سوتي خواندن اين عمل فارس در حالي كه لبخندي بر لب داشت گفت: خاتمي كه نامزد نشده بود كه بخواد انصراف بده!
يكي از خوانندگان محترم نيز كروبي و خاتمي را مورد خطاب قرار داد و گفت: ناز تو بيش از اين بهر چيست؟!

ريشه كن شدن مفاسد اقتصادي

در خبرها مي خوانيم "تعطيلي جلسات ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي".
 يكي از آگاهان ضمن درست خواندن اين حركت گفت: با دستگيري ش.ج.عرب كلا مفاسد اقتصادي در ايران ريشه كن شد و برگزاري جلسات ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي ديگر لزومي نداشت.

پس اين دكمه پاورش كه ميگي كو؟

وزير آموزش پرورش گفت: بعضي مديران و مسئولان مدارس بخاري نفتي را ترجيح مي‌دهند. يكي از آگاهان بعد از كمي تفكر گفت اين مورد مي تواند به دليل روحيه ساده زيستي و پرهيز از هرگونه سوسول بازي در مديران باشد؛ "پسرخاله" ضمن ابراز خرسندي از استفاده بخاري نفتي در مدارس گفت:"چي گفتي؟! برم نفت بيارم؟!"

وزير آموزش و پرورش در ادامه گفت: در خيلي از مدارس سيستم گرمايشي جديد پيش‌بيني شده است ولي ميزان گرمايشي كه اين سيستم‌ها توليد مي‌كند، محدود است.
يكي از آگاهان از آقاي وزير و باقي مديران خواست نگاهي به بروشورهاي آموزشي اين سيستم ها بيندازند و بوسيله دكمه پاور اين دستگاه ها را روشن كنند، در همين راستا يكي از مديران گفت: آخه اين دفترچه راهنماش كه همش خارجي نوشته، پس اين دكمه پاور كه ميگي كو؟! اصلا نخواستيم! پسر برو همون بخاري نفتيه خودمون رو بيار!!

زيباسازي دانشگاه با گيت!

فرهاد رهبر رئيس دانشگاه تهران گفت: گيت‌هاي ورودي دانشگاه تهران به هيچ عنوان كاركرد امنيتي ندارد.
يكي از آگاهان ضمن تاييد اين جمله گفت: كنترل ورود و خروج دانشجويان نيز تنها براي ايجاد سرگرمي انتظامات دانشگاه انجام مي شود و در كل اين گيت ها صرفا به جهت زيباسازي محيط دانشگاه خريداري گرديده است و دكوري مي باشند.

موضوعات مرتبط: سیاسی
تاریخ : شنبه سیزدهم مهر 1387
نویسنده : ملک زاده
انتقاد از تبليغ «ماي بي بي» در تلويزيون

بر اساس برخي شنيده هاي تاييد نشده صبح امروز يكي از آگاهان پس از مشاهده تبليغات «ماي بي بي» در حالي كه يكي از رگ هاي گردنش كمي تا قسمتي متورم شده بود فرياد زد:« ما را چه شده است كه گروهي نوزاد نيمه عريان كه تنها پوشك بسته اند در رسانه ملي اقدام به برگزاري جشن و پايكوبي مي كنند و پوشك خود را نمايان مي سازند؟! به راستي چرا نوزاداني كه بايد در بغل مادران خويش شيرشان را بخورند اينگونه گستاخ شده اند كه ترانه هايي مبتذل مي خوانند؟! آيا هيچ فكر كرده ايد كه اين نوزادان اين گونه حركات موزون را كه در آن بيشتر قسمت هاي انتهايي بدنشان را مي چرخانند و در فرهنگ ما هيچ جايگاهي ندارد را از كجا آموخته اند؟!عدم توانايي آنها در تلفظ صحيح كلمات كه نه به خاطر سن كمشان كه به هدف تخريب ادبيات ملي ماست را چگونه توجيه مي كنند؟ در مورد استفاده آنها از كلمات خارجي و ترويج زبان بيگانه چه پاسخي داريد؟!»

همين آگاه بعد از خوردن يك ليوان آب سرد گفت:« همانطور كه بزنگاه اصلاح شد، مي توان اين آگهي را هم اصلاح كرد، بدين ترتيب كه به جاي اين تبليغ مي توان چند پيرمرد را نشان داد كه آدم هاي موفقي شده اند و هنگامي كه دليل موفقيتشان را از آنها پرسيده اند مي گويند ما از اين نوع پوشك استفاده مي كرده ايم!»

تلاش براي يافتن شيخ اصلاحات آغاز شد!

ري شهري گفت: كانديداي رياست جمهوري نيستم، عطريانفر هم گفت: عبدالله نوري نمي آيد؛ در همين زمينه يكي از آگاهان درخواست كرد لطفا فقط افرادي كه مي خواهند كانديدا شوند اعلام آمادگي كنند، زيرا در كشور ما بيش از 69 ميليون نفر هستند كه نمي خواهند كانديدا شوند، و اگر يك درصدشان هم خبر نيامدنشان را به خبرگزاري بدهند، ديگر جا براي خبر ديگري نمي ماند!

در همين راستا تيتري از كروبي ديديم كه گفته بودند: از تصميم خاتمي خبر ندارم؛ كه البته با خواندن كل خبر پي برديم ايشان هنوز خودش از تصميم خودش هم خبر ندارد؛ ايشان همچنين گفتند: افتخار مي‌كنم كه اصولگرا هستم!، لازم به ذكر است پس از اعلام اين جمله تلاش هاي گسترده اي براي يافتن «شيخ اصلاحات» آغاز شده است!

الياس حضرتي نيز گفت: با طناب كروبي مي توان ته چاه رفت؛ البته ايشان توضيحي مبني بر اينكه ته چاه چه خبر است و يا آنكه قرار است در آنجا چكار كنند ارائه نداد.

يكي از آگاهان ضمن تاييد جمله حضرتي گفت طناب ياد شده جنسش بسيار مرغوب بوده و به قيمت 50 هزار تومان خريداري گرديده است. اين آگاه در ادامه سخنانش يادآوري كرد كه با اين طناب ته چاه رفتن را مي توان تضمين كرد، اما براي بالا آمدن هيچ ضمانتي وجود ندارد!

درخواست مريخي ها از احمدي نژاد

احمدي‌نژاد پس از بازگشت از نيويورك گفت: بايد به مسووليت‌هاي جهاني بيانديشيم.

بر اساس برخي از شنيده هاي تاييد نشده يك گروه موجود فضايي از كره مريخ از رئيس جمهور خواسته اند به مسئوليت هايش در قبال كرات ديگر نيز توجه داشته باشد.

يكي از كارشناسان اقتصادي هم گفت: با توجه به ساختار اقتصادي درهم و برهم كشور و سختي انجام اصلاحات در آن و با توجه به آنكه ايران داخل جهان است، كار راحت تر آن است كه ما ساختار اقتصادي جهان را اصلاح كنيم، زيرا بدين ترتيب ساختار اقتصادي كشور هم اصلاح مي شود.

يك تفاوت مهم تيم اقتصادي و تيم فوتبال

احمدي نژاد پس از عوض شدن رئيس كل بانك مركزي ايران گفت: تيم اقتصادي دولت هماهنگ تر شد؛ يكي از كارشناسان ورزشي گفت: يكي از تفاوت هاي تيم فوتبال و تيم اقتصادي اين است كه در يك تيم فوتبال اگر بازيكن ها چند ماه و يا چند سالي با هم باشند تيم هماهنگ مي شود، اما در تيم اقتصادي با تعويض يك فرد هماهنگي هاي لازمه به وجود مي آيد!

علاقه فاكس نيوزي ها به شست!

اين فاكس نيوزي ها انگار به انگشت و مخصوصا انگشت شست علاقه زيادي دارند، در نيويورك و هنگامي احمدي نژاد با متكي مشغول صحبت بوده است، احمدي نژاد در حين صحبت ناخودآگاه انگشت شستش را به سمت پايين گرفته است كه باعث جنجال آفريني رسانه هاي غربي شد، پيشنهاد مي شود در صورت سفر مجدد به نيويورك اين بار به آنها انگشت شست به سمت بالا نشان داده شود، آن طور كه شنيده ايم آنقدرها هم از اين حركت دلخور نمي شوند و حتي خوششان هم مي آيد!!


 
 
 
وجود رابطه بين پخش تبليغات «ماي بي بي» و هجوم براي خريد ماهواره تكذيب شد!

در خبرها مي خوانيم:«هجوم مردم بوشهر براي خريد ماهواره»، در ابتدا يكي از افراد علت اين امر را اينگونه اعلام كرد كه چون در تلويزيون ايران تبليغات مبتذلي همچون تبليغات ماي بي بي پخش مي شود، مردم بوشهر تصميم گرفته اند كه شبكه هاي ايران را نگاه نكنند؛ اين فرد ناآگاه بعد از آنكه متوجه شد در متن خبر آمده است كه علت اين عمل مردم بوشهر آن است كه در آنجا شبكه يك، دو، سه و حتي شبكه استاني در بيشتر نقاط استان قابل تماشا نيست، حرفش را پس گرفت! در همين راستا يكي از شهروندان يكي از شهرهاي بزرگ گفت: باور كنيد اينجا هم شبكه هاي يك و دو و سه "قابل تماشا" نيستند!

alef_rastgoo@yahoo.com

موضوعات مرتبط: سیاسی


آخرین مطالب