خدایا توآنی که من دوست دارم پس آنم بدار که تو دوست داری.
تاریخ : شنبه هفدهم بهمن 1388
نویسنده : ملک زاده

روز والنتین
 
 

 


روز والنتین یا والنتاین، (روز عشاق و یا روز عشق‌ورزی) عیدی در روز ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن‌ماه و بعضی سال‌ها ۲۶ بهمن‌ماه) و در برخی فرهنگ‌ها روز ابراز عشق است.
این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتین یا خرید هدایایی مانند گل سرخ و یادگاری انجام می‌شود. سابقهٔ تاریخی روز والنتین به جشنی که به افتخار قدیس والنتین در کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شد، باز می‌گردد.

 پیشینهٔ‌ تاریخی
تاریخچه کامل و دقیق والنتین در دست نیست و آنچه از پیشینه این روز می‌دانیم با افسانه درآمیخته‌است.
امروزه کلیسای کاتولیک به این نتیجه رسیده‌است که حداقل سه قدیس به نام والنتین وجود داشته‌اند که همگی به شهادت رسیده‌اند، به همین دلیل چندین افسانه سعی در بازگوئی تاریخچه این آئین دارند.
 

 

 روایت‌های مشهور

 
والنتین قدیس و مریدانش
در سده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده‌است بنام کلاودیوس دوم (Claudius II). کلودیوس عقیده داشت مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند. کلاودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. (شایان ذکر است که در آن هنگام هنوز امپراتوری روم، به آیین مسیحیت نگرویده بود و این امر تقریباً ۴۰ سال پس از دوران کلاودیوس دوم یعنی در دوران کنستانتین اول، موسوم به کنستانتین کبیر صورت گرفت). اما کشیشی به نام والنتین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. هنگامی که کلاودیوس این امر را دریافت، والنتین را دستگیر و زندانی کرد. کلاودیوس به منظور منصرف ساختن والنتین از باور خویش، به زندان و به استقبال وی شتافت و او را مورد محبت فراوان قرار داد. این در حالی بود که والنتین نیز به گونه‌ای متقابل کوشید تا کلاودیوس را به آیین مسیحیت فراخواند؛ امری که موجبات خشم امپراتور روم را فراهم ساخت و حکم به اعدام وی داد. هنگامی که والنتین در زندان به سر می‌برد، یکی از زندانبانان دختری نابینا داشت که به زندان می‌آمد به تفصیل با وَلِنتَین سخن می‌گفت و درست پیش از آن که والنتین به اعدام محکوم گردد، برای آن دختر نابینا کارتی فرستاد که بر روی آن نگاشته بود: ««از طرف والنتین ِ تو» (From Your Valentine)» امضاء کرده‌است، اصطلاحی که تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روی کارتهای والنتین مشاهده می‌شود.

 
افسانه دیگر حاکی از آن است که هنگامی که والنتین را به زندان افکندند، مردم برای وی یادداشت‌هایی کوچک که در لفافه پیچانده بودند و در شکافهای دیواره سلول وی جاسازی می‌کردند می‌فرستادند و او آنها را یافت و در حق آنان نیایش کرد. به دیگر سخن، بنیاد تاریخی کارت والنتین همین امر است. کشیش والنتیوس در ۱۴ فوریه ۲۷۰ میلادی (در برخی روایات ۲۶۹ و مطابق با برخی روایات دیگر ۲۷۳ بعد از میلاد) اعدام شد. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان والنتین تبدیل به نمادی برای عشق شده‌است و بدین روست که در کشورهای جهان، به ویژه کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی، مراسم روز والنتین همه ساله در ۱۴ فوریه برگزار می‌گردد.
 

 شهرهای منسوب به والنتین قدیس
بر اساس باورهای کنونی، بقایای والنتین قدیس که در سده ۱۹ میلادی در قبرستانی باستانی در ایتالیا کشف شد هم‌اکنون در سه شهر رم، دوبلین و گلاسگو نگهداری می‌شود. بخشی از این بقایا پس از انتقال به یک تابوت طلایی توسط پاپ گرِگوری شانزدهم به کلیسای کاتولیک وایت فرایر در دوبلین پایتخت جمهوری ایرلند اهدا شد. بخش دیگری از این بقایا که گفته می‌شود شامل استخوان‌های والنتین قدیس است توسط یک خانواده متمول فرانسوی در سده نوزدهم به کلیسای فرانسیس مقدس در شهر گلاسگو در اسکاتلند منتقل شد. خارج از حلقه‌های مذهبی از مردم عادی کمتر کسی از وجود این بقایا در شهر اطلاع داشت تا اینکه در سال ۱۹۹۹ تصمیم به انتقال این بقایا به کلیسای دیگری به نام The Blessed John Duns Scotus گرفته شد. این اقدام توجه گستردهٔ رسانه‌ها و به طبع آن عموم مردم را به دنبال داشت به‌طوری که شهر گلاسگو به خاطر میزبانی والنتاین قدیس «شهر عشاق» لقب گرفت و از سال ۲۰۰۲ این شهر در روز والنتین میزبان فستیوالی به نام «فستیوال عشق» می‌باشد.
 

 رسوم والنتین

از هدایای مرسوم در این روز هدایای شکلاتی را می‌توان نام برد.
در کشورهای اروپایی و آمریکائی دادن شکلات به عنوان هدیه روز والنتین از شهرت خاصی برخوردار است. تزئین شکلات و پختن انواع ان نیز از اداب این روز به شمار می‌رود. از نظر علمی هم ثابت شده‌است که خوردن شکلات دارك یا همان سیاه میزان عشق را در انسان بالا می‌برد البته نه مصرف بی‌رویه آن و دادن هدایای دیگری نظیر عروسک و یاهدیه ای به عنوان یادگاری از رسوم این روز میباشد .
 

 در دیگر فرهنگ‌ها
برخی بر آنند که والنتین فراتر از سنتی غربی است که پیش از این در بسیاری کشورهای جهان موجود بوده‌است. در کشور چین، روزی مشابه والنتین موجود است که تحت عنوان «شب هفت‌ها» نامیده می‌شود. برابر با افسانه‌ای چینی، پسر گاوچران و دختر بافنده، در هفتمین روز هفتمین ماه از تقویم قمری در آسمان با یکدیگر ملاقات کردند. آخرین «شب ِ هفتها» در ۳۰ اوت ۲۰۰۶ بود. روایتی دیگر از این روز با اندکی تفاوت نسبت به چین، در ژاپن نیز موجود است که از آن به عنوان «تاناباتا» یاد می‌گردد و برابر با هفتم ژوئیه تقویم خورشیدی‌ست. در کشور مصر، روز عشق دیگری موجود است که برابر با ۴ نوامبر هر سال است. در کره جنوبی، در ۱۱ دسامبر هرسال، روزی تحت عنوان «روز پـِپـِرو» موجود است که در آن زوج‌های جوان هدایایی به یکدیگر تقدیم می‌کنند.
 

 در فرهنگ ایرانی

سپندارمذگان جشن گرامی‌داشت زمین و زن و روز مهرورزی به مظاهر مهر و فروتنی است. در این روز مردان به زنان خود، با محبت هدیه می‌دادند و زنان و دختران را از کارهای روزمره معاف کرده بر تخت شاهی می‌نشاندند و از آنها اطاعت می‌کردند.
اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کرده‌اند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمزگان بجای والنتین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود .
 در عربستان سعودی
در عربستان سعودی فروش محصولات مربوط به روز والنتین مانند گل رز در روزهای نزدیک به این روز، ممنوع می‌باشد و پلیس مذهبی این کشور از مغازه داران می‌خواهد تا چنین چیزهایی را به فروش نرسانند
 

پیشنهاد ما برای ابراز عشق خود به کسانی که دوستشان دارید خرید از محصولات زیر میباشد که علاوه بر کیفیت عالی از قیمت مناسبی هم برخوردار هستند و نیازی نیست هزینه های بالایی برای خرید هدیه های مخصوص این روز بپردازید


موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی، تاریخی
تاریخ : سه شنبه بیست و دوم دی 1388
نویسنده : ملک زاده
در شناخت دوستان و دوشمنان کشور عزیزمان ایران

برای توسعه، رشد و شكوفائي اجتماعي، اقتصادی، فرهنگي و رفع موانع توسعه نيازمند برنامه جامع و كامل از سوي مكتب جامعه شناسي ایرانی وجود دارد0 تعريف جامعه و كاملي در مورد توسعه و رشد اجتماعي اقتصادي و فرهنگي و رفع موانع از سوي مكاتب جامعه شناسي در كشورهاي صنعتي ابراز گرديده است0 اين گونه مكاتب  كه در ارتباط با شاخص های اجتماعی فرهنگي جامعه خويش مد نظر كارشناسان احل فن ارائه گرديده است0 صنعتي شدن و فرهنگ مدرن و دمکراسی ایرانی، مانند استفاده از راه حلهاي مكاتب جامعه شناسي ماركسيستي در مورد شناخت و حل مسائل اجتماعي ايران، موضوعي من درآوردی است که موجودیت ذهني نه واقع گرايانه دارد0

 


موضوعات مرتبط: اجتماعی، علم مردم شناسی
تاریخ : دوشنبه چهاردهم دی 1388
نویسنده : ملک زاده
نمرات نهایی درس تهیه و تولید کاربرد مواد آموزشی رشته تربیت بدنی

۱- فرشته ستوده نیا       ۱۶ شانزده

۲- حامد بهبودی            ۱۵ پانزده

۳- اکرم میرزائی           ۱۴چهارده

۴- رسول قوامی مقدم   ۱۴ چهارده

۵- مهدیه آزادبخت         ۱۳ سیزده

۶-محمد صالح جوشائی  ۱۲دوازده

۷-امید آشوبی              ۱۱.۵ یازده و نیم

۸- امیر ابولقاسمی         ۱۱.۵ یازده و نیم

۹-مجتبی شاه حیدری      ۱۱ یازده

۱۰-علی کروکی              ۱۱یازده

۱۱-عمید معیری            ۱۱یازده

۱۲سجاد منصوری         ۱۱ یازده

۱۳- علی عزیزی          ۱۰ ده

۱۴- علی بهره مند     -۹- نه

۱۵- مهدیه السادات مدنی -۹-

۱۶- مریم اخگر        -۹-

۱۷-سمانه میرسلیم -۹-نه

۱۸-شکوفه کمالی  -۷- هفت

۱۹-معین ایزدی    -۷- هفت

۲۰-امیربلوچ      -۴-

 

                                              نمرات فوق با ارفاق می باشند اعتراضی وارد نمی باشد

                                                دانشجویانیکه اسامی آنها نمی باشد مراجعه نمایند

 

                                                             ملک زاده


موضوعات مرتبط: آموزشی و دانشگاهی، علم مردم شناسی
تاریخ : یکشنبه سیزدهم دی 1388
نویسنده : ملک زاده
احتراما کلاس های آقای دکتر کوششی پنج شنبه ۱۷ دی ماه از ساعت ۱۲-۸ مبانی جمعیت و از ساعت ۱۸-۱۴برنامه ریزی جمعیت تشکیل می شود.

 

 


موضوعات مرتبط: آموزشی و دانشگاهی، علم مردم شناسی
تاریخ : چهارشنبه نهم دی 1388
نویسنده : ملک زاده
احتراما باستحضار دانشجویان عزیز می رساند برنامه امتحانات پایان ترم بشرح زیر می باشد ملاک امتحانات همین تاریخی که اعلام می گردد می باشد.

شنبه ۳/۱۱/۸۸ ساعت ۱۰-۸ روش تحقیق

یک شنبه ۴/۱۱/۸۸ ساعت ۱۰-۸ برنامه ریزی جمعیت  ساعت ۱۶-۱۴ مبانی تعاون

دوشنبه ۵/۱۱/۸۸ ساعت ۱۲-۱۰ مردم شناسی خانواده و خویشاوندی

سه شنبه ۶/۱۱/۸۸ ساعت ۱۰-۸ انسان شناسی زیستی      ۱۶-۱۴  مبانی جمعیت

چهارشنبه ۷/۱۱/۸۸ ساعت ۱۲-۱۰ سمینار مردم شناسی

پنج شنبه ۸/۱۱/۸۸ ساعت ۱۶-۱۴ بینش های جامعه شناسی۱

شنبه ۱۰/۱۱/۸۸ ساعت ۱۲-۱۰ توسعه فرهنگی

یک شنبه ۱۱/۱۱/۸۸ ساعت ۱۶-۱۴ مردم شناسی ایران

دوشنبه ۱۲/۱۱/۸۸ ساعت ۱۶-۱۴ تاریخ اندیشه های مردم شناسی

سه شنبه ۱۳/۱۱/۸۸ ساعت ۱۲-۱۰ جغرافیای انسانی

چهارشنبه ۱۴/۱۱/۸۸ ساعت ۱۶-۱۴ مبانی مردم شناسی

پنج شنبه ۱۵/۱۱/۸۸ ساعت ۱۲-۱۰ محیط شناسی


موضوعات مرتبط: آموزشی و دانشگاهی، علم مردم شناسی
تاریخ : سه شنبه هشتم دی 1388
نویسنده : ملک زاده
احتراما باستحضار دانشجویان عزیز می رساند که کلاس های پنج شنبه مورخ ۱۰/۱۰/۸۸ بشرح زیر تشکیل می شود. از ساعت ۱۶-۸ روش تحقیق با آقای ملک زاده و از ساعت ۱۳-۱۱ انسان شناسی زیستی با آقای دکتر عسکری خانقاه و از ساعت ۱۸-۱۴ سمینار مردم شناسی با آقای دکتر عسکری خانقاه
موضوعات مرتبط: آموزشی و دانشگاهی، علم مردم شناسی
تاریخ : چهارشنبه دوم دی 1388
نویسنده : ملک زاده
هندوانه آرایی شب یلدا (تصویری)
حکاکی روی هندوانه یکی از تکنیک های هنر میوه آرایی است که در فرهنگ ایرانیان در شب های یلدا بسیار کاربرد دارد تصاویر زیر الگوهایی از این هنر زیبا را نشان می دهد.


















































موضوعات مرتبط: عکس، اجتماعی، علم مردم شناسی
تاریخ : سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388
نویسنده : ملک زاده
باطلاع دانشجویان عزیز می رساند که پنج شنبه ۳/۱۰/۸۸ کلاس های آقای دکترکوششی از ساعت ۱۲-۸ مبانی جمعیت شناسی و از ساعت ۱۸-۱۴ برنامه ریزی جمعیت تشکیل می شود و درهمان روز طبق گروه بندی روش تحقیق با آقای ملک زاده بر گزار می گردد و کلاس های آقای دکتر آقاجانی و  دکتر کمالی و خانم عباس زاده و آقای ملک زاده جمعه ۴/۱۰/۸۸ تشکیل می شود.




موضوعات مرتبط: آموزشی و دانشگاهی، علم مردم شناسی
تاریخ : شنبه بیست و یکم آذر 1388
نویسنده : ملک زاده
احتراما باستحضار می رساند که کتب زیر بترتیب مناسب روش تحقیق می باشند.

روش تحقیق در انسان شناسی تالیف پرتی - ژ- پلتو ترجمه محسن ثلاثی

روش تحقیق در علو اجتماعی  تالیف فرخ نیا


موضوعات مرتبط: آموزشی و دانشگاهی، علم مردم شناسی
تاریخ : سه شنبه هفدهم آذر 1388
نویسنده : ملک زاده
 

احتراما باستحضار می رساند که کلاس های آقای دکتر عسکری خانقاه در روز پنج شنبه ۱۹ آذر و کلاس های آقای دکتر کمالی و اقای ملک زاده و خانم عباس زاده جمعه ۲۰ آذر طبق برنامه تشکیل می گردد.


موضوعات مرتبط: آموزشی و دانشگاهی، علم مردم شناسی
تاریخ : یکشنبه هشتم آذر 1388
نویسنده : ملک زاده
احتراما کلاس های پنج شنبه و جمعه ۱۲ و ۱۳ آذر بشرح زیر برگزار می گردد.

پنج شنبه ۱۲ آذر از ساعت ۱۴-۱۱ مبانی جمعیت شناسی آقای دکتر کوششی

از ساعت ۱۸-۱۴ برنامه ریزی جمعیت

جمعه ۱۳ آذر ۱۱-۸ گروه اول بینش های جامعه شناسی گروه دوم تاریخ اندیشه ها

 ازساعت ۱۴-۱۱ گروه دوم بینش های جامعه شناسی گروه اول تاریخ اندیشه ها

ازساعت ۱۶-۱۴ گروه اول برنامه ریزی توسه فرهنگی ساعت ۱۸-۱۶ گروه دوم توسعه فرهنگی

ازساعت ۱۶-۱۴ گروه اول خامواده و خویشاوندی ساعت ۱۸-۱۶ گروه دوم خانواده و خویشاوندی

ازساعت ۱۶-۱۴ جغرافیای انسانی ساعت ۱۸-۱۶ محیط شناسی انسانی


موضوعات مرتبط: آموزشی و دانشگاهی، علم مردم شناسی
تاریخ : شنبه سی ام آبان 1388
نویسنده : ملک زاده
احتراما باطلاع دانشجویان عزیز می رساند که کلاس های پنج شنبه و جمعه ۵ و ۶ آذر ماه تشکیل نمی شود جبرانی آنها با هماهنگی اساتید متعاقبا اعلام می گردد.
موضوعات مرتبط: آموزشی و دانشگاهی، علم مردم شناسی
تاریخ : پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388
نویسنده : ملک زاده

قابل توجه دانشجویان مردم شناسی کلاس های جمعه22 آبان

 بشرح زیر می باشد

 

 

گروه اول از حرف الف تا س   ساعت 11-8  بینش های جامعه شناسی

ساعت 14-11 تاریخ اندیشه مردم شناسی

 

 

 

گروه دوم  از حرف ش تا ی  ساعت 11-8 تاریخ اندیشه های مردم شناسی

ساعت 14-11 بینش های جامعه شناسی1

 

 

ضمنا برنامه ریزی توسعه فرهنگی و مردم شناسی خانواد و خویشاوندی

عصرجمعه براساس گروه بندی فوق تشکیل می شود

 

 

 

مردم شناسی ایران ساعت 14-12 جغرافیای انسانی 4-2 محیط شناسی 6-4


موضوعات مرتبط: آموزشی و دانشگاهی، علم مردم شناسی
تاریخ : چهارشنبه بیستم آبان 1388
نویسنده : ملک زاده
باطلاع دانشجویان عزیز می رساند که بعلت تاخیر پرواز تهران به کرمان کلاس های آقای دکتر کوششی چهارشنبه مورخ ۲۰آبان ساعت ۳ تشکیل می شود ضمنا چهارشنبه درس مبانی جمعیت شناسی و پنج شنبه درس برنامه ریزی جمعیت برگزار می شود.
موضوعات مرتبط: آموزشی و دانشگاهی، علم مردم شناسی
تاریخ : یکشنبه هفدهم آبان 1388
نویسنده : ملک زاده
احتراما باطلاع می رساند که کلاس های کارشناسی ارشد مردم شناسی چهارشنبه از ساعت ۱۱ صبح و پنج شنبه و جمعه بطور کامل تشکیل می گردد.
موضوعات مرتبط: آموزشی و دانشگاهی، علم مردم شناسی
تاریخ : یکشنبه هفدهم آبان 1388
نویسنده : ملک زاده
تاریخ : چهارشنبه سیزدهم آبان 1388
نویسنده : ملک زاده
باطلاع دانشجویان کارشناسی ارشد مردم شناسی ورودی ۸۸ که روش تحقیق دارند می رساندجهت گروه بندی سریعا به گروه تحصیلات تکمیلی آقای ملک زاده مراجعه فرمائید.
موضوعات مرتبط: آموزشی و دانشگاهی، علم مردم شناسی
تاریخ : شنبه نهم آبان 1388
نویسنده : ملک زاده
احتراما باطلاع می رساند که کلاس های پنج شنبه و جمعه ۱۴ و ۱۵ آبان تشکیل نمی شود و کلاس های جلسه بعد بشرح زیر حضورتان اعلام می گردد.

چهارشنبه ۲۰آبان از ساعت ۱۱ صبح و پنج شنبه ۲۱ آبان از ساعت ۸ صبح درس مبانی جمعیت وبرنامه ریزی جمعیت با آقای دکتر کوششی برگزار می شود.

جمعه ۲۲ ابان کلاس های آقای دکتر آقاجانی و آقای دکتر کمالی و آقای ملک زاده و خانم عباس زاده نیز برگزار می شود.


موضوعات مرتبط: آموزشی و دانشگاهی، علم مردم شناسی
تاریخ : شنبه دوم آبان 1388
نویسنده : ملک زاده
احتراما باطلاع می رساند که ساعت کلاس اینجانب بشرح زیر می باشد بقیه ساعت جهت مشاوره در دفتر محل کارم حضور دارم.

یک شنبه ساعت ۶-۴ مردم شناسی فرهنگ مردم و قاره ها

دوشنبه ساعت ۴-۲ ایل شناسی  و ساعت ۶-۴ مبانی مردم شناسی

سه شنبه ساعت ۴-۲ تهیه و تولید کاربرد و ساعت ۶-۴ مردم شناسی پیش از تاریخ

پنج شنبه ۱۲-۱۰ اصول سرپرستی و ۱۴-۱۲ شیوه ارائه ۱۸-۱۶ مبانی مردم شناسی کارشناسی ارشد

جمعه  ساعت ۱۴-۱۲ مردم شناسی ایران کارشناسی ارشد

پ


موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : جمعه یکم آبان 1388
نویسنده : ملک زاده
احتراما باطلاع دانشجویات عزیز می رساند پنج شنبه ۷ آبان ماه کلاسهای انسان شناسی زیستی از ساعت ۱۳-۱۱ و روش تحقیق از ساعت ۱۹-۱۳ و مبانی تعاون ازساعت ۱۰-۸ و  در روز جمعه ۸ آبان ماه تاریخ اندیشه ها از ساعت ۱۳-۸ دو گروه باهم برنامه ریزی توسعه فرهنگی از ساعت ۱۸-۱۴ بر گزار می شود ضمنا کلاس های آقای دکتر کوششی ۷ آبان تشکیل نمی شود.


موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388
نویسنده : ملک زاده

داريوش

اينك كه من از دنيا مي روم، بيست و پنج كشور جز امپراتوري ايران است و در تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آن ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .

اكنون كه من از اين دنيا مي روم تو دوازده كرور دريك زر در خزانه داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو مي باشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين حزانه بيفزايي نه اين كه از آن بكاهي، من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه بر گردان .

موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی، اجتماعی
تاریخ : یکشنبه یازدهم مرداد 1388
نویسنده : ملک زاده

موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : سه شنبه یکم اردیبهشت 1388
نویسنده : ملک زاده
گزارشی از مراسم ازدواج در حمام دوران صفوی قزوین
وي مي‌گويد: اگر مردم با اين مكان‌ها آشنا شوند، بطور حتم مسافران از اين ابنيه تاريخي بازديد خواهند كرد و با فرهنگ كشور در دوره‌هاي مختلف بيشتر آشنا خواهند شد.

ایران: ازدواج با اين فكر كه بتوان گامي در پيوند با فرهنگ برداشت، ذهن آنها را تا جايي به خود مشغول كرد كه تصميم گرفتند قبل از آن‌كه كنار سفره عقد بنشينند، در يك بناي تاريخي پاي بگذارند و دقايقي را در زماني سپري كنند كه مردمش به گونه‌اي ديگر زندگي مي‌كردند و رسم و رسوم خاصي داشتند. اين حركت زيبا كه توسط يك زوج جوان در قزوين انجام گرفت، چنان بازديد كنندگان از موزه مردم شناسي حمام قجر را متعجب كرد و باعث شادماني‌شان شد كه براي اين زوج به خاطره‌اي زيبا تبديل شده است.

مرتضي خورشيدي 26 ساله مهندس كامپيوتر، داماد جواني كه در اين مراسم در كنار پرنيان يارمحمدي 25 ساله كه اين حركت فرهنگي را انجام داده است، در‌باره اين‌كه چگونه اقدام به اين تصميم‌گيري كردند، به خبرنگار ما مي‌گويد: خيلي اتفاقي بود. يكي از دوستان من وقتي باخبر شد كه در فروردين ماه قصد ازدواج دارم به من پيشنهاد داد كه همراه با همسرم در اين محل حاضر شده و بازديد داشته باشيم.

وي ادامه مي‌دهد: موضوع را به همسرم گفتم و او پيشنهاد داد قبل از تصميم‌گيري با هم به موزه برويم و سپس تصميم‌گيري كنيم.

پرنيان يارمحمدي مي‌گويد: وقتي به حمام قجري رفتيم با يك بناي باشكوه مواجه شدم.با اين‌كه چند سال قبل از آنجا بازديد كرده بودم، ولي تصميم‌ گرفتم كه اين حركت فرهنگي را انجام دهيم.

وي ادامه مي‌دهد: زيبايي محل موزه مرا به اين فكر انداخت كه به گونه‌اي متفاوت مراسم ازدواج را برگزار كنيم، زيرا من هميشه دنبال اين هستم كه حركتي نو داشته باشم و از مسائلي كه به صورت تكراري و عادي باشد، رويگردان هستم.

عروس جوان اضافه مي‌كند: خوشحال هستم كه اين اعتماد به نفس را داشتم كه بتوانم اين اقدام فرهنگي را انجام دهم. من هميشه از اين‌كه در شهر قزوين بناهاي تاريخي زيادي وجود دارد كه ناشناخته مانده است و اطلاع رساني خوبي در مورد آنها نشده است، ناراحت بودم و اميدوارم با اين حركت كه از طرف من و همسرم انجام شد، مردم با اين مكان و ديگر مكان‌هاي فرهنگي بيشتر آشنا شوند.

عروس جوان در مورد اين‌كه قبل از ازدواجش تا چه اندازه با بناهاي تاريخي محل سكونت خود آشنايي داشته است، مي‌گويد: مادرم علاقه زيادي به بناهاي تاريخي دارد به همين علت سه سال قبل از حمام قجر كه هنوز به شكل كنوني در نيامده بود با مادرم بازديد كرديم، ولي از آن سال تا كنون تغييرات زيادي در اين مكان انجام شده بود كه براي من خيلي زيبا بود و جذابيت داشت.

وي مي‌گويد: اگر مردم با اين مكان‌ها آشنا شوند، بطور حتم مسافران از اين ابنيه تاريخي بازديد خواهند كرد و با فرهنگ كشور در دوره‌هاي مختلف بيشتر آشنا خواهند شد.

داماد جوان نيز معتقد است: اين آگاهي باعث مي‌شود تا مردم به سنت پيشينيان بيشتر احترام بگذارند و در حفظ فرهنگ و تمدن كشور خود كوشا باشند.

وي مي‌گويد: با اين‌كه همسرم نيز با اين حركت موافقت كرده بود و خانواده‌هايمان نيز ما را به انجام اين كار تشويق مي‌كردند، ولي يك نوع نگراني وجود داشت، چون تاكنون كسي چنين حركتي را نكرده بود.

روز 10 فروردين ماه

ساعت 18 روز 10 فروردين ماه بازديدكنندگان موزه مردم‌شناسي حمام قجر ماشين عروسي را كه جلوي در موزه متوقف شده بود،‌ ديدند كه از درون آن عروس و داماد جواني پياده شده و پاي به موزه گذاشتند.

مسئولان موزه كه از قبل از حضور اين زوج و حركت فرهنگي‌شان آگاه بوده و مراسم ويژه‌اي را تدارك ديده‌ بودند، از اين بازديد استقبال كردند.

عروس جوان مي‌گويد: هنگامي كه وارد موزه شديم يك پله به پائين رفتيم و در اين زمان يك موسيقي سنتي شاد براي ما پخش شد. رفتار و نگاه‌هاي بازديدكنندگان موزه حكايت از آن داشت كه آنها متعجب شده‌اند.

وي ادامه مي‌دهد: از تمام بخش‌ها بازديد كرديم و پس از اين‌كه بازديد ما از كاروان سعدالسلطنه به پايان رسيد ما را به بخش پشت‌بام حمام هدايت كردند. در پشت بام سفره زيبايي از هفت سين چيده بودند. حاجي فيروزي كه در آنجا منتظر بود، براي ما اسپند دود كرد و شروع به خواندن اشعار محلي كرد.

خورشيدي نيز مي‌گويد: گرمابه قجر را اميرگونه‌خان قاجار قزويني كه از سرداران شاه عباس دوم صفوي بوده، ساخته است و اين اثر تاريخي در سال 79 توسط ميراث فرهنگي خريداري شده و شهرداري قزوين در سال‌هاي 81 تا 84 آن را مرمت و بازسازي كرده است و در داخل آن مجسمه‌هايي قرار دارد كه نشانگر وضعيت زندگي مردم آن زمان است.

نحوه آشنايي

خورشيدي در مورد چگونگي آشنايي با همسرش مي‌گويد: به علت فعاليت‌هايي كه در دوران دانشجويي در كانون كامپيوتر دانشگاه داشتم با همسرم نيز كه عضو فعال اين كانون بود، آشنا شدم. در طول چند ترم شناخت بيشتري از او پيدا كردم و در ترم آخر تصميم به اين ازدواج گرفتم.

او مهم‌ترين ويژگي يك دختر را در صداقت و سادگي او مي‌داند و مي‌گويد: هر كسي مي‌تواند پس از صحبت و برخورد كردن و طرز رفتار و پوشش ظاهر او متوجه شخصيت طرف مقابل خود شود و من چون در اين زمينه ويژگي‌هاي مثبتي را در همسرم ديدم ايشان را انتخاب كردم.

عروس جوان نيز در اين مورد مي‌گويد: وفاداري، صداقت، اراده و عزت‌نفس براي من ويژگي‌هاي مهمي بود كه هميشه به دنبال آن در شريك زندگي‌ام بودم ولي علاوه بر اينها مثبت‌انديشي نيز از اهميت بالايي براي حفظ و دوام زندگي مشترك لازم است كه جوانان مي‌توانند پس از شناخت كامل از طرف، زندگي خوبي را براي يكديگر رقم بزنند.

وي مي‌گويد: هر چند قبل از ازدواج بعضي مسائل و روحيه‌ها هنوز ناشناخته است و پس از اين‌كه زندگي مشترك آغاز شد، خود را نشان مي‌دهد ولي اگر افراد بتوانند سنگ بناي اوليه را درست بگذارند، مطمئناً با مشكلات جدي مواجه نخواهند شد.

مهريه

داماد جوان در مورد چگونگي مهريه مي‌گويد: همسرم پيشنهاد داد كه مهريه‌اش 14 سكه باشد. من اين مسئله را با خانواده‌ام در ميان گذاشتم خانواده من با اين‌كه تمايل داشتند، ميزان مهريه بالاتر باشد با مخالفت خانواده عروس مواجه شدند.

پرنيان يارمحمدي در مورد اين‌كه چرا مهريه‌اش را 14 سكه بهار آزادي قرار داده است،‌ مي‌گويد: به نيت 14 معصوم اين تعداد سكه را در نظر گرفتم، زيرا دليل ديگري براي بالابردن مهريه پيدا نكردم، در كنار اين تعداد سكه يك سفر حج و 1363 شاخه گل سرخ نيز شامل مهريه من است.

وي ادامه مي‌دهد: هنگام عقد تنها دعايم اين بود كه همسرم در كنار من هميشه خوشحال باشد و در مشكلات او را درك كنم تا هميشه احساس آسودگي داشته باشد. استقبال مردم، حاجي فيروز و تبريك‌هايي كه از روي مهر و محبت از سوي بازديدكنندگان موزه به اين زوج جوان هديه شده است، هميشه سرفصلي سبز در زندگي‌شان خواهد بود.
 

موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : دوشنبه سی و یکم فروردین 1388
نویسنده : ملک زاده
بهشت روی زمین(عکسی از دهکده استرالیایی)
از طریق دوستی، با عکسی به واقع زیبا، از دره ای شگفت انگیز و پردیس گونه، در منطقه ای روستایی موسوم به «جیپس لند» واقع در ایالت ویکتوریا، در جنوب خاوری کشور استرالیا روبرو شدم.
دوستم همچنان داشت از زیبایی خیره کننده ی عکس برایم میگفت. از ویلایی که اگر در آنجا داشت، دیگر از از این دنیا هیچ نمیخواست. از آرامشی که صبح زود وقتی در چنین جایی، با نغمه ی موزون پرندگان از خواب برخیزی خواهی داشت، در حالیکه صورتت را با آب خنک دریاچه میشویی، عطر گلهای وحشی مستت کرده است...
*وبلاگ اریوبرزن



موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : شنبه بیست و نهم فروردین 1388
نویسنده : ملک زاده

مردم شناسي


 

مختصري از تاريخ گناباد

گناباد از شهرهاي قديمي شيعه نشين ايران است. اين شهرستان در استان خراسان رضوي و در فاصله ي 270كيلومتري مركز استان قرار دارد. گناباد را شهرخورشيد يا خورشيد آباد گفته اند چون كلمه گن به معني خورشيد است بعضي گنابادرا گيو آباد مي گويند همانطور كه فردوسي در شاهنامه نام گيو را كه يكي از قهرمانان است آورده.وبرخي گويندگون آباد بوده (گون به معني گياهي كه از آن كتيرا مي گيرند ) برخي جن آباد به خاطرقنات هايي كه عمق آن ها از سيصد متر تجاوز مي كند و قبلا گن آباد بوده بخاطردر هشتصدسال پيش ناصرخسرو از گناباد و قنات هايي كه چهار فرسنگ طول و عمق آن ششصدگز مي باشد سخن گفته است گروهي اين شهر را به خاطر وجود خانه هايي با سقف هاي گنبدي شكل زياد گنبد آباد ناميده اند.در گناباد انواع آب هوا ديده مي شود قسمت هاي جنوب كوهستاني و سردسير و ييلاقي است قسمت شمالي بيابان و شن زار و كوير است قسمت مركزي جلگه است. از نظر زباني گويش مردم فارسي دري خراساني است  و گويش هاي محلي مختلف در آن وجود داردكه جزء خالص ترين گويش هاي فارسي به شمار مي رود. نژاد مردم آريايي و گونه هاي نژادي مختلفي هم وجود دارد كه برخي از آن ها از شهرهاي جنوبي و برخي در دوره هاي قديم از هند مهاجرت كرده اند. همه از نظر دين و مذهب شيعه ي دوازده امامي و مردمي غيور و متدين و پرتلاش وفعال خونگرم ومهربان و اهل تحصيل علم و دانشند.

ديدني‌ها و آثار تاريخي گناباد

موزه ي مردم شناسي :در قصبه شهركه محل مدرسه  تاريخي نجوميه مي باشد و از آثار ارزشمند تاريخي مي باشد.

موزه ي باستان شناسي گناباد : در محل مسجد جامع گناباد در قصبه شهر

مسجد جامع سرتراز: ساختمان  قديم آن مربوط به دوره تيموريان  است.

مسجد جامع گناباد: مسجد جامع گناباد بر طبق كتيبه كوفي آن در سال 609 هجري ساخته شده است و به لحاظ دارابودن كتيبه و آجركاري‌هاي ظريف و ساختمان محراب داراي اهميت بسياري است.

 مسجد جامع قديم جويمند
اين مسجد در زمان شاه صفي (1038-1052) در سال 1040 هجري توسط شاه حسين منجم باشي و به سعي خواجه محمد قاسم محولاتي ساخته شده است.

مسجد امام رضا(ع) در بالاي ده خيابان غفاري.

مسجد قدمگاه و مسجد بالا ی قصبه  شهر

حسينيه گناباد :در ميدان امام قرار دارد و يك آب انبار تاريخي كه اكنون تبديل به موزه آب شده در كنار آن است.مربوط به دوران صفوي است در دوره قاجار بازسازي گرديد.::

مسجد جامع كاخك : اين مسجد در سال 961 به دستور شاهزاده سلطانم خواهر شاه طهماسب اول صفوي بنا شده و در سال 1070 گچ‌بري و تزيينات آن پايان يافته است.
مسجد جامع بيدخت: ساختمان اوليه اين مسجد مربوط به اواخر قرن دوازدهم هجري است و گچ‌بري و تعمير آن در سال 1204 اتمام يافته است.

حوض ميرزا هاشم: نام چندين آب انبار است كه توسط ميرزا هاشم در گناباد ساخته شده بزرگترين آن در مند است و يكي ديگر در خيابان سعدي جز آثار ثبت شده است.

قنات قصبه : بزرگترين قنات دنيا  آبي فراوان دارد جز آثار ملي و تاريخي است .

قنات علي آباد : از قنات هاي قديمي ايران است  منطقه ي وسيعي را آبياري مي كند.
امام زاده احمد (مزار بيمرغ):اين امام زاده در روستاي بيمرغ در 35 كيلومتري شمال شرق گناباد واقع است و منسوب به احمدبن‌ موسي بن جعفر(ع) مي‌باشد.

امامزاده يحيي :در كمر زيارت در 40 كيلومتري گناباد  ودر كنار شهر باستاني جيج مي باشد.
 امام زاده سيد محمد عابد: اين بنا در سال 960 هجري قمري در زمان حكومت شاه طهماسب صفوي ساخته شده است. سيد محمد عابد برادر امام رضا(ع) است

آبشار ومنطقه ی ییلاقی کاخک: منطقه ی گردشگری و بسیار زیبا است.
غار بيمرغ: اين غار در نزديكي روستاي بيمرغ در 35كيلومتري گناباد قرار دارد.

غار سنو :در روستاي تاريخي سنو در بیست کیلومتری شهرستان.

مقبره آقاسيد ابراهيم : در خيابان سعدي و كنار رودخانه واقع است .

مقبره داوود الذاكرين : در مسجد جامع قديم جويمند.

پيركله : واقع در مند  مقبره ي يكي از عرفا ست ساختمان آن باز سازي شده است.

پير كله : واقع در نوغاب  كه مزار يكي از عارفان است

دارالشفا دلويي: مربوط به دوران قاجار يا بنا بر نقلي به دوره صفوي است.قدمگاه حضرت علي (ع)مي باشد.

مدرسه قديمي : قديمي ترين مدرسه به شكل نوين در گناباد بوده آثار اين مدرسه در خيابان ناصرخسرو است.

قلعه دختر شوراب از زمان ساسانیان
قبر پيران ويسه : در روستای ییلاقی و زیبای در صوفه

آتشكده‌ دوره ي هخامنشيان

شهربيدخت

تپه اروك در 45 كيلومتري مشرق گناباد (مربوط به قبل از اسلام)،

 مسجد جامع قوژد در 4 كيلومتري گناباد (دوره قاجاريه)

ارگ عمراني در 20 كيلومتري شمال گناباد از دو ره صفوي، مسجد و  رباط عمراني (دوره قاجاريه)

 دژ و برج اروك دوره ي پارت و ساساني

 قلعه فرود:در روستاي ييلاقي و زيباي تك ميدو در سي كيلومتري  گناباد

قلعه زيبد،: در روستاي زيبد

شهر باستاني پشن در 40 كيلومتري شمال شرقي گناباد

خرابه‌هاي شهر غور در 10 كيلومتري شمال گناباد را مي‌توان نام برد.

يخدان روستاي كوثر گناباد به ارتفاع 15 متر و عمق 5 متر با مصالح آجر و گل از دوره قاجاريه به جاي مانده است كه زير نظر ميراث فرهنگي و از ديدني‌هاي منطقه مي‌باشد.

آب انبار روستاي قنبر آباد ،

ديدني هاي روستاي تاريخي رياب در دو كيلومتري گناباد كه يك مجموعه تاريخي است.

بقعه ی ابومنصور ریابی از وزرای دوره ی سلاجقه در ریاب

بادگير ها و خانه هاي گلي و ساباط ها ي تاريخي سرتراز

روستاي قديمي بيلند وخانه بهلول گنابادي

آرامگاه بهلول گنابادي در ورودي گناباد از مشهد

خانه ي  شريعت  در خيابان غفاري -باغ شريعت در خيابان غفاري

خانه ي خانيكي در مركز گناباد

نخل گناباد در محل مسجد چهارده معصوم(ع)

گدام از آثار دوره ی انگلیسیها

مسجد حاج عبدالله در نوغاب وحمام خاتم

محوطه ي تاريخي و قلعه باستاني در گيسور

آرامگاه جغتين گيسور: اين بنا در قريه گيسور در 60كيلومتري شمال شرقي گناباد واقع است.

قلعه ي قديمي گيسور و دروازه و برج ها و باروهاي آن

روستاي روشناوند و خانه هاي قديمي  و معماري  ايراني آن محل

محوطه ي تاريخي شهر باستاني گوركي در روشناوند

امام زاده  و منطقه ي ييلاقي و زيباي روستاي خانيك

امام زاده ي روستاي ديسفان و و طبيعت زيباي آن

  امام زاده ي روستاي  مهياباد  در نزديكي كاخك

امام زاده ي جعفرآباد در نزديكي بيدخت

مسجد و برج تاريخي سمويي  در نزديكي روستاهاي دلويي و خيبري

باغ ملي در مركز شهر

پارك آبي شهر كه در مسير قنات قصبه قرار دارد.

پارك قوري در انتهاي خيابان حافظ

پارك جنگلي قوژد...

روستاها و آبشار هاي دامنه رشته كوه كاخك وزيبد

سد كاخك سد زيبد سد كلات در ايام بهار چشم انداز هاي زيبا يي دارد.


موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : جمعه بیست و هشتم فروردین 1388
نویسنده : ملک زاده
نمایشگاه اشیاء مردم شناسی روستای آسفیج برای بازدید عموم دایر می باشد
نگارنده خبر: مدير سايت
تاریخ ثبت: 1387/3/2

به گزارش روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان یزد: به مناسبت بزرگداشت هفته میراث فرهنگی و روز جهانی موزه ها ، نمایشگاه اشیاء مردم شناسی روستای آسفیج بهاباد شهرستان بافق گشایش یافت.

در این نمایشگاه ، 400 اشیاء مختلف در زمینه مردم شناسی روستا ، به همت انجمن میراث فرهنگی روستای آسفیج در محل خانه ترویج به معرض نمایش گذاشته شده است ، که برای بازدید عموم علاقه مندان تا پایان هفته میراث فرهنگی از ساعت 8 الی 11 و 17الی 20 دایر می باشد.


موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : جمعه بیست و هشتم فروردین 1388
نویسنده : ملک زاده

عکس : عروسی قشقایی ها ... [ April 15, 2009 ]

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

Persianv.com At site

برخی عادتها و آداب و رسوم قشقائیها:

قشقائیها مردمانی سرخوش و دلشادند. به جشن، پا کوبی و رقص بسیار علاقمندند و از اندوه و سوگواری گریزان. در تمام سال تنها در ده روز آغاز محرم سوگواری می‌کنند. در جشن‌ها و عروسیها رقص چوبی(گروهی) زنان و مردان قشقائی بسیار زیبا و جالب است. در این جشن‌ها زنان و مردان هر یک دو دستمال در دست می گیرند و پیرامون یک دایره بزرگ می ایستند و با آهنگ کرنا و دهل دستمالها را تکان می دهند و با حرکات موزون پیش می روند در رقص «دَرْمَرو» یا چوب بازی نیز، مردان دوتا دو تا و به نوبت با چوبهای کوتاه و بلندی که در دست دارند به آهنگ ساز و دهل با یکدیگر می‌رقصند مبارزه می‌کنند. از این رقصها در مراسم عروسی قشقائیها به تفصیل سخن خواهیم گفت.

قشقائیها به نوشیدن چای علاقة بسیاری دارند و فرزندان خود را از کودکی به خوراکهای عمومی قشقائی است. قشقائیها به کشیدن قلیان بسیار علاقه‌مندند تنها مردان طایفه دره شوری به جای قلیان از چپق استفاده می‌کنند.

مردم ایل فرمان‌گزار و مطیع دستور خانها هستند و هیچ قانونی را بالاتر از فرمان خان خود نمی‌دانند. هر گاه یکی از خانها یا کلانترها بمیرد غوغای عجیبی در ایل و طایفة او برپا می شود. قشقائیها در مرگ عزیزان و فرزندان خود کمتر از مرگ خان یا کلانتر خود متأثر می شوند. گورستانهای قشقائی در سر راه کوچ ایل فرار گرفته تا هنگام کوچ بتوانند برای مردگان خود فاتحه ای بخوانند.

به سبب علاقه ای که به خانهای خود دارند برای آنها آرامگاههای باشکوه و استوار می سازند که سالیان دراز پابرجا می ماند و هر سال هنگام کوچ قبر آنها را زیارت می نمایند.

آرامگاه عده ای از سران ایل قشقائی بویژه خانهای طایفة کشکولی در دامنة با صفای شاهدایِ اردکان با سنگ و شیروانی به سبک مزار حافظ ساخته شده و نظر بیننده را به خود جلب می‌کند.

بیشتر قشقائیها مردمانی بلند قامت و خوش صورت و دلاورند. چهرة آنها گندم‌گون چشمانشان سیاه یا میشی و مویشان مشکی است. در میان طایفة فارسیمدان و درة شوری گروهی سفید پوست با موی زرد یا بور نیز دیده می شوند. زنان قشقائی هرگز آرایش نمی‌کنند. تنها فرق زنان با دختران «چتر زلف» زنهاست. هنگام عروسی برای آرایش عروس این چتر زلف را درست می‌کنند. مردان قشقائی همیشه صورت خود را می تراشند و به سبیل گذاشتن چندان گرایش ندارند.

تمام قشقائیها شیعة جعفری هستند و به آداب و رسوم خود علاقه‌مندند. زبان اصلی و مادری قشقائیها ترکی (ترکی قشقایی) است البته اکثرآ فارسی را می‌دانند.


تهیه و تنظیم :پایگاه اینترنتی پرشین وی

www.persianv.com

آرشیو

» عکس : عروسی قشقایی ها ...
» مصاحبه خواندنی با علی دائی ،ازدواجش و ...
» عکس : هنرپیشه هایی که دو به دو شبیه یکدیگر هستند
» فال امروز ، چهارشنبه 26 فروردین ماه
» عکس دیدنی از مراسم و جشن ها در کشور
» عکسهای فوق العاده دیدنی ازعشق یک زن و شوهر !
» بيوگرافي همسر امام خميني ( ره )
» عکس : عشق عجیب یک مرد و زن
» دختران در سنين مختلف !!
» پاسخ به 4 سوال شايع خانم‌ها !
» فال امروز ، دوشنبه 24 فروردین ماه
» فاكتور تاثيرگذار بررابطه جنسي زوجين
» عکس : «افسانه‌ي جومونگ» از زبان صداپيشگان آن
» عکس : مردي كه با چشمهايش حرف مي‌زند
» عكس های حیرت انگیز بالا رفتن از برج 110 طبقه
» عكس العمل شيطان هنگام نزول آيه الكرسي
» عکس : 7 آکواریوم نفس گیر دنیا
» عکس های واقعی از جنین در شکم مادر
» زن و نیاز همیشگی به معشوق بودن
» عکس : شانس اول ملکه زیبایی در نوجوانان انگلیس


موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
نویسنده : ملک زاده

29867_536.gif

مجسمه نیم تنه انسان های ما قبل تاریخ با استناد باستان شناسان و مطالعه ساختار بدنی اسلکت های یافت شده از آنها بازسازی شد.

به گزارش عصر ایران (asriran.com)، روزنامه "واشنگتن تایمز" نوشت: با جمجمه ای که از انسان های ماقبل تاریخ در اختیار باستان شناسان قرار گرفت، آنها موفق به ساخت نمایی از چهره آنها در آن زمان شدند.
این روزنامه افزود: انسان های ما قبل تاریخ دهانی گشاد، چشمانی کشیده و بینی پهن داشته اند.



موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : شنبه نهم آذر 1387
نویسنده : ملک زاده

ادبيات عاميانه

.
 

لالایی ها نخستین شعرهای نانوشته ی زنان ایرانی

پيرايه يغمايی

 

"لالايی" نخستين پيمان آهنگين و شاعرانه ای است که ميان مادر و کودک بسته می شود. رشته ای است، نامريی که از لب های مادر تا گوش های کودک می پويد و تاثير جادويی آن خواب ژرف و آرامی است که کودک را فرا می گيرد. رشته ای که حامل آرمان ها و آرزوهای صادقانه و بی وسواس مادر است و تکان های دمادم گاهواره بر آن رنگی از توازن و تکرار می زند. و اين آرزوها آن چنان بی تشويش و ساده بيان می شوند که ذهن شنونده در اين که آن ها آرزو هستند يا واقعيت، بی تصميم و سرگردان می ماند. انگار که مادر با تمامی قلبش می خواهد که بشود و می شود.

"لالايی" ها از جمله ادبيات شفاهی هر سرزمينی هستند، چرا که هيچ مادری آن ها را از روی نوشته نمی خواند و همه ی مادران بی آن که بدانند از کجا و چه گونه، آن ها را می دانند. انگار دانستن لالايی و لحن ويژه ی آن از روز نخست برای روان زن تدارک ديده شده است.
زن مادر باشد يا نباشد، لالايی و لحن زمزمه ی آن را بلد است و اگر زنی که مادر نيست در خواندن آن ها درنگ می کند، برای اين است که بهانه ی اصلی خواندن را فراهم نمی بيند، اما بی گمان اگر همان زن بر گاهواره ی کودکی بنشيند، بی داشتن تجربه ی قبلی، بدون اين که از زمينه ی شعر و آهنگ خارج شود، آن ها را به کمال زمزمه می کند. گوِيی که روان مادرانه از همان آغاز کودکی به زن حکم می کند که گوشه ای از ذهنش را برای فراگيری اين ترانه های ساده، سفيد بگذارد.
شايد بتوان گفت که لالايی ها طيف های رنگارنگی از آرزوها، گلايه ها و نيايش های معصومانه ی مادرانه هستند که سينه به سينه و دهان به دهان از نسل های پيشين گذشته تا به امروزيان رسيده و هنوز هم که هنوز است، طراوت و تازگی خود را حفظ کرده اند، به گونه ای که تا کنون هيچ ترانه ی ديگری نتوانسته جایشان را بگيرد.
در حقيقت لالايی ها -  اين ديرپاترين ترانه های فولکلوريک -  آغاز گاه ادبيات زنانه در پای گاهواره ها هستند که قدمت شان ديگر تاريخی نيست، بلکه باستان شناختی است.

از دو بخشی که هنگام خواندن يک لالايی به دست می آيد، يعنی آهنگ و شعر،  آهنگ به کودک می رسد و شعر از آن مادر است. زيرا آن چه از نظر شنيداری برای کودک گاهواره ای دارای بيش ترين اعتبار است. ضرب آهنگ لالايی است، وگرنه همه می دانيم که شعر لالايی زبان فاخری ندارد و تازه اگر هم داشته باشد کودک گاهواره ای آن را دريافت نمی کند. تنها زمزمه و لحن گيرای مادر است که به کودک لذت می دهد و او را می خواباند. مادر چه خوش صدا باشد و چه نباشد، کودک با زمزمه ی او الفتی به هم می زند و لحن او چون جويباری در گوش های کوچکش حظ و طراوت می ريزد.
از طرفی ديگر تجربه نشان می دهد که کودکان با اين که با لالايی بزرگ می شوند، هرگز شعر آن را ياد نمی گيرند و ذهن خود را موظف به فراگيری لالايی نمی کنند و زمانی هم که به حرف می آيند، هرگز لالايی را به عنوان ابزار خيال خود به کار نمی گيرند. حتا دختران هم هنگام خواباندن عروسک خود، برايش لالايی نمی خوانند بلکه بيش تر سعی دارند که روی او را بپوشانند و به او امنيت بدهند. زيرا در هنگام بازی بيش تر می خواهند عروسک را دريابند، نه اين که او را بخوابانند. اما اگر همين دخترکان بخواهند خواهر يا برادر کوچک تر خود را بخوابانند، بر اساس داشتن روان مادرانه، حتمن برايش لالايی می خوانند.

آهنگ لالايی ها نيز تناسب مستقيم با نوع گاهواره و وسعت تاب آن دارد و چون نوع گاهواره در شهرهای ايران مختلف است، از اين رو لحن زمزمه ی مادران نيز متناسب با آن متفاوت می شود. مثلن گاهواره هايی که در جنوب و نقاط مرگزی ايران برای خواباندن کودک به کار می رود، "ننو" نام دارد که بی گمان اين واژه از کلمه ی ننه گرفته شده است [*] (چون گاهواره را مادر دوم کودک نيز می گويند.) ننوها را به جایی می بندند. چنان که يک لالايی ملايری می گويد :

لالالالا کنم ايواره وختی         للوته بونم، شاخ درختی

که در مجموع يعنی غروب هنگام، تو را لالايی می گويم و للویت (= نانو = ننو) را بر شاخه ی درختی می بندم. (ترانه و ترانه سرايی در ایران، برگ ١٨٦)
برای بستن ننو در اتاق اغلب دو ميخ بزرگ به دو زاويه ی روبروی هم، به ديوار اتاق می کوبند و گهواره را که معمولن از جنس چرم يا پارچه ی سختی است، با طناب های محکم عَلـَم می کنند. وسعت تاب اين گاهواره بسيار زياد است، يعنی با يک تکان دست، از اين سوی اتاق تا آن سوی ديگر تاب برمی دارد و گاه صدای تاب گهواره و حتا صدای کليک ميخ طويله با زمزمه ی لالايی می آميزد، که حال و هوای خوشی به وجود می آورد.

اما گاهواره های شمالی، که به آن ها گاره (= گهواره) می گويند، از چوب است و زير آن حالت هلالی دارد و تقريبن هم سطح زمين است. تکان های "گاره" کوتاه و پشت سر هم و مقطع است.
اما شعر لالايی ها از آن مادر است، زيرا مادر با خواندن لالايی در حقيقت با کودک گاهواره ای خود گفت و گو می کند و اگرچه می داند که او سخنش را نمی فهمد، اما همين قدر که کودک به او گوش فرا می دهد برايش کافی است. شعر های لالايی ها اگرچه بسيار ساده است و گاهگاهی هم از وزن و قافيه خارج می شود، اما از نظر درون مايه ی احساسی بسيار غنی و همواره حامل آرزوهای دور و نزديک مادر است و از نظر مضمون نيز چندان بی زمينه نيست،

به طور کلی لالايی ها را می توان به شيوه ی زير دسته بندی کرد:

١-  لالايی هايی که مادر آرزو می کند کودکش تندرست بماند و او را به مقدسات می سپارد:

لالالالا که لالات می کنم من      نگا بر قد و بالات می کنم من
لالالالا که لالات بی بلا باد        نگهدار شب و روزت خدا  باد  !

(فرهنگ عاميانه ی مردم ايران، برگ ٢١۷)

لالاييت می کنم خوابت نمياد         بزرگت کردم و يادت نمياد
بزرگت کردم و تا زنده باشی          غلام حضرت معصومه باشی

(ترانه و ترانه سرايی در ایران، برگ ١٩١)

٢-  لالايی هايی که مادر آرزو می کند، کودکش بزرگ شود، به ملا برود  و با سواد شود:

لالالالا عزيز ترمه پوشم            کجا بردی کليد عقل و هوشم
لالالالا که لالات بی بلا باد        خودت ملا، قلمدونت طلا باد !

(ترانه های ملی ايران، برگ ١٤۷)

لالالالا عزيز الله    قلم دس گير، برو ملا     بخوون جزو کلام الله

(ترانه و ترانه سرايی در ایران، برگ ١٨٢)

٣-  لالايی هايی که مادر آرزو می کند کودکش به ثمر برسد:

لای لای دييم ياتونجه           گؤ زلرم آی باتونچه
( لالايی می گويم تا به خواب روی   ادامه می دهم تا ماه فرو رود)
سانه رم الدوز لری             سن حاصله يتوننچه
(و ستاره ها را می شمارم    تا تو بزرگ شوی و به ثمر برسی)

(ترانه و ترانه سرايی در ایران، برگ  ١٨۷)

٤-  لالايی هايی که مادر در آن ها به کودک می گويد که با وجود او ديگر بی کس و تنها نيست:

الا لا لا تو را دارم      چرا از بی کسی نالم ؟
الا لالا زر در گوش     ببر بازار مرا بفروش
به يک من آرد و سی سير گوش (گوشت)

(تاريخ ادبيات کودکان ايران، برگ ٢٩)

لالالالا گل آلاله رنگُم               لالالالا رفيق روز تنگُم
لالالالا کنم، خووت کنم مو       علی بووم و بيارت کنم مو
(خوابت کنم من)               (علی گويم و بيدارت کنم من)

(ترانه و ترانه سرايی در ایران،  برگ ١٨٦)

۵-  لالايی هايی که مادر آرزو می کند کودکش بزرگ شود و همسر بگيرد و او عروسی اش را ببيند:

لايلاسی درين بالا          يو خو سو شيرين بالا
(کودک نازم که لالايت سنگين است     خوابت شيرين است)
تانريدان عهد يم بودو       تو يو نو گؤ روم بالا
نظر بدهید

-entezar.blogfa.com/

 http://gole-entezar.blogfa.c        om/

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 14:6  توسط محسن بهنام مفرد   |  نظر بدهید


موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387
نویسنده : ملک زاده
چهار شنبه سوري ؛ از فروغ زرتشتي تا قيام مختار
بر خلاف يك تصور نابجا تقديس آتش ، نه به دليل پرستش آن كه در واقع نوعي نشانه و اثر از روشنايي و حقيقت اهورا مزداست و نقشي كنايه اي دارد .


عصرايران ؛ اميرهادي انواري - جشن سوري و يا آنچه ما امروز آن را چهار شنبه سوري ميخوانيم ، جشني است كه مانند بيشتر جشن هاي ايراني كه به ستاره شناسي بستگي دارند مبدا همه حساب هاي علمي و تقويمي است .

 در آن روز در سال 1725 پ م زرتشت بزرگترين حساب گاه شماري جهان را نموده و كبيسه پديد آورده و تاريخ كهن را درست و منظم كرده است (1).
بر خلاف بعضي از مناسبت ها اين مناسبت سر منشا اي كهن و باستاني در تاريخ اين آب و خاك دارد ، و پر هجو نيست اگر بگوييم از اهميتي به مراتب بالاتر از نوروز بر خوردار بوده است .

ازين رو شايد از آنچه كه بايسته اين مناسبت تاريخي بوده كمتر به آن توجه شده !
بر ماست كه دست كم در مورد بعضي نكات برجسته آن بيشتر از آنچه تا حال ميدانسته ايم بدانيم.
جشن سوري تنها يك جشن ساده نيست ، جشن سوري يك ياد آوري از گوشه اي از تاريخ غرور آور اين آب و خاك است .

جشن سوري يا چهار شنبه سوري

در كتاب تاريخ بخارا(2) اشاره شده كه منصور بن نوح از شاهان ساماني در نيمه اول سده چهارم هجري اين جشن را برگزار مي كند كه موجب آتش سوزي در قصر او نيز مي شود . :

«..... و چون امير سديد منصور بن نوح به ملك بنشست اندر ماه شوال سال سيصد و پنجاه به جوي موليان ، فرمود تا آن سراي ها را ديگر بار عمارت كردند و هر چه هلاك و ضايع شده بود بهتر از آن به حاصل كردند . آن گاه امير سديد به سراي بنشست و هنوز سال تمام نشده بود كه چون شب سوري چنانكه عادت قديم است ، آتشي عظيم افروختند . پاره اي آتش به جست و سقف سراي در گرفت و ديگر باره جمله سراي بسوخت و امير سديد هم در شب به جوي موليان رفت .....»

آنچه از اين بخش برداشت مي شود اين است كه بطور يقين اين جشن در 350 هجري و در ماه شوال كه مصادف با پايان سال شمسي بوده توسط يكي از شاهان ساماني در بخارا و جوي موليان برگزار شده است و آنجا كه نگارنده به «عادت قديم است» اشاره ميكند مشخص ميشود كه اين جشن از سالها و بلكه سده هاي پيش در ايران رايج بوده است.اما هيچ اشاره اي به روز آن نشده ، يعني شب چهار شنبه سوري .

امروزه ما مردم ايران هر ساله به شكل هاي مختلف جشن چهار شنبه سوري را برگزار مي كنيم ، در جاي جاي ايران اين جشن به صورت هاي مختلف برگزار مي شود كه نسبت به آنچه اصل آن بوده تفاوت هاي بسياري دارد .

در شهر هاي بزرگ به نظر مي رسد كه رسوم و آداب اصيل جشن سوري رو به فراموشيست و آنچه بدان تبديل شده يك فستيوال جديد است كه هيچ ربطي به اصل جشن سوري ندارد! ( البته بايد ياد آور شد هنوز در شهرستان ها و شهر هاي كوچك و روستا ها پيوند هايي بين چهار شنبه سوري و خود جشن سوري ديده ميشود كه در ادامه به آنها اشاره خواهيم كرد ) .

تا به حال بر اساس تحقيقات محققين و پژوهشگران هيچ سند تاريخي براي روز دقيق برگزاري جشن سوري در زمان باستان بدست نيامده است .

آنچه مسلم است اين است كه ممكن نيست در ايران باستان جشن سوري در يك روز معلوم مثل شب چهار شنبه برگزار مي شده چرا كه تقويم ايران باستان اصلا شماره روز ها به صورت هفته گانه نداشت و هر روز نام خاص خود را داشته است . روز شماري كه ما امروزه از آن استفاده ميكنيم كه بر اساس آن هر ماه به چهار بخش هفت قسمتي كه هر بخش يك روز است و در كل به آن هفته ميگوييم تقسيم شده ، پس از ورود تازيان(اعراب) به ايران و از روزشمار آنان برداشت شده است.

پيش از آن ماه هاي ايراني به صورت پنج پنج تقسيم مي شده كه به هر يك پنجه مي گفتند ،مثل تقسيمي كه در مصر باستان و بابل رايج بوده است(3) .
تقويم ايران باستان شامل دوازده ماه سي روزه بوده( سي روز بي كم و كاست و نه سي و يك روز ) و در سال كبيسه پنج روز با الهام از پنج نام گاثاها 4به سال اضافه مي كردند ، اين پنج روز را در مجموع پنجه ، خمسه ، پنجه دزديه ، خمسه مسترقه ، گاه ، اَندَرگاه ، بِهيزك و پنجه وِه مي گفتند .

بر اين اساس در ايران باستان زمان جشن سوري نمي توانسته در شب چهار شنبه بوده باشد ، چرا كه اصلا شنبه و چهار شنبه و آدينه اي برقرار نبوده !

خصوصيات شب چهار شنبه

در روزشماري اعراب چهار شنبه روز منحوس و نا مباركي شمرده مي شود ، يكي از دلايلي كه به نظر مي رسد بعد ها جشن سوري به شب چهار شنبه منتقل شد همين است ، يعني سعي مي شده شب چهار شنبه را كه نحس و نا مبارك بوده را با جشن و سرور بگذرانند و در آن شب و روز دست از خريد و فروش و كسب و كار بكشند چرا كه اعتقاد داشتند به دليل نحسي چهار شنبه هر معامله و كسبي كه در آن شب و روز نيز انجام شود نا مبارك خواهد بود ، جاحظ در تاليف خود به چهار شنبه يا يوم الرباع اشاره ميكند و ميگويد :
« وَ الاِربَعاء يَوم ضنك و نَحس »(5)

همچنين منوچهري دامغاني نيز در يكي از اشعار خود به نحسي اين روز اشاره كرده و گفته : چهار شنبه كه روز بلاست باده بخور
بسا تكين مي خور تا به عافيت گذرد

چنان كه از نظر گذشت چهار شنبه در تقويم تازي داراي خصوصيات منحوس بود.( مثل روز 13 فروردين )

شايد به همين جهت بوده كه مردم سعي داشتند شب چهار شنبه آخر سال را به جشن و پايكوبي بگذرانند و دست از كسب و كار بكشند تا بدين شكل از نحسي آن در امان باشند ! و جشن سوري بهترين بهانه براي برگزاري اين فراغت بوده ، همانند آنچه مردم در سيزده فروردين انجام ميدهند ، با اين تفاوت كه جشن سوري داراي پيشينه بسيار غني تاريخي و اعتقادي ميباشد .
پس شايد بعد ها به همين دليل جشن سوري را به شب چهار شنبه نحس آخر سال انتقال دادند .

ارتباط با قيام مختار

 يكي ديگر از حدس هايي كه براي چگونگي انتقال جشن سوري به شب چهار شنبه ميت وان زد ارتباط آن با مختار سردار شيعه عرب است كه به خون خواهي شهداي كربلا كه به نا حق در كربلا توسط لشكر يزيد با شهيد شده بودند، قيام مي كند .
گفته شده مختار پس از واقعه عاشورا و پس از آنكه از زندان آزاد مي شود ، به خون خواهي شهداي كربلا بر مي خيزد (6).

آنگاه براي آنكه مخالف را از موافق تشخيص دهد و بر كفتار ها بتازد فرمان داد تا شيعيان راستين آن حضرت بر بام خانه ها آتش بيفروزند ، شب آن فرمان مصادف بوده با شب چهار شنبه آخر سال .

يكي از حدس ها نيز اين است كه شايد به اين دليل بوده كه از آن پس مردم ايران كه دوستدار اهل بيت رسول اكرم (ص) و حضرت سيد الشهدا هستند ، آن شب را پاس مي دارند و به ياد آن شب چهار شنبه را با جشن سوري همزمان جشن مي گيرند ، كه در آن شب دوستداران واقعي حضرت سيد الشهدا شناخته شدند .

يك عقيده كهن ايراني

اعتقاد مردم باستان فروهر ها (7) به مدت ده شبانه روز از جايگاه اصلي و آسماني خود به شهر و ديار خود فرود آمده و ميان بازماندگان زندگي مي کنند . تا پيش از روز بيست و پنجم اسفند ماه كه در شب آن ، يعني شب بيست وششم فروهر ها فرود مي آيند .

در اين روزها بازماندگان لباس نو تهيه مي كنند و در اتاق ها به ويژه اتاق درگذشتگانشان نقل و نبات و شيريني و ميوه و سبزي و گل و كتاب مقدس و شمع روشن و چوب هاي خوشبو در سفره مي نهند . كدورت ها و نقارها را بر طرف مي كنند به‌آن اميد كه چون روان درگذشتگان به ميان آنان آمدند شاد و راضي باشند و به بازماندگان دعا و بركت عنايت كنند .

در اين شبها مردم بر سر بامها براي راهنمايي روان درگذشتگانشان آتش روشن ميكردند تا در فروغ و روشناي آن آتش ، روان درگذشتگان در روشنايي وارد خانه بازماندگان شوند ، همچنين رسم بوده كه كنار آن آتش كه بر پشت بام روشن ميكردند خوراك هاي ويژه اي نيز قرار دهند .

دليل توجه به فروغ و روشن كردن‌ آتش

نگويي كه آتش پرستان بَدند
 پرستندگان پاك يزدان بُدند                        
                           "فردوسي"

فروغ به معني نور و روشنايي است ، بر اساس تعليمات زرتشت از آتش (8) كه يكي از مخلوقات اهورا مزدا ميباشد نيز نشات مي گيرد .بر خلاف يك تصور نا بجا تقديس آتش نه به دليل پرستش آن كه در واقع نوعي نشانه و اثر از روشنايي و حقيقت اهورا مزدا ميباشد و نقشي كنايه اي دارد .

در زمان ايران باستان و همچنين پيروان امروزي آيين بهي(زردشتي) از آنجا كه براي اهورا خالق مطلق گيتي سمت و سويي جغرافيايي و مادي قائل نيستند هر جا كه فروغي ديده شود آن را نشانه اي صوري از وجود روشنايي و حقيقت و وجود اهورا مزدا مي دانند ، از اين روست كه در هنگام نماز رو به فروغ نماز مي گذارند .

در تعليمات آيين بهي انگره مينو ( از دو بخش انگره + مينو تشكيل ميشود انگره به معني فشرده و خلل رساني است و مينو از «من» مي آيد كه در زبان سنسكريت به معني دانش است ) سبب بدي و زشتي و پليدي در تاريكيست و در نقطه مقابل آن سپنتا مينو * ( از دو بخش سپنتا + مينو تشكيل شده در اينجا سپنتا به معناي سود رساني و مينو هم معني قبل است ) قرار دارد كه سبب خير و خوبي و نيكيست و در روشنايي و فروغ جاودان قرار دارد .

همچنين آتش در زمان باستان داراي خاصيت ضد عفوني و در واقع از بين برنده بيماري و بدي بوده كه اينها همه به خواست اهورا مزدا بدست انگره مينو توليد ميشدند .
از اين جهت و دلايل ديگر براي تقديس آتش است كه در آيين باستاني ايران آتش تقديس ميشده و اكثر مراسم و جشن ها با حظور آتش بر گزار ميشده و مي شود .
 
البته دليل ديگري نيز وجود دارد و آن آتشي است كه زرتشت با خود به همراه داشته و بي دود بوده ، بحث در مورد آن آتش از حوصله اين نوشت خارج است ، براي مطالعه بيشتر رجوع شود به كتاب فروغ زردشتي .(9)

سه حدس براي تعيين زمان اصلي جشن سوري در ايران باستان

به طور تحقيق ميتوان تاريخ برگزاري شب سوري را در ايران باستان از سه مرحله بيرون ندانست يا در شب بيست و ششم از ماه اسفند ، يعني در نخستين شب از پنجه كوچك (از بيست وششم اسفند تا سي ام مي باشد ) (10)يا نخستين شب از ده شب و روز فروردگان ( شايد همان عيد نوروز باشد ، اين جشن پيش از زرتشت نيز در ايران شرقي رواج داشته هنگام اصلي آن پنج روز كبيسه يا پنجه دزيده يا اندرگاه است) (11)قرار دارد ، يا در اولين شب پنجه بزرگ يا پنجه وه ( پنج روز آخر سال است )(12) كه پنج روز كبيسه است و نخستين شب و روز جشن همسپتمدم Hamaspatmadam و آخرين گهنبار محسوب ميشود دانست .

و يا در آخرين شب سال قرار دارد كه جشن اصلي همسپتدم و‌آخرين گهنبار( در واقع گهنبار ها شش فصل نا متساوي و شش تقسيم سال به شمار مي روند كه بر اساس زندگي جوامع دامدار و كشاورز اين چنين تقسيم به وجود آمده است )(13)
البته اين تقسيم بندي مختص به آيين زرتشتي نيست ، چه پيش از زرتشت نيز در ايران و هند چنين گاهنبار هايي وجود داشته كه با خواندن سرود ها و ادعيه هاي ويژه مذهبي و نماز برگزار ميشده )(14) و جشن آفرينش انسان است .

( گهنبار مواقع آفرينش و خلقت زمين است در كل شش گهنبار عبارتند از : 1: ميديوزرم – Midyuzarm- 2: ميديوشم – Midyushcm 3: پيتي شهيم - Pityshahim 4 : اياترم – Ayathcrm 5: ميديارم – Midyarem 6 : همسپتمدم - Hamaspatmadam و اين شش با احتساب تاريخ فعلي به ترتيب :
1 : از يازده تا پانزدهم ارديبهشت ماه
2: از يازدهم تا پانزدهم تير ماه
3 : از بيست و شش تا سي شهريور ماه
4 : ازبيست و شش تا سي مهرماه
5 : از ده تا چهار ده دي ماه
6 : از بيست و پنج تا آخر اسفند ماه )

گوشه اي از سنن مختلف ايراني كه رو به فراموشي هستند

لُرك آجيل مشكل گشا :يكي از مراسم بسيار مورد توجه شب چهارشنبه سوري ، تشريفات فراهم آوردن آجيل مشكل گشا مي باشد . اين آجيل وجهي تمثيلي دارد . هر كس كه مشكل و گرفتاري داشته باشد با تشريفاتي اين آجيل را تهيه و به عنوان نذر و فديه ميان ديگران پخش مي نمايد . ب
ي گمان در شكل اوليه ، اين تقديم و اهدايي بوده جهت فروهر ها كه بر سفره مينهادند تا موجب خشنودي شان شود .

لُرك همان آجيل گهنبار هاست كه معمولا از هفت نوع ميوه خشك است شامل : پسته ، بادام ، سنجد ، كشمش ، گردو ، برگ هلو ، انجير و خرماي خشك كه در مراسم آفرينگان ها ، گهنبار ها ، جشن خواني ، جشن نوزادي ، در مراسم سدره و كشتي بندي*( سدره : پيراهن سفيد و پنبه اي است كه بر تن ميكنند ، كشتي : طنابي است كه از پشم بافته شده و آن را با ترتيب خاصي به كمر مي بندند ، زرتشتيان از اين دو در مراسم خاص مثل نماز استفاده ميكنند ) و ديگر اعياد به مدعوين داده مي شود . (15)

در اعتقادات عامه مردم مسلمان است كه شب جمعه آخر سال يا شب چهار شنبه يا آخرين شب سال ، اهل قبور و ارواح مردگان بايد زيارت شوند و آنكه در اين شب ها بيدار و منتظر و بر بام خانه هاي خود در آمده تا كه بازماندگان به نام آنان نذور و خيرات دهند و هم چنين مرسوم است در چنين شبهايي در گورستان ها بر سر قبر عزيزان شمع يا چراغ بيفروزند .

همه اين ها و بسياري ديگر ياد آور مراسم مردم ايران قديم است كه براي فروهران در ده روز پايان سال كه ايام فروردگان است انجام مي دادند و امروزه كم و بيش نيز زرتشتيان انجام مي دهند . (16‌)
رسوم شب چهار شنبه سوري در‌آذربايجان: ميان بعضي طوايف و ايل ها در آذربايجان ، رسوم دست نخورده تر و سالم تر باقي مانده چنانكه شب چهار شنبه سوري از نوروز مهمتر و مورد توجه تر بوده و با تشريفات فراوان برگزار مي شود و رسوم و آدابي كه انجام مي دهند ، ياد آور جشن فرودگان است . به نظر مي رسد كه ايام فروردگان شب سوري و چهار شنبه سوري حاليه از نوروز عهد قديم نيز با توجه و اقبال بيشتري رو به رو بوده :
« ميان مردم ايل خليكانلو ( ايل حلالي ) در آذربايجان غربي در شب اول اسفند عيد خضر نبي معروف است . پيدايش اين عيد به سبب پايان زمستان است كه معتقدند از تلف شدن احشام جلو گيري مي گردد . در اين شب دوشيزگان و بانوان و جوانان ده به رقص چوبي مشغول و در هر ده يك نفر خود را به طور عجيبي آراسته مانند حاجي فيروز عيد نوروز در رقص شركت مي كند ... به عيد نوروز چنان اهميت نمي دهند ، ولي براي چهار شنبه سوري بيش از عيد نوروز اهميت قايلند . در اين شب بهترين غذا ها را طبخ و آتش بازي بر پا مي شود و تا نيمه شب ادامه دارد ... .

مردم ايل قره پاپاق به عيد نوروز خيلي اهميت مي دهند و ماه اسفند را ماه عيد گويند .
 چهار شنبه اول اسفند را دروغگو ، دوم را راستگو ، سوم را سياه و چهارم را " اجرا " گويند .
 روز چهار شنبه اول جوانان روي بام يا تپه رفته و آتش افروخته نشانه روي و تير اندازي مي كنند . در چهار شنبه سوم كساني كه در طول سال خانواده يا بستگان آنها فوت نموده با طبق هاي ميوه و شيريني سر خاك رفته و پس از فاتحه خواني شيريني و ميوه را به مستمندان مي دهند .

در روز چهار شنبه سوري ، يعني چهار شنبه آخر ، اهالي لباس نو مي پوشند و با هلهله و شادي به آتش افروزي مي پردازند و به ديد و باز ديد مي روند .

صبح روز چهار شنبه آخر ، پيش از طلوع آفتاب زن و بچه كنار رودخانه رفته از آب چهار شنبه استفاده نموده و كوزه خود را پر كرده براي سال نو تيمناٌ نگه مي دارند»(17)

پيشتر ها و البته هنوز در‌آذربايجان و بخصوص اروميه رسم كجاوه اندازي رايج بوده . شب چهار شنبه سوري بر بام خانه ها مي روند و كجاوه اي را كه زينت كرده اند و بر آن طاق شال كشيده و آيينه بندي كرده اند با طنابي از بام به سطح خانه فرود مي آورند و مي گويند :"بكش كه حق مرادت را بدهد "كسي كه در خانه است مكلف است كه در آن كجاوه شيريني و آجيل شور و شيرين و ميوه خشك بريزد و پس از آن كه چيزي در آن ريختند با طناب آن را بالا مي كشند و به خانه ديگر مي روند .

مخصوصا جوانان تازه داماد كه هنوز عروس را به خانه نياورده اند موظفند چنين كجاوه اي را به بام خانه عروس ببرند و اگر نتوانند از بام بالا روند ، بايد پشت در خانه بروند و پنهان شوند كه كسي نبيند و كجاوه را به طريقي به پشت اطاق برسانند تا چيزي دريافت كنند .( 18)

در تبريز آتش افروزي وگره گشايي از عناصر اصلي چهار شنبه سوري هستند.

آجيل چهار شنبه سوري و خشكبار ، از مهمترين عناصر و سنن اين جشن در تبريز است . اگر دوست و ميهمان تازه واردي در اين شب داشته باشند ، از رسوم است كه خوانچه اي آجيل و خشكبار براي او بفرستند .

 ديگر ويژه گي هاي رسوم مردم تبريز آن است كه از بام خانه ها به سر عابران آب مي پاشند . اين سنت از آداب كهن ايراني است و در زمان ساسانيان معمول بوده است كه در جشن نوروز به يكديگر آب مي پاشيدند . و هنوز در ميان ارمني ها و زرتشتي ها چنين رسمي باقي است .

در ميدان ارك تبريز هم توپي بود چون توپ مرواريد تهران و شيراز كه زنان و دختران براي حاجت خواهي بدان متوسل مي شدند .

در شب چهار شنبه سوري ، تير اندازي در تبريز از رسوم بسيار متداول بود .( 19)
رسوم شب چهار شنبه سوري در تهران و اطراف آن : اين رسم در روستا هاي نزديك تهران معمول بوده(همانند آذربايجان) و شايد هنوز نيز اجرا شود ، بدين شكل كه جوانان به ويژه پسر هاي جواني كه نامزد دارند از روي بام خانه دختر ، شال هاي خود را فرو مي اندازند و صاحب خانه شيريني و گاه پيراهن و غيره ..... در آن ميپيچد و گره ميزند . كساني كه شال يا كجاوه مي اندازند هميشه نا مرئي هستند و نبايستي شناخته شوند . (20)

در ميدان ارگ تهران توپ كهن سالي بود كه مدت صد سال بر فراز صفه اي* ( جاي سايه دار غرفه مانند ) جا گرفته بود و چون پيران زمين گير از جاي خود نمي جنبيد .

 شب هاي چهار شنبه سوري زنان و دختراني كه حاجتي داشتند مخصوصا آن دختراني كه در آرزوي شوهر بودند از آن توپ بالا مي رفتند و بر فراز آن دمي مي نشستند و از زير آن مي گذشتند و در بر آورده شدن آرزوي خود شك نداشتند و بچه هاي شير خوار را كه به اصطلاح نحسي مي كردند يا ريسه مي رفتند از زير توپ مرواريد و سر در نقار خانه ميگذراندند . اين توپ را توپ مرواريد مي ناميدند و افسانه هاي گونا گون درباره آن مي گفتند (21)

مردم تهران در چندين سال پيش كه از سر در نقار خانه بالا مي رفتند ، كوزه اي آب نديده با خود بالا مي بردند و از آنجا به زمين مي افكندند و مي شكستند و كساني كه بدان جا دست رسي نداشتند ، از بام خويش كوزه را به زمين مي افكندند . اين كار در بسياري از شهر هاي ايران هنوز معمول است و در سده هاي سوم و چهار هجري ، در بغداد نيز رايج بود . عقيده بر آن است كه بلا ها و قضا هاي بد را در كوزه متراكم كرده اند و چون بشكنند آن قضا و بلا دفع شود . (22)

كردستان : در پايان وا پسين روز اسفند ماه ، يعني در هنگام فرو نشستن آفتاب ، كردها خود را آماده افروختن آتش ميكنند ..... در بالاي بام ها و فراز كوهها ، آتش نوروز را با شكوه هر چه بيشتر مي افروزند ( در حالي كه اصل و بنياد و علت آتش افروزي را كه مربوط به نوروز نيست فراموش كردند ) و شادي مي كنند ، پسران و دختران گروه گروه در پيرامون آتش مي ايستند و پايكوبي و شادي مي كنند .

......روستائيان در شب جشن ، گندم و نخود و كنجد و شاهدانه را توي ساج برشته ميكنند و آنها را با ديگر ميوه هاي خشك كه گردو و پسته و ..... در هم مي آميزند و بدين شكل آجيل جشن را فراهم مي كنند ( همان آجيل لرك يا هفت مغز ) ..... ، هم چنين در شب چهار شنبه سوري در آوند ( ظرف )هاي ويژه اي نگه ميدارند. تا اگر كسي از خانواده شان بيمار شود ، از آن آب بدو بدهند ، چون باور دارند بيمار اگر از آب شب چهار شنبه سوري بنوشد بهبود مي يابد . ... زنان نازا در‌آن شب به پشت بام ها مي روند و هر يك كليد ( يا قفل ) بسته اي را با خود مي برند و از روزنه خانه اي به سخن هاي مردم‌آن گوش ميدهند . هر گاه از خوشي ها گفت و گو كنند ، مي گويد : اي كليد به نياز درونيم باز شو و خود كليد ( قفل ) را باز ميكند و آنگاه با دلي خوش باز مي گردد . 23

خراسان : مردم خراسان در شب چهار شنبه آخر سال ، نزديك غروب‌ آفتاب ، هر خانواده يا گروهي ، هفت يا سه بوته خار روشن مي كنند . سپس پير و جوان و كوچك و بزرگ از روي آتش مي پرند و براي دفع شرور و زيان ، اين شعر را مي خوانند :

زردي ما از تو سر خي تو از ما

در برخي روستا ها ، هنگام پريدن از روي آتش ، اين شعر را مي خوانند :

آلا به در ، بلا به در دزد و حيز از دِها به در

در توضيح شعر دوم ، آلا ala همان آل است كه زني موهوم و لاغر اندام و بلند قد و سرخ روست كه بيني اش از گِل و كارش دزديدن جگر زنان زائوست .! دِها deha به آدم دزد و چشم دريده گويند .
با خواندن اين ترانه ها و پريدن از روي آتش آل ها و دزد ها و زيانكاران را از روستا و خانه هاي خود مي رانند .
ديگر رسوم شب چهار شنبه: همچنين ديگر رسوم شب چهار شنبه از قبيل : كوزه شكني ، فال گوش ، گره گشايي ، بخت گشايي دفع چشم زخم و بخت گشايي كندر و خوشبو ، قليا ( زاج سياه را گويند ، و زاج خود از نمك هاي طبيعي است ، بي بو و بي مزه ) سودن ، آش بيمار ، فال گرفتن با بلوني ( كوزه دهانه گشاد ، شبيه شيشه هاي مربا ) ، در اكثر شهر ها و شهرستان هاي ايران كم و بيش و با اختلافاتي انجام ميشود .
مثلا در مورد بخت گشايي سنت تقريبا يكيست اما در اصفهان محل آن سنگ سوراخي در قريه مورگان است ، در تهران و شيراز و تبريز توپ مرواريد در همدان شير سنگي و ...(24)

شيراز : آتش افروختن در معابر و خانه ها ، فال گوش ايستادن ، اسپند سوختن ، نمك گرد سر گرداندن ، در موقع اسفند دود كردن و نمك گردانيدن همراه با اوراد * ( دعا ها و ذكر ها ، جمع ورد ) مخصوصي است كه زنان مي خوانند . قلمرو چهار شنبه سوري در شيراز صحن بقعه شاه چراغ است و در آن جا نيز توپ كهنه اي است مانند توپ مرواريد تهران زنان از آن حاجت ميخواهند ( البته در گذشته دور كه اينك در شيراز و تهران هر دو اين رسم منسوخ شده است ). (25)

در سروستان (كه در حدود نود و دو كيلومتري شرق شيراز قرار دارد ) نيز مراسم چهار شنبه سوري تشريفات خاصي دارد :
«در غروب آخرين چهار شنبه سال ، مراسمي بسيار ساده بر پا ميشود . به اين ترتيب كه توي كوچه ها ، ميدان ها و اغلب خانه ها ، خرمن هاي خار و گَوَن آماده را با شعله آتش مي افروزند و همه با سرور و شادي از كوچك و بزرگ از روي آن مي پرند و با هر پرشي اين شعر را مي خوانند :
هاجنگ شير ، ها جنگِ شير / بالا بي شين ، خود شير اومد رسيد .
و يا : سرخي تو از من زردي من از تو »(26)

ضحاک

....ميگويند ضحاك ( يا اژدهاك از شاهان ماد ) شخصي را بنام اورامانيل مامور كرده بود كه هر روز دو جوان خوبرو را بكشد و از مغز آنان براي مار هاي دوش وي خوراك فراهم آورد و هر روز دو جوان خوبرو به او سپرده ميشد . اورامانيل با تدبير يكي از آن دو را كشته و ديگري را پشت كوه ها پنهان مي كرد .
 وقتي فريدون به شاهي رسيد علت اين كار را از او پرسيد و پاسخ شنيد كه ميخواستم يكي از‌آنان را از مرگ نجات دهم . فريدون مشعل داراني به مشعل هاي افروخته به كوه گسيل ميدارد و جوانان پنهان شده را باز يافته ، با سرور و شادي به شهر مي آورند . از آن روز به بعد مردم به ياد رفتن آن جوانان آتش مي افروزند ! »
موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : شنبه دهم فروردین 1387
نویسنده : ملک زاده
تاریخ هنر در کرمان   

با بررسی در سه تمدن کهن تله ابلیس، تپه یحیی و شهداد کرمان، می توان قدمت هنر در کرمان را در سده های قبل از تاریخ معرفی کرد، چراکه قدیمی ترین ظروف سفالی که تاکنون در مراکز نوسنگی کرمان شناسایی شده متعلق به هزاره پنجم قبل از میلاد است. آزمایش رادیواکتیو (کربن 14) که کاوش گران تل ابلیس بر روی تعدادی از سفال های ابتدایی انجام داده اند آنها را به تاریخی بین 4500 تا 4000 قبل از میلاد نسبت داده است. البته محتمل است که تاریخ ابداع سفال در کرمان به تاریخی بسیار دورتر از این تاریخ و به حدود 5500 تا 5000 قبل از میلاد می رسیده و نسل های بسیاری قبل از سازندگان سفال های مزبور، سفال های مشابهی ساخته اند.

 

قدمت هنر معماری در نمونه های مشاهده شده از خانه های گلی در مراکز ماقبل از تاریخ کرمان از اکتشافات تپه یحیی به دست آمده است. آوار این ساختمان ها در واقع قدیمی ترین لایه های به دست آمده از مراکز مزبور است (4500 سال قبل از میلاد) دیوارهای ساختمان های یاد شده عموماً از گل خام بوده است که مستقیماً با دست شکل می گرفته اند.



موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : شنبه دهم فروردین 1387
نویسنده : ملک زاده

پته دوزی

پته نوعی سوزن دوزی ایرانی است که از دوخت ریس های پشمی رنگین بر روی عریض یا شال در طرح های زیبایی چون بوته، سور و ترنج پدید می آید و منظره ای بدیع از گل و بوته های رنگین را که حاصل تلاش دست های دختران و زنان زحمتکش کرمانی است جلوه گر می سازد. اگر با چشمدل به این هنر زیبا بنگریم در تار و پودش اثر نگاه های خسته ای را خواهیم یافت که هر صبح تا شام در پی سوزن از نقطه ای به نقطه دیگر در حرکتند و خود یادگار هزاران درد و رنج و گاه شادی و شعف است که در ذهنشان منقوش بوده است. پته از دو قسمت تشکیل شده است. یک شال زمینه، که به عریض معروف است و نیز نخ های کرکی رنگارنگی که به ریس یا نخ پته موسومند. هر دو «پارچه و نخ» پشمی هستند و در رنگ های مختلف تهیه می شوند.

پته به طور انحصاری در کرمان تهیه می شود و دوخت آن در تمام شهرستان ها و روستاهای اطراف استان به ویژه کرمان، رفسنجان و سیرجان رایج است. طرح های زیبای آن را طراحان ماهر طرح ریزی کرده اند. این طرح ها و نقش ها ریشه در تمدن و فرهنگ ایرانی دارند.

تاریخچه پته

قدیمی ترین پته مربوط به سده 12 هجری قمری است. پته مورد نظر به صورت سوزنی است و تمام زمینه با استفاده از گل های ریزافشان و با استفاده از نخ های ابریشمی رنگی روی پارچه ابریشمی (کرم رنگ) دوخته شده است. دور این سوزنی پتک دوزی و حاشیه به صورت پته دوزی و با نقش «بته جقه ای قهر و آشتی» است. نمونه دیگری از پته که از نظر تاریخی چشم گیر است، سوزنی پته دوزی، شمسه دوزی، شرفه دوزی آقای فرج الله کرمانی است
.

این پته به سده سیزدهم هجری قمری مربوط و در تاریخ 1278 هجری قمری (1280) دوخته شده است. این پته هم اکنون در موزه هنرهای تزیینی نگهداری می شود. یکی دیگر از نمونه های دوخت بسیار زیبا و بی نظیر کرمان روپوش مقبره شاه نعمت الله ولی است. تاریخ دوخت این پته سال 1294 قمری و نتیجه سه سال تلاش مداوم است که بر شالی به طول 405 سانتی متر و عرض 265 سانتی متر سوزن دوزی شده است. این شاهکار نتیجه زحمت 12 نفر هنرمند کرمانی است که به دستور شهاب الملک سفارش داده شده و در زمان وکیل الملک ثانی (مرتضی قلی خان نوری) به اتمام رسیده است و روی پته این جملات به چشم می خورد
:
در ابتدای حکومت جناب جلالت مآب شهاب الملک و گوشه سمت سمت مقابل ..... مرتضی قلی خان وکیل الملک حکمران کرمان 1294 قمری و نام استاد کار میرزا محمد نعمت اللهی ..... این پته هم اکنون در موزه شاه نعمت الله ولی در ماهان نگهداری می شود
.

مراحل تهیه پته

پارچه عریض که نسبتاً ضخیم است و مراحل دوخت پته روی آن انجام می گیرد و در نقاط مختلف کرمان به نام شال پته، شال زمینه یا پارچه زمینه معروف است. در قدیم، این پارچه عریض را به وسیله ماشین های دستی و ابتدایی به نام ماشین های «دوپا باف و چهارپاباف» تهیه می کردند. دستگاه هایی بودند که از دو «ورت» یا به اصطلاح کرمانی ها از دو «گرت» تشکیل شده بودند و با هر حرکت یک ورت پایین و دیگری بالا می رفت و با عبور دادن ماسوره از میان نخ ها، تار و پود پارچه در هم تنیده می شد و بافت شال به صورت خطوط منظم عمودی و افقی نمایان می شد
.

«ریس» نخ های پشمی و کرکی است که برای دوخت خریداری می شوند. تهیه این ریس ها در گذشته به وسیله چرخ پشم ریسی انجام می گرفته و هم اکنون عمل بافت این ریس ها در شهرهای اصفهان، یزد و تهران انجام می پذیرد و به صورت دوک های بزرگ و رنگ سفید به کرمان ارسال می شوند. طرح های پته را می توان به دو گروه تقسیم کرد
:

1 – گروه بوته ای شامل شاخ گوزن، جقه، ترمه ای، سرابندی، خرقه ای، قلمکار اصفهانی، کردستانی (هشت بوته) شکسته، لچک ترنج، سنندج، افشان، بازوبند، بته میری، بته ترمه ای، بته خرقه ای، بته بادامی، بته شاخ گوزنی،، بته جقه ای دوقلو، بته جقه ای سه قلو، بته جقه ای مادر و فرزند، قهر و آشتی، بته میرشکسته چهار بته
.

2 – نقش درختی شامل ترنجداری، سروی، گلدانی، جانوری و پرنده ای. پته را بیشتر استادکاران قالی طراحی می کردند. از جمله هنرمندان و طراحان معروف کرمانی می توان به استاد محسن خان (سده 13 هجری قمری)، حسن بن محسن خان، زمان خان میرحسینی اشاره کرد. پس از اتمام مرحله رنگ رزی و گرته برداری، دوخت پته به وسیله سوزن مخصوص انجام می گیرد. اولین دوخت پته، ساق دوزی یا خط دوزی است و پس از آن داخل نقش با اسلوب ویژه ای به وسیله سوزن پر می شود که این عمل را «آب دوزی یا پتک دوزی» نامیده اند
.

سومین مرحله متن دوزی یا رودوزی نام دارد و آخرین مرحله در دوخت پته، برگ دوزی است که مهمترین و مشکل ترین و ظریف ترین قسمت کار است. پس از اتمام عمل دوخت به دلیل کشیدن و محکم کردن نخ ها، پته جمع می شود و حالت چروکیده به خود می گیرد. در گذشته بعد از دوخت، پته را با آب سرد می شستند و به وسیله «نورد کردن» خشک می کردند ولی امروزه به وسیله اتو یا خشک شویی انجام می گیرد
.

معرفی انواع پته

بقچه
به شکل مربع در اندازه های مختلف تهیه می شود که بیشتر در مراسم عزاداری و عروسی دیده می شود
.

سوزنی

به شکل مستطیل در اندازه های 1 × 5/2 متر و 1 × 5/1 متر، 1 × 2 متر تهیه می شود که در قدیم در حمام و زیر پای عروس استفاده می شد و امروزه به جای رومیزی یا سفره هفت سین استفاده می شود
.

پرده

به شکل مستطیل در اندازه های 80 × 280 و 100 × 350 سانتی متر با طرح های درختی تهیه می شود
.

قدیمی ترین پته موجود در کرمان مربوط به سال 1258 هجری قمری و مراکز تولید این صنعت در شهرهای کرمان و سیرجان است.


موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : پنجشنبه هشتم فروردین 1387
نویسنده : ملک زاده
رقصیدن و فواید آن

چرا بدن ما به رقصیدن احتیاج دارد. 

                        

از آنجایی که ما در جامعه ای قر پرور زندگی می کنیم و حرکات دورانی کمرمان بسیار است ونمی دانیم آنها را کجا بریزیم نیاز مفرطی به توامان شدن موسیقی های "دمبلی دیمبو" با جنبش استخوانهای پایین تنه(لگن خاصره ) و لرزاندن استخوانهای بالاتنه (لرزش سینه )را در خود احساس می کنیم.اما از آن جایی که رقصیدن گهگداری مشکل شر عی پیدا می کند زین پس به جای این واژه از حرکات موزون استفاده می کنیم اما چرا این حرکات در جامعه ما بسیار مفید بوده و از لحاظ اجتماعی و سیاسی بسیار مهمند زیرا :

1. این برنامه ها برای تنظیم "آیرو دینامیک" بدن بسیار مناسب بوده است و برای تناسب اندام به ویژه برای خانمهای دم بخت کاربردی اند.

2.دراین حرکات چارچوب قانون و موازین به همراه شئونات آن حفظ شده زیرا تمامی قرهای کمر با حجاب کامل و هرگونه حرکات دست و پا با پوشش معقول صورت می گیرد.

3.تمامی رقصها هدفی به جز مبارزه با هجوم فرهنگ غرب و ترویج فرهنگ شرق را ندارد چون یا بابا کرمی اند یا بندری!! و اگر دیگر خیلی طالب معاشرت با فرهنگ بیگانه باشیم از موسیقیهای آسیای شرقی هندی و ترکی و عربی هم بهره برده ایم و حتی المقدور از نوای دلخراش آهنگهای" متال" پرهیز می کنیم تا مشت محکمی هم به دهان استکبار زده باشیم و در حماسه های پرشور حرکات موزونمان  (پارتی های دسته جمعی و یا مراسم عروسی  )به این طریق بگوییم مرگ بر آمریکا !!!.

.4 این حرکات اعتماد به نفس خاصی در همه ما به دلیل برخی از مضامین خاصی که در برخی از ترانه ها از جمله " خوشکلا باید برقصند " ایجاد می کند  .

5.انجام اینگونه حرکات برای ترک اعتیاد مبارزه با بیکاری، و جلوگیری از فرار مغزهاصورت می گیرد .

6. برای حرکات موزون از آهنگها ی صادره وزارت ارشاد هم استفاده می شود تا حمایتی از خواننده های داخلی باشد .

نتیجه گیری کلی :انجام حرکات موزون نه تنها حرام نیست بلکه مستحب است و اگر کمی دقت بیشتری کنیم بسی بسیار واجب است !!!


موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : چهارشنبه هفتم فروردین 1387
نویسنده : ملک زاده
نوروز
جشنی کهن تر از جمشید

سال در نزد ایرانیان از دیرباز به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

 پیدایش جشن نوروز

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

با این حال جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

روایت های اسلامی درباره نوروز

آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان.

فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد.

پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی.

پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند.

همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد.

همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت.

همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند، چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد.

همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند.

همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

جشن نوروز

جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران.

ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد.

ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.
عصرایران ، این عید باستانی را به همه مردم ایران و تمام آنان که نوروز را گرامی می دارند ، تبریک می گوید.
موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386
نویسنده : ملک زاده

موزه های انسان شناسی (مردم شناسی)چیست ؟

 

موزه های انسان شناسی (مردم شناسی): این موزه ها از گروه موزه های تاریخین که به طور مثال به دورانی از تاریخ یک کشور و یا یک منطقه می پردازه. اما الان بشدت مورد تهدید جهش تمدن صنعتیه  اهداف و عملکرد فرهنگی یه  موزه انسان شناسی از یه طرف نشان دادن اهمیت و ارزش و قابل احترام بودن میراث ملی جوامع مختلف و از طرف دیگه نمایش وابستگی، مشترکات و توجه به مرکز مشترک تمدنها علیرغم اختلاف نژادهاست.
تو  کشورهای صنعتی یاتوحال صنعتی شدن به رشته مردم شناسی از علوم انسانی توجه بسیار می شه تا ارتباط میان بازمانده ارزشهای سنتی و صنعتی شدن را برقرار کرده، موجب آشتی میان آنها گرده. موزه های انسان شناسی بیش از هر نوع دیگر موزه با موضوع اصلی خود که مردم شناسیه ارتباط تنگاتنگ داره و در واقع مرکز پژوهشه پژوهشهایی تو  زمینه فرهنگ مادی، ساختار اجتماعی، باورها و سنتها، سیر و سلوک و اخلاق اقوام مختلف و همچنین مطالعه هنرهای پیش از صنعتی شدن و یا تو  حال صنعتی شدن جوامع مختلف و یافتن راههایی برا نجات اونا از آثار فاجعه آمیز تهدیدهای تمدن صنعتی.


موزه های انسان شناسی مستقر تو هوای آزاد از جاذبه بسیاری برخوردارن، چون  موجب می شه تا اقوام مختلف بخشی از محیط زیست انسانی خود را بشناسنو به آن احترام بذارن و در پی آن، سنتهای در حال از میان رفتن خود را زنده نگاهدارن. از اونجا که مردم شناسی دانش زندگیه، در ارائه اون  باید از فنون جدید مثله ایجاد بستر فرهنگی و طبیعی و یا نشر اطلاعات جنبی و تکمیلی از طریق وسایل سمعی و بصری و یا علوم رایانه ای استفاده کنیم .

 

                   


نظر بدهید  

نوشته شده توسط نیک بخت در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 ساعت 0:36 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


معرفی موزه مردم شناسی

موزه مردم شناسی قاین در  یک منزل سلطانی  واقع  شده است .از  انجا  که حفظ  صیانت  از  ارزشهای فرهنگی و تاریخی جزو وظایف خود و به جهت جلوکیری  از منسوخ شدن آداب و رسوم کهن و مشاغل سنتی ایجاد  یک  موزه را  در سر لوحه   
کارهای اجرایی خود قرار داد.با این حال  منزل قدیمی سلطانی اوایل سال 80 شناسایی  وگزارش  ثبت آن به کمیته  ثبت منطقه ای ارسال که تاریخ 19/12/80 این اثر تاریخی مهم با  شماره  4807  در فهرست  آثار ملی کشور  به  ثبت رسید  از انجا  که  جهت  تملک این  منزل مشکل خاصی  وجود نداشت  در اذر ماه  سال 82  بنا بر پیشنهاد  اداره  میراث  فرهنگی  و گردشگری  قاین و با مساعدت  شهرداری و  شورای  محترم   اسلامی  شهر  قاین  با   اعتباری   معادل .../.../  175 میلیون ریال منزل مذکور از ورثه خریداری وبه اداره میراث  فرهنگی و گردشگری  واگذار گردید .این  اداره  بلافاصله  با   جذب اعتبارات عملیات مرمتی آن را آغاز و ابتدا  مبلغ    300 میلیون ریال   اعتبار از خراسان جنوبی  جذب  و کار مرمت آن  تا اسفند 83 ادامه یافت و پس از آن فرا خوان جمع آوری وسایل انجام و ظرف مدت کوتاهی مقادیر قابل توجهی از وسایل مردم شناسی از شهر و اطراف آن جمع آوری گردید و بسیاری از افراد نیز وسایلی که  در اختیار آنان بود را  اهدا نموده که جای تشکر و قدر دانی دارد از نیمه دوم اردیبهشت کار طراحی و چیدمان موزه آغاز و ظرف مدت 2هفته کار به  پایان رسیدو موزه مردم شناسی قاین آماده افتتاح و بهره برداری قرار گرفت .در تاریخ 31/2/84 با  حضور مدیر محترم کل میراث فرهنگی  و گردشگری خراسان جنوبی و  هیئت همراه ،فرمانداری  ،  شهرداری،  شورای اسلامی شهر قاین ، روسای ادارات اهداکنندگان وسایل مردم شناسی وکلیه دوستداران میراث فرهنگی گذشتگان ،موزه  مردم شناسی  افتتاح گردید.
این موزه شامل غرفه های نظیر مراسم  شب  چله (یلدا)  با  رسم کف زنی خاص منطقه است که در شبهای بلند زمستان این رسم رونق خاصی دارد غرفه دستاسی که بیانگر چگونگی تهیه آرد و نان را  با    استفاده از ابزار قدیمی و بسیار ساده نظیر دستاس نشان می دهد .غرفه دیگر نشانگر هنر قدیمی و شاخص شهرستان یعنی  جاجیم بافی است که سابقه  دیرینه ای  در منطقه دارد. فضای دیگر طراحی شده مربوط به   مراحل مختلف کاشت،داشت و برداشت زعفران با گلهای  زیبای زعفران به نمایش گذاشته شده است.
بخش دیگر مراحل مختلف ،ریسندگی ، چلک ریسی ،و چرخ  حلا جی میباشد که در  آن چگونگی تهیه ،نخهای پشمی را با استفاده ازابزار قدیمی و نمونه دست بافته های قدیمی رانشان می دهد .در ادامه غرفه ای در خصوص کشاورزی طراحی شده که نسل جدیدبا وضعیت پیشین کشاورزی واستفاده ازابزار بسیارسنتی ودست ساز که درمراحل خرمن کوب وبوجاری  گندم استفاده مبی شده آشنا می شوند .
غرفه دیگر تلم زنی می باشد که در  آن با استفاده از یک مشک  تهیه  شده از پوست گاو   و دسته تلم   مواد مورد   نیاز لبنی شامل کره،دوغ و کشک تهیه می شده و در آخر نیز مراسم سنتی عروسی با اداب و رسوم خاص و رقص چوب به وسیله ساز و دهل به نمایش در آمده است .تمتمی غرفه ها بامانکنهای ساخته شده و پوشش لباسهای قدیمی و سنتی به  معرفی آداب و رسوم می پردازد .موزه مردم شناسی قاین در یک مکان بسار با صفا و جذاب طراحی شده و از زمان افتتاح آن   تاکنون مورد استقبال بی نظیری از سوی شهروندان و مسافران واقع شده است .به طوری که مدت 2ماه   تعداد 000 3 هزار نفر از این موزه بازدید داشته اند.
موزه مردم شناسی قاین  (منزل قدیمی سلطانی )   در خیابان جانبازان _جانبازان 10 –و خیابان رجائی-رجائی 3   واقع شده و همه بجز دوشنبه ها از ساعت 17 الی 20 پذیرای علاقه مندان به میراث گذشتگان می باشد.

 عکس های موزه را در ادامه مطلب ببینید


موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : چهارشنبه چهاردهم آذر 1386
نویسنده : ملک زاده

قزوین: قلعه الموت(قلعه حسن)

قلعه الموت یکی از منحصر به فرد ترین دژهای تاریخی ایران است که در منطقه رودبار الموت از توابع قزوین واقع شده است. نام الموت در تاریخ ایران با نام اسماعیلیه گره خورده است و حسن صباح به عنوان رهبر فرقه اسماعیلیه از این قلعه به عنوان پایگاه حکومت خود و ترویج عقاید اسماعیلیه بهره می برده است.

در مکتوبات تاریخی از قلعه حسن صباح در دوره صفوی به عنوان زندان یاد شده است. اما کاوش های باستان شناسی در این قلعه نشان می دهد که دژ الموت نه تنها زندان نبوده بلکه افرادی که در آن می زیسته اند از مرتبه اجتماعی خاصی بر خوردار بوده اند.

قلعه الموت را که مردم محل؛ قلعه حسن می نامند ازدو قسمت تشکیل شده است. قسمت باختری که دارای ارتفاع بیش تری است به نام جورقلا یعنی قلعه بالا و پیلاقلا یعنی قلعه بزرگ خوانده می‌شود. قسمت خاوری آن را جیرقلا یعنی قلعه پایین و پیارقلا یعنی قلعه کوچک نامند. دیوار خاوری قلعه بالا با قلعه بزرگ کم تراز قسمت های دیگر صدمه دیده است.یکی از شگفتی های قلعه حسن یا الموت، سیستم پیچیده آب رسانی با تنبوشه هایی به قطر 10سانتی متر است که از چشمه کلدر آب را به دژ رسانده و درحوض های سنگی ذخیره می کرده اند. درجنوب باختری این قسمت از قلعه, درمیان شیب بسیار تندی که به پرتگاه های عمیق می رسد؛ حوضی در دل سنگ به ابعاد تقریبی5×8 متر کنده اند که هیچ گاه ازآب خالی نشده است.این قلعه؛ بسیارمورد توجه گروه های گردشگری است و هرساله مورد بازدید گروه های گردشگری ایرانی و خارجی زیادی قرار می گیرد.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم

موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : چهارشنبه چهاردهم آذر 1386
نویسنده : ملک زاده

شب چله (یلدا)

شب زايش خورشيد و آغاز سال نو ميترايی

رضا مرادی غیاث آبادی

دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند كه در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یكم دی‌ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می‌شود؛ اما می‌دانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد.

خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایین‌ترین نقطه افق جنوب شرقی می‌رسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب می‌شود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز می‌گردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. به عبارت دیگر، در شش‌ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندكی پایین‌تر از محل پیشین خود در افق طلوع می‌كند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایین‌ترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجایی‌های طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز می‌‌گردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمال‌شرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته می‌شد و آنرا گرامی و فرخنده می‌داشتند. 

در گذشته، آیین‌هایی در این هنگام برگزار می‌شده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمه‌های آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكی‌های فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.

بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام كیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار می‌آمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه می‌دهد. فرقه‌های گوناگون عیسوی، با تفاوت‌هایی، زادروز مسیح را در یكی از روزهای نزدیك به انقلاب زمستانی می‌دانند و همچنین جشن سال نو و كریسمس را همچون تقویم كهن سیستانی در همین هنگام برگزار می‌كنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم كهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینكه نام نخستین ماه سال آنان نیز «كریست» بوده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز می‌گردد و پیش از آن، آنگونه كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل كرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه می‌گیرد.

نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی كه پیرو مزدك، قهرمان بزرگ ملی ایران بوده‌اند (كه هنوز هم حامیان سرمایه‌داری لجام گسیخته اندیشه‌های عدالت‌جویانه او را سد راه منافع طبقاتی خود می‌دانند) سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شد و از آن با نام «خرم روز» یاد می‌كرده و آیین‌هایی ویژه داشته‌اند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود كه نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیكستان) است. همچنین در تقویم كهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام «ناواسارد» یاد شده است كه با واژه اوستایی «نوسرذه» به معنای «سال نو» در پیوند است.

هر چند برگزاری مراسم شب چله و میلاد خورشید در سنت دینی زرتشتیان پذیرفته نشده است؛ اما خوشبختانه اخیراً آنان نیز می‌كوشند تا این مراسم را همچون دیگر ایرانیان برگزار كنند. البته در شبه تقویم نوظهوری كه برخی زرتشتیان از آن استفاده می‌كتتد و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست، زمان شب چله با 24 آذرماه مصادف می‌شود كه نه با تقویم طبیعی انطباق دارد و نه با گاهشماری دقیق ایرانی و نه با گفتار ابوریحان بیرونی كه از شب چله با نام «عید نود روز» یاد می‌كند. از آنرو كه فاصله شب چله با نوروز، نود روز است.

امروزه می‌توان تولد خورشید را آنگونه كه پیشینیان ما به نظاره می‌نشسته‌اند، تماشا كرد: در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته می‌شده كه یكی از مهمترین آنها چارتاقی نیاسر كاشان است كه فعلاً تنها بنای سالم باقی‌مانده در این زمینه در ایران است. پژوهش‌های نگارنده كه در سال 1380 منتشر شد (نظام گاهشماری در چارتاقی‌های ایران)، نشان می‌دهد كه این بنا بگونه‌ای طراحی و ساخته شده است كه می‌توان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. چارتاقی نیاسر بنایی است كه تولد خورشید بگونه‌ای ملموس و قابل تماشا در آن دیده می‌شود. این ویژگی را چارتاقی «بازه هور» در راه نیشابور به تربت حیدریه و در نزدیكی روستای رباط سفید، نیز دارا است كه البته فعلاً دیواری نوساخته و الحاقی مانع از دیدار پرتوهای خورشید می‌شود.

هر ساله مراسم دیدار طلوع و تولد خورشید در چارتاقی نیاسر، و بررسی نظریه نگارنده، با حضور دوستداران باستان‌ستاره‌شناسی ایرانی و دیگر علاقه‌مندان، در شهر نیاسر كاشان برگزار می‌‌شود.

این نوشتار نگارنده، در صفحه علم روزنامه شرق


موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : سه شنبه بیست و نهم آبان 1386
نویسنده : ملک زاده

انسان در ایران

سرگذشت انسان در ایران از کهن‌ترین روزگاران تا پایان دوره هخامنشی

رضا مرادی غیاث آبادی

داستان تمدن ایران بر بنیاد یافته‌های باستان‌شناختی و شاهنامه فردوسی، موضوع سخنرانی‌های پیشین این نگارنده بود که در چند نوبت هجده جلسه‌‌ای برای علاقمندانی که مایل به دانستن آگاهی‌های عمومی پیرامون روند زندگی و بودوباش مردمان، و مراحل گوناگون استقراری در ایران بوده‌‌اند، بازگو شده است.

اکنون خانم انسیه سمیع‌پور، تهیه کننده رادیویی شبکه جهانی صدای آشنا، به همراه آقای آرش امجدی- مجری برنامه-  تصمیم گرفته‌اند تا بار دیگر آن گفتارها را بگونه‌ای مفصل‌تر و با ویرایشی تازه‌تر، برای شنوندگان رادیو بازگو کنم. این برنامه با نام «هزارتوی هزاره‌ها» از ساعت 16 تا 17 هر پنجشنبه پخش می‌شود و زمان پخش نخستین قسمت آن، روز هفتم تیرماه 1386 خواهد بود.

این برنامه را به این روش‌ها می‌توان شنید: ماهواره هاتبرد، فرکانس 12437، سیمبل ریت 27500 افقی؛ ماهواره تل استار 5، فرکانس 11836، سیمبل ریت 20765 عمودی؛ ماهواره تل استار 12، فرکانس 11806، سیمبل ریت 7596 عمودی؛ و نیز پخش مستقیم از وب‌سایت رادیو صدای آشنا در ساعت 16 تا 17 هر پنجشنبه.

* * *

--- انسان در ایران ---

 

بخش نخست

عصر پارینه سنگی، عصر کیومرث، 1000000 تا 15000 سال پیش

کلیات و تعریف ایران، امکان مقایسه یافته‌های باستان‌شناختی با گزارش‌های شاهنامه؛ تعریف دوران پارینه سنگی (کهن سنگی، پالئولیت) همراه با زیردوره‌های آن به نام‌های: پارینه سنگی زیرین (آشولی)، پارینه سنگی میانی (موستری)، پارینه سنگی بالایی (بردوستی)، دیرینگی یک میلیون ساله این دوران در ایران، انسان هوموارکتوس (انسان قائم، انسان ریخت)، انسان نئندرتال، انسان کرومانیون (هوموساپینس، انسان هوشمند)، فهرستی از کهن‌ترین نواحی کشف آثار هر دوره، کهن‌ترین نمونه‌های ابزارهای سنگی و بازمانده‌های اندام آدمی، چگونگی تشخیص سن و جنسیت آنان، کهن‌ترین نشانه‌های پیدایش باورها، اعتقادات و بروز احساسات، کهن‌ترین نیایشگاه شناخته‌شده، جیره غذایی در زمان‌های یخبندان و بین یخبندان، کهن‌ترین نمونه‌های آثار هنری، همزیستی و ویژگی‌های نظام‌های زندگی ابتدایی در مناسبات و روابط کاری و جنسیتی، اشاره‌های شاهنامه به زندگی در کوه، پوشش از پوست حیوانات، خوراک و پوشاک طبیعی و میوه‌خواری، حمله دیو سیاه (نمادی از سرما و یخبندان) کشته شدن سیامک و زنده ماندن کیومرث به عنوان نماد نابودی مردمان بر اثر یخبندان اما زنده ماندن نسل بشری.

 

بخش دوم

عصر میان سنگی، عصرهوشنگ، 15000 تا 10000 سال پیش

تعریف دوران میان‌سنگی (مزولیت، زارزی، فراپارینه سنگی)، ذخیره مواد غذایی و آغاز اهلی کردن حیوانات، ساخت تراشنده‌ها و قلم‌های حکاکی، ساخت داس و دندانه‌های ریزتیغه‌ای (نشانه‌ای از آغاز کشت)، رواج سنگ ابسیدین (نشانه‌ای از آغاز مبادله و تجارت ابتدایی)، پیدایش سنگ‌ساب (نشانه‌ای از آماده‌سازی غذا)، کهن‌ترین نمونه‌های خانه‌سازی، نگاره‌های صخره‌ای، زیورآلاتی از سنگ و صدف، کاربرد فراگیر گِل اُخرا، جمعیت اندک ناشی از یخبندان پیشین، وابستگی به سرزمین، نمونه‌هایی از سکونتگاه‌ها، آثار هنری، آثار اعتقادی، جیره غذایی، اشاره‌های شاهنامه به ساخت ابزار سنگی، آغاز کشت و زرع، اهلی کردن حیوانات و وابستگی به سرزمین در عصر هوشنگ.

 

بخش سوم

عصر نو سنگی، عصر تهمورث، 10000 تا 7000 سال پیش

تعریف عصر نوسنگی (انقلاب نوسنگی)، گسترش یکجانشینی، چشم‌انداز اقلیمی، گسترش کشاورزی، ساخت سفال دست‌ساز، ساخت ظرف‌های سنگی، رواج پیکرک‌های گلی، پیدایی دوک نخ‌ریسی (نشانه‌ای از رواج ریسندگی و بافندگی)، اهلی شدن حبوبات و غلات، پیدایش فرهنگ عمومی، قراردادهای اجتماعی و نظام همزیستی، پیدایی دین و باورهای فراگیر، نظام اجتماعی و اقتصادی اشتراکی، انبار و ابزارخانه اشتراکی، کاربرد فراگیر رنگ سبز و سرخ بدست آمده از خاک‌های محتوی اکسیدهای مس و آهن، بقایای قیر طبیعی، بازمانده‌های کفپوش‌های حصیری، تجارت فیروزه و لاجورد، دفن بر پهلوی چپ و رو به غروب خورشید انقلاب زمستانی،  نمونه‌هایی از آثار و سکونتگاه‌ها، اشاره‌های شاهنامه به ریسندگی، بافندگی، کفپوش‌بافی و پیدایی دین در عصر تهمورث.

 

بخش چهارم

عصر مس، عصر نخست جمشید، 7000 تا 6000 سال پیش

تعریف عصر مس (کالکولیتیک، انه‌آلیت، پیش از شهرنشینی)، کشف مس، چکش‌کاری و سپس ریخته‌گری، دگرگونی در نیروهای تولیدی جامعه، ساخت چرخ به عنوان یکی از بزرگترین اختراعات بشری، کشتی‌رانی ابتدایی، پیشرفت در پزشکی و تراش دندان پوسیده با مته‌های سنگی یک میلیمتری و جراحی جمجمه برای معالجه ئیدروسِفالی، نظام زراعت آبی و حفر راه‌آبه‌ها، معماری و خانه‌های بزرگ اشتراکی، گسترش کشاورزی و پیدایش مازاد محصول، تقسیم نیروی کار ناشی از پیشه‌های تخصصی و دگرگونی در روابط تولیدی، شکل‌گیری روستا‌های کوچک و فراوان، اقتصاد مبتنی بر گاوداری، پوشاک و زیورآلات مرغوب، گسترش نگارگری بر روی آثار سفالین، پیدایی نخستین نمونه‌های ابتدایی گاهشماری خورشیدی و قمری، رواج بزک‌ساب‌ها و عطرساب‌ها، گسترش مبادلات تجاری سنگ لاجورد، فیروزه و درّ کوهی از شمال با سنگ مس از جنوب، رشد جمعیت، زندگانی بدون حکومت مرکزی و دین رسمی، نبود آثار جنگ و ناامنی، خوشبختی و آسایش همگانی، نمونه‌هایی از آثار و سکونتگاه‌ها، اشاره‌های شاهنامه به کشف فلز، پوشاک مرغوب، خانه‌سازی، گوهرتراشی، گاهشماری، کشتی‌سواری، رواج پزشکی، گسترش بوی‌های خوش، تقسیم کار، نبود حکومت و اطاعت از فرمان وجدان در عصر جمشید فرهمند، پایان این دوره با بارندگی و سیل‌های فراوان پانصدساله، طوفان عصر جمشید، مانو، یـو و نوح.     

 

بخش پنجم

عصر مفرغ، عصر دوم جمشید، 5500 تا 4000 سال پیش

تعریف عصر مفرغ (برنز، آغاز شهرنشینی)، پایان بارندگی‌ها و گسترش دوباره جوامع انسانی در دشت، دگرگونی در نیروهای تولیدی جامعه و روابط تولیدی، گسترش مبادلات تجاری، پیدایش مازاد محصول و دارایی خصوصی، رواج چرخ سفالگری، کشف ارزیز (قلع) و ترکیب با مس، بدست آوردن فلز مفرغ با نقطه ذوب پایین و استحکام بیشتر، آغاز عصر تاریخی در جنوب غربی ایران (سلسله‌های عیلامی اَوان، سیماش و سوکل‌مخ)، نخستین نمونه‌های خط هندسی و پیش‌عیلامی، پیدایش حکومت و نظام سیاسی توسط دارندگان دارایی بیشتر بعنوان ابزار کنترل جامعه، پیدایش حکومت نتیجه نظام تولید برای مبادله بجای تولید برای مصرف، نظام تولید برای مبادله نتیجه افزایش ثروت جامعه و پیدایش مازاد محصول فراوان، سلطه دارندگان دارایی بیشتر بر ابزار و امکانات تولید، کشمکش و برخورد طبقاتی، پیدایی تمدن‌ها در مصر، میاندورود و سند، گسترش خشکسالی در اواخر این عصر و ابداع قنات و رواج سفال خاکستری، پایان همیشگی سفال‌های نگارین، شدت گرما و خشکسالی، نابودی و مهاجرت جوامع بشری از ایران به سرزمین‌های دیگر، خشکسالی به عنوان سومین عامل بزرگ تباه‌کننده تمدن‌های ساکن در ایران پس از یخبندان و بارندگی‌های پیشین، نمونه‌هایی از آثار و سکونتگاه‌ها، اشاره‌های شاهنامه به مهاجرت مردمان، فرمانروایی ضحاک به عنوان نمادی از خشکسالی، گسست فره از جمشید به عنوان نمادی از تباهی جوامع بشری، نابودی همیشگی زندگانی آرام و همزیستی مردمان. 

 

بخش ششم

عصر آهن، عصر کاوه و کیانیان، 3700 تا 2700 سال پیش

تعریف عصر آهن، کشف آهن و توانایی رسیدن به کوره‌هایی با 1500 درجه حرارت، انقلاب تمام عیار صنعتی، رواج شیشه‌گری، گسترش فلزگری و ساخت آوندهای زرین و سیمین و مفرغی زیبا و نگارین، ساخت و ساز سلاح، گسترش جنگ‌های فراگیر و بی‌پایان، حملات مداوم سرزمین‌ها به یکدیگر، تمرکز ثروت و اقتصاد در نزد حکومت‌ها به عنوان حافظ منافع دارندگان دارایی بیشتر، ایجاد جوامع بشدت طبقاتی، گورستان‌های بزرگ، گونه معماری تدافعی و نظامی، نبود حیرت‌انگیز بازمانده‌های مسکونی مردمی، پیدایی خط عیلامی نو، اوج تمدن عیلام و سپس نابودی آن به دست آشوریان، ساخت نیایشگاه‌های بزرگ حکومتی، ساخت کهن‌ترین تقویم‌های آفتابی، پیدایی کاسیان، سکاییان، کاسیتیان، مانداییان، اورارتوییان، گوتیان، لولوبیان، هیتیان، کوشش ایرانیان برای غلبه بر تهاجم ساکنان میاندورود، پیدایش مصلحان اجتماعی و چاره‌اندیشان جوامع بشری در اواخر این عصر، زرتشت در ایران، بودا در هند و موسی در مصر، گسترش و رواج داستان‌ها و حماسه‌های ملی ایران، بنیادهای اوستا و شاهنامه، قیام کاوه آهنگر نمادی از کوشش کاسیان فلزگر برای رهایی ایران، غلبه کاوه بر ضحاک و کاسیان بر حکومت‌های میاندورود، گزارش شگفت فردوسی از کوشش فرانک برای پروراندن فرزندی در نزد پیرمرد و گاو برمایه و خوش رنگ و نگار (نمادی از آیین‌های کهن و فرهنگ ایرانی)، مقاومت خاندان رستم و انزوای اتحادیه کیانی سیستان، ناپدید شدن (و نه مرگ) کیخسرو و پایان دوران پهلوانی‌ها و حماسه‌های ملی ایران، نمونه‌هایی از آثار و یادمان‌ها، آثار عیلامی، انتظار پیدایی نجات‌بخشان.

 

بخش‌های هفتم به بعد

عصر ماد و هخامنشی

بررسی دستاوردهای تمدنی، منابع مطالعاتی، نظام سیاسی، آثار معماری، خط و کتیبه‌ها، هنر و نگارگری، فلزگری و زیورآلات، دستاوردهای دانشی همچون ستاره‌شناسی، ریاضیات، مهندسی، جغرافیا، معدن‌کاوی، اوزان و مقیاس‌ها، جامعه مردمی، نهادهای عمومی، ادیان و باورها، اسطوره‌ها، آثار ایرانی در سرزمین‌های دیگر، علل چهارمین افول تمدن ایرانی در اواخر عصر هخامنشی و نگاهی گذرا به عصر اشکانیان و ساسانیان.


موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : دوشنبه نهم مهر 1386
نویسنده : ملک زاده
قلعه انوشيروان، جزيره‌اي فراموش شده در دل كوير
درون قلعه انوشيروان جندق كه سال‌هاست به فراموشي سپرده شده هنوز زندگي جريان دارد.
نمايي از قلعه انوشيروان در جندق

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گردشگري ـ جندق از توابع شهرستان خور استان اصفهان است. از آن روستاهاي كويري كه براي درك كوير، معماري كويري و مردم‌شناسي مردم كوير بسيار قابل توجه است.

به همين دلايل و به لحاظ داشتن آثار باستاني و طبيعي، مي‌تواند يكي از روستاهاي هدف گردشگري باشد.

جندق ادغام شده "جنب دق" و به معني حاشيه کوير و زمين صاف است. يكي از جاذبه‌هاي اين روستا واقع شدن در مسير ريگ جن است و عبور از ريگ جن يكي از برنامه‌هايي است كه مي‌تواند در تورهاي ماجراجويانه مورد هدف باشد.

ريگ جن ناحيه‌اي است در کوير مرکزي ايران. اين منطقه در جنوب سمنان، شرق درياچه نمک، شمال انارک و غرب جندق قرار دارد.اين منطقه به دليل وسعت زياد و نداشتن چشمه و چاه آب و گرماي شديد، ناحيه اي صعب العبور است.

دو کوير شناس اروپايي، سون هدين، کوير شناس سوئدي و آلفونس گابريل اتريشي در شرح سفرهاي خود اشاره‌اي گذرا به اين ناحيه کرده‌اند.

از آثار باقي مانده از دوران گذشته در جندق، دژ اردبيل و يا قلعه انوشيروان ساساني است که از قلعه‌هاي باقي مانده متعلق به دوره پيش از اسلام است.

اين قلعه به دليل عدم رسيدگي در گذشته و همچنين تخريب مقداري از آن در زمان رضاخان رو به نابودي است و شايد تنها قلعه باستاني است که هنوز مردم در آن ساكن هستند و به زندگي روزانه خود ادامه مي‌دهند.

اين‌كه درون اين قلعه هنوز زندگي جريان دارد شايد از جهاتي جالب توجه است ولي جاي تعجب است که تا کنون هيچ اقدامي براي نگهداري، بازسازي و نوسازي آن از طرف مسوولان سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري انجام نگرفته است، گويي اين قلعه و ساكنانش، جزيره‌اي فراموش شده در دل كويرند.

البته فراموشي و عدم توجه به بناهاي تاريخي و باستاني، داستان تازه‌اي نيست اما بد نيست به دو خبري كه در هفته‌نامه پارسه در تاريخ شنبه اول ارديبهشت 86 درج شده است، توجه كنيم و كمي بنديشيم.

1-  طه هاشمي،معاون سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري و رييس پژوهشگاه از اختصاص يك ميليون دلار براي مرمت آثار تاريخي ايران در خارج از مرزها به دستور رييس جمهور خبر داد.

2- بهرام رضايي، كارشناس و مشاور معاونت حفظ و احياي سازمان گفت :"حفظ و نگهداري از ميراث فرهنگي، نيازمند يك عزم ملي و تغيير نگرش مردم نسبت به اين گونه آثار است."

هر دوي اين خبرها حاكي از دغدغه ظاهري براي حفظ و مرمت آثار تاريخي است.

اما بايد به استحضار كارشناس و مشاور معاونت حفظ و احياي سازمان رساند كه قبل از تغيير نگاه مردم، نگاه خود سازمان بايد به اين مقولات تغيير كند.

چرا و به چه دليل قلعه باستاني جندق فراموش شده و چگونه قرار است نگاه اين مردم كه خانه و كاشانه‌‌شان همين جاست تغيير كند.

اختصاص بودجه يك ميليون دلاري براي مرمت آثار تاريخي ايران در خارج از مرزها، در حاليكه وضعيت اسف‌باري در داخل كشور داريم به چه معناست.

اين موضوع وقتي بيشتر نمايان مي‌شود كه در فاصله‌هاي كمي از يكديگر خبري مبني بر دزدي مفاخر و پيشينه فرهنگي ايران در جرايد درج مي‌شود و تاكنون هيچ اقدام موثري در اين مورد انجام نشده كه نتيجه مثبتي به همراه داشته باشد.

آيا اصولا از تعداد آثار تاريخي متعلق به ايران كه در خارج از مرزها وجود دارند، اطلاع دقيقي داريم و آيا كشوري كه اكنون آن آثار در آن‌ها قرار دارند، حقي براي ما نسبت به آن آثار قائل است.

مگر تركيه حقي براي ما نسبت به مولانا قائل است. آيا يونسكو كه سال مولوي را به نام تركيه ثبت كرده (و به نظر ما يك خيانت فرهنگي انجام داده است)، چقدر به ايران براي ثبت آثار تاريخي خارج از كشور و مرمت آن‌ها اجازه مي‌دهد.

كدام يك از مسوولان سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري تا كنون از "طاق كسري" ديدن كرده‌اند تا برآوردي از هزينه‌هاي لازم براي بازسازي و مرمت آن داشته باشند.

اين‌ها همه داستان‌هايي است كه هر روزه تكرار مي‌‌شود و بايد براي حل مشكلات مشابه در اين داستان‌ها چاره‌اي انديشيد.


موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : دوشنبه نهم مهر 1386
نویسنده : ملک زاده
قلعه انوشيروان، جزيره‌اي فراموش شده در دل كوير
درون قلعه انوشيروان جندق كه سال‌هاست به فراموشي سپرده شده هنوز زندگي جريان دارد.
نمايي از قلعه انوشيروان در جندق

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گردشگري ـ جندق از توابع شهرستان خور استان اصفهان است. از آن روستاهاي كويري كه براي درك كوير، معماري كويري و مردم‌شناسي مردم كوير بسيار قابل توجه است.

به همين دلايل و به لحاظ داشتن آثار باستاني و طبيعي، مي‌تواند يكي از روستاهاي هدف گردشگري باشد.

جندق ادغام شده "جنب دق" و به معني حاشيه کوير و زمين صاف است. يكي از جاذبه‌هاي اين روستا واقع شدن در مسير ريگ جن است و عبور از ريگ جن يكي از برنامه‌هايي است كه مي‌تواند در تورهاي ماجراجويانه مورد هدف باشد.

ريگ جن ناحيه‌اي است در کوير مرکزي ايران. اين منطقه در جنوب سمنان، شرق درياچه نمک، شمال انارک و غرب جندق قرار دارد.اين منطقه به دليل وسعت زياد و نداشتن چشمه و چاه آب و گرماي شديد، ناحيه اي صعب العبور است.

دو کوير شناس اروپايي، سون هدين، کوير شناس سوئدي و آلفونس گابريل اتريشي در شرح سفرهاي خود اشاره‌اي گذرا به اين ناحيه کرده‌اند.

از آثار باقي مانده از دوران گذشته در جندق، دژ اردبيل و يا قلعه انوشيروان ساساني است که از قلعه‌هاي باقي مانده متعلق به دوره پيش از اسلام است.

اين قلعه به دليل عدم رسيدگي در گذشته و همچنين تخريب مقداري از آن در زمان رضاخان رو به نابودي است و شايد تنها قلعه باستاني است که هنوز مردم در آن ساكن هستند و به زندگي روزانه خود ادامه مي‌دهند.

اين‌كه درون اين قلعه هنوز زندگي جريان دارد شايد از جهاتي جالب توجه است ولي جاي تعجب است که تا کنون هيچ اقدامي براي نگهداري، بازسازي و نوسازي آن از طرف مسوولان سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري انجام نگرفته است، گويي اين قلعه و ساكنانش، جزيره‌اي فراموش شده در دل كويرند.

البته فراموشي و عدم توجه به بناهاي تاريخي و باستاني، داستان تازه‌اي نيست اما بد نيست به دو خبري كه در هفته‌نامه پارسه در تاريخ شنبه اول ارديبهشت 86 درج شده است، توجه كنيم و كمي بنديشيم.

1-  طه هاشمي،معاون سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري و رييس پژوهشگاه از اختصاص يك ميليون دلار براي مرمت آثار تاريخي ايران در خارج از مرزها به دستور رييس جمهور خبر داد.

2- بهرام رضايي، كارشناس و مشاور معاونت حفظ و احياي سازمان گفت :"حفظ و نگهداري از ميراث فرهنگي، نيازمند يك عزم ملي و تغيير نگرش مردم نسبت به اين گونه آثار است."

هر دوي اين خبرها حاكي از دغدغه ظاهري براي حفظ و مرمت آثار تاريخي است.

اما بايد به استحضار كارشناس و مشاور معاونت حفظ و احياي سازمان رساند كه قبل از تغيير نگاه مردم، نگاه خود سازمان بايد به اين مقولات تغيير كند.

چرا و به چه دليل قلعه باستاني جندق فراموش شده و چگونه قرار است نگاه اين مردم كه خانه و كاشانه‌‌شان همين جاست تغيير كند.

اختصاص بودجه يك ميليون دلاري براي مرمت آثار تاريخي ايران در خارج از مرزها، در حاليكه وضعيت اسف‌باري در داخل كشور داريم به چه معناست.

اين موضوع وقتي بيشتر نمايان مي‌شود كه در فاصله‌هاي كمي از يكديگر خبري مبني بر دزدي مفاخر و پيشينه فرهنگي ايران در جرايد درج مي‌شود و تاكنون هيچ اقدام موثري در اين مورد انجام نشده كه نتيجه مثبتي به همراه داشته باشد.

آيا اصولا از تعداد آثار تاريخي متعلق به ايران كه در خارج از مرزها وجود دارند، اطلاع دقيقي داريم و آيا كشوري كه اكنون آن آثار در آن‌ها قرار دارند، حقي براي ما نسبت به آن آثار قائل است.

مگر تركيه حقي براي ما نسبت به مولانا قائل است. آيا يونسكو كه سال مولوي را به نام تركيه ثبت كرده (و به نظر ما يك خيانت فرهنگي انجام داده است)، چقدر به ايران براي ثبت آثار تاريخي خارج از كشور و مرمت آن‌ها اجازه مي‌دهد.

كدام يك از مسوولان سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري تا كنون از "طاق كسري" ديدن كرده‌اند تا برآوردي از هزينه‌هاي لازم براي بازسازي و مرمت آن داشته باشند.

اين‌ها همه داستان‌هايي است كه هر روزه تكرار مي‌‌شود و بايد براي حل مشكلات مشابه در اين داستان‌ها چاره‌اي انديشيد.


موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : پنجشنبه پنجم مهر 1386
نویسنده : ملک زاده
نقشي از يك تيرانداز فراهخامنشي در پشت سد سلمان فارسي يافت شد
در منتها اليه سد سلمان فارسي تخته سنگ بزرگي يافت شده است كه نقش يك تيرانداز فراهخامنشي روي آن كنده شده و به گفته كارشناسان در نوع خود بي‌نظير است. اكنون اين نقش در آستانه تخريب قرار دارد. . نقش سوار در لباسي شبيه به هخامنشيان ديده مي‌شود اما مربوط به دوره فراهخامنشي است.
كاوش در محدوده درياچه سد سلمان فارسي منجر به كشف تخته سنگ بزرگي با نقش يك سواركار تيرانداز دوره فراهخامنشي شد
خبرگزاري ميراث فرهنگي _گروه ميراث فرهنگي_كاوش‌ها و بررسي‌هاي باستان‌شناسي در محدوده درياچه سد سلمان فارسي منجر به كشف تخته سنگ بزرگي با نقش يك سواركار تيرانداز متعلق به دوره فراهخامنشي شد.
 
"عليرضا جعفري زند"، سرپرست هيات كاوش در پشت سد سلمان فارسي دراين‌باره به CHN گفت: «در منتها اليه درياچه سد و بيرون از شهري ساساني كه در پشت سد شناسايي شده، تخته سنگ بزرگي يافت شد كه نقش يك سواركار فراهخامنشي(بعد از دوره سلوكيان) روي آن كنده شده است.»
 
وي به ميراث خبر گفت: «اين تخته سنگ پس از آبگيري سد سلمان فارسي غرق نمي‌شود اما به شدت آسيب ديده و به مرمت نياز دارد.»
 
سرپرست كاوش‌هاي باستان‌شناسي سد سلمان فارسي با بيان ويژه‌گي‌هاي اين اثر تاريخي به ميراث خبر گفت: «بزرگي تخته سنگ حدود 3 متر و 30  و  3 متر و 70 سانتي متر است و چندين تن وزن دارد. نقش سوار در لباسي شبيه به هخامنشيان ديده مي‌شود اما مربوط به دوره فراهخامنشي است.»
 
به گفته وي اكنون تخته سنگ در وضعيت بدي قرار گرفته است و ترك‌هاي عميقي روي آن ديده مي‌شود و در صورتي كه به سرعت مرمت نشود، امكان تخريب نقش وجود دارد.
 
جعفري ياد‌آور شد كه نقش برجسته‌هاي فراهخامنشي از جمله آثاري هستند كه به ندرت يافت مي‌شوند و مشابه نقش اين سواركار در تمام استان فارس تا كنون ديده نشده است.
 
بررسي و شناسايي محوطه باستاني پشت سد سلمان فارسي منجر به كشف شهري از دوره فراهخامنشي و ساساني به وسعت 350 هكتار شده است كه در آبگيري اين سد غرق مي‌شود.
 
در حالي كه كمتر از سه روز كاوش‌هاي باستان‌شناسي در اين محوطه باستاني آغاز شده است اما باستان‌شناسان دريافتند تمام عناصر شهري از قلعه تا آتشكده، خانه هاي مسكوني و بازار در اين محوطه باستاني وجود دارد.

موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386
نویسنده : ملک زاده
زندگی نامه


موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : پنجشنبه یکم شهریور 1386
نویسنده : ملک زاده

 

 کاش  ماهـــم دل به دریـــا می زدیم

مثل خیــــــــــلی ها کمی پا می زدیم

هرکجا  رفتــــــــــــند  اهل پیشرفت

ما رکا بـی تا به آن جا می زدیــــــم

می زنیم اما  نه چندان  تنـــــد و تیز

کاش  پا یی همـچو آن ها می زدیــم

گام هامــــان سست شد در پشت رل  

کاش گامی خوب و زیبا می زدیـــم

روزگاری روی کـــــالا ها یمـــــان

عکس خیــام ،  ابن سینا می زدیـــم

می زنــــیم امروزه "میدین خارجی"

کا شکــی برچسب خود را می زدیم

 خوب می شد گرکه پا یی بر رکاب

کـــم دم از این ما و من ها می زدیم

 کاش می  شد تا بــه جای پشـــت پا

بر رکاب خود کمـی پا می زدیــــــم


موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : پنجشنبه یکم شهریور 1386
نویسنده : ملک زاده

ژاپني‌هاي خجالتي و خيلي هات

در مترو يا قطار ژاپني كه بنشينيد، حتما كسي كنارتان هست كه كتاب يا مجله كميك استريپ‌هاي س.ك.سي را با شور و حرارت نگاه مي‌كند. سن و جنس طرف فرقي نمي‌كند، درحاليكه هدفون در گوش دارند با دقت و البته لذت عكس و كارتون‌ها را نگاه مي‌كنند.

حالا كه مستند بي‌بي‌سي را درمورد س.ك.س در ژاپن ديدم مي‌فهمم اين موضوع از كجا مي‌آيد.

ژاپني‌ها آدم‌هاي خجالتي هستند. براي همين ازمسائل جنسي‌شان حرف نمي‌زنند. خانه‌هاي ژاپني‌ها بسيار كوچك است ومعمولا با فرزندانشان همه در يك اتاق زندگي مي‌كنند. ديوارهاي خانه‌ها نازك و آپارتمان‌ها به هم چسبيده‌اند. براي همين است كه "هتل‌هاي عشق" را راه‌انداخته‌اند با قيمت‌هاي مناسب براي استفاده‌ يك‌شبه.

بيشتر مردهاي ژاپني دوبار ازدواج مي‌كنند. بار دومشان معمولا "زن" يكي از همنشين‌ها يا دوست‌هاي قديمي يا همكاران است. مردها از كلاب‌هاي شبانه و فيلم‌هاي پورنو كه دراتاقكي در مراكز فروش وسائل مربوطه نمايش داده‌مي‌شود، استقبال مي‌كنند؛ اما معمولا تنها به اين مكان‌ها مي‌روند.

زن‌ها اما شرايط‌شان فرق مي‌كند.
نسل جديد دختران ژاپني مثل قبلي‌ها نيستند. براي آنها هم غريزه جنسي مهم است. آنهايي كه در كلاب يا محل‌ مشخص اين مسائل كار مي‌كنند غير از پول به خودشان هم اهميت مي‌دهند. نسل جديد فهميده‌اند بايد با اين حس خود برخلاف مادرانشان چطور كنار بيايند.

بخشي از اين نسل جديدها هم البته راه كاسبي را ياد گرفته‌اند؛ بچه‌هاي دبيرستاني توكيو فهميده‌اند با يك حركت كوچك چقدر راحت مي‌توانند مردان ميانه‌سال را همراه كنند و درحاليكه گاهي اجازه نمي‌دهند مردها تا مراحل مشخصي پيش بروند، پولي به جيب بزنند.

سازنده اين مستند، موفق نشده وارد خانه‌ها شود و وقتي از رابطه زن و مرد مي‌گويد آنها را در زندگي معمولي‌شان هم نشان دهد اما مستند كوتاه و پراز اطلاعاتش به اندازه كافي تكان‌دهنده هست.

اينكه چرا مجله و كتاب‌هاي پر از عكس‌هاي كارتوني و كميك پورنو، در ژاپن پرفروش است و نايت كلاب‌ها گاهي بيش ازرستوران‌ها در خيابان‌هاي توكيو مشتري جلب مي‌كنند، در اين مستند مشخص مي‌شود. حالا بهتر مي‌فهمم كه دليل فروش و اعتياد جوانان ژاپني به بازي‌هاي كامپيوتري س.ك.سي چيست و چرا گوشه و كنار خيابان‌ شهرهاي كوچك و بزرگ دستگاه بازي گذاشته‌اند...

اين را هم بهتر مي‌فهمم كه چرا با وجود شرم ژاپني شان، از خواندن و نگاه كردن به عكس‌هاي پورنو و البته بيشتر كاريكاتورهاي اين ريختي، در قطار و اتوبوس هيچ خجالتي نمي‌كشند


موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386
نویسنده : ملک زاده

چهره مردم 14 هزار سال قبل

 
آيا ظاهر انسان‌هاي عصر حجر تفاوتي با دوران معاصر داشته يا خير؟ اين سؤالي است كه به‌تازگي براي آن جوابي پيدا شده است.در دوراني كه نه دوربين عكاسي و نه امكانات فيلمبرداري وجود داشته، تلاش براي يافتن اطلاعاتي در اين باره مشكل به نظر مي‌رسد اما به‌تازگي برخي كارشناسان علم انسان‌شناسي راهي نوين براي ارضاي اين كنجكاوي يافته‌اند.آنها با كمك يك مجسمه‌ساز توانسته‌اند صورت اسکلت برجاي مانده از يک زن عصر حجري را که در سيسيل زندگي مي‌کرده، بازسازي کنند.
به اين ترتيب آنها به اطلاعات زيادي درباره ويژگي‌هاي شخصيتي وي دست يافتند.بنا بر گزارش خبرگزاري آنساي ايتاليا، زني که صورت او بازسازي شده به نام «تيا» معروف است. او جزو يكي از اولين گروه‌هاي انساني است كه در سيسيل زندگي مي‌كردند. تيا با داشتن 165 سانتي‌متر قد در زمان خود جزو زنان بلند قد بوده است.اين زن 14 هزار سال پيش به دنيا آمده و اسكلت وي در سال 1937 در غاري در نزديکي مسينا به همراه اسکلت‌هاي ناقص 6 نفر ديگر که احتمالاً اعضاي خانواده او بوده‌اند، پيدا شده‌ است. اما بقاياي تيا حدود 50 سال در دانشگاه پالرمو مخفي باقي مانده بود تا اين‌كه دوباره در سال 1980 كشف شد.محققان اين دانشگاه براي اين كار حدود 6 ماه تكنيك‌هاي كامپيوتري مختلفي را امتحان كردند كه براي بازسازي صورت فرعون مصريان و کنت اوگولينو هم از همين روش‌ها استفاده شده است.در اين تکنيک‌ها ظاهر صورت بر اساس شکل جمجمه محاسبه و ارزيابي شده‌ است و با اسكن‌هايي با كيفيت بالا به نتايج جالبي مانند تخمين زدن سن و نوع مرگ مي‌رسند.به اين ترتيب محققان به اين نتيجه رسيدند که نخستين زن مديترانه‌اي داراي صورتي بيضي شكل، بيني كمي تخت و فكي جلو بوده است.كارشناسان نيز براي زيبا جلوه دادن وي برايش موي سياه بلندي انتخاب کرده‌اند.والريو آگنسي يكي از محققان دانشگاه پالرمو مي‌گويد: با نگاه به او به سختي مي‌توان گفت كه او زني زيبا بوده اما مسلماً زندگي سختي داشته است. خصوصيات چهره كاملاً نشان دهنده محيط غار‌نشيني اوست.

 

البته اين پروژه نتايج جذابي دربر‌دارد كه در نهايت با به سر‌انجام رسيدن آن مي‌توان تصويري از زندگي تيا در 14000 سال پيش ترسيم كرد.اين پژوهش مشخص کرد تيا در زمان مرگ 30 سال داشته است و به عقيده محققان طول عمر در عصر حجر، بسيار کمتر از اين بوده و تيا به نسبت انسان‌هاي هم‌دوره خود، بيشتر زندگي کرده است؛ اين موضوع نشان مي‌دهد او از سلامت كافي برخوردار بوده است چرا که اغلب مردم آن زمان به دليل مشكلات فراوان از جمله نبود بهداشت كافي، عمر كوتاهي داشتند.بر اساس مطالعات محققان، تيا بيشتر اوقات خود را صرف شکار و جمع‌آوري ميوه و گياه مي‌کرده است كه با توجه به نوع زندگي در آن دوران طبيعي است.آگنسي همچنين در ادامه مي‌گويد: ما نمي‌دانيم آنها چگونه مرده‌اند ضمن آن‌كه هيچ‌گونه علامتي مبني بر اعمال خشونت در اطراف آنها نيافته‌ايم.كارشناسان معتقدند تيا فردي مهم در ميان مردمي كه با آنها زندگي مي‌كرد بوده و در موقعيت مناسبي قرار داشته.گروه تحقيق نيز او را با گردن‌بندي كه از دندان گوزن ساخته شده بود يافته‌اند. جمجمه اصلي و صورت ساختگي تيا هم‌‌اکنون در موزه گملارو شهر پالرمو؛ جايي كه اسكلت زن ماقبل تاريخ به همراه جمجمه‌هاي مذكر نگهداري مي‌شود، به نمايش گذاشته شده است.


موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : پنجشنبه هجدهم مرداد 1386
نویسنده : ملک زاده

موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : پنجشنبه هجدهم مرداد 1386
نویسنده : ملک زاده

موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : پنجشنبه هجدهم مرداد 1386
نویسنده : ملک زاده

موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : پنجشنبه هجدهم مرداد 1386
نویسنده : ملک زاده

موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی
تاریخ : پنجشنبه هجدهم مرداد 1386
نویسنده : ملک زاده

موضوعات مرتبط: علم مردم شناسی


آخرین مطالب